رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶
  • الجمعة ۲۶ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 15 December
تهران لطیف
٧(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۶.١٠(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.١٠(in)
  • پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۹
  • کد خبر : 34437
  • مشاهده : 78 بازدید
  • خبر مهم2
  • چاپ خبر : مردم از اصولگرایان ترسیدند نه جنگ!

حسین شریعتمداری همراه با دیگر مبلغان جناب رئیسی ادعا کرده که روحانی با جنگ طلب معرفی کردن رئیسی مردم را ترسانده است! در رد این ادعا همین بس که  پیش از آمدن احمدی نژاد هم چنین مسایلی مطرح شد اما مردم باور نکردند و به احمدی نژاد اعتماد کردند ، باید دید چرا مردم این […]

حسین شریعتمداری همراه با دیگر مبلغان جناب رئیسی ادعا کرده که روحانی با جنگ طلب معرفی کردن رئیسی مردم را ترسانده است!
در رد این ادعا همین بس که  پیش از آمدن احمدی نژاد هم چنین مسایلی مطرح شد اما مردم باور نکردند و به احمدی نژاد اعتماد کردند ، باید دید چرا مردم این بار  به رییسی اعتماد نکردند!

در این رابطه لازم است به سابقه چنین ادعاهایی توسط اصلاح طلبان اشاره کنم.

پیش از سال ۸۴ و ظهور احمدی نژاد ، رسانه های احزابِ موسوم به  اصلاح طلب  که در صدد امتداد یافتن دولت شان بودند تبلیغ می کردند که اگر خاتمی برود جنگ می شود و ایران از بین می رود ، غافل از این که اتفاقا دو جنگ در همان زمان به منطقه و در همسایگی ما تحمیل شد یکی حمله به عراق و دیگری افغانستان و سهم ایران نیز علیرغم دیپلماسیِ ظریف ِخانوادهِ خرازی ، محور شرارت شد .

با وجودی که همین صادق خرازی دوست صمیمی حاج قاسم و ایت الله مصباح و سفیر سید محمد خاتمی بر اساس ادعای رسانه های اصولگرا، تعهد به خلع سلاح حزب الله لبنان را دنبال می کرد ، محور شرارت از پیشانی ایران برداشته نشد تا جایگاه مان در کنار کره شمالی حفظ شود.

احمدی نژاد آمد، اما جنگی در نگرفت و مردم چهار سال با شادی و نشاط در کنار هم زیستند .

با این مقدمه می توان گفت  تبلیغات سوء لزوما بر مردم ایران تاثیر گذار نیست.  سال ۸۴ می گفتند احمدی نژاد می خواهد در خیابان ها دیوار بکشد، اما  احمدی نژاد در مقابل گشت ارشاد ایستادگی کرد و تاوان داد در حالی که علی مطهریِ اصلاح طلبان مدافع گشت ارشاد شد.  اما درباره رئیسی مردم نگران برخورد های سخت اجتماعی شدند و به او اعتماد نکردند.

مردم گاهی کسی را “باور” می کنند و گاهی باور نمی کنند مردم احمدی نژاد را باور کردند و از همین روی نه تنها به ادعای جنگ می شودِ مخالفان توجهی نکردند، بلکه ۱۷ میلیون رای در آن زمان  برای او به صندوق ریختند و دیگر بار با ۲۵ میلیون رای اثبات کردند که عمیقا او را باور دارند اما مردم این بار آقای رئیسی را باور نکردند می دانید چرا ؟

دلیل آن روشن است ، وقتی می بینند اردوگاه اقای رئیسی برخورد تندی با  احمدی نژاد که به زیارت امام رضا رفته می کند، نگران می شوند و با خود می گویند وقتی با او چنین می کنند با دیگران چه می کنند !

روحانی دقیقا دست بر این موارد گذاشت، آن گاه که گفت مردم شما این ها را نمی شناسید!
مردم رئیسی را باور نکردند و از رقیب او پذیرفتند که اگر او بیاید شاید به دلیل نداشتنِ ابتکار عمل در تله خارجی ها بیفتد. او را باور نکردند چون دریافتند کسانی که در داخل با هموطنان خود تندی می کنند و در حالی که گناهی از آن ها سر نزده و ناب ترین اندیشه دینی را دارند آن ها را منحرف می نامند با دیگران چه می کنند.

وقتی دائم از محدود کردن و بومی کردن شبکه های اجتماعی در عصر ارتباطات جهانی سخن گفتید باید می دانستید مردم نگران می شوند.

