رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۷
  • الإثنين ۴ شوال ۱۴۳۹
  • 2018 Monday 18 June
تهران لطیف
٣٣(°C)
وزش باد ١۴(mph)
فشار ٢۵.٧٩(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 9-Very High
رطوبت ٢۵.٧٩(in)
  • پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۶
  • کد خبر : 34434
  • مشاهده : 128 بازدید
  • خبر مهم1
  • چاپ خبر : عمق استراتژیک ۳۰ میلیونی

در بررسی دلایل شکست اصولگرایان و ترس و نفرت از آن‌ها (که عامل اصلی رأی مردم به روحانی و رضایت به تداوم شرایط بد فعلی بود)، گفته می‌شود که اگر احمدی‌نژاد بود نیز همین شرایط برای وی به وجود می‌‌آمد. اما آیا به راستی این‌گونه است؟ این‌که جو ترس از احمدی‌نژاد نیز در لایه‌هایی از […]

در بررسی دلایل شکست اصولگرایان و ترس و نفرت از آن‌ها (که عامل اصلی رأی مردم به روحانی و رضایت به تداوم شرایط بد فعلی بود)، گفته می‌شود که اگر احمدی‌نژاد بود نیز همین شرایط برای وی به وجود می‌‌آمد. اما آیا به راستی این‌گونه است؟

این‌که جو ترس از احمدی‌نژاد نیز در لایه‌هایی از جامعه وجود دارد و این عامل در نتیجه انتخابات موثر است، سخن صحیحی است؛ اما با این واقعیت تعارضی ندارد که در صورت حضور احمدی‌نژاد در صحنه، وی با حداقل ۳۰ میلیون رأی امروز با شکستن رکورد قبلی خود، محبوب‌ترین رئیس‌جمهور ایران بود.
فراموش نکنیم که مطابق نظرسنجی‌های نهادها و مراکز دو جناح مخالف احمدی‌نژاد، آرای وی حتی قبل از ثبت نام و ورود به صحنه‌ی انتخابات و شروع فعالیت تبلیغاتی، حدود دو برابر روحانی بود؛ و پیش‌بینی و تحلیل هر دو جناح مبنی بر پیروزی احمدی‌نژاد (و جناح وی) در صورت حضور در انتخابات بود؛ و بی‌تردید اگر چنین نبود، دو جناح –که مشکل اصلی‌ هر دوشان خط احمدی‌نژاد است- نه تنها تمام تلاش خود را برای جلوگیری از حضور احمدی‌نژاد در صحنه نمی‌کردند، بلکه از فرصت حضور و شکست وی در انتخابات، و در نتیجه حذف شدن سایه‌ی سنگین او بر فضای سیاست ایران به هیچ وجه صرف نظر نمی‌کردند.

اما چرا برخلاف وجود نیروی منفی و ترس از احمدی‌نژاد در لایه‌هایی از جامعه، وی پیروز قطعی این انتخابات می‌شد؟

۱- نیروی منفی و ترس در شرایطی وجود داشت که دو جناح طی حداقل شش سال اخیر با تمام توان و انواع اتهامات به تخریب وی مشغول بودند و در مقابل، او نیز در موقعیت سکوت بوده و فرصت پاسخگویی چندانی ندداشته است. اما در صورت ورود به صحنه‌ی انتخابات، بخش عمده‌ای از این نیروی منفی می‌شکست و بلکه به عکس خود تبدیل می‌شد؛ به خصوص که زاویه‌ی احمدی‌نژاد با بدی‌های وضع موجودِ حاکمیت (که دولت روحانی تنها بخشی از آن است)‌، نسبت به سال ۸۸ که بسیاری بدی‌های اصولگرایان همچنان به نام احمدی‌نژاد صورت‌حساب می‌شد خیلی عیان‌تر شده است.

۲- این واقعیت قابل چشم‌پوشی نیست که حتی با وجود این‌که وی در ۴ سال گذشته در سکوت به سر می‌برد، همچنان نیروی مثبت و محبوبیت وی در جامعه بسیار بیشتر از آن نیروی منفی است. دو نامزد اصولگرا –یعنی رئیسی و قالیباف- و گروه‌ها و نهادهای پشتیبان‌شان نیز با علم به این واقعیت بود که تلاش کردند به نوعی حمایت احمدی‌نژاد از جناح اصولگرایی را جلب کنند و پس از ناکامی در این کار، در این انتخابات به جای کوبیدن احمدی‌نژاد و دو دولتش –بر خلاف روال سابق خود-، تمام تلاش خود را به صحنه آوردند تا به طرق مختلف خود را نزد مردم شبیه احمدی‌نژاد و به نوعی ادامه دهنده‌ی راه او جلوه دهند، و این امر در انتخاب شعارها، رویکردهای تبلیغاتی و مناظره‌ای، ارائه‌ی تصویر از افراد اصلی ستادها و دولت‌شان، ارائه‌ی کارهای شاخص دولت نهم و دهم به عنوان برنامه‌ی اصلی خود، و… به روشنی دیده می‌شد.

