رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷
  • الخميس ۳ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Thursday 19 April
تهران لطیف
١۵(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۵.٩٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٩٧(in)
  • یکشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۶
  • کد خبر : 39992
  • مشاهده : 148 بازدید
  • پیشخوان » گفتگو
  • چاپ خبر : چرا شکایت ایران از آمریکا کارساز نیست؟

یک تحلیلگر مسائل بین الملل در خصوص اقدام حقوقی ایران علیه دولت آمریکا درمورد تحریم‌های اخیر کنگره و سنا گفت: باید در نظر داشت که ترامپ به دنبال پاره کردن برجام است و تمام توان خود را صرف این مسئله خواهد کرد که اگر روزی چنین اقدامی انجام دهد، توسط هیچ دادگاهی محکوم نشود. ضمن […]

یک تحلیلگر مسائل بین الملل در خصوص اقدام حقوقی ایران علیه دولت آمریکا درمورد تحریم‌های اخیر کنگره و سنا گفت: باید در نظر داشت که ترامپ به دنبال پاره کردن برجام است و تمام توان خود را صرف این مسئله خواهد کرد که اگر روزی چنین اقدامی انجام دهد، توسط هیچ دادگاهی محکوم نشود. ضمن اینکه اگر این فرضیه را بپذیریم که کاخ سفید این آینده‌نگری را داشته که ایران دست به اقدام حقوقی و قانونی می‌زند، شایسته است که تمامی درها به سوی ایران را بسته باشد.
به گزارش حامی خبر، روز گذشته دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا مصوبه تحریم‌های ایران، روسیه و کره شمالی را با دلخوری امضا کرد. او که این روزها در تلاش است به نوعی برجام را پاره کند بعد از امضای این مصوبه در بیانیه ای از کاهش قدرت و اختیارات خود خبر داد و اعلام کرد: کنگره در مسیر پرشتاب خود برای تصویب این تحریم‌ها، بندهایی را شامل کرده که مشخصاً غیرقانونی هستند. به عنوان نمونه، هرچند من با دیدگاه‌های موجود در بندهای ۲۵۳ و ۲۵۷ این مصوبات موافق هستم، اما این بندها تصرف در اختیاراتی که بنا به قانون اساسی منحصراً به رئیس‌جمهور تعلق دارد، محسوب می‌شود.
ترامپ ادامه داد: علاوه بر این، بند ۲۱۶ این مصوبات، اختیاراتی به کنگره می‌دهد که مبتنی بر آن بتواند قوانین را خارج از روند مشخص شده در قانون اساسی تغییر دهد. این مصوبات یک دوره بازبینی‌ را مشخص کرده که در آن، رئیس‌جمهور از انجام اقدامات خاصی محروم شده است. همچنین بخش‌های خاصی از بند ۲۱۶ با تصمیم‌های پیشین دیوان عالی منافات دارد.اما این تنها موضوع در خصوص تحریم‌های اخیر نبود و ایران و روسیه اعلام کردند که قصد دارند دست به اقدام متقابل بزندد و پوتین اولین اقدام خود را اخراج ۷۵۰ دیپلمات آمریکایی از روسیه عنوان کرد و تاکید کرد همچنان برنامه های دیگری برای اقدام متقابل دارد.
در همین خصوص مهدی مطهرنیا استاد دانشگاه در گفت‌وگو با فرارو به بررسی اوضاع میان ایران و رسیه با کاخ سفید پرداخت و گفت: دنیای سیاست‌ها دنیای واقعیت هاست و واقعیت‌ها در حوزه عمل شکل می‌گیرد. وقتی دو قدرت دربرابر یکدیگر قرار می گیرند در حوزه‌های مختلف از جمله نیروهای نظامی، حوزه امنیت و… تلاش می کنند از رقیب خود سرآمدتر باشند و بتوانند با تکیه بر آنها در مواقع مختلف دست به اقدام متقابل  بزنند و هزینه‌ها را برای طرف مقابل افزایش دهند.
او افزود: با این حال نمی‌توانند در یک منازعه بین‌المللی پیروز شوند. بنابراین در چنین شرایطی مقامات کشورهای مختلف برای حفظ افکار عمومی و آرام کردن جو داخلی مدعی می شوند که قرار است دست به اقداماتی زنند که هزینه‌ها برای کشور مقابل را افزایش دهند. اما واقعیت این است که در چنین شرایطی کار به مذاکره در پشت پرده می انجامد.
