رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶
  • الجمعة ۲۹ محرم ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 20 October
تهران لطیف
١٧(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.١٣(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 2-Low
رطوبت ٢۶.١٣(in)
  • یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۶
  • کد خبر : 32790
  • مشاهده : 97 بازدید
  • خبر مهم1
  • چاپ خبر : پیامدهای ماجراجویی ترکیه
محمدعلی دستمالی؛

پیامدهای ماجراجویی ترکیه

شهر «شنگال» یا به قول اعراب «سنجار»، مهمترین دیار و ماوای کرد های ایزدی است. البته بخشی از ایزدیان، بر این باورند که ایزدی بودن، در واقع به معنی برخورداری از یک ویژگی هویتی خاص است و لازم نیست آنان را «کُرد» بخوانند. پیداست که تحلیل دقیق جوانب تاریخی، اسطوره شناسی و فکری این موضوع، در تحلیل […]

شهر «شنگال» یا به قول اعراب «سنجار»، مهمترین دیار و ماوای کرد های ایزدی است. البته بخشی از ایزدیان، بر این باورند که ایزدی بودن، در واقع به معنی برخورداری از یک ویژگی هویتی خاص است و لازم نیست آنان را «کُرد» بخوانند. پیداست که تحلیل دقیق جوانب تاریخی، اسطوره شناسی و فکری این موضوع، در تحلیل کوتاه در مورد بمباران این دیار تاریخی توسط جنگنده های ترکیه، نمی گنجد. شنگال از نظر حاکمیت سیاسی و اداری، از مناطق  موردمناقشه   است و از منظر حقوقی و اجرایی، به دولت مرکزی عراق وابسته است. با این حال، همواره یگانی از نیرو های پیشمرگ، برای محافظت از این منطقه، در شنگال حضور داشته اند. اگر به خاطر داشته باشیم؛ پس از هجوم وحشیانه گروه تروریستی – تکفیری داعش، نیرو های پیشمرگ حزب دموکرات کردستان (پارتی) که تحت امر و فرمان مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق هستند، فرار کرده و حاضر نشدند در برابر داعشی ها بجنگند. نتیجه آن شد که بیش از هزار زن و دختر ایزدی، بر مبنای عقاید منحرفانه سران داعشی، ربوده شده و به عنوان کنیز فروخته شدند و یکی از تلخترین وقایع تاریخ ایزدیان، رقم خورد. در همان دوران بود که نیرو های پ.ک.ک (حزب کارگران کردستان ترکیه)، از این فرصت زرین استفاده کرده و نیرو های خود را در شنگال مستقر کردند. آنان نه تنها با داعشی ها جنگیدند، بلکه موفق شدند هزاران زن و کودک آواره و از ترس جان گریخته ایزدی را از خطر مرگ، تشنگی و گرسنگی از کوهستان عظیم و سنگلاخی شنگال، به مناطق کردنشین شمال سوریه منتقل کنند و به این ترتیب، نام خود را به عنوان مدافعین ایزدیان، بر سر زبان ها بیندازند. در واقع، در این مسئله تراژیک مهم نیز معادلات حزبی و جناحی کار خود را کرد و هر کدام از دو نیروی مهم پ.ک.ک و بارزانی، به دنبال آن بود تا از این موضوع، حداکثر استفاده سیاسی را ببرد. حتی کار به جایی رسید که صلاح الدین دمیرتاش رهبر حزب دموکراتیک خلق ها (HDP) در ترکیه، برای اداره شنگال، ایده ضرورت تشکیل یک حکومت خودگردان محلی کوچک را به میان آورد و اعلام کرد که لازم نیست این منطقه، به اقلیم کردستان عراق الحاق شود. اندکی پس از او، چهره های دیگر این حزب و سایر نهاد های اقماری پ.ک.ک نیز همین ایده را در مورد کرکوک مطرح کردند و خشم مسعود بارزانی را به بالاترین درجه رساندند اما بعد ها مسعود بارزانی، اقدامات سیاسی – رسانه ای خاصی انجام داد که در اذهان و افکار عمومی، افتخار آزاد سازی شنگال، نصیب نیرو های پیشمرگ تحت فرمان او باشد و نامی از پ.ک.ک به میان نیاید. با این حال، پ.ک.ک نه تنها نیروهای خود را در بسیاری از نقاط حساس این منطقه مستقر کرد، بلکه نیرو و تشکیلات جدیدی به نام «یگان های مدافع شنگال» با نام اختصاری «ی.ب.ش»، تاسیس کرده و جوانان ایزدی را مسلح کرد و به عبارتی روشن، بارزانی و پ.ک.ک، ایزدیان را به دو گروه تقسیم بندی کردند! ماندن در شنگال برای پ.ک.ک، از سه جهت مهم بوده و هست:

