رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶
  • الجمعة ۲۹ محرم ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 20 October
تهران لطیف
١٧(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.١٣(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 2-Low
رطوبت ٢۶.١٣(in)
صالح طهماسبی؛

مبانی دینی مردمگرایی

اگرچه نمی توان اراده اکثریت مردم را ذاتا مقدس و امری دینی تلقی کرد اما مقابله با هر نحله ای که بخواهد گروهی را ذاتا برتر از توده های مردم قلمداد کند؛ یقینا امری دینی و مقدس محسوب می شود. آنجا که خواست عمومی بر تصمیمات هر اقلیتی هرچند در زمینه ای نخبه؛ مقدم داشته […]

اگرچه نمی توان اراده اکثریت مردم را ذاتا مقدس و امری دینی تلقی کرد اما مقابله با هر نحله ای که بخواهد گروهی را ذاتا برتر از توده های مردم قلمداد کند؛ یقینا امری دینی و مقدس محسوب می شود. آنجا که خواست عمومی بر تصمیمات هر اقلیتی هرچند در زمینه ای نخبه؛ مقدم داشته شود، یکی از مهم ترین پیش نیازهای طرح مذهبِ اصیل محقق گشته است چون هرگونه طبقاتی کردن جامعه؛ حتی اگر مبتنی بر معیارهای علمی باشد دایره اختیار انسانها را محدود می کند. در این صورت ارزش گذاری دینی با مشکل روبه رو خواهد شد چراکه از منظر دین، ارزش انسان با انتخاب هایش مشخص می شود.

اگر این توجه را نداشته باشیم یقینا اکثر انبیا و ائمه را باید شکست خورده بدانیم چون در طول تاریخ، عملکرد اقلیت حاکم بر توده ها، در اکثر زمینه ها از جمله در امور سیاسی، مانع از نهادینه شدن آموزه های دینی شده است. در حالی که خداوند به اندوه پیامبر خاتم(ص) اینگونه واکنش نشان می دهد که او مسئول اَعمال و انتخاب های مردم نیست و اگر اراده می کرد خود با یک اعجاز، راه کفر را مسدود می کرد که «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَهً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ» (اگر بخواهیم، معجزه ای از آسمان بر آنان فرود می آوریم، تا در برابر آن، گردن‌هایشان خاضع گردد). ماموریت اولیای دین تنها این بوده و هست تا در کنار راه ضد فطری و منحطی که شیطان عرضه می کند، راه رشد و سعادت را بروی بشریت باز کند تا هرکه خواست راه خدایی شدن را اتخاذ کند که فرموده است «فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا» (پس هر کس بخواهد به سوی پروردگار خود راهی برگزیند). یا می فرماید «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً» (ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا کفران کند) یا «لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَهٍ وَیَحْیَى مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَهٍ» (تا هر که هلاک شدنی است بعد از اتمام حجت هلاک شود و هر که لایق حیات ابدی است با اتمام حجت به حیات ابدی رسد).

دقت در فطرت یا ساخت ویژه انسان نیز نشان می دهد جبر اختیار، تنها جبری است که راه گریزی از آن وجود ندارد. از آنجا که جبرهای وراثت، محیط، تاریخ، غرایز و سایر جبرها با هم ترکیب می شوند، به عنصر اختیار و آزادی انسان منتهی خواهند شد. پس اختیار، تنها جبری محسوب می شود که در وجود انسان از اصالت برخوردار است. بنابراین پاسداشت اختیار و حراست از حق انتخاب انسانها از اولویت دارترین وظایف یک حکومت دینی است. حتی اولیای دین اگرچه همواره در دسترس بوده اند اما هرگز خود را تحمیل نکرده اند و علی رغم نصب الهی، پذیرش حکومت را متوقف بر درخواست عموم مردم می دانستند.

نکته دیگر به روش تبیین و آموزش باز می گردد. قرآن می گوید انبیا کارشان را با بینات آغاز می کنند نه با استفاده از مفاهیم سنگین فلسفی و عرفانی و… « لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ» (ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند). از نظر لغوی بینات دلایلی است که هم خود روشن و براحتی قابل فهم هستند و هم روشن کننده موضوع. دلایلی که نه بر روش های پیچیده علمی بلکه بر بدیهیات و ادراکات بلاواسطه تکیه دارد. ابراهیم (ع) با خورشیدپرست ها و ماه پرست ها همراهی می کرد و پس از دیدن غروب و افول ستارگان و خورشید و ماه، به آنها می آموخت که آفل ها نمی توانند پاسخگوی نیاز عظیم آنها باشند(قال لا أُحِبُّ الْآفِلینَ). یا برای نشان دادن عجز بت ها تبر را بر دوش خود بت ها می آویخت.

نکته دیگر توجه به ویژگی های افرادی است که انبیا دعوت شان را به آنها عرضه می کنند و برای اقدامات خود از آنها کمک می گیریند. اولیای دین شروع کارشان را منوط به جذب متنفذین و اشراف سیاسی یا اقتصادی و حتی نخبگان علمی نکرده اند و از مرحله ابتدای دعوت و فعالیت های تبلیغی گرفته تا حکومت داری، سراغ عادی ترین افراد جامعه و حتی مگس پران ها و گعده گیرها رفته اند و از متن عوام و توده های جامعه، بلال ها و سایر یاران خود را تربیت نموده اند و بار سنگین تشکیل و اداره جامعه دینی را بر دوش آنها گذاشته اند. همانگونه که قرآن نیز بارها بر هدایت عوام و توده های مردم تاکید می کند و «هدی للناس» را در مراحلی پیش از «هدی للمومنین» و «هدی للمتقین» مطرح می کند.

