رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 57 خبر


  • جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶
  • الجمعة ۲۵ ذو القعدة ۱۴۳۸
  • 2017 Friday 18 August
تهران لطیف
٣١(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۵.٩٠(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٩٠(in)
صالح طهماسبی؛

مبانی دینی مردمگرایی

اگرچه نمی توان اراده اکثریت مردم را ذاتا مقدس و امری دینی تلقی کرد اما مقابله با هر نحله ای که بخواهد گروهی را ذاتا برتر از توده های مردم قلمداد کند؛ یقینا امری دینی و مقدس محسوب می شود. آنجا که خواست عمومی بر تصمیمات هر اقلیتی هرچند در زمینه ای نخبه؛ مقدم داشته […]

اگرچه نمی توان اراده اکثریت مردم را ذاتا مقدس و امری دینی تلقی کرد اما مقابله با هر نحله ای که بخواهد گروهی را ذاتا برتر از توده های مردم قلمداد کند؛ یقینا امری دینی و مقدس محسوب می شود. آنجا که خواست عمومی بر تصمیمات هر اقلیتی هرچند در زمینه ای نخبه؛ مقدم داشته شود، یکی از مهم ترین پیش نیازهای طرح مذهبِ اصیل محقق گشته است چون هرگونه طبقاتی کردن جامعه؛ حتی اگر مبتنی بر معیارهای علمی باشد دایره اختیار انسانها را محدود می کند. در این صورت ارزش گذاری دینی با مشکل روبه رو خواهد شد چراکه از منظر دین، ارزش انسان با انتخاب هایش مشخص می شود.

اگر این توجه را نداشته باشیم یقینا اکثر انبیا و ائمه را باید شکست خورده بدانیم چون در طول تاریخ، عملکرد اقلیت حاکم بر توده ها، در اکثر زمینه ها از جمله در امور سیاسی، مانع از نهادینه شدن آموزه های دینی شده است. در حالی که خداوند به اندوه پیامبر خاتم(ص) اینگونه واکنش نشان می دهد که او مسئول اَعمال و انتخاب های مردم نیست و اگر اراده می کرد خود با یک اعجاز، راه کفر را مسدود می کرد که «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَهً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ» (اگر بخواهیم، معجزه ای از آسمان بر آنان فرود می آوریم، تا در برابر آن، گردن‌هایشان خاضع گردد). ماموریت اولیای دین تنها این بوده و هست تا در کنار راه ضد فطری و منحطی که شیطان عرضه می کند، راه رشد و سعادت را بروی بشریت باز کند تا هرکه خواست راه خدایی شدن را اتخاذ کند که فرموده است «فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا» (پس هر کس بخواهد به سوی پروردگار خود راهی برگزیند). یا می فرماید «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً» (ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا کفران کند) یا «لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَهٍ وَیَحْیَى مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَهٍ» (تا هر که هلاک شدنی است بعد از اتمام حجت هلاک شود و هر که لایق حیات ابدی است با اتمام حجت به حیات ابدی رسد).

دقت در فطرت یا ساخت ویژه انسان نیز نشان می دهد جبر اختیار، تنها جبری است که راه گریزی از آن وجود ندارد. از آنجا که جبرهای وراثت، محیط، تاریخ، غرایز و سایر جبرها با هم ترکیب می شوند، به عنصر اختیار و آزادی انسان منتهی خواهند شد. پس اختیار، تنها جبری محسوب می شود که در وجود انسان از اصالت برخوردار است. بنابراین پاسداشت اختیار و حراست از حق انتخاب انسانها از اولویت دارترین وظایف یک حکومت دینی است. حتی اولیای دین اگرچه همواره در دسترس بوده اند اما هرگز خود را تحمیل نکرده اند و علی رغم نصب الهی، پذیرش حکومت را متوقف بر درخواست عموم مردم می دانستند.

نکته دیگر به روش تبیین و آموزش باز می گردد. قرآن می گوید انبیا کارشان را با بینات آغاز می کنند نه با استفاده از مفاهیم سنگین فلسفی و عرفانی و… « لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ» (ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند). از نظر لغوی بینات دلایلی است که هم خود روشن و براحتی قابل فهم هستند و هم روشن کننده موضوع. دلایلی که نه بر روش های پیچیده علمی بلکه بر بدیهیات و ادراکات بلاواسطه تکیه دارد. ابراهیم (ع) با خورشیدپرست ها و ماه پرست ها همراهی می کرد و پس از دیدن غروب و افول ستارگان و خورشید و ماه، به آنها می آموخت که آفل ها نمی توانند پاسخگوی نیاز عظیم آنها باشند(قال لا أُحِبُّ الْآفِلینَ). یا برای نشان دادن عجز بت ها تبر را بر دوش خود بت ها می آویخت.

نکته دیگر توجه به ویژگی های افرادی است که انبیا دعوت شان را به آنها عرضه می کنند و برای اقدامات خود از آنها کمک می گیریند. اولیای دین شروع کارشان را منوط به جذب متنفذین و اشراف سیاسی یا اقتصادی و حتی نخبگان علمی نکرده اند و از مرحله ابتدای دعوت و فعالیت های تبلیغی گرفته تا حکومت داری، سراغ عادی ترین افراد جامعه و حتی مگس پران ها و گعده گیرها رفته اند و از متن عوام و توده های جامعه، بلال ها و سایر یاران خود را تربیت نموده اند و بار سنگین تشکیل و اداره جامعه دینی را بر دوش آنها گذاشته اند. همانگونه که قرآن نیز بارها بر هدایت عوام و توده های مردم تاکید می کند و «هدی للناس» را در مراحلی پیش از «هدی للمومنین» و «هدی للمتقین» مطرح می کند.

