رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷
  • الخميس ۳ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Thursday 19 April
تهران تا قسمتی ابری
١٣(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۵.٩۵(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٩۵(in)
  • سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۷
  • کد خبر : 35649
  • مشاهده : 174 بازدید
  • پیشخوان
  • چاپ خبر : آیا لاریجانی، انصاری و کواکبیان هنوز موافق تشکیل وزارت ورزش و جوانان هستند؟/چرخش صد و هشتاد درجه ای/آیا مشکل از احمدی نژاد بود؟!

از آنجا که تشکیل سه وزارتخانه فوق در دولت دهم و مجلس هشتم، به تصویب رسید، بازخوانی دیدگاه موافقان تشکیل این وزارتخانه‌ها مهم به نظر می‌رسد.

به گزارش حامی خبر؛ حسینعلی امیری معاون پارلمانی دولت یازدهم، از تهیه سه لایحه در دولت برای تفکیک سه وزارتخانه راه و شهرسازی، صنعت، معدن و تجارت و ورزش و جوانان خبر داده و گفته است:‌  بر اساس این لوایح   وزارت راه و شهرسازی به دو وزارتخانه راه و ترابری و مسکن و شهرسازی؛ همچنین وزارتخانه صنعت، ‌معدن و تجارت به دو وزارتخانه صنعت، معدن و بازرگانی و وزارت ورزش و جوانان نیز به وزارتخانه ورزش و سازمان ملی جوانان تفکیک و تبدیل می‌شوند.

از آنجا که تشکیل سه وزارتخانه فوق در دولت دهم و مجلس هشتم، به تصویب رسید، بازخوانی دیدگاه موافقان تشکیل این وزارتخانه‌ها مهم است.

البته در بین سه وزارتخانه راه و شهرسازی، صنعت، معدن و تجارت و ورزش و جوانان، ماجرای وزارت ورزش و جوانان کاملا متفاوت است. چون این وزارتخانه در قالب طرح و با پیشنهاد نمایندگان مجلس هشتم و با وجود مخالفت دولت دهم به قانون تصویب شد.

ضمن آن که تشکیل وزارت ورزش و جوانان، اولین گام عملی در زمینه اجرای حکم قانون برنامه پنجم در کوچک‌سازی دولت بود. دولت دهم چند ماه بعد از طرح مجلس هشتم برای تشکیل وزارت ورزش و جوانان اقدام به ارائه لوایح برای ادغام چند وزارتخانه اقتصادی کرد.

با این حال در دی‌ماه سال ۱۳۸۹ که مجلس هشتم طرح تشکیل وزارت ورزش و جوانان را مطرح کرد، دولت دهم به شدت با آن مخالف بود اما با اصرار نمایندگان منتقد دولت از جمله مصطفی کواکبیان (نماینده فعلی مجلس دهم) و علی‌اکبر اولیاء (معاون فعلی سازمان امور اداری و استخدامی) و حمایت علی لاریجانی این طرح به قانون تبدیل شد.

اما رئیس دولت دهم که با این طرح مخالف بود، در ابلاغ این قانون استنکاف ورزید و با تاخیر چند ماهه وزیر ورزش و جوانان را به مجلس معرفی کرد که بااخطار رسمی علی لاریجانی رئیس مجلس هم مواجه شد.

اتفاقا یکی از محورهای سوالات علی مطهری از احمدی‌نژاد در مجلس هشتم، همین مخالفت احمدی‌نژاد با تشکیل وزارت ورزش و جوانان بود.

امضاکنندگان طرح:

از امضاکنندگان طرح تشکیل وزارت ورزش و جوانان در مجلس هشتم می‌توان به افراد زیر اشاره کرد:‌

حسین امیری خامکانی  (عضو فعلی فراکسیون اصلاح‌طلبان مجلس دهم)

جمشید انصاری (رئیس فعلی سازمان امور اداری و استخدامی در دولت یازدهم)

مهرداد بائوج لاهوتی  (نماینده حامی دولت یازدهم در مجلس دهم)

 علی اصغر یوسف نژاد (عضو فعلی فراکسیون اصلاح‌طلبان مجلس دهم)

* بازخوانی دیدگاه موافقان تشکیل وزارت ورزش و جوانان

علی لاریجانی:‌ من فکر می کنم تشکیل وزارت ورزش و جوانان نه تنها سطح ورزش را کاهش نمی دهد بلکه باعث ارتقای آن نیز می شود.

