رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 57 خبر


  • جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶
  • الجمعة ۲۵ ذو القعدة ۱۴۳۸
  • 2017 Friday 18 August
تهران لطیف
٣١(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۵.٩٠(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٩٠(in)
  • یکشنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۶
  • کد خبر : 32790
  • مشاهده : 78 بازدید
  • خبر مهم1
  • چاپ خبر : پیامدهای ماجراجویی ترکیه
محمدعلی دستمالی؛

پیامدهای ماجراجویی ترکیه

شهر «شنگال» یا به قول اعراب «سنجار»، مهمترین دیار و ماوای کرد های ایزدی است. البته بخشی از ایزدیان، بر این باورند که ایزدی بودن، در واقع به معنی برخورداری از یک ویژگی هویتی خاص است و لازم نیست آنان را «کُرد» بخوانند. پیداست که تحلیل دقیق جوانب تاریخی، اسطوره شناسی و فکری این موضوع، در تحلیل […]

شهر «شنگال» یا به قول اعراب «سنجار»، مهمترین دیار و ماوای کرد های ایزدی است. البته بخشی از ایزدیان، بر این باورند که ایزدی بودن، در واقع به معنی برخورداری از یک ویژگی هویتی خاص است و لازم نیست آنان را «کُرد» بخوانند. پیداست که تحلیل دقیق جوانب تاریخی، اسطوره شناسی و فکری این موضوع، در تحلیل کوتاه در مورد بمباران این دیار تاریخی توسط جنگنده های ترکیه، نمی گنجد. شنگال از نظر حاکمیت سیاسی و اداری، از مناطق  موردمناقشه   است و از منظر حقوقی و اجرایی، به دولت مرکزی عراق وابسته است. با این حال، همواره یگانی از نیرو های پیشمرگ، برای محافظت از این منطقه، در شنگال حضور داشته اند. اگر به خاطر داشته باشیم؛ پس از هجوم وحشیانه گروه تروریستی – تکفیری داعش، نیرو های پیشمرگ حزب دموکرات کردستان (پارتی) که تحت امر و فرمان مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان عراق هستند، فرار کرده و حاضر نشدند در برابر داعشی ها بجنگند. نتیجه آن شد که بیش از هزار زن و دختر ایزدی، بر مبنای عقاید منحرفانه سران داعشی، ربوده شده و به عنوان کنیز فروخته شدند و یکی از تلخترین وقایع تاریخ ایزدیان، رقم خورد. در همان دوران بود که نیرو های پ.ک.ک (حزب کارگران کردستان ترکیه)، از این فرصت زرین استفاده کرده و نیرو های خود را در شنگال مستقر کردند. آنان نه تنها با داعشی ها جنگیدند، بلکه موفق شدند هزاران زن و کودک آواره و از ترس جان گریخته ایزدی را از خطر مرگ، تشنگی و گرسنگی از کوهستان عظیم و سنگلاخی شنگال، به مناطق کردنشین شمال سوریه منتقل کنند و به این ترتیب، نام خود را به عنوان مدافعین ایزدیان، بر سر زبان ها بیندازند. در واقع، در این مسئله تراژیک مهم نیز معادلات حزبی و جناحی کار خود را کرد و هر کدام از دو نیروی مهم پ.ک.ک و بارزانی، به دنبال آن بود تا از این موضوع، حداکثر استفاده سیاسی را ببرد. حتی کار به جایی رسید که صلاح الدین دمیرتاش رهبر حزب دموکراتیک خلق ها (HDP) در ترکیه، برای اداره شنگال، ایده ضرورت تشکیل یک حکومت خودگردان محلی کوچک را به میان آورد و اعلام کرد که لازم نیست این منطقه، به اقلیم کردستان عراق الحاق شود. اندکی پس از او، چهره های دیگر این حزب و سایر نهاد های اقماری پ.ک.ک نیز همین ایده را در مورد کرکوک مطرح کردند و خشم مسعود بارزانی را به بالاترین درجه رساندند اما بعد ها مسعود بارزانی، اقدامات سیاسی – رسانه ای خاصی انجام داد که در اذهان و افکار عمومی، افتخار آزاد سازی شنگال، نصیب نیرو های پیشمرگ تحت فرمان او باشد و نامی از پ.ک.ک به میان نیاید. با این حال، پ.ک.ک نه تنها نیروهای خود را در بسیاری از نقاط حساس این منطقه مستقر کرد، بلکه نیرو و تشکیلات جدیدی به نام «یگان های مدافع شنگال» با نام اختصاری «ی.ب.ش»، تاسیس کرده و جوانان ایزدی را مسلح کرد و به عبارتی روشن، بارزانی و پ.ک.ک، ایزدیان را به دو گروه تقسیم بندی کردند! ماندن در شنگال برای پ.ک.ک، از سه جهت مهم بوده و هست:

