رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
  • الأحد ۲۸ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Sunday 17 December
تهران Haze
١٣(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۶.١٣(in)
محدوده دید ٢.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۶.١٣(in)

جنجال های رقم خورده در رسانه های خارجی پیرامون محرومیت دو ملی پوش ایرانی از حضور در تیم ملی بعد از مصاف پانیونیوس با نماینده رژیم اشغالگر همچنان ادامه دارد.

اظهارات محمدرضا داورزنی مبنی بر محرومیت احسان حاج صفی و مسعود شجاعی بازتاب زیادی در رسانه های جهان داشته و از مارکا تا اکیپ و از نیویورک تایمز تا گاردین این حرف ها را منتشر کرده اند و این بیم وجود دارد به دلیل این که داورزنی از نظر سازمانی عضو سازمانی وزارت ورزش قلمداد می شود و فیفا به دخالت نهادهای بالادستی در فوتبال حساس است، این مساله باعث مشکلاتی برای فوتبال ایران شود.
در حالی که فدراسیون فوتبال رأسا اقدام این دو بازیکن در حضور در مسابقه یاد شده را محکوم و اعلام کرده بود بعد از صحبت با این دو بازیکن تصمیم مقتضی را درباره آنها اعمال خواهد کرد ورود داورزنی به موضوع حضور حاج صفی و شجاعی مقابل حریفی از رژیم اشغالگر قدس و محرومیت آنها از دعوت به تیم ملی حساسیت ها در قبال این اتفاق را بیش از پیش کرد در حالی که لزومی نداشت با وجود تمام حساسیت ها در قبال دخالت دولت در تصمیمات فوتبالی ایران از جانب فیفا که سال ها پیش از سوی سران تصمیم گیرنده فدراسیون جهانی رسما اعلام شد، این حساسیت بیشتر شود.
فیفا همواره بر این نکته تاکید داشته که در فدراسیون های زیر مجموعه خود نباید دخالتی از سوی سران سیاسی در تصمیمات اتخاذ شده وجود داشته باشد. حتی در این راه با هیچ فدراسیون عضو نیز شوخی ندارد تا جایی که شاهد هستیم الان برخی کشورها سال هاست از سوی فدراسیون جهانی تعلیق و از حضور در رقابت های رسمی محروم شده اند. بنابراین با صحبت های اخیر داورزنی که اتفاقا بازتاب گسترده ای نیز در محافل خبری معتبر دنیا داشت حالا این حساسیت که دخالت در فوتبال ایران وجود دارد، نزد سران فیفا بیشتر نیز شده است.
در پی جنجالی که این صحبت ها رقم زد برخی رسانه ها از جمله روزنامه آلمانی در استعلام از فیفا خواستار مشخص شدن موضع آنها در قبال دخالت های سیاسی در تصمیمات فوتبالی ایران شد. موضوعی که از جانب فدراسیون جهانی نیز جدی گرفته شد تا خبرهایی پیرامون استعلام رسمی فیفا از فدراسیون فوتبال ایران در قبال دو ملی پوش ایرانی باشگاه یونانی و محرومیت آنها به گوش برسد ضمن این که سران پانیونیوس نیز در گفتگو با رسانه های یونانی اعلام کردند که فیفا به صورت رسمی موضوع محرومیت حاج صفی و شجاعی از حضور در بازی های ملی را استعلام کرده و در انتظار پاسخ این باشگاه است.
اتفاقی که در چند روز گذشته فوتبال ایران را به سوژه اول رسانه ها و آنها که دنبال بهانه برای ضربه زدن به فوتبال ملی ایران بودند، تبدیل کرد، مصداق همان ضرب المثل قدیمی است؛ “سری که درد نمی کند، دستمال نمی بندند”. مسلما وقتی خود فدراسیون فوتبال در اولین واکنش مدعی شد با بررسی موضوع تصمیمات مقتضی اتخاذ خواهد شد دیگر لزومی نداشت داورزنی با ورود بی موقع خود و بیان آن صحبت ها این گونه فضا را برای فوتبال ایران متشنج کند آن هم در برهه ای که حساسیت های فیفا روی دخالت در تصمیمات فدراسیون فوتبال به اوج خود رسیده بود.
فدراسیونی که با سیاست خاصی همواره خط مشی نظام در قبال محکومیت رژیم اشغالگر قدس را در دستور کار قرار داده و تمام ورزشکاران زیر مجموعه این فدراسیون در این سال ها از این خط پیروی کردند قطعا در مورد ایجاد شده می توانست به راحتی بحران را مدیریت کند اما صحبت های داورزنی چنان جوی به راه انداخت که کار به استعلام فیفا و کابوس تعلیق در آستانه جام جهانی ۲۰۱۸ کشیده شد. بحرانی که خبر می رسد سران فدراسیون فوتبال را با دردسر و نگرانی های زیادی مواجه کرده و آنها در انتظار بازگشت مهدی تاج از سفر مالزی هستند تا راهکاری برای فرار از شائبه دخالت های سیاسی در تصمیمات فوتبالی اتخاذ کند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها خوشحالند!

