رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۸ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 23 May
تهران Partly Cloudy / Windy
٢۴(°C)
وزش باد ٢١(mph)
فشار ٢۶.١٠(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 2-Low
رطوبت ٢۶.١٠(in)
  • دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۰۶:۰۳
  • کد خبر : 31922
  • مشاهده : 128 بازدید
  • خبر مهم3 » سرمقاله
  • چاپ خبر : مبانی دینی مردمگرایی
صالح طهماسبی؛

مبانی دینی مردمگرایی

اگرچه نمی توان اراده اکثریت مردم را ذاتا مقدس و امری دینی تلقی کرد اما مقابله با هر نحله ای که بخواهد گروهی را ذاتا برتر از توده های مردم قلمداد کند؛ یقینا امری دینی و مقدس محسوب می شود. آنجا که خواست عمومی بر تصمیمات هر اقلیتی هرچند در زمینه ای نخبه؛ مقدم داشته […]

اگرچه نمی توان اراده اکثریت مردم را ذاتا مقدس و امری دینی تلقی کرد اما مقابله با هر نحله ای که بخواهد گروهی را ذاتا برتر از توده های مردم قلمداد کند؛ یقینا امری دینی و مقدس محسوب می شود. آنجا که خواست عمومی بر تصمیمات هر اقلیتی هرچند در زمینه ای نخبه؛ مقدم داشته شود، یکی از مهم ترین پیش نیازهای طرح مذهبِ اصیل محقق گشته است چون هرگونه طبقاتی کردن جامعه؛ حتی اگر مبتنی بر معیارهای علمی باشد دایره اختیار انسانها را محدود می کند. در این صورت ارزش گذاری دینی با مشکل روبه رو خواهد شد چراکه از منظر دین، ارزش انسان با انتخاب هایش مشخص می شود.

اگر این توجه را نداشته باشیم یقینا اکثر انبیا و ائمه را باید شکست خورده بدانیم چون در طول تاریخ، عملکرد اقلیت حاکم بر توده ها، در اکثر زمینه ها از جمله در امور سیاسی، مانع از نهادینه شدن آموزه های دینی شده است. در حالی که خداوند به اندوه پیامبر خاتم(ص) اینگونه واکنش نشان می دهد که او مسئول اَعمال و انتخاب های مردم نیست و اگر اراده می کرد خود با یک اعجاز، راه کفر را مسدود می کرد که «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَهً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ» (اگر بخواهیم، معجزه ای از آسمان بر آنان فرود می آوریم، تا در برابر آن، گردن‌هایشان خاضع گردد). ماموریت اولیای دین تنها این بوده و هست تا در کنار راه ضد فطری و منحطی که شیطان عرضه می کند، راه رشد و سعادت را بروی بشریت باز کند تا هرکه خواست راه خدایی شدن را اتخاذ کند که فرموده است «فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا» (پس هر کس بخواهد به سوی پروردگار خود راهی برگزیند). یا می فرماید «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً» (ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا کفران کند) یا «لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَکَ عَنْ بَیِّنَهٍ وَیَحْیَى مَنْ حَیَّ عَنْ بَیِّنَهٍ» (تا هر که هلاک شدنی است بعد از اتمام حجت هلاک شود و هر که لایق حیات ابدی است با اتمام حجت به حیات ابدی رسد).

دقت در فطرت یا ساخت ویژه انسان نیز نشان می دهد جبر اختیار، تنها جبری است که راه گریزی از آن وجود ندارد. از آنجا که جبرهای وراثت، محیط، تاریخ، غرایز و سایر جبرها با هم ترکیب می شوند، به عنصر اختیار و آزادی انسان منتهی خواهند شد. پس اختیار، تنها جبری محسوب می شود که در وجود انسان از اصالت برخوردار است. بنابراین پاسداشت اختیار و حراست از حق انتخاب انسانها از اولویت دارترین وظایف یک حکومت دینی است. حتی اولیای دین اگرچه همواره در دسترس بوده اند اما هرگز خود را تحمیل نکرده اند و علی رغم نصب الهی، پذیرش حکومت را متوقف بر درخواست عموم مردم می دانستند.

نکته دیگر به روش تبیین و آموزش باز می گردد. قرآن می گوید انبیا کارشان را با بینات آغاز می کنند نه با استفاده از مفاهیم سنگین فلسفی و عرفانی و… « لَقَد أَرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیِّناتِ وَأَنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَالمیزانَ لِیَقومَ النّاسُ بِالقِسطِ» (ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند). از نظر لغوی بینات دلایلی است که هم خود روشن و براحتی قابل فهم هستند و هم روشن کننده موضوع. دلایلی که نه بر روش های پیچیده علمی بلکه بر بدیهیات و ادراکات بلاواسطه تکیه دارد. ابراهیم (ع) با خورشیدپرست ها و ماه پرست ها همراهی می کرد و پس از دیدن غروب و افول ستارگان و خورشید و ماه، به آنها می آموخت که آفل ها نمی توانند پاسخگوی نیاز عظیم آنها باشند(قال لا أُحِبُّ الْآفِلینَ). یا برای نشان دادن عجز بت ها تبر را بر دوش خود بت ها می آویخت.

نکته دیگر توجه به ویژگی های افرادی است که انبیا دعوت شان را به آنها عرضه می کنند و برای اقدامات خود از آنها کمک می گیریند. اولیای دین شروع کارشان را منوط به جذب متنفذین و اشراف سیاسی یا اقتصادی و حتی نخبگان علمی نکرده اند و از مرحله ابتدای دعوت و فعالیت های تبلیغی گرفته تا حکومت داری، سراغ عادی ترین افراد جامعه و حتی مگس پران ها و گعده گیرها رفته اند و از متن عوام و توده های جامعه، بلال ها و سایر یاران خود را تربیت نموده اند و بار سنگین تشکیل و اداره جامعه دینی را بر دوش آنها گذاشته اند. همانگونه که قرآن نیز بارها بر هدایت عوام و توده های مردم تاکید می کند و «هدی للناس» را در مراحلی پیش از «هدی للمومنین» و «هدی للمتقین» مطرح می کند.

