رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶
  • الأحد ۲ جماد ثاني ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 18 February
تهران لطیف
٨(°C)
وزش باد ٩(mph)
فشار ٢۵.٨۵(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٨۵(in)
  • پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۶
  • کد خبر : 34434
  • مشاهده : 118 بازدید
  • خبر مهم1
  • چاپ خبر : عمق استراتژیک ۳۰ میلیونی

در بررسی دلایل شکست اصولگرایان و ترس و نفرت از آن‌ها (که عامل اصلی رأی مردم به روحانی و رضایت به تداوم شرایط بد فعلی بود)، گفته می‌شود که اگر احمدی‌نژاد بود نیز همین شرایط برای وی به وجود می‌‌آمد. اما آیا به راستی این‌گونه است؟ این‌که جو ترس از احمدی‌نژاد نیز در لایه‌هایی از […]

در بررسی دلایل شکست اصولگرایان و ترس و نفرت از آن‌ها (که عامل اصلی رأی مردم به روحانی و رضایت به تداوم شرایط بد فعلی بود)، گفته می‌شود که اگر احمدی‌نژاد بود نیز همین شرایط برای وی به وجود می‌‌آمد. اما آیا به راستی این‌گونه است؟

این‌که جو ترس از احمدی‌نژاد نیز در لایه‌هایی از جامعه وجود دارد و این عامل در نتیجه انتخابات موثر است، سخن صحیحی است؛ اما با این واقعیت تعارضی ندارد که در صورت حضور احمدی‌نژاد در صحنه، وی با حداقل ۳۰ میلیون رأی امروز با شکستن رکورد قبلی خود، محبوب‌ترین رئیس‌جمهور ایران بود.
فراموش نکنیم که مطابق نظرسنجی‌های نهادها و مراکز دو جناح مخالف احمدی‌نژاد، آرای وی حتی قبل از ثبت نام و ورود به صحنه‌ی انتخابات و شروع فعالیت تبلیغاتی، حدود دو برابر روحانی بود؛ و پیش‌بینی و تحلیل هر دو جناح مبنی بر پیروزی احمدی‌نژاد (و جناح وی) در صورت حضور در انتخابات بود؛ و بی‌تردید اگر چنین نبود، دو جناح –که مشکل اصلی‌ هر دوشان خط احمدی‌نژاد است- نه تنها تمام تلاش خود را برای جلوگیری از حضور احمدی‌نژاد در صحنه نمی‌کردند، بلکه از فرصت حضور و شکست وی در انتخابات، و در نتیجه حذف شدن سایه‌ی سنگین او بر فضای سیاست ایران به هیچ وجه صرف نظر نمی‌کردند.

اما چرا برخلاف وجود نیروی منفی و ترس از احمدی‌نژاد در لایه‌هایی از جامعه، وی پیروز قطعی این انتخابات می‌شد؟

۱- نیروی منفی و ترس در شرایطی وجود داشت که دو جناح طی حداقل شش سال اخیر با تمام توان و انواع اتهامات به تخریب وی مشغول بودند و در مقابل، او نیز در موقعیت سکوت بوده و فرصت پاسخگویی چندانی ندداشته است. اما در صورت ورود به صحنه‌ی انتخابات، بخش عمده‌ای از این نیروی منفی می‌شکست و بلکه به عکس خود تبدیل می‌شد؛ به خصوص که زاویه‌ی احمدی‌نژاد با بدی‌های وضع موجودِ حاکمیت (که دولت روحانی تنها بخشی از آن است)‌، نسبت به سال ۸۸ که بسیاری بدی‌های اصولگرایان همچنان به نام احمدی‌نژاد صورت‌حساب می‌شد خیلی عیان‌تر شده است.

۲- این واقعیت قابل چشم‌پوشی نیست که حتی با وجود این‌که وی در ۴ سال گذشته در سکوت به سر می‌برد، همچنان نیروی مثبت و محبوبیت وی در جامعه بسیار بیشتر از آن نیروی منفی است. دو نامزد اصولگرا –یعنی رئیسی و قالیباف- و گروه‌ها و نهادهای پشتیبان‌شان نیز با علم به این واقعیت بود که تلاش کردند به نوعی حمایت احمدی‌نژاد از جناح اصولگرایی را جلب کنند و پس از ناکامی در این کار، در این انتخابات به جای کوبیدن احمدی‌نژاد و دو دولتش –بر خلاف روال سابق خود-، تمام تلاش خود را به صحنه آوردند تا به طرق مختلف خود را نزد مردم شبیه احمدی‌نژاد و به نوعی ادامه دهنده‌ی راه او جلوه دهند، و این امر در انتخاب شعارها، رویکردهای تبلیغاتی و مناظره‌ای، ارائه‌ی تصویر از افراد اصلی ستادها و دولت‌شان، ارائه‌ی کارهای شاخص دولت نهم و دهم به عنوان برنامه‌ی اصلی خود، و… به روشنی دیده می‌شد.

۳- باید توجه داشت که مسئله‌ی اصلی هر انتخابات، جنگ تصویرها و روایت‌هاست. بر این اساس، هرچقدر تصویر احمدی‌نژاد و کارنامه‌ی او به جامعه منفی‌تر نشان داده شود، کسانی که از او دورتر و مخالفان اصلی وی تلقی می‌گردند، طبیعتاً امکان جلب رأی بیشتری می‌یابند. اصولگراها به دلایل مختلف (از جمله عدم حذف از صحنه‌ی سیاست ایران) نمی‌خواهند تصویر مثبتی از احمدی‌نژاد ارائه گردد، و طرف مقابل نیز نهایت استفاده‌ی خود را از این امر می‌نماید. تجربه‌ی به شدت سیاسی و زنده و روح‌دار احمدی‌نژاد همچنان موضوع اصلی سیاست در ایران است. اگر تصویری منفی از این تجربه به جامعه ارائه گردد، خود به خود بیشترین مخالفان این تجربه قدرت می‌یایند، و بالعکس.

