رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶
  • الجمعة ۲۹ محرم ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 20 October
تهران لطیف
١٧(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.١٣(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 2-Low
رطوبت ٢۶.١٣(in)
  • شنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۴
  • کد خبر : 34217
  • مشاهده : 112 بازدید
  • سرمقاله
  • چاپ خبر : اول هفته روحانی نرفته!

آخر هفته شد و روحانی نه تنها نرفت بلکه زیر پایش به پشتوانه آرای بیشتر مردمی سفت تر شد و این است قدرت رای مردم و نتیجه حضور حداکثری آنها در عرصه تعیین سرنوشت شان.

یکی از شعارهای انتخاباتی حامیان ابراهیم رییسی در واپسین روزهای تبلیغات دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری “آخر هفته روحانی رفته “بود.

این شعار انتخاباتی که “الحق والانصاف ” قافیه بندی و “ضرب “خوبی دارد، در اجتماع هزاران نفری حامیان رییسی در مصلای تهران سرداده شد و سپس در دو سه روز مانده به روز انتخابات در محافل و اجتماعات اصولگرایان حامی رییسی به طور مداوم و با شور و شعف خاصی تکرار می شد.

این شعار انتخاباتی تا حدی حامیان رییسی و محافل اصولگرای مخالف دولت حسن روحانی را به وجد آورده بود که حتی یک روزنامه مخالف دولت ، این شعار را به عنوان تیتر یک با حروف درشت در صفحه نخست خود کار کرد.

اول هفته روحانی نرفته!

همچنین هزاران نفر از حامیان رییسی در فضای مجازی با الهام از این شعار انتخاباتی “هشتگی” تحت عنوان ” #  روحانی برو ” درست کرده بودند و مطالب خود علیه رییس جمهور یازدهم را به این هشتگ انتخاباتی الصاق می کردند.

انتخابات تمام شد و این شعار تنها یک آرزوی دست نیافتنی برای اصولگرایان مخالف دولت روحانی شد. نتایج اولیه از شمارش آرای انتخابات ۲۹ اردیبهشت نشان دهنده پیروزی تقریبا قطعی روحانی با فاصله ای معنادار با رقیب اصولگرایش است.

حالا چه کسی مانده و چه کسی رفته را نتایج انتخابات مشخص کرده است؛ روحانی ۴ سال دیگر در انتهای خیابان پاستور در جایگاه عالی ترین مقام اجرایی کشور خواهد بود و رقیب اصولگرایش با آرزوی دست یافتن به جایگاه روحانی وداع خواهد کرد.

روحانی ماند و خواهد ماند و رقیب اصولگرای او باید به شهر و دیار خود برود؛ اصولگرایان نیز باید با واقعیت یک روحانی به مراتب محبوب تر و قوی تر از دوره ۴ سال گذشته ، کنار آمده و آن را بپذیرند و اخلاق حکم می کند دستکم اگر با دولت دوازدهم همکاری نمی کنند؛ چوب لای چرخ دولت منتخب اکثریت مردم ایران نیز نگذارند.

آخر هفته شد و روحانی نه تنها نرفت بلکه زیر پایش به پشتوانه آرای بیشتر مردمی سفت تر شد و این است قدرت رای مردم و نتیجه حضور حداکثری آنها در عرصه تعیین سرنوشت شان.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمدحسین عظیمی؛

نقشه جریان سلطه برای تجزیه منطقه

در خصوص تغییرات استراتژیک و ژئوپولتیک منطقه جنوب غرب آسیا و تنش های فزاینده در این حوزه جغرافیایی گفت: آنچه اکنون در این منطقه شاهد آن هستیم، پیشتر بصورت مدون در اسناد مکتوب و آشکار ایالات متحده به چاپ رسیده است. پس از جنگ اول خلیج فارس، موسوم به عملیات توفان صحرا در سال 1992، وزیر وقت دفاع ایالات متحده، دیک چنی، پل ولفوویتز را مامور کرد تا برای دوران پساجنگ سرد، سندی راهبردی در خصوص امنیت ملی آمریکا تهیه کند. ولفوویتز به واسطه برجسته ترین کارشناسان پنتاگون طرحی موسوم به راهنمای سیاستگذاری دفاعی را تدوین کرد که در همان سال به تصویب رسید. این سندبالا دستی در کنار 4 طرح کلان دیگر با عناوین سیاست ملی انرژی آمریکا، استراتژی امنیت ملی ایالات متحده، بازسازی نیروی دفاعی و پروژه قرن جدید در دستور کار قرار گرفت. مهندس عظیمی با اشاره به راهبرد تجزیه کشورهای منطقه و ایجاد خاکریز امنیت ساز برای رژیم صهیونیستی افزود: اما نزدیک به 10 سال بعد و در سال 2001 ،  سندی تحت عنوان کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21 منتشر شد که این کتاب حاوی نکات قابل تامل و دقیقی است که نقشه راه این کشور برای حداقل 25 سال آینده و سلطه بر منطقه موسوم به خاورمیانه را توصیف می کند. در این سند راهبردی، آشکارا از تقسیم خاورمیانه به کشورهای کوچکتر سخن به میان آمده و گسل هایی که در آینده باید مورد تحریک قرار بگیرند و فعال شوند، برشمرده شده است. خیلی زود افغانستان و عراق به اشغال در آمدند تا زمینه برای حضور و تقسیم کیک بزرگ خاورمیانه فراهم شود. در یک پروسه کوتاه مدت، عراق به سه قسمت کرد نشین، سنی مذهب و شیعه نشین تقسیم شد تا نطفه تغییرات بعدی گذاشته شود. در ژوئن 2006 کاندولیزا رایس، وزیرخارجه وقت آمریکا در پایتخت رژیم صهیونیستی، تل آویو، برای اولین بار از واژه خاورمیانه جدید به جای کلیدواژه خاورمیانه بزرگ استفاده کرد. در نقشه راهی که بعدا منتشر و اجرایی شد، قرار بود موجی از آشوب، درگیری، خشونت و جنگ از مرزهای لبنان، فلسطین و علی الخصوص سوریه آغاز شود و تا عراق، ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس امتداد یابد. این بازچینش مرزها، در ظاهر بر اساس ابعاد قومی-مذهبی شکل می گرفت اما در حقیقت، سه هدف عمده دیگر پی گیری میشد. اولا- کشورهای عمدتا اسلامی در پروژه بالکانیزاسیون جنوب غرب آسیا، به ایالات های کوچک و بی خطر تبدیل می شدند. ثانیا- منابع انرژی آنها در چنبره و سیطره کمپانی های غربی و سرپرده عربی قرار می گرفتند و ثالثا- ظرفیت اقدام علیه نظام سلطه یا رژیم صهیونیستی، آشکارا تحلیل می رفت. دبیرکل جبهه حامیان انقلاب اسلامی با اشاره به بخش های از کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21 افزود: در این سند بالادستی گفته شده "در 25 سال آینده در رهبری سیاسی عراق، ایران، مصر، عربستان و سوریه، تغییرات نسلی رخ خواهد داد و چنانچه رژیم ایران و رژیم بعثی عراق ...

تازه ترین اخبار