رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 52 خبر


  • چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۶
  • الأربعاء ۳ شوال ۱۴۳۸
  • 2017 Wednesday 28 June
تهران لطیف
٣۵(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۵.٨٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۵.٨٧(in)
صالح طهماسبی؛

مبانی دینی مردمگرایی

اگرچه نمی توان اراده اکثریت مردم را ذاتا مقدس و امری دینی تلقی کرد اما مقابله با هر نحله ای که بخواهد گروهی را ذاتا برتر از توده های مردم قلمداد کند؛ یقینا امری دینی و مقدس محسوب می شود. آنجا که خواست عمومی بر تصمیمات هر اقلیتی هرچند در زمینه ای نخبه؛ مقدم داشته […]

اگرچه نمی توان اراده اکثریت مردم را ذاتا مقدس و امری دینی تلقی کرد اما مقابله با هر نحله ای که بخواهد گروهی را ذاتا برتر از توده های مردم قلمداد کند؛ یقینا امری دینی و مقدس محسوب می شود. آنجا که خواست عمومی بر تصمیمات هر اقلیتی هرچند در زمینه ای نخبه؛ مقدم داشته شود، یکی از مهم ترین پیش نیازهای طرح مذهبِ اصیل محقق گشته است چون هرگونه طبقاتی کردن جامعه؛ حتی اگر مبتنی بر معیارهای علمی باشد دایره اختیار انسانها را محدود می کند. در این صورت ارزش گذاری دینی با مشکل روبه رو خواهد شد چراکه از منظر دین، ارزش انسان با انتخاب هایش مشخص می شود.

اگر این توجه را نداشته باشیم یقینا اکثر انبیا و ائمه را باید شکست خورده بدانیم چون در طول تاریخ، عملکرد اقلیت حاکم بر توده ها، در اکثر زمینه ها از جمله در امور سیاسی، مانع از نهادینه شدن آموزه های دینی شده است. در حالی که خداوند به اندوه پیامبر خاتم(ص) اینگونه واکنش نشان می دهد که او مسئول اَعمال و انتخاب های مردم نیست و اگر اراده می کرد خود با یک اعجاز، راه کفر را مسدود می کرد که «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَهً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ» (اگر بخواهیم، معجزه ای از آسمان بر آنان فرود می آوریم، تا در برابر آن، گردن‌هایشان خاضع گردد). ماموریت اولیای دین تنها این بوده و هست تا در کنار راه ضد فطری و منحطی که شیطان عرضه می کند، راه رشد و سعادت را بروی بشریت باز کند تا هرکه خواست راه خدایی شدن را اتخاذ کند که فرموده است «فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا» (پس هر کس بخواهد به سوی پروردگار خود راهی برگزیند). یا می فرماید «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً» (ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا کفران کند) یا «لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَهٍ وَیَحْیَى مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَهٍ» (تا هر که هلاک شدنی است بعد از اتمام حجت هلاک شود و هر که لایق حیات ابدی است با اتمام حجت به حیات ابدی رسد).

دقت در فطرت یا ساخت ویژه انسان نیز نشان می دهد جبر اختیار، تنها جبری است که راه گریزی از آن وجود ندارد. از آنجا که جبرهای وراثت، محیط، تاریخ، غرایز و سایر جبرها با هم ترکیب می شوند، به عنصر اختیار و آزادی انسان منتهی خواهند شد. پس اختیار، تنها جبری محسوب می شود که در وجود انسان از اصالت برخوردار است. بنابراین پاسداشت اختیار و حراست از حق انتخاب انسانها از اولویت دارترین وظایف یک حکومت دینی است. حتی اولیای دین اگرچه همواره در دسترس بوده اند اما هرگز خود را تحمیل نکرده اند و علی رغم نصب الهی، پذیرش حکومت را متوقف بر درخواست عموم مردم می دانستند.

نکته دیگر به روش تبیین و آموزش باز می گردد. قرآن می گوید انبیا کارشان را با بینات آغاز می کنند نه با استفاده از مفاهیم سنگین فلسفی و عرفانی و… « لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ» (ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند). از نظر لغوی بینات دلایلی است که هم خود روشن و براحتی قابل فهم هستند و هم روشن کننده موضوع. دلایلی که نه بر روش های پیچیده علمی بلکه بر بدیهیات و ادراکات بلاواسطه تکیه دارد. ابراهیم (ع) با خورشیدپرست ها و ماه پرست ها همراهی می کرد و پس از دیدن غروب و افول ستارگان و خورشید و ماه، به آنها می آموخت که آفل ها نمی توانند پاسخگوی نیاز عظیم آنها باشند(قال لا أُحِبُّ الْآفِلینَ). یا برای نشان دادن عجز بت ها تبر را بر دوش خود بت ها می آویخت.

نکته دیگر توجه به ویژگی های افرادی است که انبیا دعوت شان را به آنها عرضه می کنند و برای اقدامات خود از آنها کمک می گیریند. اولیای دین شروع کارشان را منوط به جذب متنفذین و اشراف سیاسی یا اقتصادی و حتی نخبگان علمی نکرده اند و از مرحله ابتدای دعوت و فعالیت های تبلیغی گرفته تا حکومت داری، سراغ عادی ترین افراد جامعه و حتی مگس پران ها و گعده گیرها رفته اند و از متن عوام و توده های جامعه، بلال ها و سایر یاران خود را تربیت نموده اند و بار سنگین تشکیل و اداره جامعه دینی را بر دوش آنها گذاشته اند. همانگونه که قرآن نیز بارها بر هدایت عوام و توده های مردم تاکید می کند و «هدی للناس» را در مراحلی پیش از «هدی للمومنین» و «هدی للمتقین» مطرح می کند.

