رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶
  • الجمعة ۲۶ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 15 December
تهران لطیف
١٠(°C)
وزش باد ٩(mph)
فشار ٢۶.٠۵(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۶.٠۵(in)
  • دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۰۶:۰۳
  • کد خبر : 31922
  • مشاهده : 102 بازدید
  • خبر مهم3 » سرمقاله
  • چاپ خبر : مبانی دینی مردمگرایی
صالح طهماسبی؛

مبانی دینی مردمگرایی

اگرچه نمی توان اراده اکثریت مردم را ذاتا مقدس و امری دینی تلقی کرد اما مقابله با هر نحله ای که بخواهد گروهی را ذاتا برتر از توده های مردم قلمداد کند؛ یقینا امری دینی و مقدس محسوب می شود. آنجا که خواست عمومی بر تصمیمات هر اقلیتی هرچند در زمینه ای نخبه؛ مقدم داشته […]

اگرچه نمی توان اراده اکثریت مردم را ذاتا مقدس و امری دینی تلقی کرد اما مقابله با هر نحله ای که بخواهد گروهی را ذاتا برتر از توده های مردم قلمداد کند؛ یقینا امری دینی و مقدس محسوب می شود. آنجا که خواست عمومی بر تصمیمات هر اقلیتی هرچند در زمینه ای نخبه؛ مقدم داشته شود، یکی از مهم ترین پیش نیازهای طرح مذهبِ اصیل محقق گشته است چون هرگونه طبقاتی کردن جامعه؛ حتی اگر مبتنی بر معیارهای علمی باشد دایره اختیار انسانها را محدود می کند. در این صورت ارزش گذاری دینی با مشکل روبه رو خواهد شد چراکه از منظر دین، ارزش انسان با انتخاب هایش مشخص می شود.

اگر این توجه را نداشته باشیم یقینا اکثر انبیا و ائمه را باید شکست خورده بدانیم چون در طول تاریخ، عملکرد اقلیت حاکم بر توده ها، در اکثر زمینه ها از جمله در امور سیاسی، مانع از نهادینه شدن آموزه های دینی شده است. در حالی که خداوند به اندوه پیامبر خاتم(ص) اینگونه واکنش نشان می دهد که او مسئول اَعمال و انتخاب های مردم نیست و اگر اراده می کرد خود با یک اعجاز، راه کفر را مسدود می کرد که «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَهً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ» (اگر بخواهیم، معجزه ای از آسمان بر آنان فرود می آوریم، تا در برابر آن، گردن‌هایشان خاضع گردد). ماموریت اولیای دین تنها این بوده و هست تا در کنار راه ضد فطری و منحطی که شیطان عرضه می کند، راه رشد و سعادت را بروی بشریت باز کند تا هرکه خواست راه خدایی شدن را اتخاذ کند که فرموده است «فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا» (پس هر کس بخواهد به سوی پروردگار خود راهی برگزیند). یا می فرماید «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً» (ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا کفران کند) یا «لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَهٍ وَیَحْیَى مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَهٍ» (تا هر که هلاک شدنی است بعد از اتمام حجت هلاک شود و هر که لایق حیات ابدی است با اتمام حجت به حیات ابدی رسد).

دقت در فطرت یا ساخت ویژه انسان نیز نشان می دهد جبر اختیار، تنها جبری است که راه گریزی از آن وجود ندارد. از آنجا که جبرهای وراثت، محیط، تاریخ، غرایز و سایر جبرها با هم ترکیب می شوند، به عنصر اختیار و آزادی انسان منتهی خواهند شد. پس اختیار، تنها جبری محسوب می شود که در وجود انسان از اصالت برخوردار است. بنابراین پاسداشت اختیار و حراست از حق انتخاب انسانها از اولویت دارترین وظایف یک حکومت دینی است. حتی اولیای دین اگرچه همواره در دسترس بوده اند اما هرگز خود را تحمیل نکرده اند و علی رغم نصب الهی، پذیرش حکومت را متوقف بر درخواست عموم مردم می دانستند.

نکته دیگر به روش تبیین و آموزش باز می گردد. قرآن می گوید انبیا کارشان را با بینات آغاز می کنند نه با استفاده از مفاهیم سنگین فلسفی و عرفانی و… « لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ» (ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند). از نظر لغوی بینات دلایلی است که هم خود روشن و براحتی قابل فهم هستند و هم روشن کننده موضوع. دلایلی که نه بر روش های پیچیده علمی بلکه بر بدیهیات و ادراکات بلاواسطه تکیه دارد. ابراهیم (ع) با خورشیدپرست ها و ماه پرست ها همراهی می کرد و پس از دیدن غروب و افول ستارگان و خورشید و ماه، به آنها می آموخت که آفل ها نمی توانند پاسخگوی نیاز عظیم آنها باشند(قال لا أُحِبُّ الْآفِلینَ). یا برای نشان دادن عجز بت ها تبر را بر دوش خود بت ها می آویخت.

نکته دیگر توجه به ویژگی های افرادی است که انبیا دعوت شان را به آنها عرضه می کنند و برای اقدامات خود از آنها کمک می گیریند. اولیای دین شروع کارشان را منوط به جذب متنفذین و اشراف سیاسی یا اقتصادی و حتی نخبگان علمی نکرده اند و از مرحله ابتدای دعوت و فعالیت های تبلیغی گرفته تا حکومت داری، سراغ عادی ترین افراد جامعه و حتی مگس پران ها و گعده گیرها رفته اند و از متن عوام و توده های جامعه، بلال ها و سایر یاران خود را تربیت نموده اند و بار سنگین تشکیل و اداره جامعه دینی را بر دوش آنها گذاشته اند. همانگونه که قرآن نیز بارها بر هدایت عوام و توده های مردم تاکید می کند و «هدی للناس» را در مراحلی پیش از «هدی للمومنین» و «هدی للمتقین» مطرح می کند.