اینکه عده ای هرچند در زمینه ای نخبه، حق تعیین سرنوشت جامعه را در دست بگیرند هیچ تناسبی با دین ندارد اگرچه تصمیمات شان درست باشد. نخبگان اگر می خواهند سعادت جامعه را تامین کنند باید به میان توده های مردم بروند و آگاهی های آنها را ارتقا دهند و انتخاب را به مردم واگذارند. در صورت تصمیم اشتباه نیز باید با استفاده از تجربه عمومی، بینش مردم را اصلاح کنند. چون دین همه مردم را مسئول همه امور جامعه می داند؛ «کلکم راع و کلکم مسئول…». به همین دلیل قران بعد از طی مراحل ابلاغ بینات (روشنگری) و کتاب (دستورالعمل ها و بایدها و نبایدها) و میزان (اولیت بندی در انجام خوبی ها) می گوید «لیقوم الناس بالقسط». بعد از مراحل مذکور این توده های مردم (ناس) هستند که باید قیام به قسط کنند و نکته مهمی که در آیه نهفته است اینکه از فعل معلومِ «لیقام» استفاده نمی کند بلکه از فعل مجهولِ «لیقوم» بهره می گیرد تا تاکید کند حتی این قیام توده ها کاملا برخواسته از انگیزه و اراده مردم و تشخیص و فهم آنها خواهد بود نه با پیروی چشم بسته از قشری خاص.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مهدی جهان تیغی؛

اعتصاب غذایی که جدی است!

برخی منابع ضد انقلاب مرتبط با کروبی و شریکان سیاسی اش، خبر داده اند که وی از دو روز قبل اعتصاب غذای خشک را آغاز کرده است! طی ساعات گذشته نیز برخی از چهره های سیاسی مرتبط با جریان فتنه نیز در داخل کشور هیاهوی زیادی در این باره به راه انداخته اند . این افراد آنقدر با عجله و شتاب زده در حال هیاهو هستند که گویی می خواهند از تمام پروژه های عقب افتاده این سال ها در فرصت اعتصاب غذایی کروبی استفاده کرده و حداقل کمی به اجرا نزدیک تر کنند. اما به نظر می رسد که به دلایل ذیل این بار باید پروژه جدید سیاسی پیاده شده علیه کروبی را جدی گرفت: یک: بین برقرای مجدد ارتباط برخی عناصر مشخص و تابلو دار حزب مشارکت و نهضت ملی و آزادی - که همگی کارنامه مشخصی در سال 88 دارند- با مهدی کروبی به بهانه ملاقات از او طی روزهای گذشته و پروژه جدید سیاسی و رسانه ای این روزها ارتباط مستقیمی وجود دارد. همین مساله نیز نشان می دهد که اولا چرا باید سران فتنه در حصر باشند زیرا هم زمینه شروع فتنه جدید را دارند و هم نزدیکانی دارند که به محض برقراری ارتباط؛ آنها را در مسیر مجدد فتنه انگیزی قرار می دهند. بی جهت نیست که حمیدرضا جلایی‌پور برای رفع حصر تدریجی، پیشنهادی چند مرحله‌ای و مبتنی بر گام های متقابل «نظام» و «اصلاح‌طلبان» داده که یکی از اصلی ترین گام های آن این است که دوستان محصورین بتوانند آزادانه به دیدار آنها بروند! دوم: فضای ملتهب انتخاباتی در اردیبهشت ماه سال جاری با مدیریت عالی نظام خیلی زود پشت سرگذاشته شد و اینک با وجودی که بحث رای اعتماد به کابینه های جدید همواره چالش های سیاسی را در کشور به همراه داشته ولی این بار شاهد فضای آرام سیاسی در کشور هستیم. برای آن دسته از اصلاح طلبان که حیات سیاسی شان در شرایط آرام جامعه به پایان خود نزدیک می شود، التهاب آفرینی و ایجاد موج های سنگین سیاسی یک ضرورت حیاتی است. به همین دلیل باید بر حواشی پیرامونی مهدی کروبی بدمند؛ زیرا می تواند مدت دیگری به حیات سیاسی برخی اصلاح طلبان افراطی ولو اندک بیافزاید. سوم: اما پروژه جدید پیاده شده با علم کردن ناشیانه دوباره مهدی کروبی ادامه همان راه بسته فشار اصلاح طلبان به دولت آنهم پس از ناکامی در چینش برخی نیروهای مدنظر در کابینه دولت دوازدهم است. اصلاح طلبان افراطی که این روزها توییت های زیادی شخصا برای مهدی کروبی منتشر می کنند، هم از دولت در حال انتقام گرفتن هستند و هم می خواهند حداقل دولت را برای چینش معاونین وزرا و مدیریت های کلان مجبور به عقب نشینی کنند. این که توییت مستقیم خطاب به روحانی درباره حصر این روزها از طرف برخی اصلاح طلبان مشارکتی زیاد شده حاوی پیام مستقیم به خود رئیس جمهور برای عقب نشینی و تن دادن به سهم خواهی آنها است. در این معامله آنها مطالبه رفع حصر ...

تازه ترین اخبار