این تحلیلگر مسائل بین المللی عنوان کرد: اما اینجا یک سوال مطرح می‌شود و این است که کشورهایی مثل آمریکا یا روسیه چقدر در پیشران‌توانایی دارند؟ ایالات متحده آمریکا در حال حاضر در تلاش است که همزمان سه کشور روسیه، ایران و کره شمالی را محاصره کند و هزینه این اقدام رانیز پرداخت می کند. ضمن اینکه معمولا ایالات متحده نشان داده است که در چنین بزنگاه‌هایی هزینه را میان کشورهای متحد خود مثل اسرائیل و عربستان تقسیم می‌کند.
وی تصریح کرد: ولی این را نباید نادیده گرفت که بازیگری دیوانه مانند ترامپ در این شرایط زیر سایه کنگره قرار می‌گیرد و قدرتش در جهت  تقلیل تحریم‌های روسیه کاهش پیدا می‌کند و این نخستین بار در تاریخ ایالات متحده آمریکا است که قدرت رئیس جمهور این کشور تا این حد کاسته شده است.
مطهرنیا در خصوص پیشنهاد اخیر یکی از دیپلمات های سابق وزارت امور خارجه مبنی بر شکایت ایران از دولت آمریکا در دادگستری بین المللی گفت: به عقیده من این سناریو بسیار خوب است اما چند نکته درباره آن وجود دارد که باعث می‌شود قابل اعتماد نباشد. اول اینکه درگام نخست ایران باید ثابت کند که تحریم‌های اخیر برجام را نقض کرده و این زمان بر است. ضمن اینکه تحریم‌ها بنا بر ادعای دولت آمریکا به دلیل پرتاب موشک و مسائل حقوق بشر اعمال شده که معتقدند این اقدامات ایران خلاف شورای امنیت بوده است. دولت دونالد ترامپ ایران را در این زمینه ها متهم کرده است و حتی تا جایی پیش رفته است که پرونده بررسی برجام و پایبندی ایران به آن را از تیلرسون وزیر امور خارجه خود گرفته است و نوعی اصطکاک عملی در دولت خودش ایجاد کرده است.
وی ادامه داد: دوم اینکه باید در نظر داشت که ترامپ به دنبال پاره کردن برجام است و تمام توان خود را صرف صرف این مسئله خواهد کرد که اگر روزی چنین اقدامی انجام دهد، توسط هیچ دادگاهی محکوم نشود. ضمن اینکه اگر این فرضیه را بپذیریم که کاخ سفید این آینده‌نگری را داشته که ایران دست به اقدام حقوقی و قانونی می‌زند، شایسته است که تمامی درها به سوی ایران را بسته باشد. نکته سوم این است که اگر ایران وارد چنین راهی شود  قطعا آثار روانی تحریم‌‌ها را به جا خواهد گذاشت. زیرا همان موقع که برجام میان ایران و ۱+۵ امضا شد هیچ کس مسئولیت این توافق را برعهده نگرفت. چهارم؛ چه تضمینی وجود دارد که با توجه به نفوذ آمریکایی‌ها، در نهایت ایران محکوم نشود؟
این عضو هیات علمی دانشگاه تاکید کرد: واقعیت این است که امریکا تلاش می کند که  بر اساس تئوری جنگ‌های «نامتعادل» به بزرگنمایی قدرت ایران در قالب تهدید بین‌المللی و کنشگر آشوب‌ساز منطقه‌ای نائل آید. از این رو اسلام‌هراسی را در بعد بین‌المللی و ایران‌هراسی را در بعد منطقه‌ای دنبال کرد. برجام اما تئوری جنگ نامتعادل را با چالش روبه‌رو کرد به گونه‌ای که پست نئو محافظه‌کارها با روی کارآمدن ترامپ در برابر برجام با بحران روبه‌رو شدند.
مطهرنیا گفت: یکی از وعده‌های انتخاباتی ترامپ پاره کردن برجام بود که طیف‌های تندرو بدان دل خوش کرده بودند اما با روی کار آمدن او، استحکام برجام در چارچوب تعهد بین‌المللی مشخص شد و رئیس جمهوری آمریکا دریافت که ایجاد اجماع علیه ایران بسیار مشکل شده است. از این رو تمام تلاش خود را به خرج داد تا زمینه پرور ایجاد تحریم‌های جدید علیه تهران شود و حالا هم تیم جدیدی را در خارج از وزارت امور خارجه تشکیل داده تا تمامی راه‌ها برای خروج از برجام با استفاده از متهم کردن ایران را پیدا کنند. حالا باید دید آیا نقطه ضعفی از ایران به دست می آورند یا خیر.
منبع: فرارو

