رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
  • الأحد ۲۸ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Sunday 17 December
تهران Haze
١٣(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۶.١٣(in)
محدوده دید ٢.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۶.١٣(in)

فیلیپه کوتینیو، ستاره لیورپول دیگر قصد بازی کردن برای این تیم را ندارد و درخواست جدایی او، وضعیت باشگاه را در آستانه شروع فصل جدید به هم ریخته است.

ستاره برزیلی که مدت هاست مد نظر بارسلونا است، روز پنج شنبه با ارسال ایمیلی به مایکل ادواردز، مدیر ورزشی باشگاه،  او را از این درخواست مطلع ساخت، درخواستی که فورا رد شد. درخواست جدایی او همزمان با انتشار بیانیه مالکان باشگاه مبنی بر اینکه آنها قصد فروش کوتینیو را ندارند، منتشر شد که این همزمانی، کمی موضوع را دراماتیک می‌کند.

 

 
یورگن کلوپ نیز در کنفرانس خبری اش، صحبت هایی مشابه مالکان باشگاه را به زبان آورد و تاکید کرد که به هیچ قیمتی حاضر به فروش کوتینیو نیست. با این حال وقتی اسکای اسپورتس خبر از درخواست جدایی کوتینیو داد، هیچکس حتی کلوپ هم انتظار شنیدنش را نداشت.
خانواده کوتینیو معتقدند که ستاره برزیلی عشق و علاقه بسیاری نسبت به هواداران و باشگاه لیورپول دارد ولی باشگاه هیچگاه اجازه نمی‌دهد بازیکنانش به نحوی دوستانه جدا شوند. آنها معتقدند که در مورد استیون جرارد و لوئیس سوارز نیز همین موضوع تکرار شده بود. به علاوه آنها مدعی شدند که رابطه کوتینیو و کلوپ نیز خیلی خوب نیست و کلوپ دیگر به کوتینیو اعتماد ندارد.

 

 
۲۰ روز آینده برای لیورپول حیاتی خواهد بود و باشگاه بارسلونا مطمئنا باز هم با پیشنهاداتش پا پیش خواهد گذاشت. کوتینیو قلبا به دنبال جدایی از لیورپول و حضور در نوکمپ است و واقعیت این است که او در ترکیب لیورپول هنوز جایگاه اصلی خود را دارد.
با این حال برخی معتقدند که لیورپول به هیچ وجه با درخواست کوتینی موافقت نخواهد کرد و به هر نحوی که شده اجازه جدایی او را نخواهند داد. در ۸ سال اخیر، لیورپول بازیکنان بزرگی را از دست داده که می‌توان به آلونسو، ماسکرانو، تورس، سوارز و استرلینگ اشاره کرد و با توجه به بیانیه مالکان، آنها نمی‌خواهند کوتینیو را نیز در این جنگ از دست بدهند. حال باید دید تکلیف ستاره برزیلی به کجا خواهد رسید و او در نهایت سر از بارسا در می آورد یا در لیورپول ماندنی می‌شود.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها خوشحالند!

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها پشیمانند. نهضت پشیمانی از رای به روحانی این روزها به شدت فراگیر شده است. حق هم دارند. بالاخره زندگی سخت شده است. به معنای واقعی کلمه آینده بسیاری از مردم شده است نان شب. حق هم دارند روحانی هنوز نتوانسته است بخش اعظمی از شعارهای خود را محقق کند. مردم چشم به راه گشایش‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. گشایش‌هایی که هنوز اتفاق نیفتاده است. به نظر می‌رسد تیم همراه رییس جمهور نمی‌تواند پابه‌پای شعارهای انتخاباتی او بیاید. آنها نه وسط کار نه بلکه همین ابتدای مسیر دولت دوازدهم کم آورده‌اند. من هم بسیاری از نقدهای مطرح شده به روحانی را قبول دارم اما مانند برخی نمی‌توانم پشیمان باشم. چون می‌دانم روحانی چگونه به سرکار رسید و چه کشوری را تحویل گرفت. ایران بعد از احمدی نژاد به مثابه ایرانی جنگ زده بود. این را من نمی‌گویم. هاشمی رفسنجانی می‌گفت که خود دولتی را تحویل گرفت که میراث دار جنگ 8 ساله بود. او شرایط دولت روحانی را از دولت خود سخت تر می‌دانست. روحانی با ایرانی سروکار داشت که ناگهان از زمین مسطح به دره‌ای عمیق افتاده بود. او در چهارسال اول تلاش کرد ایران را از دره خارج کند. تا حدودی نیز موفق بود. بگذارید بگویم ایران قبل از روحانی چگونه ایرانی بود. ایران قبل از روحانی با مشکلات بی‌شمار اقتصادی حاصل از تحریم‌ها روبرو بود. بخش های صادرات نفت، تجارت و مبادلات بانکی ایران زیر ضربات شدید تحریم ها در حال نابودی بود. پول‌های ایران بلوکه شده بود و حتی در برخی موارد ایران مجبور بود مانند دوران قبل از اختراع پول مبادله کالا با کالا انجام دهد. مثلا نفت بدهد و برنج بگیرد. اوضاع ایران شبیه دوره نفت در برابر غذای صدام شده بود. ایران نفت صادر می کند و به جای پول آن کالا دریافت دریافت می کرد. صادرات نفت ایران نیز گام به گام در روند کاهشی به سمت صفر شدن حرکت می کرد. ایران قبل از برجام، کشوری منزوی در عرصه جهانی بود و دوستان جمهوری اسلامی به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید؛ اکثر کشورهای جهان به واسطه فشارهای آمریکا، ایران و ایرانی را تحریم کرده بودند. میزان نقدینگی ایران به پایین تر سطح خود رسیده بود. این یعنی حتی پرداخت حقوق به کارمندان دولت و یارانه‌ها به خطر افتاده بود. روحانی توانست به هر وسیله‌ای از جمله برجام این مشکلات بزرگ را تا حدودی حل کند. اگر در سال 92 شرایط کشور اینگونه رقم نمی‌خورد و روحانی با حمایت اصلاح طلبان به قدرت نرسیده بود، معلوم نبود چه سرنوشتی انتظار ایران و ایرانی را می‌کشد. ایران حالا در حال نزدیک شدن به دورانی است که هنوز احمدی نژاد سرکار نیامده بود. دورانی که در سپهر سیاست ایران به دولت اصلاحات معروف بود. حالا تقریبا پاهای ایران روی زمین است. این خود دستاورد بزرگی برای روحانی است. شرایط کشور عادی شده است و در شرایط عادی، مسئله‌ای همچون پشیمانی ایجاد می‌شود. بسیاری از مردم هنوز از مشکلات کشور خبر ندارند. هنوز نمی‌دانند دولت در برابر چه سدی ...

تازه ترین اخبار