رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 52 خبر


  • چهارشنبه ۷ تیر ۱۳۹۶
  • الأربعاء ۳ شوال ۱۴۳۸
  • 2017 Wednesday 28 June
تهران لطیف
٣۵(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۵.٨٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۵.٨٧(in)
  • سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۶
  • کد خبر : 34239
  • مشاهده : 26 بازدید
  • سرمقاله
  • چاپ خبر : کهنه سخنی تازه
مهندس اسفندیار رحیم مشایی؛

کهنه سخنی تازه

در چنین روزی (۲۱ ماه مه) در سال ۱۹۵۲ میلادی، یک سیاستمدار بریتانیایی طی سخنانی در پارلمان این کشور پیشنهاد کرد که کشور ایران تقسیم شود. «دانکن ساندز» که در دولت پدر زن معروفش یعنی «وینستون چرچیل»، از سیاست های او دفاع می کرد، در حالی این سخنان را بیان می کرد که قصد داشت به […]

در چنین روزی (۲۱ ماه مه) در سال ۱۹۵۲ میلادی، یک سیاستمدار بریتانیایی طی سخنانی در پارلمان این کشور پیشنهاد کرد که کشور ایران تقسیم شود. «دانکن ساندز» که در دولت پدر زن معروفش یعنی «وینستون چرچیل»، از سیاست های او دفاع می کرد، در حالی این سخنان را بیان می کرد که قصد داشت به هیئت حاکمه بفهماند که راه برخورد با ایران «تجزیه و کوچک کردن آن» است؛ روشی که حاکمان بریتانیا به خوبی آن را می شناسند و ید طولایی در آن دارند.

این جماعت که به لحاظ تاریخی، خود را مالک دنیا می شناسند، در آن برهه تاریخی که حدود ۱۴ ماه از ملی شدن نفت در ایران می گذشت و فشارهای سیاسی و اقتصادی در این مدت به تسلیم شدن و تغییر سیاست ملی نینجامیده بود، ظاهراً بسیار عصبانی تشریف داشتند. شاید این حرف و این پرسش، کودکانه و ساده اندیشانه به نظر برسد که راستی چرا باید کشوری که ملتش تصمیم گرفته است ذخایر و ثروت عمومی و خدادادی خود را ملی نماید و از انحصار بیگانگان درآورد، باید به تجزیه و تقسیم بین دو امپراطوری بریتانیا و شوروی تهدید شود؟! به راستی چرا؟! حقیقتاً برای امثال بنده که شأن انسانی و حقوقی ادعایی مترتبه در مناسبات بین المللی را به عنوان یک ضرورت اجتناب ناپذیر عمیقاً باور دارد، فهم چنین تهدیدهایی در عرصه های برجسته سیاسی و مناسبات جهانی معاصر (حدود ۷۰ سال پیش) که ادعای دموکراسی گوش فلک را کر کرده بود، بسیار دشوار است.

شاید لازم باشد بنیان های فکری و روانی حاکم بر اندیشه های موسوم به غربی را دقیق تر واکاوی و درک کرد و از این رهگذر، واقعیت های سیاسی بین المللی را، آنطور که هست، دریافت و با مسائل و موضوعات مرتبط، بدون پیش داوری ها و خیال پردازی های موهوم مواجه شد. به هر حال، بقای چنین دیدگاه ها و روحیات، و در نتیجه وجود این گونه ادعاها که لابد بر اساس نفوذ قدرت ها، مستظهر به حقوق بین الملل و برخوردار از پشتیبانی ساز و کارهای جهانی است، دور از انتظار نیست.

اکنون که سخن از ملی شدن صنعت نفت شد و با توجه به مصادفت روز جمعه هفته گذشته یعنی ۲۹ اردیبهشت ماه، با زاد روز مرحوم زنده یاد دکتر محمد مصدق، بسیار شایسته است تا از جناب ایشان و همکاران همراه او به ویژه شهید والامقام دکتر سیدحسین فاطمی به نیکی و کرامت یاد کنم.

