رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 54 خبر


  • سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۳ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Tuesday 19 February
تهران لطیف
٣(°C)
وزش باد ٧(mph)
فشار ٢۵.٩٢(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٩٢(in)
  • یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۶
  • کد خبر : 32790
  • مشاهده : 180 بازدید
  • خبر مهم1
  • چاپ خبر : پیامدهای ماجراجویی ترکیه
محمدعلی دستمالی؛

پیامدهای ماجراجویی ترکیه

شهر «شنگال» یا به قول اعراب «سنجار»، مهمترین دیار و ماوای کرد های ایزدی است. البته بخشی از ایزدیان، بر این باورند که ایزدی بودن، در واقع به معنی برخورداری از یک ویژگی هویتی خاص است و لازم نیست آنان را «کُرد» بخوانند. پیداست که تحلیل دقیق جوانب تاریخی، اسطوره شناسی و فکری این موضوع، در تحلیل […]

شهر «شنگال» یا به قول اعراب «سنجار»، مهمترین دیار و ماوای کرد های ایزدی است. البته بخشی از ایزدیان، بر این باورند که ایزدی بودن، در واقع به معنی برخورداری از یک ویژگی هویتی خاص است و لازم نیست آنان را «کُرد» بخوانند. پیداست که تحلیل دقیق جوانب تاریخی، اسطوره شناسی و فکری این موضوع، در تحلیل کوتاه در مورد بمباران این دیار تاریخی توسط جنگنده های ترکیه، نمی گنجد. شنگال از نظر حاکمیت سیاسی و اداری، از مناطق  موردمناقشه   است و از منظر حقوقی و اجرایی، به دولت مرکزی عراق وابسته است. با این حال، همواره یگانی از نیرو های پیشمرگ، برای محافظت از این منطقه، در شنگال حضور داشته اند. اگر به خاطر داشته باشیم؛ پس از هجوم وحشیانه گروه تروریستی – تکفیری داعش، نیرو های پیشمرگ حزب دموکرات کردستان (پارتی) که تحت امر و فرمان مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق هستند، فرار کرده و حاضر نشدند در برابر داعشی ها بجنگند. نتیجه آن شد که بیش از هزار زن و دختر ایزدی، بر مبنای عقاید منحرفانه سران داعشی، ربوده شده و به عنوان کنیز فروخته شدند و یکی از تلخترین وقایع تاریخ ایزدیان، رقم خورد. در همان دوران بود که نیرو های پ.ک.ک (حزب کارگران کردستان ترکیه)، از این فرصت زرین استفاده کرده و نیرو های خود را در شنگال مستقر کردند. آنان نه تنها با داعشی ها جنگیدند، بلکه موفق شدند هزاران زن و کودک آواره و از ترس جان گریخته ایزدی را از خطر مرگ، تشنگی و گرسنگی از کوهستان عظیم و سنگلاخی شنگال، به مناطق کردنشین شمال سوریه منتقل کنند و به این ترتیب، نام خود را به عنوان مدافعین ایزدیان، بر سر زبان ها بیندازند. در واقع، در این مسئله تراژیک مهم نیز معادلات حزبی و جناحی کار خود را کرد و هر کدام از دو نیروی مهم پ.ک.ک و بارزانی، به دنبال آن بود تا از این موضوع، حداکثر استفاده سیاسی را ببرد. حتی کار به جایی رسید که صلاح الدین دمیرتاش رهبر حزب دموکراتیک خلق ها (HDP) در ترکیه، برای اداره شنگال، ایده ضرورت تشکیل یک حکومت خودگردان محلی کوچک را به میان آورد و اعلام کرد که لازم نیست این منطقه، به اقلیم کردستان عراق الحاق شود. اندکی پس از او، چهره های دیگر این حزب و سایر نهاد های اقماری پ.ک.ک نیز همین ایده را در مورد کرکوک مطرح کردند و خشم مسعود بارزانی را به بالاترین درجه رساندند اما بعد ها مسعود بارزانی، اقدامات سیاسی – رسانه ای خاصی انجام داد که در اذهان و افکار عمومی، افتخار آزاد سازی شنگال، نصیب نیرو های پیشمرگ تحت فرمان او باشد و نامی از پ.ک.ک به میان نیاید. با این حال، پ.ک.ک نه تنها نیروهای خود را در بسیاری از نقاط حساس این منطقه مستقر کرد، بلکه نیرو و تشکیلات جدیدی به نام «یگان های مدافع شنگال» با نام اختصاری «ی.ب.ش»، تاسیس کرده و جوانان ایزدی را مسلح کرد و به عبارتی روشن، بارزانی و پ.ک.ک، ایزدیان را به دو گروه تقسیم بندی کردند! ماندن در شنگال برای پ.ک.ک، از سه جهت مهم بوده و هست:

نخست این که، پ.ک.ک پس از شکست های سنگین چند سال اخیر و فقدان برخورداری از توان اثرگذاری بر مناطق مختلف اقلیم کردستان عراق، فضای مناسبی پیدا کرد که می توانست در آنجا بدون اعتراض دولت عراق، نشو و نما کرده و تعدادی از جوانان ایزدی را به عنوان جنگاور و کادر جدید الورود، آموزش دهد و حمایت بخشی از کرد های ایزدی مقیم اروپا را نیز به دست بیاورد.

