رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶
  • الأربعاء ۵ جماد ثاني ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 21 February
تهران لطیف
٨(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.٠٠(in)
محدوده دید ۴.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.٠٠(in)
  • جمعه ۱۹ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۹:۴۲
  • کد خبر : 35258
  • مشاهده : 183 بازدید
  • سرمقاله
  • چاپ خبر : تفسیر کلید واژه «آتش به اختیار»

پرویز امینی، یکی از جامعه شناسانی است که برخلاف فضای مرسوم سیطره یافته بر عموم شخصیت های دانشگاهی ارتباط قابل توجهی با پدیده های فرهنگی، هنری، ادبی و بررسی نقش و تأثیر آنان بر محیط اجتماعی ایرانیان دارد. تحلیل هایی که پیش از این، از او در تحلیل آثار سینمایی، تلویزیونی و… منتشر شده است […]

پرویز امینی، یکی از جامعه شناسانی است که برخلاف فضای مرسوم سیطره یافته بر عموم شخصیت های دانشگاهی ارتباط قابل توجهی با پدیده های فرهنگی، هنری، ادبی و بررسی نقش و تأثیر آنان بر محیط اجتماعی ایرانیان دارد. تحلیل هایی که پیش از این، از او در تحلیل آثار سینمایی، تلویزیونی و… منتشر شده است نشان می دهد که او یکی از آکادمیسین هایی است که در فضای تئوریک محدود نشده و نقدهای او به واسطه اینکه مصرف کننده تولیدات و محصولات فرهنگی است، جنبه انضمامی می یابد.

امینی اخیراً در کانال تلگرام خود مطلبی کوتاه درباره دیدار اخیر رهبرانقلاب با دانشجویان نوشته که در ادامه می خوانید:

در معرفی انسان، برخی آن را حیوان ناطق، برخی آن را موجود ابزار ساز، برخی دیگر موجود  جامعه ساز و نهاد ساز  و برخی دیگر انسان را حیوان سیاسی خوانده اند. اما  برخی متاخرین انسان را تفسیر گر بودن و به زبان فنی تر هرمنوت بودن معرفی می کنند.  در واقع انسان بر خلاف دیگر موجودات،  دارای جهان فکری و فرهنگی و اجتماعی به خصوصی است . این جهان  برآمده از جغرافیا ، فرهنگ ، زبان، قومیت، تجربه زیسته فردی و اجتماعی ، دوره تاریخی به خصوصی که در آن زیسته است و…..و مسایلی از این دست است که انسان ها  به جای دسترسی مستقیم به مسایل،  از درون این جهان به  مسایل و پدیده ها و مسایل پیرامون خود نگاه می کند و  دارای قضاوت می شود و  بنابراین انسان موجودی بی پیش فرض و خنثی نیست.

چه این مسئله را بپذیریم و چه نپذیریم، واقعیت های پرتعداد جامعه ما در یک دهه اخیر نشان می دهد، دامنه تفسیر و فهم از واقعیت های واحد مثل زلزله ها حوادثی مثل پلاسکو، مسایل سیاسی مثل انتخابات  و… چقدر متکثر و دارای طیف وسیعی است. در این باره پیش ترها به تفصیل بیشتری سخن گفته ام، اما در یک جمله  کوتاه می توان گفت که جامعه ایرانی در حال تجربه یک شرایط متکثر اجتماعی است که  دامنه اشتراک ها را محدود تر و گستره تفاوت ها را وسیع تر کرده است و امکان تفاهم پذیری را حتی در حلقه افراد نزدیک به هم، دشوارتر از گذشته کرده است. احتمالا این تجربه ای است که روزانه خصوصا کسانی که در فضای مجازی از توییتر تا اینستاگرام تا فیس بوک تا تلگرام و… زیست  می کنند، با آن مواجهند.