مسئله ملی شدن نفت در ذهن بنده – مثل همه ایرانیان – امری با شکوه، مهم و ارزشمند است، لکن تجربه ی شخصی اینجانب در دولت و مشاهده مشکلات و موانع جدی بر سر راه دولت مهر و عدالت، در حل عزتمند پرونده ی هسته ای حتی تا هنگامه ای که سند توافق کاملاً آماده و تنها به امضاء نیاز داشت، موجب گردید تا مقوله ی ملی شدن صنعت نفت و کار بزرگی که مرحوم مصدق و همکارانش در شرایط سخت تاریخی با وجود «مشکلات و فشارهای داخلی و خارجی»، «ضعف مواضع شاه و دیدگاه ها و گرایش های منفعت طلبانه شخصی و خاندانی او»، و در نتیجه «ملاحظات جدی» نسبت به قدرت ها، وجود «عوامل وابسته به دول منتفذ در جایگاه های عالی حکومتی»، «پائین بودن سطح آگاهی های عمومی» و اثرپذیری عمیق و گسترده مردم، و در نتیجه «ترس ناشی از جنگ روانی بریتانیا و عوامل داخلی آن مبنی بر نتایج خطرناک مقابله با این امپراطوری» در قضیه ملی شدن نفت و … به انجام برسانند، در نگاه بنده عظمتی به مراتب والاتر یافت.

از طرف دیگر، نگاه به رویدادهای رخ داده در ماجرای مذاکرات هسته ای در دولت یازدهم، مواضع جناح ها، سیاسیون و اقطاب قدرت رسمی و غیررسمی، عملکرد به شدت زیر سؤال مجلس، مواضع متضاد و حتی متناقض نهادهای مسئول، تفاوت و تناقض در ادعاهای مسئولین مذاکره کننده در ابتدا و انتهای مذاکرات، و سرانجام عدم تحقق انتظارات اعلامی مقام معظم رهبری، قدر و منزلت کار مرحوم مصدق و همکارانش را بیشتر و بیشتر آشکار می کند.

یادم می‌آید در سال ۵۷، یعنی سال انقلاب، که داشتم دوره نوجوانی را پشت سر، و به دوران جوانی پا می گذاشتم، بدون هیچ دلیل سیاسی و صرفاً بر اساس باورهای مذهبی و معنوی، در پیروزی انقلاب هیچ تردیدی نداشتم. البته در این میان، وجود شخص امام(ره) نقش ویژه ای داشت، زیرا او را فردی عارف و واصل می دانستم و این امر موجب ایجاد اطمینانی خلل ناپذیر در من شده بود و این سبب می شد که در بحث ها و مناظرات با افراد بعضاً انقلابی که گاهی در تحلیل روند انقلاب تشکیک می کردند یا افرادی غیرباورمند به انقلاب، به هیچ وجه کوتاه نیایم و بسیار محکم و مثل فردی که یقین دارد بحث می کردم. به هر حال انقلاب پیروز شد و من در باورهایم محکمتر شدم. وقتی جنگ شروع شد نیز همان حس را داشتم و کمترین تردیدی در نتیجه ی پیروزمندانه آن نداشتم.

حقیقتاً باید شهادت داد که انقلاب اسلامی پدیده بسیار شگرفی در سپهر سیاست ایران، منطقه و جهان بود و موجبات تحول عمیق در سیاست بین المللی را فراهم کرد. همچنین ایستادگی جمهوری اسلامی در برابر منویات تجاوزطلبانه صدام و قدرت های شرق و غرب حامی او نیز اقدام بسیارسترگی بود که قدر و منزلت آن در قاب نگاه عرفی و تحلیل های سیاسی رایج نمی‌گنجد. اما با ملاحظه تغییرات پدیدآمده در «منش»، «روش» و «بینش» مسئولان در جمهوری اسلامی و آنچه در جریان مذاکرات چند سال اخیر مشاهده شد، اکنون سوالی ذهنم را به شدت مشغول کرده است و آن سوال این است که از «نگاه مردم» و به ویژه «نخبگان مستقل جامعه» یعنی نخبگانی که از منافع اتصال به حاکمیت برخوردار نیستند، آیا نظام فعلی جمهوری اسلامی قادر به انجام کاری مانند ملی کردن نفت است؟

