رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶
  • الجمعة ۲۶ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 15 December
تهران لطیف
١٠(°C)
وزش باد ٩(mph)
فشار ٢۶.٠۵(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.٠۵(in)
  • شنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۷
  • کد خبر : 30368
  • مشاهده : 125 بازدید
  • خبر مهم3
  • چاپ خبر : روحانی؛ عمق استراتژیک اصولگرایی
محمد مهدی میرزایی پور؛

روحانی؛ عمق استراتژیک اصولگرایی

به طور عادی ما می‌پنداریم حسن روحانی رقیب اصولگرایان است. اما از دیدگاهی عمیق‌تر او “عمق استراتژیک” آنان است. روحانی با تقابل با احمدی‌نژاد حملات احمدی‌نژاد را به خود معطوف می‌کند و اصولگرایان را در امان نگاه می‌دارد. علاوه بر این سقف مطالبات احمدی‌نژاد را تصرف ریاست جمهوری جلوه می‌دهد و از روشن شدن هدف‌گیری […]

به طور عادی ما می‌پنداریم حسن روحانی رقیب اصولگرایان است. اما از دیدگاهی عمیق‌تر او “عمق استراتژیک” آنان است. روحانی با تقابل با احمدی‌نژاد حملات احمدی‌نژاد را به خود معطوف می‌کند و اصولگرایان را در امان نگاه می‌دارد. علاوه بر این سقف مطالبات احمدی‌نژاد را تصرف ریاست جمهوری جلوه می‌دهد و از روشن شدن هدف‌گیری عمیق‌تر و جدی‌تر او در اصلاح سایر قوا و نهادهای عمومی دیگر جلوگیری می‌کند. به‌علاوه روحانی با ژست مخالفتی که دارد حس آزادی و شور کاذب سیاسی را در نبود احمدی‌نژاد در تقابل سطحی با اصولگرایی بازتولید می‌کند و اگر انتخاب هم بشود ضمن حفظ منافع اصولگرایان نیروهای سرکش اجتماعی را نیز در خود مهار کرده است.

نیک پیداست که وجود دولتی اشرافی و بی‌عرضه که حقوق نجومی و وام کهکشانی بدهد و برجام بنویسد، و توجه‌ها را از مفاسد داخلی به روابط خارجی معطوف دارد، و در عین حال اهل معامله باشد، تا چه اندازه در کمک به لاپوشانی پرونده‌هایی مثل املاک نجومی و استخدام کهکشانی و حسابرسی و مردمی شدن و شفافیت نهادهای عمومی مفید است. در حقیقت ریاست‌جمهوری برای احمدی‌نژاد پایان بازی نیست بلکه تازه آغاز بازی اصلی است.

در نتیجه روحانی عمق استراتژیک بسیار خوبی برای اصولگرایان فراهم می‌کند به نحوی که آنان نیز برای بقای روحانی می‌جنگند (یا مخالفت جدی با او نمی‌کنند) تا فردا در مرزهای خود و درباره عملکرد خویش مجبور به مبارزه با احمدی‌نژاد نباشند.

در نتیجه از سرخوش بودن جمنا تعجب نکنید. آن‌ها با اینکه می‌دانند رای نمی‌آورند ولی مجموعا از اوضاع راضی و خوشحال هستند و صرفا برای گرم کردن تنور انتخابات وارد شده‌اند و در این اوضاع اساسا نیازی به تقلای بیش از حد احساس نمی‌کنند. چون نگرانی اصلی روز اعلام صلاحیت‌ها برطرف خواهد شد…

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

احسان محمدی؛

ژست پرطرفدار این روزها؛ روحانی رای من رو پس بده!

این روزها موجی شکل گرفته که برخی از چهره ها با انتشار عکس هایی نادم و سرخورده می گویند که از رای به «روحانی» در انتخابات ریاست جمهوری پشیمان هستند. به دلایل متعدد از این اتفاق خوشحال هستم. 1-  در جریان کارزار انتخابات از حسن روحانی دفاع کردم. تنها دستاورد شخصی ام یک شیرکاکائو و کیک یزدی بود. به همراه تعدادی از فعالان رسانه ای به یک همایش دعوت شدم و بعد از چند دقیقه که احساس کردم به آن فضا تعلق ندارم و به روحانی در طمع و آرزوی پُست و صندلی و موقعیت فردی رای نداده ام، بدون اینکه موز بردارم! بیرون آمدم. این را خط اول نوشتم چون می دانم کسانی خیز برداشته اند که بگویند آره آقا! به شما رسیدن که این حرفا رو می زنید! شما نگید کی بگه! 2- هیچوقت اعتقاد نداشتم که روحانی سوپرمن است و اگر رئیس جمهور شود مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت و کلا" کشور گلستان می شود! در همان روزهای پرشور و رقابت تنگاتنگ بارها نوشتم: «چشم معجزه از او ندارم و احساس نمی کنم که با یک رای به او از این پس دست هایم را توی جیبم فرو می برم و طلبکار می ایستم تا او همه مشکلات کشور را حل کند». هیچکس به تنهایی قادر به حل مشکلات این کشور نیست. چون برای ایجاد مشکلات گروه ها، چهره ها و افراد مختلفی زحمت می کشند! 3- سیاست علم بازی با کارت های «موجود» است نه «مطلوب». ما در ظرف «زمان» تصمیم گرفتیم به حسن روحانی رای بدهیم و به باورمان از میان گزینه های موجود در آن رقابت سیاستمدار عملگراتری بود. دستکم برای تصمیم خودمان احترام قائل شویم و اینقدر زود عرق مان سرد نشود و توبه نامه منتشر نکنیم! 4 - وفاداری همیشه از غر زدن و ناامیدشدن کار دشوارتری است. کار دشوار را انجام بدهیم و فراموش نکنیم به عنوان یک شهروند فقط "رای دادن" کافی نیست. خود ما از روز پیروزی روحانی تا چه اندازه شهروند بهتری بوده ایم؟ قانون را رعایت کرده ایم؟ مالیات مان را درست پرداخت کرده ایم؟ بهتر رانندگی کرده ایم؟ ... چرا وقتی خودمان بهتر نمی شویم انتظار داریم بقیه درست رفتار کنند و به همه قول هایشان وفادار بمانند؟ 5-  من هم به عملکرد روحانی نقدهای جدی دارم. بارها هم نوشته ام که ادامه این روند نه فقط خسارت به او و دولتش که به تلاطم انداختن حاکمیت است. او با علم به دشواری ها پا به این عرصه گذاشت و دستکم انتظار می رود وقتی نمی تواند کاری انجام بدهد دلایل «نمی توانند» یا نام آنها که «نمی گذارند» را روشن و صریح به مردمی که به او اعتماد کردند بگوید. 6 - ما مردمی به شدت مستعد «ناامید» شدن هستیم. به جای تلاش برای یافتن نشانه های «امید» تشنه بازنشر خبرهای بد هستیم. انگار از بد کردن حال هم انرژی می گیریم. انگار وقتی زهری توی وجودمان است باید مثل ویروس سرماخوردگی به کس دیگری منتقلش کنیم شاید حالمان بهتر ...

تازه ترین اخبار