اینکه عده ای هرچند در زمینه ای نخبه، حق تعیین سرنوشت جامعه را در دست بگیرند هیچ تناسبی با دین ندارد اگرچه تصمیمات شان درست باشد. نخبگان اگر می خواهند سعادت جامعه را تامین کنند باید به میان توده های مردم بروند و آگاهی های آنها را ارتقا دهند و انتخاب را به مردم واگذارند. در صورت تصمیم اشتباه نیز باید با استفاده از تجربه عمومی، بینش مردم را اصلاح کنند. چون دین همه مردم را مسئول همه امور جامعه می داند؛ «کلکم راع و کلکم مسئول…». به همین دلیل قران بعد از طی مراحل ابلاغ بینات (روشنگری) و کتاب (دستورالعمل ها و بایدها و نبایدها) و میزان (اولیت بندی در انجام خوبی ها) می گوید «لیقوم الناس بالقسط». بعد از مراحل مذکور این توده های مردم (ناس) هستند که باید قیام به قسط کنند و نکته مهمی که در آیه نهفته است اینکه از فعل معلومِ «لیقام» استفاده نمی کند بلکه از فعل مجهولِ «لیقوم» بهره می گیرد تا تاکید کند حتی این قیام توده ها کاملا برخواسته از انگیزه و اراده مردم و تشخیص و فهم آنها خواهد بود نه با پیروی چشم بسته از قشری خاص.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

احسان محمدی؛

ژست پرطرفدار این روزها؛ روحانی رای من رو پس بده!

این روزها موجی شکل گرفته که برخی از چهره ها با انتشار عکس هایی نادم و سرخورده می گویند که از رای به «روحانی» در انتخابات ریاست جمهوری پشیمان هستند. به دلایل متعدد از این اتفاق خوشحال هستم. 1-  در جریان کارزار انتخابات از حسن روحانی دفاع کردم. تنها دستاورد شخصی ام یک شیرکاکائو و کیک یزدی بود. به همراه تعدادی از فعالان رسانه ای به یک همایش دعوت شدم و بعد از چند دقیقه که احساس کردم به آن فضا تعلق ندارم و به روحانی در طمع و آرزوی پُست و صندلی و موقعیت فردی رای نداده ام، بدون اینکه موز بردارم! بیرون آمدم. این را خط اول نوشتم چون می دانم کسانی خیز برداشته اند که بگویند آره آقا! به شما رسیدن که این حرفا رو می زنید! شما نگید کی بگه! 2- هیچوقت اعتقاد نداشتم که روحانی سوپرمن است و اگر رئیس جمهور شود مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت و کلا" کشور گلستان می شود! در همان روزهای پرشور و رقابت تنگاتنگ بارها نوشتم: «چشم معجزه از او ندارم و احساس نمی کنم که با یک رای به او از این پس دست هایم را توی جیبم فرو می برم و طلبکار می ایستم تا او همه مشکلات کشور را حل کند». هیچکس به تنهایی قادر به حل مشکلات این کشور نیست. چون برای ایجاد مشکلات گروه ها، چهره ها و افراد مختلفی زحمت می کشند! 3- سیاست علم بازی با کارت های «موجود» است نه «مطلوب». ما در ظرف «زمان» تصمیم گرفتیم به حسن روحانی رای بدهیم و به باورمان از میان گزینه های موجود در آن رقابت سیاستمدار عملگراتری بود. دستکم برای تصمیم خودمان احترام قائل شویم و اینقدر زود عرق مان سرد نشود و توبه نامه منتشر نکنیم! 4 - وفاداری همیشه از غر زدن و ناامیدشدن کار دشوارتری است. کار دشوار را انجام بدهیم و فراموش نکنیم به عنوان یک شهروند فقط "رای دادن" کافی نیست. خود ما از روز پیروزی روحانی تا چه اندازه شهروند بهتری بوده ایم؟ قانون را رعایت کرده ایم؟ مالیات مان را درست پرداخت کرده ایم؟ بهتر رانندگی کرده ایم؟ ... چرا وقتی خودمان بهتر نمی شویم انتظار داریم بقیه درست رفتار کنند و به همه قول هایشان وفادار بمانند؟ 5-  من هم به عملکرد روحانی نقدهای جدی دارم. بارها هم نوشته ام که ادامه این روند نه فقط خسارت به او و دولتش که به تلاطم انداختن حاکمیت است. او با علم به دشواری ها پا به این عرصه گذاشت و دستکم انتظار می رود وقتی نمی تواند کاری انجام بدهد دلایل «نمی توانند» یا نام آنها که «نمی گذارند» را روشن و صریح به مردمی که به او اعتماد کردند بگوید. 6 - ما مردمی به شدت مستعد «ناامید» شدن هستیم. به جای تلاش برای یافتن نشانه های «امید» تشنه بازنشر خبرهای بد هستیم. انگار از بد کردن حال هم انرژی می گیریم. انگار وقتی زهری توی وجودمان است باید مثل ویروس سرماخوردگی به کس دیگری منتقلش کنیم شاید حالمان بهتر ...

تازه ترین اخبار