رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶
  • الجمعة ۲۹ محرم ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 20 October
تهران لطیف
١٧(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.١٣(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 2-Low
رطوبت ٢۶.١٣(in)
  • دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۱:۰۱
  • کد خبر : 36292
  • مشاهده : 87 بازدید
  • خبر مهم1
  • چاپ خبر : با این عملیات، ایران یک قدرت جهانی شد

با شلیک موشک های سطح به سطح با برد ۷۰۰ کیلومتر به سوریه، ایران هم انتقام حملات تروریستی در تهران را گرفت و هم شان و اعتبار یک قدرت نظامی، منطقه ای و حتی جهانی را به دست اورد.

به گزارش حامی خبر؛ متن زیر به قلم «ران بن ییشای»Ron Ben-yishai، تحلیل گر پیشکسوت امنیتی و نظامی روزنامه یدیعوت آخارونوت است که در وبسایت انگلیسی زبان این روزنامه «ynetnews.com» منتشر شد.

با شلیک موشک های سطح به سطح با برد ۷۰۰ کیلومتر به سوریه، ایران هم انتقام حملات تروریستی در تهران را گرفت و هم شان و اعتبار یک قدرت نظامی، منطقه ای و حتی جهانی را به دست اورد. این باید نه تنها زنگ هشدار را برای اسراییل، که برای کشورهای خلیج فارس و ایالات متحده هم به صدا در بیاورد.

حمله ایران به سوریه در شامگاه یکشنبه، زنگ خطر را نه فقط برای اسراییل، که برای کشورهای خلیج فارس و حتی ایالات متحده به صدا درآورد. حمله موشکی، علامت تشدید نقش‌آفرینی ایران در سوریه است، و اگر موشک ها-۶۰۰کیلومتر آن سوتر- به هدف خورده اند، این یعنی ایران ابزارهای دیگری برای مقابله با اسراییل، به جز به کارگیری حزب الله، در اختیار دارد.

ایران با این حمله موشکی سعی کرد چند هدف را محقّق کند. هدف اصلی، بهبود وجهه رژیم ایران بعد از ضربه حملات تروریستی علیه نمادهای ایرانی ها در تهران بود که به کشته شدن ۱۷ نفر و زخمی شدن ۵۰ نفر منجر شد.

حملات تهران می توانست حس امنیت شهروندان و تصویر غیرقابل تخریب رژیم جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران را خدشه دار کند. بنا براین، پاسخ ایرانی ها پیچیده، مستمر و شامل سطوح مختلف است…..

ایران به دنبال ضربه زدن به خود داعش بود؛ حمله موشک های سطح به سطح که کشته شدن جنگجویان داعش را در دژهای اصلی آن به دنبال داشت و این واقعیت را به آن ها نشان می داد که از برد سلاح های ایرانی گریزی ندارند. این ضربه به تاسیسات داعش در شهرهای سوری دیرالزور و پالمیرا، به دولت سوریه و روس ها هم کمک می کند.

سوری‌ها، روس ها و ایرانی ها در اتحاد با هم قصد بازپس گیری پالمیرا، دیرالزور و مناطق اطراف را برای چندمین بار دارند. این دو شهر و تاسیسات نظامی اطراف آن ها تاکنون چندین بار دست به دست شده اند و اکنون عملیات مشترک نیروهای سوری-روسی  برای این دو شهر در جریان است.

علاوه بر این، اثبات توانایی هدف گرفتن دقیق و شلیک موشک در فواصل ۶۰۰ تا ۷۰۰ کیلومتری، یک نمایش قدرت برای ایران است و هدف اصلی ان کسب وجهه و بازدارندگی یک قدرت نظامی، منطقه ای یا حتی جهانی است. تاکنون این تنها ایالات متحده و روسیه بودند که در خاورمیانه موشک های دقیق در این فواصل شلیک کرده اند.

ایرانی ها می گویند که ۶ موشک با برد حداکثر ۷۰۰ کیلومتری شلیک کرده اند و نتیجه را «موفق» گرچه همچنان آن را یک پاسخ «محدود» خوانده اند. ما هنوز اطلاع نداریم که موشک های مورد استفاده ایران کروز یا بالیستیک بوده اند. موشک های بالیستیک نه تنها سرجنگی بزرگ با قابلیت حمل صدها کیلوگرم مواد منفجره دارند، که از مکانیزم هدف زنی دقیق هم برخوردار هستند.

ما همچنین سطح دقت موشک ها را هم  نمی دانیم. ایران احتمالا انواع مختلفی از هر دو نوع بالیستیک و کروز را شلیک کرده تا از این فرصت برای آزمایش دقت و قابلیت اتکاء تسلیحات دوربرد خود حداکثر بهره را ببرد. تا زمانی که ایران نتایج این آزمایش را نداند، نوع موشک های به کاررفته و همچنین دقت و میزان کُشندگی آن ها را فاش نمی کند.

همه‌ی این اطلاعات با دغدغه و علاقه مندی بالا در اسراییل دنبال می شود، چون هر کسی که قادر به زدن اهداف در شرق و شمال شرق سوریه از کرمانشاه و کردستان در غرب و شمال غرب ایران باشد، می تواند همان موشک ها را برای زدن ارتفاعات جولان و سایر نقاط در اسراییل هم به کار بگیرد.