نخست این که، پ.ک.ک پس از شکست های سنگین چند سال اخیر و فقدان برخورداری از توان اثرگذاری بر مناطق مختلف اقلیم کردستان عراق، فضای مناسبی پیدا کرد که می توانست در آنجا بدون اعتراض دولت عراق، نشو و نما کرده و تعدادی از جوانان ایزدی را به عنوان جنگاور و کادر جدید الورود، آموزش دهد و حمایت بخشی از کرد های ایزدی مقیم اروپا را نیز به دست بیاورد.

دوم؛ جغرافیای خاص کوهستان شنگال، از موقعیت سوق الجیشی خاصی برای اشراف بر بخشی از شمال سوریه برخوردار است و هر نیرویی که بتواند گذرگاه ربیعه در نزدیکی شنگال را در اختیار بگیرد، می تواند کانال یا کریدور ورود و خروج خوبی برای تردد بین شمال عراق و شمال سوریه، پیدا کند و در شرایطی که بین پ.ک.ک و بارزانی شکرآب شده و امکان استفاده از گمرک «سِمالکا» بر فراز پل ایجاد شده بر روی رودخانه دجله وجود ندارد و عملا ترددی بین شهر های کردنشین نزدیک به حسکه سوریه و اقلیم کردستان وجود ندارد، شنگال، یک نقطه خوب و مطلوب برای استقرار نیرو های پ.ک.ک است و می تواند قرارگاهی اثرگذار برای مدیریت شمال سوریه باشد.

سوم؛ در شرایطی که در سه سال اخیر، هواپیما های نیروی هوایی ارتش ترکیه، بار ها کوهستان قندیل را به عنوان اصلی ترین لانه وقرارگاه پ.ک.ک، بمباران کرده اند، انتظار می رفت که چنین اتفاقی برای شنگال روی ندهد و این منطقه، رفته رفته به جایگزینی برای قندیل تبدیل شود و پ.ک.ک، روز به روز، خود را در این دیار، قدرتمندتر کند. در چند ماه اخیر، بار ها مقامات اقلیم کردستان عراق از جمله نیچروان بارزانی نخست وزیر اقلیم، از پ.ک.ک خواستند این منطقه را ترک کند و در سفر بنالی ایلدرم نخست وزیر ترکیه به عراق نیز، مقامات عراقی به صورت ضمنی، نارضایتی خود از تداوم استقرار پ.ک.ک در شنگال را اعلام کردند اما با توجه به این که بغداد، تمایل ندارد که پس از خروج پ.ک.ک، شنگال به دست بارزانی بیفتد، به شکل قاطعانه ای از درخواست ترکیه حمایت نکرد. از دیگر سو، سران پ.ک.ک نیز که قبلا قول داده بودند از شنگال بیرون بروند، پس از تهدیدات نیچروان بارزانی، بر ماندن نیروهایشان اصرار کردند و مجموع این شرایط، ترکیه را به این نتیجه رساند که تنها راه اعمال فشار و تغییر تصمیم سران پ.ک.ک، بمباران هوایی است. حکومت ترکیه اعلام کرده که پیش از عملیات، این مسئله را به اطلاع آمریکا، روسیه و اقلیم کردستان عراق رسانده اما جالب اینجاست که حاضر نشده کوچکترین هماهنگی با دولت مرکزی عراق انجام دهد. از دیگر سو، آمریکا و روسیه که در شمال سوریه با پ.ک.ک در حال همکاری و هماهنگی هستند، حاضر نشده اند پ.ک.ک را از این خطر بزرگ آگاه کنند و در این میان، نکته مهم و برجسته، این است که نیروی هوایی ترکیه در رصد و شلیک، مرتکب خطا شده و به جای نیرو های پ.ک.ک، مواضع پیشمرگ های بارزانی را هدف گرفته و این اقدام، موجب کشته شدن شش پیشمرگ شده و رجب طیب اردوغان رئیس جمهور و ایلدرم نخست وزیر ترکیه، در تماس تلفنی با مسعود بارزانی، صرفا به اعلام تاسف و تاثر بسنده کرده و اردوغان در غروب روز جمعه، در این مورد، به صورت حضوری با نیچروان بارزانی، گفت وگوی کوتاهی انجام داده است. حالا و پس از این اقدام ترکیه، شرایط به سمت و سویی رفته که احتمالا، خروج پ.ک.ک از شنگال سخت تر و دشوارتر می شود و مسعود بارزانی هم در شرایطی قرار می گیرد که از دیدگاه منتقدین و مخالفین او، ناچار است روز به روز، برای تداوم رابطه با ترکیه، هزینه های سنگین  تری بپردازد. بنابراین می توان گفت، این اقدام ترکیه نتیجه اثرگذار و مثبتی به دنبال نداشته است و از پیامد های آن، می توان به گله مند شدن عراق از ترکیه و همچنین به احتمال ماندگار شدن پ.ک.ک در شنگال، اشاره کرد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمدحسین عظیمی؛

