رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷
  • الخميس ۳ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Thursday 19 April
تهران تا قسمتی ابری
١٣(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۵.٩۵(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٩۵(in)
  • دوشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۵ - ۱۲:۱۱
  • کد خبر : 21949
  • مشاهده : 208 بازدید
  • پیشخوان » گفتگو
  • چاپ خبر : هرکس به غیر از قالیباف وارد انتخابات شود، خودزنی کرده/ تحقیر و کوچک کردن روحانی، فتنه طراحی شده از خارج است

نتیجه این است که کل جمع کنار گذاشته می‌شود با این استدلال که هم اینها دروغ میگویند هم آنها. این را می‌خواهم مطرح کنم که پیرو بحثهای موجود درباره املاک و حقوقهای نجومی که هر روز شاهد یک افشا و نابسامانی هستیم که متأسفانه مسئولین سه قوه به آن توجه‌ای ندارند. به نظرم از خارج کشور برای فتنه‌ای جدید پازلی طراحی کرده‌اند که این‌ها بخش‌هایی از آن پازل است. تحقیر کردن و کوچک کردن آقای روحانی یکی از تکه‌های این پازل است.

به گزارش حامی خبر؛ تحلیل‌های متفاوت اصولگرایان درباره جناح هاشان این روزها زیاد شده است. عده‌ای از اصولگرایان بر این باورند که با کاهش مشارکت مردم، می‌توانند رقابت‌های انتخاباتی را به دور دوم بکشانند. گروهی دیگر از انها معتقدند، اصولگرایان، کاندیدای مقتدری ندارند و در این میان نیز هر روز جبهه جدیدی از دل اصولگرایان با ایده جدیدی ظهور می‌کند. در این وانفسای فعالیت‌های جبهه اصولگرا هم، هر روز نام یک کاندیدا مطرح می‌شود. تا دیروز مصطفی میرسلیم، شنیده می‌شد و امروز هم نام محمد مهدی زاهدی شنیده می‌شود. حسن بیادی، عضو سابق شورای شهر تهران و دبیرکل جمعیت آبادگران جوان از دور نظاره گر فعالیت‌های آنهاست و می‌گوید:« با این روندی که پیش می‌رود اصولگرایان به وحدت نخواهند رسید و با یک کاندیدا در عرصه رقابت‌ها حضور پیدا نمی‌کنند.» او به تحلیل عملکردهای اصولگرایان و برخی جبهه‌های به وجود آمده درون اصولگرایان از جمله جبهه « یاران انقلاب اسلامی» می‌پردازد که مشروح این گفت و گو در ادامه می‌آید:

 فکر می‌کنید بین اصولگرایان، کدام طیف از آقای روحانی حمایت خواهند کرد؟

الان نمی‌شود قضاوت کرد که کدام بخش از ایشان حمایت خواهند کرد. اما احتمال این وجود دارد که بخشی ازمعتدلین مانند روحانیون  و همچنین از بین اطرافیان آقای احمدی نژاد، عده‌ای به آقای روحانی رأی دهند و از او حمایت کنند. در واقع اختلاف نظرهایی که بین اطرافیان آقای احمدی نژاد و طیف اصولگرایان وجود دارد، این گمان را به وجود می‌آورد. اما هنوز برای نتیجه گیری در این رابطه زود است.

اصولگرایان معتدل که به آنها اشاره می‌کنید چه کسانی هستند؟ از چه طیفی از اصولگرایان هستند؟

من نمایندگی از جانب اصولگرایان ندارم و نظرات شخصی‌ام را بیان می‌کنم. لذا شخص و گروه خاصی مد نظرم نیست. بلکه منظورم بیشتر این است که اکثر مردم به صورت فردی در صحنه انتخابات عمل می‌کنند و فاکتور بسیار مهم «اعتماد» که بیشتر در تصمیمات آنان تأثیرگذاراست . لازم است که باین نکته اشاره کنم که جبهه‌هایی که درون اصولگرایان در این چند ساله بوجود آمده، حامیانی دارند که اغلب بخاطر دوگانگی درونی آنان که بدلائل گوناگون بوجود آمده، اغلب بصورت صوری و ظاهری حمایت می‌کنند و در باطن کار دیگر انجام می‌دهند. لذا می‌توان پیش بینی کرد که اثرگذاری این احزاب ، گروه‌ها و باندهای سیاسی در خوشبینانه ترین زمان ٢٠ و بصورت نرمال ۱۵  و درکمترین حالت ۱۰ درصد است. بنابراین با توجه به این که حزبهای فراگیر و اثرگذار وجود و حضور قانونی ندارند لذا می‌توان چنین نتیجه گرفت که نوعاً مردم با روش و فرهنگ و برداشت خودشان تصمیم گرفته و رأی می‌دهند.