دیدار امسال رهبر انقلاب با دانشجویان در فضای مجازی، صحنه ای از تفاسیر گوناگون  درباره چند کلید واژه از جمله  واژه «آتش به اختیار» شد که درباره آن تفاسیر گوناگونی تاکنون شده است.  در شکل گیری این تفاسیر گوناگون  علاوه بر تکثر اجتماعی کنونی و تعلقات ایدئولوژیک و سیاسی متصلب افراد مختلف،  اطلاع رسانی نامناسب و غیر استاندارد نیز نقش داشت. جدا کردن یک گزاره  از کلیت بافت متن کلامی و غیرکلامی یک دیدار طولانی سه ساعته، فضای تکثر تفسیرها را تشدید کرد. برخی از این تفاسیر را می توان در چند محور جمع بندی کرد:

۱) دعوت دانشجویان به هرج و مرج طلبی و نفی هر گونه هنجارمندی قانونی و عرفی
۲) بی اعتبار شمردن  ضوابط و عرف ها و نهادهای قانونی
۳) نفی  چشم انتظاری از نهادهای حاضر در جمهوری اسلامی ( وجه سلبی) و تکیه به ظرفیت های خودجوش فردی و جمعی مردمی انقلاب (وجه ایجابی)برای پیش بردن گفتمان انقلاب اسلامی.

از یک طرف رویه و نظرگاه رهبری در یک دوره طولانی از اول انقلاب تا کنون  به وضوح نشان می دهد که  دو تفسیر اول ، مردود است.مثلا محکومیت حمله  دانشجویان به سفارت انگلیس و عربستان علی رغم این که  بخشی از نیروهای مذهبی آن را انجام داده بودند. یا محکومیت حرکت اعتراضی به سید حسن خمینی در ۱۴ خرداد ۸۹ و نیز حرکت تندی که نسبت به لاریجانی در ۲۲ بهمن یکی از سال ها در قم انجام شد. و از این ها بالاتر محکومیت حرکت احمدی نژاد در مجلس (نشان دادن ویدئویی از فاضل لاریجانی و مرتضوی) با عنوان خلاف شرع، خلاف قانون و خلاف اخلاق در حالیکه احمدی نژاد همچنان رییس جمهور بود.

همچنین از طرف دیگر  برای کسانی که مثل اینجانب  در این جلسه دانشجویی حاضر بودند و  در فضای مستقیم کل مباحث چه از طرف دانشجویان و چه در  از طرف رهبری قرار داشتند، به هیچ وجه دو تفسیر نخست متبادر نشد.  دانشجویان به نمایندگی از تشکل های مختلف از مجموعه نهادهای کشور خصوصا فرهنگی انتقاداتی داشتند که دامنه وسیعی از سازمان تبلیغات و حوزه هنری تا صدا و سیما از این طیف و نیز وزارت ارشاد و علوم و بهداشت و دانشگاه آزاد از آن طیف را در بر می گرفت. حتی تعریض هایی نسبت به سپاه و شورای نگهبان و دستگاه قضایی و نیز برخی منصوبین رهبری نیز در کلام دانشجویان وجود داشت.

رهبری در بستر چنین بحث هایی، بحث خود را مطرح کردند که  برای پیش بردن گفتمان انقلاب چشم انتظار نهادهای حاضر و مورد انتقاد دانشجویان جلسه نباشید که دچار ناتوانی یا اختلال هستند، بلکه با همان توان و ظرفیتی که دارید به صورت خودجوش  کار  را به پیش ببرید و  مثلا گفتند در حوزه فرهنگ دست کم ده مسئله اصلی از جمله سینما وجود دارد  اما نهادی مثل وزارت ارشاد  به جای پرداختن به مسایل اصلی خود را درگیر مسایل دیگر کرده است. در واقع لب سخن رهبری رفع انفعال  از افراد و مجموعه های انقلابی بود که برای پیش بردن گفتمان انقلاب همه  توقع و انتظار خود را به نهادهای حاضر گره زده بودند.

