رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
  • الأحد ۲۸ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Sunday 17 December
تهران Haze
١٣(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۶.١٣(in)
محدوده دید ٢.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۶.١٣(in)

پرسپولیس پس از ده سال موفق شده امتیازات کامل سه هفته اول لیگ را بگیرد، در این شرایط هواداران در فضای مجازی، مسئله‌ای دیگر را پیش می‌کشند، اینکه چرا به منشا پاس نمی‌دهند.

کیست که بتواند ثابت کند فرشاد احمدزاده چون نمی‌خواست به منشا پاس دهد در دقایق پایانی ترجیح داد خودش به سمت دروازه شلیک کند؟ آیا می‌توان آنچه را در ذهن احمدزاده در آن دقایق گذاشت را روی هارد دیسک پیاده کرد و سپس فهمید که او عمدا به منشا پاس نداده؟ نه نمی‌شود اما آنچه باعث می شود تا عده ای به او بتازند که چرا عمدا به منشا پاس نداده ذهنیت‌های منفی است که از قبل شکل گرفته است. ذهنیت‌هایی که از تجارب تلخ گذشته، از باندبازی‌های گاه و بیگاه بازیکنان ایرانی و همچنین از رفتار نامناسب و غیرحرفه‌ای برخی از بازیکنان پرسپولیس در دو سه ماه اخیر شکل گرفته است. اما چه بسا اگر به جای منشا، طارمی هم در آن موقعیت بود، احمدزاده خودش توپ را به سمت دروازه میزد. بدین‌ترتیب بر اساس حدس و احتمالات، حمله به بازیکن پرسپولیس آغاز می‌شود آن هم در شبی که این تیم سه گل به حریفش زده است.
بازیکنان پرسپولیس در چنین شرایطی به خود حق می‌دهند که متعجب از واکنش هواداران، گذشته را به یاد آنها بیاورند تا شاید قدر موفقیت فعلی را بدانند. اما تمام این سوتفاهمی که بین بازیکن و هوادار آن هم ساعتی پس از پایان بازی درگرفته، محصول امکان ارتباطی است که فضای مجازی در اختیار آنها قرار داده است. فضایی که انگار در آن بیشتر بدبین‌ها، فحاشان و تنگ‌نظران ابراز عقیده می‌کنند و بنابراین محلی برای کشتن شادی‌ها و خوش‌بینی‌ها شده است.
اما چرا هوادار پرسپولیس به موضوع پاس دادن به منشا حساس شده؟ فرض کنید به جای منشا مهاجم دیگری مثل علیپور یا طاهرخانی در بازی دیروز وارد زمین می‌شد و تمام فعل و انفعالاتی که در بازی دیروز در حضور منشا رخ داد در حضور آن مهاجم هم تکرار می‌شد. آیا کسی بود که در پایان بازی فرضیه پاس ندادن به آن مهاجم را مطرح کند؟ اصلا چرا کسی در مورد پاس دادن یا ندادن به علیپور در طول بازی حرفی نمی‌زند و به دنبال کشف توطئه نیست؟

 


باید قبول کرد که هوادار پرسپولیس به منشا امید زیادی بسته است. منشا یکی از پدیده‌ها و ستاره‌های فصل قبل بوده و طبیعی است که هوادار پرسپولیس به انتظار درخشش او نشسته است. حتی با وجود اینکه طارمی آقای گل دو دوره قبل بوده اما اغلب هواداران پرسپولیس بین او و منشا تفاوتی نمی‌بینند و اینگونه نیست که یکی را مهاجم اول تیم بدانند و دیگری را مهاجم دوم. خود این موضوع نیز محل سوال است که چرا در شرایطی که یک تیم آقای گل دو دوره لیگ را در ترکیبش دارد باید گلزنی یک مهاجم تازه‌وارد برایش اهمیت داشته باشد؟ جواب این سوال را مهدی طارمی باید بدهد!
حاشیه های  طارمی در ابتدای دو فصل اخیر با موضوع  رفتن و ماندن باعث شده هوادار پرسپولیس بخواهد منشا گل بزند چون دوست ندارد تنها گلزن تیمش طارمی‌باشد . طارمی دیر یا زود از پرسپولیس خواهد رفت و این جدایی برای مهاجمی که به سقف فوتبالش در ایران رسیده اجتناب‌ناپذیر است. هواداران پرسپولیس به آن روزی فکر می‌کنند که این جدایی رقم خورده‌. آنها می‌خواهند که تا آن زمان خیال‌شان از داشتن یک مهاجم گلزن راحت باشد. برای همین است که برایش گل زدن منشا اهمیت زیادی دارد. اما به مرور زمان همین هواداران خواهند پذیرفت که قرار نیست دو مهاجم تیم شان رقیب هم باشند و قاعدتا یکی بیشتر از دیگری گل خواهد زد. عجیب هم نخواهد بود اگر طارمی بار دیگر بهترین گلزن فصل پرسپولیس شود چرا که او هماهنگی بیشتری با سایر بازیکنان دارد.
نکته دیگر این که ؛مسلمان و طارمی حق دارند از بدبینی هواداران به خود شاکی باشند اما این را از یاد نبرند که خود آنها در بوجود آمدن این فضای بدبینی نیز مقصرند. آنها اگر به مصاحبه‌های خود پس از بازی با فولاد رجوع کنند، متوجه خواهند شد که چرا برای هوادار پرسپولیس پاس دادن به منشا تا این حد اهمیت دارد. هوادار نمی‌خواهد منت بازی خوب و نتیجه بر سرش گذاشته شود و بازیکنانی را دوست دارد که خود را سرباز تیم بدانند. آن مصاحبه‌ها هر چقدر هم که منطقی بوده باعث دلگیری هواداران پرسپولیس از این بازیکنان شده و به همین دلیل این هواداران دوست دارند تیم‌شان از وابستگی به یک بازیکن خاص خارج شود.