نقشه جریان سلطه برای تجزیه منطقه

در خصوص تغییرات استراتژیک و ژئوپولتیک منطقه جنوب غرب آسیا و تنش های فزاینده در این حوزه جغرافیایی گفت: آنچه اکنون در این منطقه شاهد آن هستیم، پیشتر بصورت مدون در اسناد مکتوب و آشکار ایالات متحده به چاپ رسیده است. پس از جنگ اول خلیج فارس، موسوم به عملیات توفان صحرا در سال 1992، وزیر وقت دفاع ایالات متحده، دیک چنی، پل ولفوویتز را مامور کرد تا برای دوران پساجنگ سرد، سندی راهبردی در خصوص امنیت ملی آمریکا تهیه کند. ولفوویتز به واسطه برجسته ترین کارشناسان پنتاگون طرحی موسوم به راهنمای سیاستگذاری دفاعی را تدوین کرد که در همان سال به تصویب رسید. این سندبالا دستی در کنار 4 طرح کلان دیگر با عناوین سیاست ملی انرژی آمریکا، استراتژی امنیت ملی ایالات متحده، بازسازی نیروی دفاعی و پروژه قرن جدید در دستور کار قرار گرفت. مهندس عظیمی با اشاره به راهبرد تجزیه کشورهای منطقه و ایجاد خاکریز امنیت ساز برای رژیم صهیونیستی افزود: اما نزدیک به 10 سال بعد و در سال 2001 ،  سندی تحت عنوان کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21 منتشر شد که این کتاب حاوی نکات قابل تامل و دقیقی است که نقشه راه این کشور برای حداقل 25 سال آینده و سلطه بر منطقه موسوم به خاورمیانه را توصیف می کند. در این سند راهبردی، آشکارا از تقسیم خاورمیانه به کشورهای کوچکتر سخن به میان آمده و گسل هایی که در آینده باید مورد تحریک قرار بگیرند و فعال شوند، برشمرده شده است. خیلی زود افغانستان و عراق به اشغال در آمدند تا زمینه برای حضور و تقسیم کیک بزرگ خاورمیانه فراهم شود. در یک پروسه کوتاه مدت، عراق به سه قسمت کرد نشین، سنی مذهب و شیعه نشین تقسیم شد تا نطفه تغییرات بعدی گذاشته شود. در ژوئن 2006 کاندولیزا رایس، وزیرخارجه وقت آمریکا در پایتخت رژیم صهیونیستی، تل آویو، برای اولین بار از واژه خاورمیانه جدید به جای کلیدواژه خاورمیانه بزرگ استفاده کرد. در نقشه راهی که بعدا منتشر و اجرایی شد، قرار بود موجی از آشوب، درگیری، خشونت و جنگ از مرزهای لبنان، فلسطین و علی الخصوص سوریه آغاز شود و تا عراق، ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس امتداد یابد. این بازچینش مرزها، در ظاهر بر اساس ابعاد قومی-مذهبی شکل می گرفت اما در حقیقت، سه هدف عمده دیگر پی گیری میشد. اولا- کشورهای عمدتا اسلامی در پروژه بالکانیزاسیون جنوب غرب آسیا، به ایالات های کوچک و بی خطر تبدیل می شدند. ثانیا- منابع انرژی آنها در چنبره و سیطره کمپانی های غربی و سرپرده عربی قرار می گرفتند و ثالثا- ظرفیت اقدام علیه نظام سلطه یا رژیم صهیونیستی، آشکارا تحلیل می رفت. دبیرکل جبهه حامیان انقلاب اسلامی با اشاره به بخش های از کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21 افزود: در این سند بالادستی گفته شده "در 25 سال آینده در رهبری سیاسی عراق، ایران، مصر، عربستان و سوریه، تغییرات نسلی رخ خواهد داد و چنانچه رژیم ایران و رژیم بعثی عراق ...

تازه ترین اخبار