این انفعال البته ریشه تاریخی دارد. در جریان پیروزی انقلاب و نیز دوران پسا انقلاب، به دلیل ضرورت های انقلاب  مثل تثبیت  اندیشه و ارزش های انقلابی و جلوگیری از انحراف  یا پاسداری از انقلاب در برابر تهدیدات داخلی و خارجی مثل جنگ و نیز شکل نگرفتن نهادهای حاضر و یا نوپا بودن آنها، تمام ظرفیت انقلاب بر دوش همین ظرفیت های خودجوش مردمی بود که از دل جریان  حرکت امام و انقلاب جوشیده بود. نهادهایی مثل جهادسازندگی در بعد محرومیت زدایی و آیادانی کشور، بسیج و سپاه در بعد دفاعی، جهاد دانشگاهی در بعد علمی و نهضت سوادآوزی در بعد بالا بردن سطح آگاهی های عمومی و….از دل همین روند خودجوش سر برآورد و ثمربخش شد.

به تدریج با شکل گرفتن نهادهای رسمی در حوزه های گوناگون خصوصا فرهنگ ، این احساس شکل گرفت که نیازی به انجام فعالیت های خودجوش مردمی نیست و نهادهای مذکور  کافی اند.  نتیجتا رکود در بدنه مردمی از یک سو و ناکارآمدی در بدنه رسمی  از سوی دیگر شکل گرفت که حاصل آن بر زمین ماندن مسایل فرهنگی و در برخی مواقع ، عقب ماندگی  های فرهنگی شد.

هرکس  به دلایلی با نهادهای رسمی حوزه فرهنگ در جمهوری اسلامی از شورای عالی انقلاب فرهنگی تا صدا و سیما تا ارشاد و….ارتباط کاری داشته باشد به خوبی و روشنی می فهمد که این نهادها برای تامین نیازهای فرهنگی انقلاب اولا  یا درجات مختلف ناکارآمدند و یا در صورت کارآمدی نسبی، متناسب با مسایل و اولویت های بر زمین مانده و نیز مسایل نوظهور و نوپدید فرهنگی زمانه ما، ناکافی اند.

بنابراین  نیروهای انقلابی باید چشم انداز خود را نسبت به مسایل فرهنگی تغییر اساسی بدهند. در این تغییر اساسی  انتظارات بیش از آن که متوجه نهادهای رسمی باشد، باید متوجه تک تک افراد باشد. و هر کس بیش از آن که از صدا و سیما و ارشاد  و..سئوال کند که آنها چکار کرده اند، از خود سئوال کند که چه کرده است؟بیش از آن که سئوال کند این نهادها چکار باید و چه کار می توانند انجام دهند؟ از خود بپرسد که چکار باید و چه کار می توانند بکنند؟  بیش از آن که سئوال ها معطوف به این باشد که موثرترین کارها چیست؟ معطوف به این باشد که موثرترین کارهایی که من می توانم بکنم چیست؟ همین الان فیلمی بر پرده سینماهاست به نام ویلایی ها که می خواستند به دلیل ضعف فروش  ازسینماها جمع کنند و حالا با منت آن را نگه داشته اند. خوب  دیدن این فیلم و مثل این فیلم به صورت فردی و جمعی راحت ترین کار فرهنگی اما در عین حال از موثرترین کارهای فرهنگی است که اتفاقا نیاز به تخصص و تجهیزات و امکانات و…ندارد و همه و تاکید می کنم همه می توانند آن را انجام بدهند  و از این مثال ها بسیار است.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

