رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷
  • الخميس ۳ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Thursday 19 April
تهران تا قسمتی ابری
١٣(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۵.٩۵(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٩۵(in)
  • سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۴
  • کد خبر : 35639
  • مشاهده : 71 بازدید
  • پیشخوان
  • چاپ خبر : آیا رکورد تورمی ۶۰ درصدی در پیش است؟/آیا طوفان افزایش قیمت‌ها در راه خواهد بود؟

دولت روحانی نمی‌داند با تعمیق رکود چه جفایی در حق ملت کرد؛ زیرا نقدینگی که در این سال‌ها ایجاد نمود در صورتی که شروع به چرخش کند آنچنان موج تورمی ایجاد خواهد کرد که سال ۹۱ برای مردم آرزو باشد.

یکی از مباحثی که در ایام انتخابات و قبل آن بارها از سوی روحانی به عنوان یکی از دستاوردهای دولت یازدهم مطرح شد، تورم تک رقمی است. تورم تک رقمی ای که طبق این ادعا بعد از ۲۶ سال رخ داده است.

به گزارش حامی خبر؛ با مطرح شدن این موضوع، سوالی که مطرح می گردد این است که در این دولت چه اتفاق افتاد یا چه رویکردی اتخاذ شد که نتیجه آن کاهش تورم بوده است؟ آیا دولت یازدهم رشد نقدینگی را نسبت به دیگر دولت‌ها کاهش داده است؟

چگونه دولتی که بیشترین رشد نقدینگی در آن دوره اتفاق افتاده است مدعی است عملکردش موجب کاهش تورم شده است؟

کارشناسان اقتصادی معتقدند که این کاهش تورم به دلیل رکود حاکم بر بخش‌های مختلف اقتصاد کشور است. دولت بیش از حد نقدینگی را افزایش داده است ولی این نقدینگی در شریان‌های  اقتصادی کشور چرخشی ندارد و سرعت گردش نقدینگی پایین آمده است. ثانیاً در برخی سال‌ها که شاهد جهش قیمت‌ها می‌باشیم و تورم بیش از رشد نقدینگی است، مدتی پس از آن، با برگشت سرعت گردش نقدینگی به حالت سابق، تورم کاهش می‌یابد و از رشد نقدینگی نیز برای یک دوره بسیار کم می‌شود.

برای مثال در سال ۷۴ و ۷۵ رشد نقدینگی ۳۷ درصد بود ولی در سال ۷۴ تورم به ۶۰ درصد هم رسید ولی در سال ۷۵ به ۱۸ درصد برگشت؛ به عبارتی در این زمان‌ها شاهد یک حرکت سینوسی از تورم هستیم. کاهش تورم در نیمه دوم سال ۹۲ تا حدود یک سال بعد کاملاً طبیعی بود و ربطی به عملکرد دولت روحانی ندارد. البته به دلیل درک نادرست دولت یازدهم و اتخاذ سیاست‌های دولت و تعمیق رکود این روند کاهش تورم ادامه یافت با این تفاوت که این کاهش تورم منتج به عمیق‌تر شدن رکود  شد. آن روند کاهشی ابتدایی طبیعی بود و به تولید ضربه‌ای وارد نمی‌کرد ولی کاهش تورم از نیمه دوم سال ۹۳ نتیجه رکود و مشکلات بخش تولید است.

ثالثاً سیاست‌های اقتصادی دولت شاید در کوتاه‌مدت با تعمیق رکود موجب کاهش تورم شود ولی در یک جایی دیگر نمی‌توانند تورم را کاهش دهند و تورم اندک اندک به رشد نقدینگی نزدیک می‌شود؛ این اتفاق از چند ماه پیش روی داد؛ تورم نقطه به نقطه در آذر، دی، بهمن و اسفند به ترتیب ۹.۲، ۹.۶، ۱۰.۵ و ۱۲ درصد بود و هر ماه افزایش یافته است. رابعاً از اینکه پس از ۲۶ سال تورم تک رقمی شده است باید چه نتیجه‌ای بگیریم؛ تورمی که مشخص است در سال ۹۶ دورقمی خواهد شد؛ در برخی سال‌ها در دولت‌های گوناگون شاهد یک کاهش چشمگیر در تورم بودیم؛ برای مثال در دولت احمدنژاد تورم در سال ۸۸ به ۱۰ درصد رسید درحالیکه در سال ۸۷، ۱۵ درصد بود؛ یا در دولت خاتمی تورم سال‌های ۸۲ و ۸۳ به ترتیب ۲۵ و ۱۰ درصد بود ولی نه این کاهش تورم به دلیل عملکرد موفق آن دولت‌ها بود نه آن دولت‌ها این کاهش تورم را افتخار خود می‌دانستند.

اگر بخواهیم نگاه کمّی صرفاً به تورم کنیم که می‌توان اینگونه هم استدلال نمود؛ که تورم ماهانه آخرین ماه دولت دهم ۱.۱ درصد بود که در اسفند ۹۵ به ۲ درصد رسیده است. البته اینگونه نگاه‌های کمّی، غیرکارشناسی هست.