گفتید که برخی حامیان آقای احمدی‌نژاد هم ممکن است به آقای روحانی رأی دهند. به نظر می‌رسد که اتفاقاً آنها با روحانی اختلاف نظر جدی دارند. حداقل صحبت‌های اخیر آقای احمدی‌نژاد اینطور بر می‌آید که اختلاف نظرهای زیادی وجود دارد.

همانطور که گفتم گروه‌ها نمی‌توانند صد در صد نمایندگی مردم را داشته باشند. برای مثال اینکه حزب، یا جبهه و یا ائتلافی سیاسی شخصی را معرفی و از وی حمایت کند، این برای مردم نمی‌تواند حائز اهمیت باشد. همین طورکه گفتم ضریب اعتماد به اعمال و گفتار مسئولین از پارامترهای بسیار مهم برای مردم است و بعضی هم شاید گرفتار جوسازی‌ها شوند و گروهی هم با لجبازی رأی می‌دهند متاسفانه اکثر جناح‌ها به دنبال ۲ قطبی کردن جامعه و انتخابات هستند که مخالف منویات و مشی رهبری است لذا با برنامه و همچنین با تصمیماتی نابخردانه از قبیل افشاگری‌ها و اختلاف بین مجریان امور و بسترسازی برای ایجاد فتنه‌ای با روشهای جدید و مخصوصاً از طریق فضاهای مجازی و افزایش بی اعتمادی در میان مردم نسبت به مسئولین و مشخصاً دولت و نظام اسلامی ، مشارکت حداکثری مردم را به حضور حداقلی تبدیل کنند.

چرا باید چنین کاری کنند؟

فقط برای اینکه بتوانند با کاهش مشارکت مردم در دور اول رأی بیاورند. در حالی که این رفتارهای باندی و جناحی مخالف مشی و بیانات مقام معظم رهبری است. چراکه نظر ایشان بر این است که در انتخابات‌ها حتماً باید مشارکت حداکثری از سوی مردم صورت گیرد.

یعنی برخلاف منویات رهبری عمل می‌کنند؟

متأسفانه باید بگویم که تئوری هدف وسیله را توجیه می‌کند،به شکلی جدید از طرف اکثر گروهای سیاسی برای فقط برنده شدن در رقابتها اعمال می‌شود.

درجایی گفته بودید که هر کس، مقابل آقای روحانی بیاید، خودزنی کرده است. آیا هنوز هم بر همین باور هستید؟

این مطالب گفته‌های من نیست و آنچه را که بصورت تحلیل در مصاحبه‌هایم گفته‌ام این است که اصولگرایان باید بتوانند به یک گزینه برسند و یک نفر را مقابل آقای روحانی قرار دهند. علی رغم این که با آقای قالیباف در بعضی ازموارد بسیار کم، موضع و اختلاف نظر دارم، اما بر این باورم که ایشان صلاحیت و توانایی‌اش بیش از دیگران برای رقابت با جناب آقای روحانی در انتخابات ریاست جمهوری آتی است.

پس در واقع میان گزینه‌هایی که به عنوان کاندیدای اصولگرایان معرفی می‌شوند مثل آقای میرسلیم و آقای جلیلی و غیره، آقای قالیباف را بیش از همه رقیب جدی برای آقای روحانی می دانید؟

بله. نظر شخصی من این است که غیر از ایشان هر کسی که وارد این رقابت شود، به نوعی خودزنی کرده است.

آیا بحث املاکی که مرتبط با شهرداری اخیراً مطرح شده، موجب ریزش آرای آقای قالیباف خواهد شد؟

این طور نیست. ما فکر می‌کنیم که این موضوع فقط دامن آقای قالیباف را می‌گیرد. در حالی که دامنگیر آقای روحانی هم هست. نتیجه این است که کل جمع کنار گذاشته می‌شود با این استدلال که هم اینها دروغ میگویند هم آنها. این را می‌خواهم مطرح کنم که پیرو بحثهای موجود درباره املاک و حقوقهای نجومی که هر روز شاهد یک افشا و نابسامانی هستیم که متأسفانه مسئولین سه قوه به آن توجه‌ای ندارند. به نظرم از خارج کشور برای فتنه‌ای جدید پازلی طراحی کرده‌اند که این‌ها بخش‌هایی از آن پازل است. تحقیر کردن و کوچک کردن آقای روحانی یکی از تکه‌های این پازل است.

