رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۹۶
  • الأحد ۲ جماد ثاني ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 18 February
تهران لطیف
٨(°C)
وزش باد ٩(mph)
فشار ٢۵.٨۵(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٨۵(in)
  • سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۷
  • کد خبر : 35649
  • مشاهده : 157 بازدید
  • پیشخوان
  • چاپ خبر : آیا لاریجانی، انصاری و کواکبیان هنوز موافق تشکیل وزارت ورزش و جوانان هستند؟/چرخش صد و هشتاد درجه ای/آیا مشکل از احمدی نژاد بود؟!

از آنجا که تشکیل سه وزارتخانه فوق در دولت دهم و مجلس هشتم، به تصویب رسید، بازخوانی دیدگاه موافقان تشکیل این وزارتخانه‌ها مهم به نظر می‌رسد.

به گزارش حامی خبر؛ حسینعلی امیری معاون پارلمانی دولت یازدهم، از تهیه سه لایحه در دولت برای تفکیک سه وزارتخانه راه و شهرسازی، صنعت، معدن و تجارت و ورزش و جوانان خبر داده و گفته است:‌  بر اساس این لوایح   وزارت راه و شهرسازی به دو وزارتخانه راه و ترابری و مسکن و شهرسازی؛ همچنین وزارتخانه صنعت، ‌معدن و تجارت به دو وزارتخانه صنعت، معدن و بازرگانی و وزارت ورزش و جوانان نیز به وزارتخانه ورزش و سازمان ملی جوانان تفکیک و تبدیل می‌شوند.

از آنجا که تشکیل سه وزارتخانه فوق در دولت دهم و مجلس هشتم، به تصویب رسید، بازخوانی دیدگاه موافقان تشکیل این وزارتخانه‌ها مهم است.

البته در بین سه وزارتخانه راه و شهرسازی، صنعت، معدن و تجارت و ورزش و جوانان، ماجرای وزارت ورزش و جوانان کاملا متفاوت است. چون این وزارتخانه در قالب طرح و با پیشنهاد نمایندگان مجلس هشتم و با وجود مخالفت دولت دهم به قانون تصویب شد.

ضمن آن که تشکیل وزارت ورزش و جوانان، اولین گام عملی در زمینه اجرای حکم قانون برنامه پنجم در کوچک‌سازی دولت بود. دولت دهم چند ماه بعد از طرح مجلس هشتم برای تشکیل وزارت ورزش و جوانان اقدام به ارائه لوایح برای ادغام چند وزارتخانه اقتصادی کرد.

با این حال در دی‌ماه سال ۱۳۸۹ که مجلس هشتم طرح تشکیل وزارت ورزش و جوانان را مطرح کرد، دولت دهم به شدت با آن مخالف بود اما با اصرار نمایندگان منتقد دولت از جمله مصطفی کواکبیان (نماینده فعلی مجلس دهم) و علی‌اکبر اولیاء (معاون فعلی سازمان امور اداری و استخدامی) و حمایت علی لاریجانی این طرح به قانون تبدیل شد.

اما رئیس دولت دهم که با این طرح مخالف بود، در ابلاغ این قانون استنکاف ورزید و با تاخیر چند ماهه وزیر ورزش و جوانان را به مجلس معرفی کرد که بااخطار رسمی علی لاریجانی رئیس مجلس هم مواجه شد.

اتفاقا یکی از محورهای سوالات علی مطهری از احمدی‌نژاد در مجلس هشتم، همین مخالفت احمدی‌نژاد با تشکیل وزارت ورزش و جوانان بود.

امضاکنندگان طرح:

از امضاکنندگان طرح تشکیل وزارت ورزش و جوانان در مجلس هشتم می‌توان به افراد زیر اشاره کرد:‌

حسین امیری خامکانی  (عضو فعلی فراکسیون اصلاح‌طلبان مجلس دهم)

جمشید انصاری (رئیس فعلی سازمان امور اداری و استخدامی در دولت یازدهم)

مهرداد بائوج لاهوتی  (نماینده حامی دولت یازدهم در مجلس دهم)

 علی اصغر یوسف نژاد (عضو فعلی فراکسیون اصلاح‌طلبان مجلس دهم)

* بازخوانی دیدگاه موافقان تشکیل وزارت ورزش و جوانان

علی لاریجانی:‌ من فکر می کنم تشکیل وزارت ورزش و جوانان نه تنها سطح ورزش را کاهش نمی دهد بلکه باعث ارتقای آن نیز می شود.

لاریجانی (جای دیگر) : خوب در این کار صرفه جویی هم هست. حالا دو تا تابلو را عوض می کنند، وقتی شما واحدهای آن را در استانها ادغام می کنید ظاهراً صرفه جویی هم می شود.