تورم نقطه به نقطه که نشان می‌دهد قیمت‌ها نسبت سال گذشته در همین زمان چه میزان گران‌تر شده است، به روایت مرکز آمار در اسفند ۹۵، ۸ درصد است، و بانک مرکزی ۱۲ درصد اعلام کرده است؛ رشداقتصادی با احتساب نفت به روایت مرکز آمار ۷ درصد و بانک مرکزی ۱۱.۶ درصد است. مرکز آمار رشد اقتصادی بدون نفت را ۵ درصد و بانک مرکزی زیر ۲ درصد و ۱.۶ درصد اعلام کرده است؛ طبق گزارش مرکز آمار، بخش نفت به واسطه اجرایی شدن برجام و افزایش صادرات نفت ۲ درصد توانسته است تولید ملی را افزایش دهد ولی بانک مرکزی گزارش می‌دهد ۱۰ درصد تولید ملی را افزایش داده است. همیشه بین گزارش‌های بانک مرکزی و مرکز آمار اختلاف بوده است ولی در این دولت این اختلاف بیش از حد است.

نکته جالب رشد قیمت مواد خوراکی است، مرکز آمار معتقد است تورم مواد خوراکی در بهمن ۹۵ نسبت به بهمن ۹۴، ۹ درصد رشد داشته است و در اسفند ۹۵ نسبت به اسفند ۹۴، ۱۲ درصد رشد داشته است؛ بانک مرکزی برای بهمن ۹۵ عدد ۱۳ درصد را گزارش می‌دهد و برای اسفند هنوز اعلام نکرده است ولی از گزارشات هفتگی بانک مرکزی مشخص است که بالای ۲۰ و حتی ۲۵ درصد اعلام می‌شود و از همه جالبتر رئیس‌جمهور مدعی می‌شود مواد خوراکی ۸ درصد گران‌تر شده است. البته نرخ واقعی تورم مواد خوراکی را مردم بهتر از همه مسوولان و نهادهای آمار و ارزیابی احساس می‌کنند.

عملکرد مدیران اقتصادی دولت یازدهم را به پزشکی می توان تشبیه نمود که به کسی که استخوان در گلو دارد و درد می کشد، به جای درآوردن استخوان، مخدر تجویز می کند و به خود می‌بالد که در زمان کوتاهی توانسته آن درد را خنثی کند در حالیکه نتیجه آن است که این افتخار دردشناسان اعظم منجر به تلف کردن زندگی آن فرد شده است.

دولت روحانی نمی‌داند با تعمیق رکود چه جفایی در حق ملت کرد؛ زیرا این نقدینگی که در این سال‌ها ایجاد نمود در صورتی که شروع به چرخش کند آنچنان موج تورمی ایجاد خواهد کرد که سال ۹۱ برای مردم آرزو باشد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مصطفی داننده؛

دلار با ما چه کرد؛ ما با دلار چه کردیم؟

دیروز در حالی که دلار در حال صعود به بالاترین قله‌های خود بود، عکسی از نشریه جبهه به مدیریت مسعود ده‌نمکی منتشر شد که در تیتر اصلی آن به رسیدن دلار آمریکا به هزار تومان واکنش نشان داده شده بود. در سال 78 خورشیدی، دلار به هزارتومان رسیده بود. در آن روزها مردم دقیقا همین استرس و نگرانی که این روزها ما با آن مواجه شدیم، دست و پنجه نرم می‌کردند. این دست و پنجه نرم کردن با دلار برای ما عادی شده است. در اواخر دهه 80 دلار ناگهان دو برابر شد. همه چیز گران و تقریبا زندگی مردم در ایران دگرگون شد. حالا هم در سال 96 دلار ناگهان بدون هماهنگی سر به آسمان سایید. تقریبا هر دولتی در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمد، مردم با افزایش قیمت دلار روبرو بودند. افزایش دلاری که به صورت مستقیم در زندگی مردم تاثیر گذاشت. مردم روز به روز ضعیف تر شدند و ارزش پول ایران به پایین ترین حد خود رسید. مردم ضعیف شدند اما به زندگی ادامه دادند. آنها یادگرفتند که دلار بالا می‌رود و زندگی ادامه دارد. آنها هم مانند مردم ژاپن که به زلزله عادت کرده‌اند، به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. مردم عادت کرده‌اند اما نمی‌دانم چرا مسؤولان کشور هم به این بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. گویی آنها هم به این باور رسیده‌اند که در برهه‌ای از زمان و با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی قیمت دلار بالا می‌رود. سوالی جدی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا دولت، مجلس و نهادهای موازی این دو، فکری به حال دلار و افزایش آن نکرده‌اند؟ یکی از راهکارها که در دنیا تجربه شده است کاهش هزینه‌های دولت است. وقتی باید دولت بودجه‌ دستگاه‌های کم بازده اقتصادی را تامین کند و بعضا از دریافت مالیات از آنها نیز منع شده است، برای تامین ریال مورد نظر آنها یا باید اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند یا از دلار تامین کند. به عبارت دیگر بودجه بخشی از این سازمان‌هایی که مدیران آن را در برنامه‌های مختلف تلویزیونی یا مراسم رسمی مشاهده می‌کنیم که در حال شعار دادن، افتخار کردن و ادعاهای مختلف هستند از محل همین افزایش تورم تامین می‌شود. انتظار این بود که در تمام این سال‌ها مسؤولان مملکت برای دلار و ریال فکری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند اینگونه با بالا و یا پایین رفتن یک ارز خارجی، زندگی ایرانی‌ها اینچنین دچار تغییرات ریز و درشت شود. قطعا یکی از وظایف حاکمان در هر سرزمینی، سامان دادن به زندگی مردم است و متاسفانه مسؤولان ایرانی نتوانستند در این زمینه موفق باشند. بالارفتن دلار در سال‌های مختلف و تاثیر آن بر زندگی مردم دقیقا نشان از این معنا دارد. مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند ...

تازه ترین اخبار