۴- عمده‌ی رأی روحانی، رأی ترس و نفرت و لج نسبت به اصولگراها و گفتمان‌شان و هراس از یکدست شدن حکومت است، اما احمدی‌نژاد و گفتمان او توان بیشتری برای جلب این رأی (و البته رأی کسانی که از سر نفرت و ترس و لج نسبت به روحانی به اصولگرایان رأی می‌دهند) را داراست. در واقع احمدی‌نژاد به خاطر مختصات گفتمانی که به آن تعلق دارد، در صورت حضور در انتخابات، عمده‌ی رأی نفرت و ترس دو طرف نسبت به یکدیگر را می‌توانست جلب نموده و به رأی امیدوارانه برای به هم زدن واقعی شرایط و افزایش قدرت مردم در مقابل دو جناح حاکم بر کشور تبدیل نماید.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

بررسی تاریخی مبارزات جنبش دانشجویی؛

جنبشِ ضد استعماری

بررسی تاریخی مبارزات جنبش دانشجویی در ایران علیه دخالت و غارتگری بیگانگان: جنبشِ ضد استعماری «جنبش دانشجویی در ایران طی سالیان متمادیِ حرکت خود فراز و فرودهایی داشته است. نکته‌ی مهم در این میان توجه این جنبش به مسائل و مشکلات مردم و کشور طی برهه‌های گوناگون و نقش‌آفرینی دانشجویان در مقاطع حساس تاریخی است. یکی از مسائل مورد توجه این جنبش مقابله‌ و مبارزه‌ی آن با «استعمار» و زیاده‌خواهی قدرت‌های مستکبر غربی بوده است.پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در یادداشت زیر چند فراز تاریخی مهم مبارزات ضداستعماری جنبش دانشجویی را مورد بررسی قرار داده است.» ۱- مقدمه اگرچه دانشگاه، مؤسسه‌ای علمی - آموزشی است، اما دانشجویان همانند سایر اقشار اجتماعی علاوه بر وظیفه‌ی تخصصی خود که تحصیل و تحقیق می‌باشد، به‌عنوان عضوی از جامعه‌ی انسانی در قبال سرنوشت جامعه و مناسبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موجود حساسیت دارند و واکنش نشان می‌دهند و به این ترتیب وارد عرصه‌ی سیاست می‌شوند. در طی سال‌های تأسیس دانشگاه در ایران تا پیروزی انقلاب اسلامی، مهم‌ترین مشکلات جامعه‌ی ایران شامل استعمار خارجی و وابستگی حکومت، استبداد سیاسی، نابرابری اجتماعی و بحران هویت فرهنگی بوده است. لذا همانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، جنبه‌های ضد استعماری جنبش دانشجویی در ایران به‌عنوان شاخص‌ترین وجه مشترک اهداف دانشجویانِ مبارز و تشکل‌های سیاسی دانشجویی در طیف‌های مختلف چپ‌گرا، ملی‌گرا و اسلام‌گرا بوده است. سابقه‌ی تاریخی تعرضات و دخالت قدرت‌های بزرگ به‌ویژه روسیه و انگلستان در امور داخلی ایران از دوره‌ی قاجاریه و غارت منابع اقتصادی، تجزیه‌ی بخش‌هایی از سرزمین‌های ایران، اِعمال حق کاپیتولاسیون و تحقیر ملت ایران باعث شده که از همان زمان یکی از مشکلات عمده‌ی جامعه‌ی ایران، استعمار و دخالت بیگانگان تلقی شود. دخالتی که عقب‌ماندگی جامعه و وابستگی حکومت‌ها را در پی داشته که از آن جمله، روی کار آمدن رضاشاه به‌واسطه‌ی حمایت انگلستان در پی کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ بوده است. لذا در اغلب فعالیت‌ها و تجمعات دانشجویی، موضوع وابستگی حکومت رضاشاه مورد اعتراض بود. ۲- مبارزات ضد استعماری جنبش دانشجویی در دهه ۱۳۲۰ با اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ توسط کشورهای انگلستان، اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا در جنگ جهانی دوم به بهانه‌ی مقابله با پیشروی هیتلر، هر یک از دولت‌های اشغالگر با استفاده از ابزارهای مختلف نظامی، سیاسی و اقتصادی برای گسترش حوزه‌ی نفوذشان در ایران، به‌ویژه در موضوع نفت رقابت می‌کردند. مشکلات ناشی از حضور بیگانگان و جنگ منجر به ناامنی، رکود صادرات، تورم شدید، کمبود ارزاق و گسترش فقر و بیماری در کشور شده بود. در این دوران عوامل استعمار در قالب دربار، پوششی برای شاه جوان تشکیل دادند و از جانب او سخن می‌گفتند؛ دولت‌ها از ملت جدا بودند و اتکایی به مردم نداشتند. در واکنش به این مشکلات، دانشجویان چپ‌گرا و وابسته به حزب توده ضمن آنکه از بیان وابستگی به شوروی خودداری می‌کردند، عمده‌ی فعالیت خود را بر محور مبارزه با امپریالیسم و استعمار غرب و موضوع عدالت اجتماعی قرار داده بودند. از ابتدای دهه‌ی ۱۳۲۰ جمعی از دانشجویان اسلام‌گرای دانشگاه تهران که برای دفاع از هویت دینی، انجمن اسلامی دانشجویان را ...

تازه ترین اخبار