اینکه عده ای هرچند در زمینه ای نخبه، حق تعیین سرنوشت جامعه را در دست بگیرند هیچ تناسبی با دین ندارد اگرچه تصمیمات شان درست باشد. نخبگان اگر می خواهند سعادت جامعه را تامین کنند باید به میان توده های مردم بروند و آگاهی های آنها را ارتقا دهند و انتخاب را به مردم واگذارند. در صورت تصمیم اشتباه نیز باید با استفاده از تجربه عمومی، بینش مردم را اصلاح کنند. چون دین همه مردم را مسئول همه امور جامعه می داند؛ «کلکم راع و کلکم مسئول…». به همین دلیل قران بعد از طی مراحل ابلاغ بینات (روشنگری) و کتاب (دستورالعمل ها و بایدها و نبایدها) و میزان (اولیت بندی در انجام خوبی ها) می گوید «لیقوم الناس بالقسط». بعد از مراحل مذکور این توده های مردم (ناس) هستند که باید قیام به قسط کنند و نکته مهمی که در آیه نهفته است اینکه از فعل معلومِ «لیقام» استفاده نمی کند بلکه از فعل مجهولِ «لیقوم» بهره می گیرد تا تاکید کند حتی این قیام توده ها کاملا برخواسته از انگیزه و اراده مردم و تشخیص و فهم آنها خواهد بود نه با پیروی چشم بسته از قشری خاص.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

علی اکبر جوانفکر؛

سوزن و جوالدوز

توهین نسبت به هر کس و در هر جایگاهی، یک عمل ناپسند محسوب می شود. اهانت اگر از رده های پایین به بالا حادث شود ، عملی زشت است اما اگر از رده های بالا به پایین واقع شود، عملی زشت تر خواهد بود. توهین به رئیس جمهور یقینا کار بد و ناپسندی است و البته فرقی هم نمی کند رئیس جمهور چه کسی باشد. قباحت این توهین به آن است که رئیس جمهور ، نماینده یک ملت است و توهین به او می تواند تعرض به حیثیت یک ملت تلقی شود. روز جمعه مصادف با روز جهانی قدس ، فرصتی بود تا جناب آقای روحانی به میان مردم برود. آنهایی که رئیس جمهور را دروغگو ، منافق یا یک آخوند آمریکایی خطاب کردند و علیه او شعار دادند حتما کار ناشایستی کرده اند زیرا به کسی توهین کردند که 24 سال نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی بوده، 16 سال دبیری این شورا را برعهده داشته و در دو دوره ریاست جمهوری از تایید صلاحیت شورای نگهبان برخوردار شده و توانسته است رای اکثریت قاطع مردم را به دست آورد و در واقع این توهین در شرایطی صورت گرفته است که هنوز جوهر تایید صلاحیت شورای نگهبان و رای مردم به آقای روحانی خشک نشده است. با اینکه توهین صورت گرفته را باید تقبیح کرد اما شاید نشود به توهین کنندگان چندان خرده گرفت زیرا طی چهار سال گذشته شاهد توهین های زشت تری نسبت به مخالفان دولت بوده ایم. جناب آقای روحانی در کسوت ریاست جمهوری، مخالفان خود را همواره با استفاده از الفاظی مانند مزدور، بی شناسنامه، ترسو، افراطی، جیب‎بر، مستضعف فکری، متوهم ، بزدل ، کاسب تحریم ، فاسد ، عقب مانده ، تازه به دوران رسیده ، عصر حجری و ... خطاب کرده است. بدون تردید توهین از بالا به پایین عملی زشت تر محسوب می شود زیرا به توهین رسمیت می دهد و آن را به یک عمل عادی مبدل می سازد. در این میان به رسانه های زنجیره ای حامی دولت محترم نیز باید متذکر شد که رگ غیرتشان را در خصوص توهین به رئیس جمهور ، کمتر متورم کنند زیرا آنها در طول هشت سال ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد ، بیشترین توهین ها را نسبت به ایشان روا داشتند و از کشیدن کاریکاتور، توهین و هتاکی و دادن نسبت های خلاف واقع به ایشان هیچ ابایی نکردند. اگر قرار باشد کسانی به خاطر توهین به نماینده ملت مورد مواخذه قرار گیرند، قبل از هر کس باید یقه کسانی را چسبید که توهین به نماینده ملت را در ادوار گذشته رسمیت بخشیدند و در چهار سال گذشته نیز ناجوانمردانه ترین رفتارهای توهین آمیز را علیه دکتر احمدی نژاد از خود بروز داده اند. از یک زاویه دیگر نیز می توان به این موضوع نگاه کرد و آن توهین به خود ملت ایران است که اهمیت آن بسیار بیشتر از توهین به آقای روحانی در قامت رئیس جمهور است. مردم شاهد ...

تازه ترین اخبار