اینکه عده ای هرچند در زمینه ای نخبه، حق تعیین سرنوشت جامعه را در دست بگیرند هیچ تناسبی با دین ندارد اگرچه تصمیمات شان درست باشد. نخبگان اگر می خواهند سعادت جامعه را تامین کنند باید به میان توده های مردم بروند و آگاهی های آنها را ارتقا دهند و انتخاب را به مردم واگذارند. در صورت تصمیم اشتباه نیز باید با استفاده از تجربه عمومی، بینش مردم را اصلاح کنند. چون دین همه مردم را مسئول همه امور جامعه می داند؛ «کلکم راع و کلکم مسئول…». به همین دلیل قران بعد از طی مراحل ابلاغ بینات (روشنگری) و کتاب (دستورالعمل ها و بایدها و نبایدها) و میزان (اولیت بندی در انجام خوبی ها) می گوید «لیقوم الناس بالقسط». بعد از مراحل مذکور این توده های مردم (ناس) هستند که باید قیام به قسط کنند و نکته مهمی که در آیه نهفته است اینکه از فعل معلومِ «لیقام» استفاده نمی کند بلکه از فعل مجهولِ «لیقوم» بهره می گیرد تا تاکید کند حتی این قیام توده ها کاملا برخواسته از انگیزه و اراده مردم و تشخیص و فهم آنها خواهد بود نه با پیروی چشم بسته از قشری خاص.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مهدی فضائلی؛

مراقب پروژه تعلیق باشیم!

مهدی فضائلی کارشناس رسانه در یادداشتی با عنوان مراقب پروژه تعلیق باشیم! نوشت: برنامه جامع اقدام مشترک موسوم به "برجام " ماجرای عبرت انگیزی است و اگر عبرت های آن مغفول بماند خسارت به توان دو خواهد بود! بی اعتمادی به دشمن،دقت نظر بالا و با وسواس در تنظیم متن های تعهدآور،پرهیز از عجله در توافقاتی از این قبیل،پیش بینی ضمانت های محکم برای اجرای تعهدات طرف مقابل،دل نبستن به راه حل های بیرونی،ضرورت تمرکز بر توان و ظرفیت داخلی و لزوم توجه به حرف منتقدان دلسوز و کارشناس از جمله درس ها و عبرت های برجام است که بارها مطرح شده است و البته همچنان جای پرداختن دارد. یکی دیگر از این عبرت ها، سناریوی دشمن برای عملیات روانی و درگیر کردن مستمر افکار عمومی ما با این موضوع و بهره برداری های متعدد و متنوع از این درگیری ذهنی است. طرح اتهام واهی انحراف در برنامه هسته ای ایران به سمت ساخت سلاح اتمی که تقریبا" شانزده سال از آن می گذرد،از ابتدا یک پیوست عملیات روانی داشت که درگیر کردن ذهن مسئولان کشور از مسائل اساسی به سمت یک سناریوی ساختگی و طولانی مدت و بازداشتن از اولویت ها از محورهای آن بود.اما پس از چندی این عملیات از سطح مسئولان کشور به کل مردم تعمیم پیدا کرد و موجب شد ذهن آحاد مردم درگیر این اتهام بی پایه و اساس شود. سناریوهای کشدار و طولانی، برای فعال نگه داشتن ذهن مخاطب و ترغیب و تهیبج وی برای پیگیری قسمت های بعدی، از تکنیک تعلیق یا سوسپانس استفاده میکنند؛ این تکنیک که آمیخته ای از ترس و امید با پایانی نامطمئن است،در برجام نیز به نحو موثری مورد استفاده دشمن قرار گرفت! عنصر تعلیق با هدف فرصت سوزی از ملت ایران و درگیر نگه داشتن ذهن و روان مردم و مسئولان، قبل،حین و بعد از برجام به اجرا گذاشته شده است. تعیین مهلت هایی متناوب برای تصمیم گیری(تمدید یا عدم تمدید تحریم ها) رئیس جمهور امریکا و رفت و برگشت ها بین کاخ سفید و کنگره آمریکا، بکارگیری همین تکنیک تعلیق است که منجر به بلا تکلیف نگه داشتن بسیاری تصمیمات حتی در حوزه های مختلف بخش خصوصی ،بی ثبات نگه داشتن بازار،تحریک بازار ارز و طلا و...شده است. مدتی است دوباره 22 اردیبهشت بعنوان زمان تصمیم رئیس جمهور آمریکا برای ماندن یا نماندن در برجام برجسته شده است.اظهار نظر و رفت و آمد مقامات اروپایی نیز برای گرم کردن فضا و واقعی نمایاندن نگرانی از خروج آمریکا هر روز در صدر اخبار ایران و جهان است و همه اینها در ذیل پروژه تعلیق! تصور کنید امروز 22 اردیبهشت است و آمریکا از برجام خارج شده،چه اتفاقی خواهد افتاد؟! آمریکا پس از برجام چه امتیازی به ایران داد تا با خروجش آن امتیاز صلب شود؟ برجامی که به گفته رئیس کل بانک مرکزی آورده اش برای ایران «تقریبا"هیچ» بوده و به گفته دکتر ظریف «نه تنها روح بلکه جسمش از سوی ترامپ(آمریکا) نقض شده است»، خروج آمریکا از آن چه زیان قابل توجهی می ...

تازه ترین اخبار