این حرف نهایی ایران(در زمینه برد موشک) نبود و ان ها کتمان نمی کنند که موشک های شهاب-۳ با برد تا ۱۴۰۰ کیلومتر در اختیار دارند. به علاوه موشک های بالای ۲۰۰۰ کیلومتر هم هستند که البته دقت آن ها پایین است.

این واقعیت هم اکنون عیان شده که ایران موشک های کروز ساخت خود را دارد، ولی تاکنون عملکرد آن ها را مخفی نگه داشته است. بنا بر این، حمله موشکی ایران به اهداف داعش در شرق سوریه، موضوعی است که اسراییل باید در سطح دیپلماتیک هم پیگیر آن باشد، به عنوان بخشی از کارزار مشترک اسراییل با کمک دولت ترامپ برای متوقف کردن برنامه موشکی ایران.

به همین دلیل، این حمله باید هشداری برای کشورهای عرب خلیج فارس هم باشد که بخشی از اردوگاه کشورهای سنّی میانه رو و متحد آمریکا هستند. میادین نفتی و تاسیسات نظامی آن ها در ۴۰۰ کیلومتری قلمرو ایران است و از این رو آسیب پذیر هستند. آمریکا هم باید نگران باشد، چرا که پایگاه های هوایی، دریایی و فرماندهی آن در قطر و بحرین، در محدوده برد موشک های ایران هستند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمدحسین عظیمی؛

نقشه جریان سلطه برای تجزیه منطقه

در خصوص تغییرات استراتژیک و ژئوپولتیک منطقه جنوب غرب آسیا و تنش های فزاینده در این حوزه جغرافیایی گفت: آنچه اکنون در این منطقه شاهد آن هستیم، پیشتر بصورت مدون در اسناد مکتوب و آشکار ایالات متحده به چاپ رسیده است. پس از جنگ اول خلیج فارس، موسوم به عملیات توفان صحرا در سال 1992، وزیر وقت دفاع ایالات متحده، دیک چنی، پل ولفوویتز را مامور کرد تا برای دوران پساجنگ سرد، سندی راهبردی در خصوص امنیت ملی آمریکا تهیه کند. ولفوویتز به واسطه برجسته ترین کارشناسان پنتاگون طرحی موسوم به راهنمای سیاستگذاری دفاعی را تدوین کرد که در همان سال به تصویب رسید. این سندبالا دستی در کنار 4 طرح کلان دیگر با عناوین سیاست ملی انرژی آمریکا، استراتژی امنیت ملی ایالات متحده، بازسازی نیروی دفاعی و پروژه قرن جدید در دستور کار قرار گرفت. مهندس عظیمی با اشاره به راهبرد تجزیه کشورهای منطقه و ایجاد خاکریز امنیت ساز برای رژیم صهیونیستی افزود: اما نزدیک به 10 سال بعد و در سال 2001 ،  سندی تحت عنوان کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21 منتشر شد که این کتاب حاوی نکات قابل تامل و دقیقی است که نقشه راه این کشور برای حداقل 25 سال آینده و سلطه بر منطقه موسوم به خاورمیانه را توصیف می کند. در این سند راهبردی، آشکارا از تقسیم خاورمیانه به کشورهای کوچکتر سخن به میان آمده و گسل هایی که در آینده باید مورد تحریک قرار بگیرند و فعال شوند، برشمرده شده است. خیلی زود افغانستان و عراق به اشغال در آمدند تا زمینه برای حضور و تقسیم کیک بزرگ خاورمیانه فراهم شود. در یک پروسه کوتاه مدت، عراق به سه قسمت کرد نشین، سنی مذهب و شیعه نشین تقسیم شد تا نطفه تغییرات بعدی گذاشته شود. در ژوئن 2006 کاندولیزا رایس، وزیرخارجه وقت آمریکا در پایتخت رژیم صهیونیستی، تل آویو، برای اولین بار از واژه خاورمیانه جدید به جای کلیدواژه خاورمیانه بزرگ استفاده کرد. در نقشه راهی که بعدا منتشر و اجرایی شد، قرار بود موجی از آشوب، درگیری، خشونت و جنگ از مرزهای لبنان، فلسطین و علی الخصوص سوریه آغاز شود و تا عراق، ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس امتداد یابد. این بازچینش مرزها، در ظاهر بر اساس ابعاد قومی-مذهبی شکل می گرفت اما در حقیقت، سه هدف عمده دیگر پی گیری میشد. اولا- کشورهای عمدتا اسلامی در پروژه بالکانیزاسیون جنوب غرب آسیا، به ایالات های کوچک و بی خطر تبدیل می شدند. ثانیا- منابع انرژی آنها در چنبره و سیطره کمپانی های غربی و سرپرده عربی قرار می گرفتند و ثالثا- ظرفیت اقدام علیه نظام سلطه یا رژیم صهیونیستی، آشکارا تحلیل می رفت. دبیرکل جبهه حامیان انقلاب اسلامی با اشاره به بخش های از کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21 افزود: در این سند بالادستی گفته شده "در 25 سال آینده در رهبری سیاسی عراق، ایران، مصر، عربستان و سوریه، تغییرات نسلی رخ خواهد داد و چنانچه رژیم ایران و رژیم بعثی عراق ...

تازه ترین اخبار