اینکه عده ای هرچند در زمینه ای نخبه، حق تعیین سرنوشت جامعه را در دست بگیرند هیچ تناسبی با دین ندارد اگرچه تصمیمات شان درست باشد. نخبگان اگر می خواهند سعادت جامعه را تامین کنند باید به میان توده های مردم بروند و آگاهی های آنها را ارتقا دهند و انتخاب را به مردم واگذارند. در صورت تصمیم اشتباه نیز باید با استفاده از تجربه عمومی، بینش مردم را اصلاح کنند. چون دین همه مردم را مسئول همه امور جامعه می داند؛ «کلکم راع و کلکم مسئول…». به همین دلیل قران بعد از طی مراحل ابلاغ بینات (روشنگری) و کتاب (دستورالعمل ها و بایدها و نبایدها) و میزان (اولیت بندی در انجام خوبی ها) می گوید «لیقوم الناس بالقسط». بعد از مراحل مذکور این توده های مردم (ناس) هستند که باید قیام به قسط کنند و نکته مهمی که در آیه نهفته است اینکه از فعل معلومِ «لیقام» استفاده نمی کند بلکه از فعل مجهولِ «لیقوم» بهره می گیرد تا تاکید کند حتی این قیام توده ها کاملا برخواسته از انگیزه و اراده مردم و تشخیص و فهم آنها خواهد بود نه با پیروی چشم بسته از قشری خاص.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمدحسین عظیمی؛

نقشه جریان سلطه برای تجزیه منطقه

در خصوص تغییرات استراتژیک و ژئوپولتیک منطقه جنوب غرب آسیا و تنش های فزاینده در این حوزه جغرافیایی گفت: آنچه اکنون در این منطقه شاهد آن هستیم، پیشتر بصورت مدون در اسناد مکتوب و آشکار ایالات متحده به چاپ رسیده است. پس از جنگ اول خلیج فارس، موسوم به عملیات توفان صحرا در سال 1992، وزیر وقت دفاع ایالات متحده، دیک چنی، پل ولفوویتز را مامور کرد تا برای دوران پساجنگ سرد، سندی راهبردی در خصوص امنیت ملی آمریکا تهیه کند. ولفوویتز به واسطه برجسته ترین کارشناسان پنتاگون طرحی موسوم به راهنمای سیاستگذاری دفاعی را تدوین کرد که در همان سال به تصویب رسید. این سندبالا دستی در کنار 4 طرح کلان دیگر با عناوین سیاست ملی انرژی آمریکا، استراتژی امنیت ملی ایالات متحده، بازسازی نیروی دفاعی و پروژه قرن جدید در دستور کار قرار گرفت. مهندس عظیمی با اشاره به راهبرد تجزیه کشورهای منطقه و ایجاد خاکریز امنیت ساز برای رژیم صهیونیستی افزود: اما نزدیک به 10 سال بعد و در سال 2001 ،  سندی تحت عنوان کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21 منتشر شد که این کتاب حاوی نکات قابل تامل و دقیقی است که نقشه راه این کشور برای حداقل 25 سال آینده و سلطه بر منطقه موسوم به خاورمیانه را توصیف می کند. در این سند راهبردی، آشکارا از تقسیم خاورمیانه به کشورهای کوچکتر سخن به میان آمده و گسل هایی که در آینده باید مورد تحریک قرار بگیرند و فعال شوند، برشمرده شده است. خیلی زود افغانستان و عراق به اشغال در آمدند تا زمینه برای حضور و تقسیم کیک بزرگ خاورمیانه فراهم شود. در یک پروسه کوتاه مدت، عراق به سه قسمت کرد نشین، سنی مذهب و شیعه نشین تقسیم شد تا نطفه تغییرات بعدی گذاشته شود. در ژوئن 2006 کاندولیزا رایس، وزیرخارجه وقت آمریکا در پایتخت رژیم صهیونیستی، تل آویو، برای اولین بار از واژه خاورمیانه جدید به جای کلیدواژه خاورمیانه بزرگ استفاده کرد. در نقشه راهی که بعدا منتشر و اجرایی شد، قرار بود موجی از آشوب، درگیری، خشونت و جنگ از مرزهای لبنان، فلسطین و علی الخصوص سوریه آغاز شود و تا عراق، ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس امتداد یابد. این بازچینش مرزها، در ظاهر بر اساس ابعاد قومی-مذهبی شکل می گرفت اما در حقیقت، سه هدف عمده دیگر پی گیری میشد. اولا- کشورهای عمدتا اسلامی در پروژه بالکانیزاسیون جنوب غرب آسیا، به ایالات های کوچک و بی خطر تبدیل می شدند. ثانیا- منابع انرژی آنها در چنبره و سیطره کمپانی های غربی و سرپرده عربی قرار می گرفتند و ثالثا- ظرفیت اقدام علیه نظام سلطه یا رژیم صهیونیستی، آشکارا تحلیل می رفت. دبیرکل جبهه حامیان انقلاب اسلامی با اشاره به بخش های از کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21 افزود: در این سند بالادستی گفته شده "در 25 سال آینده در رهبری سیاسی عراق، ایران، مصر، عربستان و سوریه، تغییرات نسلی رخ خواهد داد و چنانچه رژیم ایران و رژیم بعثی عراق ...

تازه ترین اخبار