 

با این حال مسلمان و طارمی پس از بازی با نفت سعی کردند آب رفته را به جوی برگردانند و با مطرح کردن اینکه مشکلات مالی تیم روی مسائل فنی آنها تاثیری نخواهد گذاشت، اعتماد هواداران پرسپولیش را جلب کنند. اگر این اعتماد مجددا جلب شود آنوقت حساسیت کمتری هم بر روی گل زدن یا نزدن منشا و پاس دادن یا ندادن به او به ایجاد خواهد شد.البته خود منشا هم در این بین سهمی دارد . او که به عنوان یک سوپراستار به تیم پیوسته ، هنوز در حدی که برانکو می خواهد آماده نیست و باید با زحمت و البته رفتار حرفه ای دست در دست مثلت ATM پرسپولیس حساب حاشیه را برسد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها خوشحالند!

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها پشیمانند. نهضت پشیمانی از رای به روحانی این روزها به شدت فراگیر شده است. حق هم دارند. بالاخره زندگی سخت شده است. به معنای واقعی کلمه آینده بسیاری از مردم شده است نان شب. حق هم دارند روحانی هنوز نتوانسته است بخش اعظمی از شعارهای خود را محقق کند. مردم چشم به راه گشایش‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. گشایش‌هایی که هنوز اتفاق نیفتاده است. به نظر می‌رسد تیم همراه رییس جمهور نمی‌تواند پابه‌پای شعارهای انتخاباتی او بیاید. آنها نه وسط کار نه بلکه همین ابتدای مسیر دولت دوازدهم کم آورده‌اند. من هم بسیاری از نقدهای مطرح شده به روحانی را قبول دارم اما مانند برخی نمی‌توانم پشیمان باشم. چون می‌دانم روحانی چگونه به سرکار رسید و چه کشوری را تحویل گرفت. ایران بعد از احمدی نژاد به مثابه ایرانی جنگ زده بود. این را من نمی‌گویم. هاشمی رفسنجانی می‌گفت که خود دولتی را تحویل گرفت که میراث دار جنگ 8 ساله بود. او شرایط دولت روحانی را از دولت خود سخت تر می‌دانست. روحانی با ایرانی سروکار داشت که ناگهان از زمین مسطح به دره‌ای عمیق افتاده بود. او در چهارسال اول تلاش کرد ایران را از دره خارج کند. تا حدودی نیز موفق بود. بگذارید بگویم ایران قبل از روحانی چگونه ایرانی بود. ایران قبل از روحانی با مشکلات بی‌شمار اقتصادی حاصل از تحریم‌ها روبرو بود. بخش های صادرات نفت، تجارت و مبادلات بانکی ایران زیر ضربات شدید تحریم ها در حال نابودی بود. پول‌های ایران بلوکه شده بود و حتی در برخی موارد ایران مجبور بود مانند دوران قبل از اختراع پول مبادله کالا با کالا انجام دهد. مثلا نفت بدهد و برنج بگیرد. اوضاع ایران شبیه دوره نفت در برابر غذای صدام شده بود. ایران نفت صادر می کند و به جای پول آن کالا دریافت دریافت می کرد. صادرات نفت ایران نیز گام به گام در روند کاهشی به سمت صفر شدن حرکت می کرد. ایران قبل از برجام، کشوری منزوی در عرصه جهانی بود و دوستان جمهوری اسلامی به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید؛ اکثر کشورهای جهان به واسطه فشارهای آمریکا، ایران و ایرانی را تحریم کرده بودند. میزان نقدینگی ایران به پایین تر سطح خود رسیده بود. این یعنی حتی پرداخت حقوق به کارمندان دولت و یارانه‌ها به خطر افتاده بود. روحانی توانست به هر وسیله‌ای از جمله برجام این مشکلات بزرگ را تا حدودی حل کند. اگر در سال 92 شرایط کشور اینگونه رقم نمی‌خورد و روحانی با حمایت اصلاح طلبان به قدرت نرسیده بود، معلوم نبود چه سرنوشتی انتظار ایران و ایرانی را می‌کشد. ایران حالا در حال نزدیک شدن به دورانی است که هنوز احمدی نژاد سرکار نیامده بود. دورانی که در سپهر سیاست ایران به دولت اصلاحات معروف بود. حالا تقریبا پاهای ایران روی زمین است. این خود دستاورد بزرگی برای روحانی است. شرایط کشور عادی شده است و در شرایط عادی، مسئله‌ای همچون پشیمانی ایجاد می‌شود. بسیاری از مردم هنوز از مشکلات کشور خبر ندارند. هنوز نمی‌دانند دولت در برابر چه سدی ...

تازه ترین اخبار