کافی است به اظهارنظرهای هنرمندان دقت می کردند که نگران محدود شدن کنسرت یا نقض حقوق شهروندی بودند اما در پاسخ از اردوگاه آقای رییسی شنیدند که کنسرت و حقوق شهروندی مهم نیست آب و نان مهم است!

حالا دیدید هم کنسرت مهم است و هم کرسنت و هم آب و نان ؟
مردم از شما که تحولات را درک نمی کنید، بیشتر از جنگ ترسیدند.
شما باعث شدید مردم دولتِ ضعیف  روحانی را که آقای رسایی از چوب خشک کمتر می دانست بر شما ترجیح دهند.

مردم آنچه روحانی درباره رئیسی گفت ، باور کردند چون خودتان اصرار دارید همواره اینگونه زندگی کنید.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

احسان محمدی؛

ژست پرطرفدار این روزها؛ روحانی رای من رو پس بده!

این روزها موجی شکل گرفته که برخی از چهره ها با انتشار عکس هایی نادم و سرخورده می گویند که از رای به «روحانی» در انتخابات ریاست جمهوری پشیمان هستند. به دلایل متعدد از این اتفاق خوشحال هستم. 1-  در جریان کارزار انتخابات از حسن روحانی دفاع کردم. تنها دستاورد شخصی ام یک شیرکاکائو و کیک یزدی بود. به همراه تعدادی از فعالان رسانه ای به یک همایش دعوت شدم و بعد از چند دقیقه که احساس کردم به آن فضا تعلق ندارم و به روحانی در طمع و آرزوی پُست و صندلی و موقعیت فردی رای نداده ام، بدون اینکه موز بردارم! بیرون آمدم. این را خط اول نوشتم چون می دانم کسانی خیز برداشته اند که بگویند آره آقا! به شما رسیدن که این حرفا رو می زنید! شما نگید کی بگه! 2- هیچوقت اعتقاد نداشتم که روحانی سوپرمن است و اگر رئیس جمهور شود مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت و کلا" کشور گلستان می شود! در همان روزهای پرشور و رقابت تنگاتنگ بارها نوشتم: «چشم معجزه از او ندارم و احساس نمی کنم که با یک رای به او از این پس دست هایم را توی جیبم فرو می برم و طلبکار می ایستم تا او همه مشکلات کشور را حل کند». هیچکس به تنهایی قادر به حل مشکلات این کشور نیست. چون برای ایجاد مشکلات گروه ها، چهره ها و افراد مختلفی زحمت می کشند! 3- سیاست علم بازی با کارت های «موجود» است نه «مطلوب». ما در ظرف «زمان» تصمیم گرفتیم به حسن روحانی رای بدهیم و به باورمان از میان گزینه های موجود در آن رقابت سیاستمدار عملگراتری بود. دستکم برای تصمیم خودمان احترام قائل شویم و اینقدر زود عرق مان سرد نشود و توبه نامه منتشر نکنیم! 4 - وفاداری همیشه از غر زدن و ناامیدشدن کار دشوارتری است. کار دشوار را انجام بدهیم و فراموش نکنیم به عنوان یک شهروند فقط "رای دادن" کافی نیست. خود ما از روز پیروزی روحانی تا چه اندازه شهروند بهتری بوده ایم؟ قانون را رعایت کرده ایم؟ مالیات مان را درست پرداخت کرده ایم؟ بهتر رانندگی کرده ایم؟ ... چرا وقتی خودمان بهتر نمی شویم انتظار داریم بقیه درست رفتار کنند و به همه قول هایشان وفادار بمانند؟ 5-  من هم به عملکرد روحانی نقدهای جدی دارم. بارها هم نوشته ام که ادامه این روند نه فقط خسارت به او و دولتش که به تلاطم انداختن حاکمیت است. او با علم به دشواری ها پا به این عرصه گذاشت و دستکم انتظار می رود وقتی نمی تواند کاری انجام بدهد دلایل «نمی توانند» یا نام آنها که «نمی گذارند» را روشن و صریح به مردمی که به او اعتماد کردند بگوید. 6 - ما مردمی به شدت مستعد «ناامید» شدن هستیم. به جای تلاش برای یافتن نشانه های «امید» تشنه بازنشر خبرهای بد هستیم. انگار از بد کردن حال هم انرژی می گیریم. انگار وقتی زهری توی وجودمان است باید مثل ویروس سرماخوردگی به کس دیگری منتقلش کنیم شاید حالمان بهتر ...

تازه ترین اخبار