لاریجانی (جای دیگر) : خوب در این کار صرفه جویی هم هست. حالا دو تا تابلو را عوض می کنند، وقتی شما واحدهای آن را در استانها ادغام می کنید ظاهراً صرفه جویی هم می شود.

(منبع: مشروح مذاکرات مجلس ۸ دی ۱۳۸۹)

علی اکبر اولیاء: مشخصاً در این طرح طراحان دو تا نکته را دنبال می کنند؛ بحث گسترش تشکیلات است و بحث اینکه اولاً کسی که در رأس این مجموعه قرار می گیرد در مقابل مجلس پاسخگو باشد، مواردی که پیش می آید، مشکلاتی که هست. الان سازماندهی که وجود دارد به این شکل است که کوچکترین مسأله ای که در یک شهرستان یا بخش یا روستای دورافتاده که اتفاق می افتد، با ریاست جمهوری مرتبط می شود یعنی اگر در کار مسؤول اداره تربیت بدنی فلان شهرستانی اشکال وجود داشته باشد باید به آقای رئیس جمهور تذکر داد یا نهایتاً جمع بشویم و به شکل غیرممکنی از رئیس جمهور سؤال بشود، در حالی که در مورد وزارتخانه ها این اتفاق نمی افتد.

بحث تربیت بدنی هم بحثی است مثل سایر وزارتخانه ها، مثل فرهنگ و ارشاد، حتی مثل اداره کل اطلاعات که امور آن زیر نظر مجلس است و نمایندگان مجلس بر فعالیتهای این دستگاهها نظارت می کنند.

بنابراین یکی اینکه فعالیتهای این دستگاه زیر نظر مجلس باشد و مجلس بتواند مشکلاتی که دارد مطرح کند و آنها در مقابل مجلس پاسخگو باشند و مسأله مهم دیگر هم این است که مسؤول این تشکیلات از مجلس رأی اعتماد بگیرد. قطعاً این امر به قوت این مجموعه کمک می کند. یعنی شخصی که مسؤول این تشکیلات می شود، کسی است که اولاً رئیس جمهور محترم باید با توجه به فضای مجلس و انتظاراتی که مجلس دارد آن فرد را پیشنهاد کند و نهایتاً هم مجلس رأی اعتماد بدهد.

اینها قطعاً در جهت تقویت و قوت کار این مجموعه های جدید خواهد بود و کمک خواهد کرد که بتواند فعالیتشان را بهتر انجام بدهند.

(منبع: مشروح مذاکرات مجلس ۸ دی ۱۳۸۹)

مصطفی کواکبیان: بنده به پنج دلیل موافق این طرح هستم. اولاً استدلالی که مخالفان فرمودند عموماً استدلال شکلی به این طرح گرفته، هیچ کس استدلال محتوایی ارائه نفرمودند…

مسأله دوم، اقتدار مجلس است. اگر مجلس در رأس امور است (که هست) فقط با پاسخگو کردن نهادهای مرتبط واقعاً ما می توانیم اقتدارمان را نشان بدهیم. خدایی بنده در استان خودمان هر نهادی که وزارتخانه است کمترین مشکل را دارم ولی هر نهادی که زیر نظر رئیس جمهور به عنوان معاونت است اصلاً معاون وقت نمی دهد که شما با او صحبت کنید چه برسد که بروید مشکلات مردم را برای آنها مطرح کنید.

لذا من معتقدم برای این که واقعاً شما نمایندگان محترم اقتدار خودتان را در بحث نظارت و پاسخگو کردن و در بحث این که شما بتوانید واقعاً مشکلات مردم را به اینها بگویید، نشان بدهید، تنها راه آن این است که ما وزارتی داشته باشیم…

نکته سوم… طبیعتاً اگر ما بخواهیم واقعاً نظارت دقیق تری داشته باشیم با وزارت ورزش بهتر می توانیم چون کسانی هستند که وزیر هستند و باید هر روز به کمیسیون ها تشریف بیاورند و بحثها را در داخل نمایندگان حل و فصل کنند نه این که معاون رئیس جمهور اصلاً شأن خودش را بالاتر از این بداند که با کسی تماس بگیرد و واقعاً خاصه خرجی هایی که شده و بنده الان مجاز نیستم عرض کنم والا خدمتتان می گفتم که چه مسایلی را ما در تحقیق و تفحص داشتیم که ان شاءالله در گزارش خواهید دید. ما با ایجاد وزارتخانه قطعاً بسیار جلوی این مسایل را خواهیم گرفت.