بررسی تاریخی مبارزات جنبش دانشجویی؛

جنبشِ ضد استعماری

بررسی تاریخی مبارزات جنبش دانشجویی در ایران علیه دخالت و غارتگری بیگانگان: جنبشِ ضد استعماری «جنبش دانشجویی در ایران طی سالیان متمادیِ حرکت خود فراز و فرودهایی داشته است. نکته‌ی مهم در این میان توجه این جنبش به مسائل و مشکلات مردم و کشور طی برهه‌های گوناگون و نقش‌آفرینی دانشجویان در مقاطع حساس تاریخی است. یکی از مسائل مورد توجه این جنبش مقابله‌ و مبارزه‌ی آن با «استعمار» و زیاده‌خواهی قدرت‌های مستکبر غربی بوده است.پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در یادداشت زیر چند فراز تاریخی مهم مبارزات ضداستعماری جنبش دانشجویی را مورد بررسی قرار داده است.» ۱- مقدمه اگرچه دانشگاه، مؤسسه‌ای علمی - آموزشی است، اما دانشجویان همانند سایر اقشار اجتماعی علاوه بر وظیفه‌ی تخصصی خود که تحصیل و تحقیق می‌باشد، به‌عنوان عضوی از جامعه‌ی انسانی در قبال سرنوشت جامعه و مناسبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موجود حساسیت دارند و واکنش نشان می‌دهند و به این ترتیب وارد عرصه‌ی سیاست می‌شوند. در طی سال‌های تأسیس دانشگاه در ایران تا پیروزی انقلاب اسلامی، مهم‌ترین مشکلات جامعه‌ی ایران شامل استعمار خارجی و وابستگی حکومت، استبداد سیاسی، نابرابری اجتماعی و بحران هویت فرهنگی بوده است. لذا همانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، جنبه‌های ضد استعماری جنبش دانشجویی در ایران به‌عنوان شاخص‌ترین وجه مشترک اهداف دانشجویانِ مبارز و تشکل‌های سیاسی دانشجویی در طیف‌های مختلف چپ‌گرا، ملی‌گرا و اسلام‌گرا بوده است. سابقه‌ی تاریخی تعرضات و دخالت قدرت‌های بزرگ به‌ویژه روسیه و انگلستان در امور داخلی ایران از دوره‌ی قاجاریه و غارت منابع اقتصادی، تجزیه‌ی بخش‌هایی از سرزمین‌های ایران، اِعمال حق کاپیتولاسیون و تحقیر ملت ایران باعث شده که از همان زمان یکی از مشکلات عمده‌ی جامعه‌ی ایران، استعمار و دخالت بیگانگان تلقی شود. دخالتی که عقب‌ماندگی جامعه و وابستگی حکومت‌ها را در پی داشته که از آن جمله، روی کار آمدن رضاشاه به‌واسطه‌ی حمایت انگلستان در پی کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ بوده است. لذا در اغلب فعالیت‌ها و تجمعات دانشجویی، موضوع وابستگی حکومت رضاشاه مورد اعتراض بود. ۲- مبارزات ضد استعماری جنبش دانشجویی در دهه ۱۳۲۰ با اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ توسط کشورهای انگلستان، اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا در جنگ جهانی دوم به بهانه‌ی مقابله با پیشروی هیتلر، هر یک از دولت‌های اشغالگر با استفاده از ابزارهای مختلف نظامی، سیاسی و اقتصادی برای گسترش حوزه‌ی نفوذشان در ایران، به‌ویژه در موضوع نفت رقابت می‌کردند. مشکلات ناشی از حضور بیگانگان و جنگ منجر به ناامنی، رکود صادرات، تورم شدید، کمبود ارزاق و گسترش فقر و بیماری در کشور شده بود. در این دوران عوامل استعمار در قالب دربار، پوششی برای شاه جوان تشکیل دادند و از جانب او سخن می‌گفتند؛ دولت‌ها از ملت جدا بودند و اتکایی به مردم نداشتند. در واکنش به این مشکلات، دانشجویان چپ‌گرا و وابسته به حزب توده ضمن آنکه از بیان وابستگی به شوروی خودداری می‌کردند، عمده‌ی فعالیت خود را بر محور مبارزه با امپریالیسم و استعمار غرب و موضوع عدالت اجتماعی قرار داده بودند. از ابتدای دهه‌ی ۱۳۲۰ جمعی از دانشجویان اسلام‌گرای دانشگاه تهران که برای دفاع از هویت دینی، انجمن اسلامی دانشجویان را ...

تازه ترین اخبار