دوم؛ جغرافیای خاص کوهستان شنگال، از موقعیت سوق الجیشی خاصی برای اشراف بر بخشی از شمال سوریه برخوردار است و هر نیرویی که بتواند گذرگاه ربیعه در نزدیکی شنگال را در اختیار بگیرد، می تواند کانال یا کریدور ورود و خروج خوبی برای تردد بین شمال عراق و شمال سوریه، پیدا کند و در شرایطی که بین پ.ک.ک و بارزانی شکرآب شده و امکان استفاده از گمرک «سِمالکا» بر فراز پل ایجاد شده بر روی رودخانه دجله وجود ندارد و عملا ترددی بین شهر های کردنشین نزدیک به حسکه سوریه و اقلیم کردستان وجود ندارد، شنگال، یک نقطه خوب و مطلوب برای استقرار نیرو های پ.ک.ک است و می تواند قرارگاهی اثرگذار برای مدیریت شمال سوریه باشد.

سوم؛ در شرایطی که در سه سال اخیر، هواپیما های نیروی هوایی ارتش ترکیه، بار ها کوهستان قندیل را به عنوان اصلی ترین لانه وقرارگاه پ.ک.ک، بمباران کرده اند، انتظار می رفت که چنین اتفاقی برای شنگال روی ندهد و این منطقه، رفته رفته به جایگزینی برای قندیل تبدیل شود و پ.ک.ک، روز به روز، خود را در این دیار، قدرتمندتر کند. در چند ماه اخیر، بار ها مقامات اقلیم کردستان عراق از جمله نیچروان بارزانی نخست وزیر اقلیم، از پ.ک.ک خواستند این منطقه را ترک کند و در سفر بنالی ایلدرم نخست وزیر ترکیه به عراق نیز، مقامات عراقی به صورت ضمنی، نارضایتی خود از تداوم استقرار پ.ک.ک در شنگال را اعلام کردند اما با توجه به این که بغداد، تمایل ندارد که پس از خروج پ.ک.ک، شنگال به دست بارزانی بیفتد، به شکل قاطعانه ای از درخواست ترکیه حمایت نکرد. از دیگر سو، سران پ.ک.ک نیز که قبلا قول داده بودند از شنگال بیرون بروند، پس از تهدیدات نیچروان بارزانی، بر ماندن نیروهایشان اصرار کردند و مجموع این شرایط، ترکیه را به این نتیجه رساند که تنها راه اعمال فشار و تغییر تصمیم سران پ.ک.ک، بمباران هوایی است. حکومت ترکیه اعلام کرده که پیش از عملیات، این مسئله را به اطلاع آمریکا، روسیه و اقلیم کردستان عراق رسانده اما جالب اینجاست که حاضر نشده کوچکترین هماهنگی با دولت مرکزی عراق انجام دهد. از دیگر سو، آمریکا و روسیه که در شمال سوریه با پ.ک.ک در حال همکاری و هماهنگی هستند، حاضر نشده اند پ.ک.ک را از این خطر بزرگ آگاه کنند و در این میان، نکته مهم و برجسته، این است که نیروی هوایی ترکیه در رصد و شلیک، مرتکب خطا شده و به جای نیرو های پ.ک.ک، مواضع پیشمرگ های بارزانی را هدف گرفته و این اقدام، موجب کشته شدن شش پیشمرگ شده و رجب طیب اردوغان رئیس جمهور و ایلدرم نخست وزیر ترکیه، در تماس تلفنی با مسعود بارزانی، صرفا به اعلام تاسف و تاثر بسنده کرده و اردوغان در غروب روز جمعه، در این مورد، به صورت حضوری با نیچروان بارزانی، گفت وگوی کوتاهی انجام داده است. حالا و پس از این اقدام ترکیه، شرایط به سمت و سویی رفته که احتمالا، خروج پ.ک.ک از شنگال سخت تر و دشوارتر می شود و مسعود بارزانی هم در شرایطی قرار می گیرد که از دیدگاه منتقدین و مخالفین او، ناچار است روز به روز، برای تداوم رابطه با ترکیه، هزینه های سنگین  تری بپردازد. بنابراین می توان گفت، این اقدام ترکیه نتیجه اثرگذار و مثبتی به دنبال نداشته است و از پیامد های آن، می توان به گله مند شدن عراق از ترکیه و همچنین به احتمال ماندگار شدن پ.ک.ک در شنگال، اشاره کرد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