(منبع: مشروح مذاکرات مجلس ۸ دی ۱۳۸۹)

علی اکبر اولیاء: مشخصاً در این طرح طراحان دو تا نکته را دنبال می کنند؛ بحث گسترش تشکیلات است و بحث اینکه اولاً کسی که در رأس این مجموعه قرار می گیرد در مقابل مجلس پاسخگو باشد، مواردی که پیش می آید، مشکلاتی که هست. الان سازماندهی که وجود دارد به این شکل است که کوچکترین مسأله ای که در یک شهرستان یا بخش یا روستای دورافتاده که اتفاق می افتد، با ریاست جمهوری مرتبط می شود یعنی اگر در کار مسؤول اداره تربیت بدنی فلان شهرستانی اشکال وجود داشته باشد باید به آقای رئیس جمهور تذکر داد یا نهایتاً جمع بشویم و به شکل غیرممکنی از رئیس جمهور سؤال بشود، در حالی که در مورد وزارتخانه ها این اتفاق نمی افتد.

بحث تربیت بدنی هم بحثی است مثل سایر وزارتخانه ها، مثل فرهنگ و ارشاد، حتی مثل اداره کل اطلاعات که امور آن زیر نظر مجلس است و نمایندگان مجلس بر فعالیتهای این دستگاهها نظارت می کنند.

بنابراین یکی اینکه فعالیتهای این دستگاه زیر نظر مجلس باشد و مجلس بتواند مشکلاتی که دارد مطرح کند و آنها در مقابل مجلس پاسخگو باشند و مسأله مهم دیگر هم این است که مسؤول این تشکیلات از مجلس رأی اعتماد بگیرد. قطعاً این امر به قوت این مجموعه کمک می کند. یعنی شخصی که مسؤول این تشکیلات می شود، کسی است که اولاً رئیس جمهور محترم باید با توجه به فضای مجلس و انتظاراتی که مجلس دارد آن فرد را پیشنهاد کند و نهایتاً هم مجلس رأی اعتماد بدهد.

اینها قطعاً در جهت تقویت و قوت کار این مجموعه های جدید خواهد بود و کمک خواهد کرد که بتواند فعالیتشان را بهتر انجام بدهند.

(منبع: مشروح مذاکرات مجلس ۸ دی ۱۳۸۹)

مصطفی کواکبیان: بنده به پنج دلیل موافق این طرح هستم. اولاً استدلالی که مخالفان فرمودند عموماً استدلال شکلی به این طرح گرفته، هیچ کس استدلال محتوایی ارائه نفرمودند…

مسأله دوم، اقتدار مجلس است. اگر مجلس در رأس امور است (که هست) فقط با پاسخگو کردن نهادهای مرتبط واقعاً ما می توانیم اقتدارمان را نشان بدهیم. خدایی بنده در استان خودمان هر نهادی که وزارتخانه است کمترین مشکل را دارم ولی هر نهادی که زیر نظر رئیس جمهور به عنوان معاونت است اصلاً معاون وقت نمی دهد که شما با او صحبت کنید چه برسد که بروید مشکلات مردم را برای آنها مطرح کنید.

لذا من معتقدم برای این که واقعاً شما نمایندگان محترم اقتدار خودتان را در بحث نظارت و پاسخگو کردن و در بحث این که شما بتوانید واقعاً مشکلات مردم را به اینها بگویید، نشان بدهید، تنها راه آن این است که ما وزارتی داشته باشیم…

نکته سوم… طبیعتاً اگر ما بخواهیم واقعاً نظارت دقیق تری داشته باشیم با وزارت ورزش بهتر می توانیم چون کسانی هستند که وزیر هستند و باید هر روز به کمیسیون ها تشریف بیاورند و بحثها را در داخل نمایندگان حل و فصل کنند نه این که معاون رئیس جمهور اصلاً شأن خودش را بالاتر از این بداند که با کسی تماس بگیرد و واقعاً خاصه خرجی هایی که شده و بنده الان مجاز نیستم عرض کنم والا خدمتتان می گفتم که چه مسایلی را ما در تحقیق و تفحص داشتیم که ان شاءالله در گزارش خواهید دید. ما با ایجاد وزارتخانه قطعاً بسیار جلوی این مسایل را خواهیم گرفت.

مسأله بعد، بحث کوچک کردن دولت است. بر خلاف این که بعضی از دوستان می گویند که ما داریم تشکیلات اضافه می کنیم، نه، اتفاقاً تشکیلات دارد کم می شود…

لذا این طرح یکی از طرح های بسیار خوب مجلس هشتم می تواند باشد که واقعاً جزو باقیات الصالحات نمایندگان حساب بشود و از اثربخشی بسیار زیاد و کارآمدی بسیار جدی برخوردار باشد.

من معقتدم اگر وزارتخانه بشود همه چیز شفاف، واضح و کاملاً تحت نظارت مجلس است.