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها پشیمانند. نهضت پشیمانی از رای به روحانی این روزها به شدت فراگیر شده است. حق هم دارند. بالاخره زندگی سخت شده است. به معنای واقعی کلمه آینده بسیاری از مردم شده است نان شب. حق هم دارند روحانی هنوز نتوانسته است بخش اعظمی از شعارهای خود را محقق کند. مردم چشم به راه گشایش‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. گشایش‌هایی که هنوز اتفاق نیفتاده است. به نظر می‌رسد تیم همراه رییس جمهور نمی‌تواند پابه‌پای شعارهای انتخاباتی او بیاید. آنها نه وسط کار نه بلکه همین ابتدای مسیر دولت دوازدهم کم آورده‌اند. من هم بسیاری از نقدهای مطرح شده به روحانی را قبول دارم اما مانند برخی نمی‌توانم پشیمان باشم. چون می‌دانم روحانی چگونه به سرکار رسید و چه کشوری را تحویل گرفت. ایران بعد از احمدی نژاد به مثابه ایرانی جنگ زده بود. این را من نمی‌گویم. هاشمی رفسنجانی می‌گفت که خود دولتی را تحویل گرفت که میراث دار جنگ 8 ساله بود. او شرایط دولت روحانی را از دولت خود سخت تر می‌دانست. روحانی با ایرانی سروکار داشت که ناگهان از زمین مسطح به دره‌ای عمیق افتاده بود. او در چهارسال اول تلاش کرد ایران را از دره خارج کند. تا حدودی نیز موفق بود. بگذارید بگویم ایران قبل از روحانی چگونه ایرانی بود. ایران قبل از روحانی با مشکلات بی‌شمار اقتصادی حاصل از تحریم‌ها روبرو بود. بخش های صادرات نفت، تجارت و مبادلات بانکی ایران زیر ضربات شدید تحریم ها در حال نابودی بود. پول‌های ایران بلوکه شده بود و حتی در برخی موارد ایران مجبور بود مانند دوران قبل از اختراع پول مبادله کالا با کالا انجام دهد. مثلا نفت بدهد و برنج بگیرد. اوضاع ایران شبیه دوره نفت در برابر غذای صدام شده بود. ایران نفت صادر می کند و به جای پول آن کالا دریافت دریافت می کرد. صادرات نفت ایران نیز گام به گام در روند کاهشی به سمت صفر شدن حرکت می کرد. ایران قبل از برجام، کشوری منزوی در عرصه جهانی بود و دوستان جمهوری اسلامی به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید؛ اکثر کشورهای جهان به واسطه فشارهای آمریکا، ایران و ایرانی را تحریم کرده بودند. میزان نقدینگی ایران به پایین تر سطح خود رسیده بود. این یعنی حتی پرداخت حقوق به کارمندان دولت و یارانه‌ها به خطر افتاده بود. روحانی توانست به هر وسیله‌ای از جمله برجام این مشکلات بزرگ را تا حدودی حل کند. اگر در سال 92 شرایط کشور اینگونه رقم نمی‌خورد و روحانی با حمایت اصلاح طلبان به قدرت نرسیده بود، معلوم نبود چه سرنوشتی انتظار ایران و ایرانی را می‌کشد. ایران حالا در حال نزدیک شدن به دورانی است که هنوز احمدی نژاد سرکار نیامده بود. دورانی که در سپهر سیاست ایران به دولت اصلاحات معروف بود. حالا تقریبا پاهای ایران روی زمین است. این خود دستاورد بزرگی برای روحانی است. شرایط کشور عادی شده است و در شرایط عادی، مسئله‌ای همچون پشیمانی ایجاد می‌شود. بسیاری از مردم هنوز از مشکلات کشور خبر ندارند. هنوز نمی‌دانند دولت در برابر چه سدی ...

تازه ترین اخبار