مسأله بعد، بحث کوچک کردن دولت است. بر خلاف این که بعضی از دوستان می گویند که ما داریم تشکیلات اضافه می کنیم، نه، اتفاقاً تشکیلات دارد کم می شود…

لذا این طرح یکی از طرح های بسیار خوب مجلس هشتم می تواند باشد که واقعاً جزو باقیات الصالحات نمایندگان حساب بشود و از اثربخشی بسیار زیاد و کارآمدی بسیار جدی برخوردار باشد.

من معقتدم اگر وزارتخانه بشود همه چیز شفاف، واضح و کاملاً تحت نظارت مجلس است.

(منبع: مشروح مذاکرات مجلس ۸ دی ۱۳۸۹)

باید دید آیا این افراد، از دیدگان کارشناسی ۷ سال قبل خود در تشکیل وزارت ورزش و جوانان دفاع می‌کنند یا با تغییر دولت، دیدگاه آنان هم تغییر کرده است.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مصطفی داننده؛

دلار با ما چه کرد؛ ما با دلار چه کردیم؟

دیروز در حالی که دلار در حال صعود به بالاترین قله‌های خود بود، عکسی از نشریه جبهه به مدیریت مسعود ده‌نمکی منتشر شد که در تیتر اصلی آن به رسیدن دلار آمریکا به هزار تومان واکنش نشان داده شده بود. در سال 78 خورشیدی، دلار به هزارتومان رسیده بود. در آن روزها مردم دقیقا همین استرس و نگرانی که این روزها ما با آن مواجه شدیم، دست و پنجه نرم می‌کردند. این دست و پنجه نرم کردن با دلار برای ما عادی شده است. در اواخر دهه 80 دلار ناگهان دو برابر شد. همه چیز گران و تقریبا زندگی مردم در ایران دگرگون شد. حالا هم در سال 96 دلار ناگهان بدون هماهنگی سر به آسمان سایید. تقریبا هر دولتی در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمد، مردم با افزایش قیمت دلار روبرو بودند. افزایش دلاری که به صورت مستقیم در زندگی مردم تاثیر گذاشت. مردم روز به روز ضعیف تر شدند و ارزش پول ایران به پایین ترین حد خود رسید. مردم ضعیف شدند اما به زندگی ادامه دادند. آنها یادگرفتند که دلار بالا می‌رود و زندگی ادامه دارد. آنها هم مانند مردم ژاپن که به زلزله عادت کرده‌اند، به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. مردم عادت کرده‌اند اما نمی‌دانم چرا مسؤولان کشور هم به این بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. گویی آنها هم به این باور رسیده‌اند که در برهه‌ای از زمان و با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی قیمت دلار بالا می‌رود. سوالی جدی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا دولت، مجلس و نهادهای موازی این دو، فکری به حال دلار و افزایش آن نکرده‌اند؟ یکی از راهکارها که در دنیا تجربه شده است کاهش هزینه‌های دولت است. وقتی باید دولت بودجه‌ دستگاه‌های کم بازده اقتصادی را تامین کند و بعضا از دریافت مالیات از آنها نیز منع شده است، برای تامین ریال مورد نظر آنها یا باید اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند یا از دلار تامین کند. به عبارت دیگر بودجه بخشی از این سازمان‌هایی که مدیران آن را در برنامه‌های مختلف تلویزیونی یا مراسم رسمی مشاهده می‌کنیم که در حال شعار دادن، افتخار کردن و ادعاهای مختلف هستند از محل همین افزایش تورم تامین می‌شود. انتظار این بود که در تمام این سال‌ها مسؤولان مملکت برای دلار و ریال فکری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند اینگونه با بالا و یا پایین رفتن یک ارز خارجی، زندگی ایرانی‌ها اینچنین دچار تغییرات ریز و درشت شود. قطعا یکی از وظایف حاکمان در هر سرزمینی، سامان دادن به زندگی مردم است و متاسفانه مسؤولان ایرانی نتوانستند در این زمینه موفق باشند. بالارفتن دلار در سال‌های مختلف و تاثیر آن بر زندگی مردم دقیقا نشان از این معنا دارد. مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند ...

تازه ترین اخبار