(منبع: مشروح مذاکرات مجلس ۸ دی ۱۳۸۹)

باید دید آیا این افراد، از دیدگان کارشناسی ۷ سال قبل خود در تشکیل وزارت ورزش و جوانان دفاع می‌کنند یا با تغییر دولت، دیدگاه آنان هم تغییر کرده است.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

بررسی تاریخی مبارزات جنبش دانشجویی؛

جنبشِ ضد استعماری

بررسی تاریخی مبارزات جنبش دانشجویی در ایران علیه دخالت و غارتگری بیگانگان: جنبشِ ضد استعماری «جنبش دانشجویی در ایران طی سالیان متمادیِ حرکت خود فراز و فرودهایی داشته است. نکته‌ی مهم در این میان توجه این جنبش به مسائل و مشکلات مردم و کشور طی برهه‌های گوناگون و نقش‌آفرینی دانشجویان در مقاطع حساس تاریخی است. یکی از مسائل مورد توجه این جنبش مقابله‌ و مبارزه‌ی آن با «استعمار» و زیاده‌خواهی قدرت‌های مستکبر غربی بوده است.پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در یادداشت زیر چند فراز تاریخی مهم مبارزات ضداستعماری جنبش دانشجویی را مورد بررسی قرار داده است.» ۱- مقدمه اگرچه دانشگاه، مؤسسه‌ای علمی - آموزشی است، اما دانشجویان همانند سایر اقشار اجتماعی علاوه بر وظیفه‌ی تخصصی خود که تحصیل و تحقیق می‌باشد، به‌عنوان عضوی از جامعه‌ی انسانی در قبال سرنوشت جامعه و مناسبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موجود حساسیت دارند و واکنش نشان می‌دهند و به این ترتیب وارد عرصه‌ی سیاست می‌شوند. در طی سال‌های تأسیس دانشگاه در ایران تا پیروزی انقلاب اسلامی، مهم‌ترین مشکلات جامعه‌ی ایران شامل استعمار خارجی و وابستگی حکومت، استبداد سیاسی، نابرابری اجتماعی و بحران هویت فرهنگی بوده است. لذا همانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، جنبه‌های ضد استعماری جنبش دانشجویی در ایران به‌عنوان شاخص‌ترین وجه مشترک اهداف دانشجویانِ مبارز و تشکل‌های سیاسی دانشجویی در طیف‌های مختلف چپ‌گرا، ملی‌گرا و اسلام‌گرا بوده است. سابقه‌ی تاریخی تعرضات و دخالت قدرت‌های بزرگ به‌ویژه روسیه و انگلستان در امور داخلی ایران از دوره‌ی قاجاریه و غارت منابع اقتصادی، تجزیه‌ی بخش‌هایی از سرزمین‌های ایران، اِعمال حق کاپیتولاسیون و تحقیر ملت ایران باعث شده که از همان زمان یکی از مشکلات عمده‌ی جامعه‌ی ایران، استعمار و دخالت بیگانگان تلقی شود. دخالتی که عقب‌ماندگی جامعه و وابستگی حکومت‌ها را در پی داشته که از آن جمله، روی کار آمدن رضاشاه به‌واسطه‌ی حمایت انگلستان در پی کودتای ۳ اسفند ۱۲۹۹ بوده است. لذا در اغلب فعالیت‌ها و تجمعات دانشجویی، موضوع وابستگی حکومت رضاشاه مورد اعتراض بود. ۲- مبارزات ضد استعماری جنبش دانشجویی در دهه ۱۳۲۰ با اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ توسط کشورهای انگلستان، اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا در جنگ جهانی دوم به بهانه‌ی مقابله با پیشروی هیتلر، هر یک از دولت‌های اشغالگر با استفاده از ابزارهای مختلف نظامی، سیاسی و اقتصادی برای گسترش حوزه‌ی نفوذشان در ایران، به‌ویژه در موضوع نفت رقابت می‌کردند. مشکلات ناشی از حضور بیگانگان و جنگ منجر به ناامنی، رکود صادرات، تورم شدید، کمبود ارزاق و گسترش فقر و بیماری در کشور شده بود. در این دوران عوامل استعمار در قالب دربار، پوششی برای شاه جوان تشکیل دادند و از جانب او سخن می‌گفتند؛ دولت‌ها از ملت جدا بودند و اتکایی به مردم نداشتند. در واکنش به این مشکلات، دانشجویان چپ‌گرا و وابسته به حزب توده ضمن آنکه از بیان وابستگی به شوروی خودداری می‌کردند، عمده‌ی فعالیت خود را بر محور مبارزه با امپریالیسم و استعمار غرب و موضوع عدالت اجتماعی قرار داده بودند. از ابتدای دهه‌ی ۱۳۲۰ جمعی از دانشجویان اسلام‌گرای دانشگاه تهران که برای دفاع از هویت دینی، انجمن اسلامی دانشجویان را ...

تازه ترین اخبار