نخست این که، پ.ک.ک پس از شکست های سنگین چند سال اخیر و فقدان برخورداری از توان اثرگذاری بر مناطق مختلف اقلیم کردستان عراق، فضای مناسبی پیدا کرد که می توانست در آنجا بدون اعتراض دولت عراق، نشو و نما کرده و تعدادی از جوانان ایزدی را به عنوان جنگاور و کادر جدید الورود، آموزش دهد و حمایت بخشی از کرد های ایزدی مقیم اروپا را نیز به دست بیاورد.

دوم؛ جغرافیای خاص کوهستان شنگال، از موقعیت سوق الجیشی خاصی برای اشراف بر بخشی از شمال سوریه برخوردار است و هر نیرویی که بتواند گذرگاه ربیعه در نزدیکی شنگال را در اختیار بگیرد، می تواند کانال یا کریدور ورود و خروج خوبی برای تردد بین شمال عراق و شمال سوریه، پیدا کند و در شرایطی که بین پ.ک.ک و بارزانی شکرآب شده و امکان استفاده از گمرک «سِمالکا» بر فراز پل ایجاد شده بر روی رودخانه دجله وجود ندارد و عملا ترددی بین شهر های کردنشین نزدیک به حسکه سوریه و اقلیم کردستان وجود ندارد، شنگال، یک نقطه خوب و مطلوب برای استقرار نیرو های پ.ک.ک است و می تواند قرارگاهی اثرگذار برای مدیریت شمال سوریه باشد.

سوم؛ در شرایطی که در سه سال اخیر، هواپیما های نیروی هوایی ارتش ترکیه، بار ها کوهستان قندیل را به عنوان اصلی ترین لانه وقرارگاه پ.ک.ک، بمباران کرده اند، انتظار می رفت که چنین اتفاقی برای شنگال روی ندهد و این منطقه، رفته رفته به جایگزینی برای قندیل تبدیل شود و پ.ک.ک، روز به روز، خود را در این دیار، قدرتمندتر کند. در چند ماه اخیر، بار ها مقامات اقلیم کردستان عراق از جمله نیچروان بارزانی نخست وزیر اقلیم، از پ.ک.ک خواستند این منطقه را ترک کند و در سفر بنالی ایلدرم نخست وزیر ترکیه به عراق نیز، مقامات عراقی به صورت ضمنی، نارضایتی خود از تداوم استقرار پ.ک.ک در شنگال را اعلام کردند اما با توجه به این که بغداد، تمایل ندارد که پس از خروج پ.ک.ک، شنگال به دست بارزانی بیفتد، به شکل قاطعانه ای از درخواست ترکیه حمایت نکرد. از دیگر سو، سران پ.ک.ک نیز که قبلا قول داده بودند از شنگال بیرون بروند، پس از تهدیدات نیچروان بارزانی، بر ماندن نیروهایشان اصرار کردند و مجموع این شرایط، ترکیه را به این نتیجه رساند که تنها راه اعمال فشار و تغییر تصمیم سران پ.ک.ک، بمباران هوایی است. حکومت ترکیه اعلام کرده که پیش از عملیات، این مسئله را به اطلاع آمریکا، روسیه و اقلیم کردستان عراق رسانده اما جالب اینجاست که حاضر نشده کوچکترین هماهنگی با دولت مرکزی عراق انجام دهد. از دیگر سو، آمریکا و روسیه که در شمال سوریه با پ.ک.ک در حال همکاری و هماهنگی هستند، حاضر نشده اند پ.ک.ک را از این خطر بزرگ آگاه کنند و در این میان، نکته مهم و برجسته، این است که نیروی هوایی ترکیه در رصد و شلیک، مرتکب خطا شده و به جای نیرو های پ.ک.ک، مواضع پیشمرگ های بارزانی را هدف گرفته و این اقدام، موجب کشته شدن شش پیشمرگ شده و رجب طیب اردوغان رئیس جمهور و ایلدرم نخست وزیر ترکیه، در تماس تلفنی با مسعود بارزانی، صرفا به اعلام تاسف و تاثر بسنده کرده و اردوغان در غروب روز جمعه، در این مورد، به صورت حضوری با نیچروان بارزانی، گفت وگوی کوتاهی انجام داده است. حالا و پس از این اقدام ترکیه، شرایط به سمت و سویی رفته که احتمالا، خروج پ.ک.ک از شنگال سخت تر و دشوارتر می شود و مسعود بارزانی هم در شرایطی قرار می گیرد که از دیدگاه منتقدین و مخالفین او، ناچار است روز به روز، برای تداوم رابطه با ترکیه، هزینه های سنگین  تری بپردازد. بنابراین می توان گفت، این اقدام ترکیه نتیجه اثرگذار و مثبتی به دنبال نداشته است و از پیامد های آن، می توان به گله مند شدن عراق از ترکیه و همچنین به احتمال ماندگار شدن پ.ک.ک در شنگال، اشاره کرد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مهدی جهان تیغی؛

