رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
  • الجمعة ۵ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 24 November
تهران تا قسمتی ابری
١١(°C)
وزش باد ١۶(mph)
فشار ٢۵.٩٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۵.٩٧(in)
  • سه شنبه ۲۹ دی ۱۳۹۴ - ۲۰:۰۹
  • کد خبر : 34
  • مشاهده : 111 بازدید
  • گفتگو
  • چاپ خبر : تقسیم کار تل آویو و ریاض در روز اجرای برجام
مهمترین اتفاقات ساعات آینده در حوزه پرونده هسته ای؛

تقسیم کار تل آویو و ریاض در روز اجرای برجام

بازی مشترک رژیم صهیونیستی و آل سعود با نزدیک تر شدن به لحظه اجرایی شدن توافق هسته ای میان ایران و اعضای ۱+۵ سرعت بیشتری به خود گرفته است.

خبرگزاری مهر/ گروه بین الملل ـ حنیف غفاری: بازی مشترک دو رژیم صهیونیستی و سعودی از همان دوران برگزاری مذاکرات هسته ای ایران و اعضای ۱+۵ و در مقاطع زمانی و گلوگاه های مکانی مختلف در جریان بود. اصلی ترین تلاش آل سعود و رژیم صهیونیستی مبنی بر جلوگیری از جمع بندی مشترک مذاکرات هسته ای میان ایران و اعضای ۱+۵ در نهایت ناکام ماند و در تیرماه ۱۳۹۴ شاهد جمع بندی مشترک مذاکرات هسته ای بودیم. با این حال ناکامی ریاض و تل آویو مانع از استمرار بازی آنها علیه توافق هسته ای میان ایران و اعضای ۱+۵ نشده است.

هم اکنون اصلی ترین استراتژی تل آویو و ریاض به ترتیب «بر هم زدن کلیت برجام» و «مهار تبعات توافق هسته ای با ایران» می باشد. در این خصوص رژیم صهیونیستی هم به صورت مستقیم و هم از طریق لابی آیپک همچنان مشغول یارگیری در مجلس نمایندگان و سنای ایالات متحده آمریکا جهت وضع تحریم های جدید علیه ایران است.

از سوی دیگر؛ با توجه به آسیب پذیر بودن برجام در صورت نقض ماده ۲۹ سند امضا شده میان طرف های مذاکره کننده، هر گونه تحریم یا حتی ایجاد محدودیت جدید علیه ایران می تواند منجر به بر هم خوردن کلیت این معادله شود.

موضوع دیگر اینکه تل آویو از اکنون حساب ویژه ای بر روی دولت بعدی ایالات متحده آمریکا باز کرده است. حتی اگر هیلاری کلینتون از حزب دموکرات به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا برگزیده شود، به دلیل نزدیک بودن مواضع وی با تل آویو و لابی آیپک، استراتژی حفظ قطعی توافق هسته ای را در پیش نخواهد گرفت.

درباره جمهوریخواهان اما؛ این قاعده پررنگ تر است. وجه مشترک دونالد ترامپ، تد کروز، مارک روبیو، جب بوش و بن کارسون مخالفت با توافق هسته ای صورت گرفته میان ایران و اعضای ۱+۵ و وحشتناک خواندن این توافق است. از این رو اصلی ترین استراتژی تل آویو در برهه فعلی حول ابطال توافق هسته ای متمرکز شده است.

با این حال در استراتژی موازی که از سوی عربستان سعودی و با هماهنگی تل آویو اجرا می شود، موضوع «مهار تبعات توافق هسته ای» مد نظر قرار گرفته و جنگ روانی آل سعود با تهران طی هفته های اخیر وارد مرحله شدیدی شده است. آل سعود پس از به شهادت رساندن شیخ نمر رهبر شیعیان عربستان سعودی، در صدد تشدید منازعات تبلیغاتی و روانی خود علیه ایران در منطقه بر آمد و بدیهی است که این اقدام آل سعود به صورتی هدفمند صورت گرفته است.

با این حال تلاش عربستان سعودی جهت مهار تبعات توافق هسته ای میان ایران و اعضای ۱+۵ تنها جنبه ای روانی ندارد. این موضوع دارای جنبه ای اقتصادی نیز می باشد. کاهش شدید قیمت نفت اوپک سیاستی از سوی آل سعود در راستای جلوگیری از افزایش سود اقتصادی و نفتی ایران در دوران پسا برجام محسوب می شود.