آیا اصولگرایان در دام این پروژه افتاده‌اند؟ چون بخش‌هایی از آنها به شدت نسبت به  روحانی نقدهایی مطرح می‌کنند که بیشتر تخریب کننده است.

ببینید گروههای رقیب آقای روحانی به جای آن که نفرات خودشان را به صورت اثباتی به مردم معرفی کنند با تضعیف دولت مستقر می‌خواهند. این هم با نظرات رهبر انقلاب منافات دارد. ایشان هیچ گاه اجازه ندادند که هیچ دولتی تضعیف شود .

حزب مؤتلفه به تازگی آقای میرسلیم را به عنوان کاندیدای خودش معرفی کرده است. شما فکر می‌کنید اگر اصولگرایان بتوانند روی ایشان ائتلاف کنند و ایشان رقیب جدی برای آقای روحانی محسوب می‌شوند یا خیر؟

علی رغم اینکه آقای میرسلیم فردی متدین، مجرب و انسان لایقی است اما برای چنین کاری، مقبولیت لازم در میان مردم را ندارد و به اعتقاد من نمی‌توانند نظر احزاب و رأی مردم را جذب کنند.

عده‌ای بر این باورند که شکست آقای روحانی به عنوان رییس جمهور مستقر، ناممکن است و معرفی کاندیدا از جانب اصولگرایان منجر به شکست در این رقابت شده و پرونده انتخاباتی اصولگرایان برای همیشه بسته خواهد شد. نظر شما چیست؟

این باورها بسیار ضعیف و تحلیل این نظرات غیر ضروری و یکی از پارامترهای خطرناکی است که جامعه را به سمت دو قطبی شدن هدایت می‌کند. مطلب مهم دیگر این است که دولت مستقر حتماً نباید ۲ دوره باشد. ۲ دوره‌ای بودن لزوماً  یک قاعده نیست که تمام روسای جمهور در دوم هم رأی بیاورند. اما اینکه به دنبال این باشیم که فردی که یک دوره لیاقت منصب رئیس جمهوری را با برنامه‌های اثرگذار و به نفع قاطبه مردم و کشور داشته، دور دوم هم انتخاب شود، کار خوبی است. باید توجه داشت که براساس اصول قانون اساسی هر کسی با هر سطح سوادی می‌تواند کاندیدا شود ولی طبق قانون فصل الخطاب شورای نگهبان است که چه کسانی را بعنوان کاندیدا تعیین و تأیید صلاحیت نماید. علاوه بر این، کفگیر اصولگرایان به ته دیگ نخورده است تا تا سؤال مد نظر شما محقق شود لذا با یک ائتلافی جدید و بادر نظر گرفتن دور دوم در حال رسیدن به توافق هستند تا کسی را مطرح کنند که بتواند، مقابل اقای روحانی، رقابت چشمگیر داشته باشد و آرای مردم را جذب کنند. بالاخره هر کسی که بیاید بخشی مهم از مشارکت عمومی مردم انجام می‌شود. بنابراین نمی‌توان گفت که مشارکت عمومی وحداکثری مردم تنها دست اصلاح طلبان است.

جدیداً گروهی با حضورخود با عنوان یاران انقلاب اسلامی اعلام موجودیت کرده‌اند که به نظر می‌رسد شباهتهایی با آبادگران دارد. موافقید که به آبادگران شبیه هستند؟

به نظر من این که بتوان دوباره آن ائتلاف اثرگذار و مردمی آبادگران  را تشکیل داد یک خیال خام بیش نیست. این روشی که دوستان در پیش گرفته‌اند مثل دوره دوم آقای خاتمی است. در واقع آنها همان مدل را پیاده می‌کنند و عدم پیروزی  محترمانه‌شان قابل پیش بینی است. به هر حال من شک ندارم که اینها با یک نفر نخواهند آمد و چند نفر را معرفی خواهند نمود.

بنابراین فکر می‌کنید که اصولگرایان دچار معضل چند کاندیدایی خواهند شد؟

بله با این اختلافاتی که وجود دارد ٩٠ درصد با چند کاندیدا خواهند آمد.