اعتصاب غذایی که جدی است!

برخی منابع ضد انقلاب مرتبط با کروبی و شریکان سیاسی اش، خبر داده اند که وی از دو روز قبل اعتصاب غذای خشک را آغاز کرده است! طی ساعات گذشته نیز برخی از چهره های سیاسی مرتبط با جریان فتنه نیز در داخل کشور هیاهوی زیادی در این باره به راه انداخته اند . این افراد آنقدر با عجله و شتاب زده در حال هیاهو هستند که گویی می خواهند از تمام پروژه های عقب افتاده این سال ها در فرصت اعتصاب غذایی کروبی استفاده کرده و حداقل کمی به اجرا نزدیک تر کنند. اما به نظر می رسد که به دلایل ذیل این بار باید پروژه جدید سیاسی پیاده شده علیه کروبی را جدی گرفت: یک: بین برقرای مجدد ارتباط برخی عناصر مشخص و تابلو دار حزب مشارکت و نهضت ملی و آزادی - که همگی کارنامه مشخصی در سال 88 دارند- با مهدی کروبی به بهانه ملاقات از او طی روزهای گذشته و پروژه جدید سیاسی و رسانه ای این روزها ارتباط مستقیمی وجود دارد. همین مساله نیز نشان می دهد که اولا چرا باید سران فتنه در حصر باشند زیرا هم زمینه شروع فتنه جدید را دارند و هم نزدیکانی دارند که به محض برقراری ارتباط؛ آنها را در مسیر مجدد فتنه انگیزی قرار می دهند. بی جهت نیست که حمیدرضا جلایی‌پور برای رفع حصر تدریجی، پیشنهادی چند مرحله‌ای و مبتنی بر گام های متقابل «نظام» و «اصلاح‌طلبان» داده که یکی از اصلی ترین گام های آن این است که دوستان محصورین بتوانند آزادانه به دیدار آنها بروند! دوم: فضای ملتهب انتخاباتی در اردیبهشت ماه سال جاری با مدیریت عالی نظام خیلی زود پشت سرگذاشته شد و اینک با وجودی که بحث رای اعتماد به کابینه های جدید همواره چالش های سیاسی را در کشور به همراه داشته ولی این بار شاهد فضای آرام سیاسی در کشور هستیم. برای آن دسته از اصلاح طلبان که حیات سیاسی شان در شرایط آرام جامعه به پایان خود نزدیک می شود، التهاب آفرینی و ایجاد موج های سنگین سیاسی یک ضرورت حیاتی است. به همین دلیل باید بر حواشی پیرامونی مهدی کروبی بدمند؛ زیرا می تواند مدت دیگری به حیات سیاسی برخی اصلاح طلبان افراطی ولو اندک بیافزاید. سوم: اما پروژه جدید پیاده شده با علم کردن ناشیانه دوباره مهدی کروبی ادامه همان راه بسته فشار اصلاح طلبان به دولت آنهم پس از ناکامی در چینش برخی نیروهای مدنظر در کابینه دولت دوازدهم است. اصلاح طلبان افراطی که این روزها توییت های زیادی شخصا برای مهدی کروبی منتشر می کنند، هم از دولت در حال انتقام گرفتن هستند و هم می خواهند حداقل دولت را برای چینش معاونین وزرا و مدیریت های کلان مجبور به عقب نشینی کنند. این که توییت مستقیم خطاب به روحانی درباره حصر این روزها از طرف برخی اصلاح طلبان مشارکتی زیاد شده حاوی پیام مستقیم به خود رئیس جمهور برای عقب نشینی و تن دادن به سهم خواهی آنها است. در این معامله آنها مطالبه رفع حصر ...

تازه ترین اخبار