بر این مبنا؛ سیاست نفتی بازدارنده آل سعود در اوپک همچنان ادامه دارد و خط کشی برجام با شبکه های نفت، هدف گذاری مقطعی آل سعود در این برهه را تشکیل می دهد.

در نهایت اینکه میان تل آویو و ریاض در روز اجرایی شدن برجام تقسیم کار مشترکی صورت گرفته است که بر اساس آن بتوانند آثار برجام را هم به صورت ماهوی و ذاتی و هم به صورت تبعی از بین برده و مهار کنند. در چنین شرایطی دستگاه سیاست خارجی ما باید بازی هوشمندانه ای را در مقابل توطئه مشترک رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی صورت دهد. اصلی ترین پیش شرط این بازی هوشمندانه، آمادگی برای همه گزینه ها در مقابل کارشکنی های بعدی دشمنان منطقه ای جمهوری اسلامی ایران است. ضمن آنکه کارشکنی های احتمالی ایالات متحده آمریکا تحت تاثیر لابی های تل آویو و آل سعود را نمی توان نادیده انگاشت.

بدیهی است که هر گونه نگاه خوش بینانه و احساسی در برهه فعلی و فارغ شدن از احتمالاتی که ممکن است در پیش روی ما قرار گیرد، می تواند به پاشنه آشیل برجام طی ماه های آتی تبدیل شود. از این رو لازم است گارد بسته جمهوری اسلامی ایران در برابر ایالات متحده آمریکا و بازیگران منطقه ای مخالف برجام حفظ شود.

همچنین لازم است در قالب یک آینده پژوهی موثر، آینده محتمل و ممکن را در خصوص برجام مورد ارزیابی قرار داد و با خرد جمعی به بررسی و تحلیل داده های موجود و محتمل در مورد رفتارهای فعلی و بعدی طرف های مقابل پرداخت.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

احسان محمدی؛

۱۰ نکته یک خطی از زلزله کرمانشاه

در مورد زلزله کرمانشاه در طول چند روز گذشته دهها مقاله و گزارش نوشته شده است، شاید بتوان بخش بزرگی از این نقد و نگاه ها را در 10 خط خلاصه کرد: 1- «غافلگیر شدیم»! این جمله کوتاه عجب آزاردهنده است. مردم عادی حق دارند بگویند اما نهادهای و رسمی امدادی نه! 2- کانون زلزله در عراق است! کانون زلزله در ایران است! ... ظریفی نوشت: در خاورمیانه حتی کسی مسئولیت زلزله را هم بر عهده نمی گیرد! 3- نهادهایی که وارد صحنه بحران می شوند، «مارادونا» نیستند و باید دست از تک روی بردارند. کار جمعی هماهنگ از سوی نهادهای فعال بزرگترین خلا این بحران بود. 4- جریان خبری از دست رسانه های رسمی خارج شد. از تک صدایی به «همه صدایی» رسیده ایم. آمیزه ای از حقیقت، شایعه، اعتماد، بی اعتمادی! 5- مهمترین پرسشی که این زلزله و مدیریت آن در اذهان ایجاد کرد این بود: اگر در تهران زلزله شود چه قیامتی می شود؟ 6- یکی از نشانه های اینکه مردم این همه به علی دایی، صادق زیباکلام و ... اعتماد کردند، بی اعتمادی به برخی نهادها و سازمان هاست. 7- این مردم فوق العاده اند. بی نظیرند. شاهکارند. قدرشان را بدانید. آنها البته عذرخواهی می کنند که هلی کوپتر شخصی نداشتند بفرستند کمک! 8- مناطق بحرانی، سایت گردشگری نیستند. وقتی تخصص نداریم، نرویم. چه پلاسکو چه کرمانشاه! 9- ما در خاورمیانه بلاخیز قرار داریم. همیشه باید مراقب، آماده و آموزش دیده برای بحران باشیم. به بچه های ما آموزش دهید. 10- مهمترین درسی که از زلزله کرمانشاه گرفتیم این است: ما درس نمی گیریم. صرفاً تکرار می کنیم.

تازه ترین اخبار