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مصطفی داننده؛

دلار با ما چه کرد؛ ما با دلار چه کردیم؟

دیروز در حالی که دلار در حال صعود به بالاترین قله‌های خود بود، عکسی از نشریه جبهه به مدیریت مسعود ده‌نمکی منتشر شد که در تیتر اصلی آن به رسیدن دلار آمریکا به هزار تومان واکنش نشان داده شده بود. در سال 78 خورشیدی، دلار به هزارتومان رسیده بود. در آن روزها مردم دقیقا همین استرس و نگرانی که این روزها ما با آن مواجه شدیم، دست و پنجه نرم می‌کردند. این دست و پنجه نرم کردن با دلار برای ما عادی شده است. در اواخر دهه 80 دلار ناگهان دو برابر شد. همه چیز گران و تقریبا زندگی مردم در ایران دگرگون شد. حالا هم در سال 96 دلار ناگهان بدون هماهنگی سر به آسمان سایید. تقریبا هر دولتی در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمد، مردم با افزایش قیمت دلار روبرو بودند. افزایش دلاری که به صورت مستقیم در زندگی مردم تاثیر گذاشت. مردم روز به روز ضعیف تر شدند و ارزش پول ایران به پایین ترین حد خود رسید. مردم ضعیف شدند اما به زندگی ادامه دادند. آنها یادگرفتند که دلار بالا می‌رود و زندگی ادامه دارد. آنها هم مانند مردم ژاپن که به زلزله عادت کرده‌اند، به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. مردم عادت کرده‌اند اما نمی‌دانم چرا مسؤولان کشور هم به این بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. گویی آنها هم به این باور رسیده‌اند که در برهه‌ای از زمان و با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی قیمت دلار بالا می‌رود. سوالی جدی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا دولت، مجلس و نهادهای موازی این دو، فکری به حال دلار و افزایش آن نکرده‌اند؟ یکی از راهکارها که در دنیا تجربه شده است کاهش هزینه‌های دولت است. وقتی باید دولت بودجه‌ دستگاه‌های کم بازده اقتصادی را تامین کند و بعضا از دریافت مالیات از آنها نیز منع شده است، برای تامین ریال مورد نظر آنها یا باید اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند یا از دلار تامین کند. به عبارت دیگر بودجه بخشی از این سازمان‌هایی که مدیران آن را در برنامه‌های مختلف تلویزیونی یا مراسم رسمی مشاهده می‌کنیم که در حال شعار دادن، افتخار کردن و ادعاهای مختلف هستند از محل همین افزایش تورم تامین می‌شود. انتظار این بود که در تمام این سال‌ها مسؤولان مملکت برای دلار و ریال فکری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند اینگونه با بالا و یا پایین رفتن یک ارز خارجی، زندگی ایرانی‌ها اینچنین دچار تغییرات ریز و درشت شود. قطعا یکی از وظایف حاکمان در هر سرزمینی، سامان دادن به زندگی مردم است و متاسفانه مسؤولان ایرانی نتوانستند در این زمینه موفق باشند. بالارفتن دلار در سال‌های مختلف و تاثیر آن بر زندگی مردم دقیقا نشان از این معنا دارد. مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند ...

تازه ترین اخبار