۳- باید توجه داشت که مسئله‌ی اصلی هر انتخابات، جنگ تصویرها و روایت‌هاست. بر این اساس، هرچقدر تصویر احمدی‌نژاد و کارنامه‌ی او به جامعه منفی‌تر نشان داده شود، کسانی که از او دورتر و مخالفان اصلی وی تلقی می‌گردند، طبیعتاً امکان جلب رأی بیشتری می‌یابند. اصولگراها به دلایل مختلف (از جمله عدم حذف از صحنه‌ی سیاست ایران) نمی‌خواهند تصویر مثبتی از احمدی‌نژاد ارائه گردد، و طرف مقابل نیز نهایت استفاده‌ی خود را از این امر می‌نماید. تجربه‌ی به شدت سیاسی و زنده و روح‌دار احمدی‌نژاد همچنان موضوع اصلی سیاست در ایران است. اگر تصویری منفی از این تجربه به جامعه ارائه گردد، خود به خود بیشترین مخالفان این تجربه قدرت می‌یایند، و بالعکس.

۴- عمده‌ی رأی روحانی، رأی ترس و نفرت و لج نسبت به اصولگراها و گفتمان‌شان و هراس از یکدست شدن حکومت است، اما احمدی‌نژاد و گفتمان او توان بیشتری برای جلب این رأی (و البته رأی کسانی که از سر نفرت و ترس و لج نسبت به روحانی به اصولگرایان رأی می‌دهند) را داراست. در واقع احمدی‌نژاد به خاطر مختصات گفتمانی که به آن تعلق دارد، در صورت حضور در انتخابات، عمده‌ی رأی نفرت و ترس دو طرف نسبت به یکدیگر را می‌توانست جلب نموده و به رأی امیدوارانه برای به هم زدن واقعی شرایط و افزایش قدرت مردم در مقابل دو جناح حاکم بر کشور تبدیل نماید.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مهدی فضائلی؛

مراقب پروژه تعلیق باشیم!

مهدی فضائلی کارشناس رسانه در یادداشتی با عنوان مراقب پروژه تعلیق باشیم! نوشت: برنامه جامع اقدام مشترک موسوم به "برجام " ماجرای عبرت انگیزی است و اگر عبرت های آن مغفول بماند خسارت به توان دو خواهد بود! بی اعتمادی به دشمن،دقت نظر بالا و با وسواس در تنظیم متن های تعهدآور،پرهیز از عجله در توافقاتی از این قبیل،پیش بینی ضمانت های محکم برای اجرای تعهدات طرف مقابل،دل نبستن به راه حل های بیرونی،ضرورت تمرکز بر توان و ظرفیت داخلی و لزوم توجه به حرف منتقدان دلسوز و کارشناس از جمله درس ها و عبرت های برجام است که بارها مطرح شده است و البته همچنان جای پرداختن دارد. یکی دیگر از این عبرت ها، سناریوی دشمن برای عملیات روانی و درگیر کردن مستمر افکار عمومی ما با این موضوع و بهره برداری های متعدد و متنوع از این درگیری ذهنی است. طرح اتهام واهی انحراف در برنامه هسته ای ایران به سمت ساخت سلاح اتمی که تقریبا" شانزده سال از آن می گذرد،از ابتدا یک پیوست عملیات روانی داشت که درگیر کردن ذهن مسئولان کشور از مسائل اساسی به سمت یک سناریوی ساختگی و طولانی مدت و بازداشتن از اولویت ها از محورهای آن بود.اما پس از چندی این عملیات از سطح مسئولان کشور به کل مردم تعمیم پیدا کرد و موجب شد ذهن آحاد مردم درگیر این اتهام بی پایه و اساس شود. سناریوهای کشدار و طولانی، برای فعال نگه داشتن ذهن مخاطب و ترغیب و تهیبج وی برای پیگیری قسمت های بعدی، از تکنیک تعلیق یا سوسپانس استفاده میکنند؛ این تکنیک که آمیخته ای از ترس و امید با پایانی نامطمئن است،در برجام نیز به نحو موثری مورد استفاده دشمن قرار گرفت! عنصر تعلیق با هدف فرصت سوزی از ملت ایران و درگیر نگه داشتن ذهن و روان مردم و مسئولان، قبل،حین و بعد از برجام به اجرا گذاشته شده است. تعیین مهلت هایی متناوب برای تصمیم گیری(تمدید یا عدم تمدید تحریم ها) رئیس جمهور امریکا و رفت و برگشت ها بین کاخ سفید و کنگره آمریکا، بکارگیری همین تکنیک تعلیق است که منجر به بلا تکلیف نگه داشتن بسیاری تصمیمات حتی در حوزه های مختلف بخش خصوصی ،بی ثبات نگه داشتن بازار،تحریک بازار ارز و طلا و...شده است. مدتی است دوباره 22 اردیبهشت بعنوان زمان تصمیم رئیس جمهور آمریکا برای ماندن یا نماندن در برجام برجسته شده است.اظهار نظر و رفت و آمد مقامات اروپایی نیز برای گرم کردن فضا و واقعی نمایاندن نگرانی از خروج آمریکا هر روز در صدر اخبار ایران و جهان است و همه اینها در ذیل پروژه تعلیق! تصور کنید امروز 22 اردیبهشت است و آمریکا از برجام خارج شده،چه اتفاقی خواهد افتاد؟! آمریکا پس از برجام چه امتیازی به ایران داد تا با خروجش آن امتیاز صلب شود؟ برجامی که به گفته رئیس کل بانک مرکزی آورده اش برای ایران «تقریبا"هیچ» بوده و به گفته دکتر ظریف «نه تنها روح بلکه جسمش از سوی ترامپ(آمریکا) نقض شده است»، خروج آمریکا از آن چه زیان قابل توجهی می ...

تازه ترین اخبار