جرج سوروس؛

اتحادیه اروپا مانند شوروی فرو می‌پاشد

رویداد‌های کم سابقه در اروپا، از صعود احزاب راستگرا گرفته تا خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، آینده این اتحادیه را به حدی در خطر قرار داده که برخی متفکران غربی درباره بروز آشفتگی در اتحادیه اروپا و دچار شدن آن به سرنوشت شوروی هشدار می‌دهند. جورج سوروس، میلیاردر آمریکایی-مجارستانی، که به شدت از جوامع باز حمایت می‌کند، مدتی است از افزایش تهدیدات برای اینگونه جوامع سخن می‌گوید. رئیس بنیاد‌های جامعه باز، اخیرا چند یادداشت در این زمینه نوشته و از احتمال افول جوامع باز، خصوصا در اروپا، هشدار داده است. او در جدیدترین یادداشت خود، که در وبگاه «پراجکت سیندیکیت» منتشر شده، از اروپا خواست که بیدار شود و در برابر تهدیدات دشمنانش از ارزش‌های خود دفاع کند. «اروپا ناخواسته به سمت نیستی گام برمی‌دارد و مردم اروپا باید، قبل از اینکه بسیار دیر شود، بیدار شوند. اگر بیدار نشوند، اتحادیه اروپا به سرنوشت شوروی در سال ۱۹۹۱ مبتلا خواهد شد. ظاهرا نه رهبران و نه شهروندان عادی ما نمی‌فهمند که ما در حال تجربه یک لحظه انقلابی هستیم و طیف احتمالات بسیار گسترده است و لذا نتیجه نهایی به شدت مبهم است. اغلب ما گمان می‌کنیم که آینده کم‌وبیش شبیه حال خواهد بود. اما ضرورتا اینگونه نیست. در عمر طولانی و پرماجرایم، من بسیاری از دوره‌ها را دیده‌ام که آن‌ها را بی‌تعادلی رادیکال می‌نامم. امروز ما در چنین مرحله‌ای زندگی می‌کنیم.» سوروس ادامه داد: «مرحله تغییر بعدی، انتخابات پارلمان اروپا در می ۲۰۱۹ خواهد بود. متاسفانه، نیرو‌های ضداروپایی در انتخابات، از مزیت رقابتی برخوردار خواهند بود. دلایل متعددی برای این امر وجود دارد. از جمله: سیستم تحزب کهنه که در اکثر کشور‌های اروپایی نفوذ دارد، امکان‌ناپدیری عملی برای تغییر معاهدات و فقدان ابزار‌های قانونی برای منضبط کردن کشور‌های عضو که اصولی را زیرپا می‌گذارند که اتحادیه اروپا بر اساس آن‌ها تاسیس شده است. اتحادیه اروپا می‌تواند قوانین خود را بر کشور‌های متقاضی اعمال کند، اما فاقد ظرفیت کافی برای وادار کردن کشور‌های عضو به پایبندی است.» به نوشته این میلیاردر، سیستم تحزب کهنه مانع کسانی می‌شود که می‌خواهند ارزش‌هایی را حفظ کنند که اتحادیه اروپا بر اساس آن‌ها تاسیس شده است. این سیستم در مقابل، به کسانی که می‌خواهند آن ارزش‌ها را با ارزش‌های به شدت متفاوت عوض کنند، کمک می‌کند. سیسم تحزب کشور‌های فردی، شکاف‌هایی را منعکس می‌کند که در قرن‌های نوزدهم و بیستم اهمیت داشتند. مثل نزاع میان سرمایه‌دار و کارگر. اما شکافی که امروز بیشترین اهمیت را دارد، شکاف میان نیرو‌های هوادار و ضد اتحادیه اروپا است. کشور مسلط در اتحادیه اروپا، آلمان است و ائتلاف سیاسی مسلط در آلمان –میان اتحادیه دمکراتیک مسیحی (CDU) و اتحادیه سوسیال مسیحی (CSU) مستقر در باواریا – ناپایدار شده است. این ائتلاف تا زمانی کارآمد بود که هیچ حزب راستگرای مهمی در کنار CSU در باواریا وجود نداشت. با صعود حزب افراطی «جایگزین برای آلمان» (AfD) وضعیت تغییر کرد. در انتخابات سپتامبر گذشته آلمان، نتایج CSU در شش دهه گذشته، بدترین نتایج بود و AfD توانست برای نخستین ...

تازه ترین اخبار