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

علی اکبر جوانفکر؛

سوزن و جوالدوز

توهین نسبت به هر کس و در هر جایگاهی، یک عمل ناپسند محسوب می شود. اهانت اگر از رده های پایین به بالا حادث شود ، عملی زشت است اما اگر از رده های بالا به پایین واقع شود، عملی زشت تر خواهد بود. توهین به رئیس جمهور یقینا کار بد و ناپسندی است و البته فرقی هم نمی کند رئیس جمهور چه کسی باشد. قباحت این توهین به آن است که رئیس جمهور ، نماینده یک ملت است و توهین به او می تواند تعرض به حیثیت یک ملت تلقی شود. روز جمعه مصادف با روز جهانی قدس ، فرصتی بود تا جناب آقای روحانی به میان مردم برود. آنهایی که رئیس جمهور را دروغگو ، منافق یا یک آخوند آمریکایی خطاب کردند و علیه او شعار دادند حتما کار ناشایستی کرده اند زیرا به کسی توهین کردند که 24 سال نماینده رهبری در شورای عالی امنیت ملی بوده، 16 سال دبیری این شورا را برعهده داشته و در دو دوره ریاست جمهوری از تایید صلاحیت شورای نگهبان برخوردار شده و توانسته است رای اکثریت قاطع مردم را به دست آورد و در واقع این توهین در شرایطی صورت گرفته است که هنوز جوهر تایید صلاحیت شورای نگهبان و رای مردم به آقای روحانی خشک نشده است. با اینکه توهین صورت گرفته را باید تقبیح کرد اما شاید نشود به توهین کنندگان چندان خرده گرفت زیرا طی چهار سال گذشته شاهد توهین های زشت تری نسبت به مخالفان دولت بوده ایم. جناب آقای روحانی در کسوت ریاست جمهوری، مخالفان خود را همواره با استفاده از الفاظی مانند مزدور، بی شناسنامه، ترسو، افراطی، جیب‎بر، مستضعف فکری، متوهم ، بزدل ، کاسب تحریم ، فاسد ، عقب مانده ، تازه به دوران رسیده ، عصر حجری و ... خطاب کرده است. بدون تردید توهین از بالا به پایین عملی زشت تر محسوب می شود زیرا به توهین رسمیت می دهد و آن را به یک عمل عادی مبدل می سازد. در این میان به رسانه های زنجیره ای حامی دولت محترم نیز باید متذکر شد که رگ غیرتشان را در خصوص توهین به رئیس جمهور ، کمتر متورم کنند زیرا آنها در طول هشت سال ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد ، بیشترین توهین ها را نسبت به ایشان روا داشتند و از کشیدن کاریکاتور، توهین و هتاکی و دادن نسبت های خلاف واقع به ایشان هیچ ابایی نکردند. اگر قرار باشد کسانی به خاطر توهین به نماینده ملت مورد مواخذه قرار گیرند، قبل از هر کس باید یقه کسانی را چسبید که توهین به نماینده ملت را در ادوار گذشته رسمیت بخشیدند و در چهار سال گذشته نیز ناجوانمردانه ترین رفتارهای توهین آمیز را علیه دکتر احمدی نژاد از خود بروز داده اند. از یک زاویه دیگر نیز می توان به این موضوع نگاه کرد و آن توهین به خود ملت ایران است که اهمیت آن بسیار بیشتر از توهین به آقای روحانی در قامت رئیس جمهور است. مردم شاهد ...

تازه ترین اخبار