آیا مطلب دیگری وجود دارد که بخواهید به صحبت‌هایتان اضافه کنید؟

این مطلب را می‌خواهم مطرح کنم که پیرو بحثهای موجود درباره املاک واگذاری شده و حقوقهای نجومی و مقالات مجعول مسئولین ، اجرای کنسرت در شهرهای مذهبی و بهم زدن سخنرانیها و اینکه که هر روز شاهد یک افشاگری و نابسامانی دیگر هستیم و متأسفانه مسئولین سه قوه به آن توجهی ندارند این است کسانی خارج از کشور برای فتنه‌ای جدید پازلی را طراحی کرده‌اند که این افشاگری‌ها بخش‌هایی از آن پازل هستند. تحقیر کردن و کوچک کردن مسئولین مختلف در قوای سه گانه و مشخصاً آقای روحانی یکی از بخش‌های این پازل است. گروه‌های رقیب آقای روحانی به جای آن که کاندیدای خودشان را به صورت اثباتی به مردم معرفی کنند با تضعیف دولت مستقر می‌خواهند به پیروزی برسند غافل از اینکه با این حرکت آراء رقیب را افزایش می‌دهند و دیگر این که تضعیف دولت و مسئولین با نظرات مقام معظم رهبری منافات دارد. ایشان هیچ گاه اجازه ندادند که هیچ دولتی تضعیف شود.

منبع: امید ایرانیان

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مصطفی داننده؛

دلار با ما چه کرد؛ ما با دلار چه کردیم؟

دیروز در حالی که دلار در حال صعود به بالاترین قله‌های خود بود، عکسی از نشریه جبهه به مدیریت مسعود ده‌نمکی منتشر شد که در تیتر اصلی آن به رسیدن دلار آمریکا به هزار تومان واکنش نشان داده شده بود. در سال 78 خورشیدی، دلار به هزارتومان رسیده بود. در آن روزها مردم دقیقا همین استرس و نگرانی که این روزها ما با آن مواجه شدیم، دست و پنجه نرم می‌کردند. این دست و پنجه نرم کردن با دلار برای ما عادی شده است. در اواخر دهه 80 دلار ناگهان دو برابر شد. همه چیز گران و تقریبا زندگی مردم در ایران دگرگون شد. حالا هم در سال 96 دلار ناگهان بدون هماهنگی سر به آسمان سایید. تقریبا هر دولتی در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمد، مردم با افزایش قیمت دلار روبرو بودند. افزایش دلاری که به صورت مستقیم در زندگی مردم تاثیر گذاشت. مردم روز به روز ضعیف تر شدند و ارزش پول ایران به پایین ترین حد خود رسید. مردم ضعیف شدند اما به زندگی ادامه دادند. آنها یادگرفتند که دلار بالا می‌رود و زندگی ادامه دارد. آنها هم مانند مردم ژاپن که به زلزله عادت کرده‌اند، به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. مردم عادت کرده‌اند اما نمی‌دانم چرا مسؤولان کشور هم به این بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. گویی آنها هم به این باور رسیده‌اند که در برهه‌ای از زمان و با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی قیمت دلار بالا می‌رود. سوالی جدی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا دولت، مجلس و نهادهای موازی این دو، فکری به حال دلار و افزایش آن نکرده‌اند؟ یکی از راهکارها که در دنیا تجربه شده است کاهش هزینه‌های دولت است. وقتی باید دولت بودجه‌ دستگاه‌های کم بازده اقتصادی را تامین کند و بعضا از دریافت مالیات از آنها نیز منع شده است، برای تامین ریال مورد نظر آنها یا باید اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند یا از دلار تامین کند. به عبارت دیگر بودجه بخشی از این سازمان‌هایی که مدیران آن را در برنامه‌های مختلف تلویزیونی یا مراسم رسمی مشاهده می‌کنیم که در حال شعار دادن، افتخار کردن و ادعاهای مختلف هستند از محل همین افزایش تورم تامین می‌شود. انتظار این بود که در تمام این سال‌ها مسؤولان مملکت برای دلار و ریال فکری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند اینگونه با بالا و یا پایین رفتن یک ارز خارجی، زندگی ایرانی‌ها اینچنین دچار تغییرات ریز و درشت شود. قطعا یکی از وظایف حاکمان در هر سرزمینی، سامان دادن به زندگی مردم است و متاسفانه مسؤولان ایرانی نتوانستند در این زمینه موفق باشند. بالارفتن دلار در سال‌های مختلف و تاثیر آن بر زندگی مردم دقیقا نشان از این معنا دارد. مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند ...

تازه ترین اخبار