رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۴ آذر ۱۳۹۶
  • الجمعة ۲۶ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 15 December
تهران لطیف
٧(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۶.١٠(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.١٠(in)
  • شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۹
  • کد خبر : 40780
  • مشاهده : 36 بازدید
  • پیشخوان
  • چاپ خبر : ۳ عراقچیِ مهم در دولت روحانی/ دو پست مهم اقتصادی برای اقوام معاون وزیر خارجه!

ظاهرا داستان فامیل بازی در دولت که در چهار سال گذشته روند رو به رشدی به خود گرفته بود، در دولت دوازدهم هم ادامه خواهد داشت و هرکسی تلاش می‌کند تا اقوام و آشنایان خود را به نوعی در سمتهای مختلف دولتی قرار دهد!

ظاهرا داستان فامیل بازی در دولت که در چهار سال گذشته روند رو به رشدی به خود گرفته بود، در دولت دوازدهم هم ادامه خواهد داشت و هرکسی تلاش می‌کند تا اقوام و آشنایان خود را به نوعی در سمتهای مختلف دولتی قرار دهد!

به گزارش حامی خبر؛ خانواده عراقچی هم از جمله خانواده‌هایی هستند، که در سالهای فعالیت دولت حسن روحانی مدارج ترقی را در یک چشم بهم زدن طی کردند. عباس عراقچی معاون امور حقوقی و بین الملل وزارت امور خارجه و نفر دوم تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران مشهورترین چهره در میان عراقچی‌ها به حساب می‌آید. او که در دولت محمود احمدی‌نژاد هم سابقه معاونت وزارت امور خارجه، سفیری ایران در ژاپن و سخنگویی وزارت خارجه را بر عهده داشت، در دولت یازدهم و با حضور محمد جواد ظریف در این وزارتخانه نقش مهمی را مذاکرات هسته‌ای ایفا کرد و مسئولیت کمیته پیگیری اجرای برجام را هم بر عهده گرفت. با این حال معاون ظریف از دوران فعالیت خود در دولت محمود احمدی‌نژاد هم به نیکی یاد می‌کند و رئیس جمهور سابق را فردی صادق می‌داند و حتی جمله معروف احمدی‌نژاد درباره “کاغذ پاره” بودن تحریمها را جمله‌ای درست و به موقع می‌داند.

خانواده عراقچی‌ها و تجارت فرش

سید عباس عراقچی، برادر کوچکتر سید مرتضی و سید مجتبی عراقچی بوده که این دو از صادرکنندگان قدیمی فرش به شمار می‌روند. عراقچی‌ها از اعضای قدیمی اتاق بازرگانی و اتحادیه فرش دستباف هستند، که غالبا در خصوص مسائل سیاسی اظهار نظر نمی‌کنند، اما در همان برهه برجام سید مرتضی برادر بزرگتر معاون وزیر امور خارجه، بند ۲۲ برجام درباره آزاد شدن صادرات محصولات سنتی ایران مانند پسته و فرش را ناشی از زرنگی برادر کوچکترش سید عباس دانسته است!

با این حال این روزها نام یک عراقچی دیگر هم در رسانه‌ها شنیده می‌شود. سید احمد عراقچی که در روزهای اخیر با حکم ولی‌الله سیف رئیس کل بانک مرکزی به عنوان معاون این نهاد مهم اقتصادی برگزیده شد. معاونت ارزی بانک مرکزی به عنوان یکی از مهمترین معاونتهای بانک مرکزی در شرایطی به برادرزاده معاون وزیر امور خارجه و فرزند یکی از بزرگترین تاجران فرش کشور رسید که کارنامه او چندان پر بار نیست و تجربه چندانی هم در این حوزه ندارد.

احمد عراقچی چگونه در دولت روحانی پیشرفت کرد؟

 برادرزاده مذاکره کننده ارشد هسته‌ای کشورمان ابتدا در سال ۸۹ چند ماهی به عنوان کارشناس وارد سازمان سرمایه گذاری خارجی شد، ولی ضعف عملکردی او باعث شد که از این سازمان زیر مجموعه وزارت اقتصاد کنار گذاشته شود.

اوضاع چندان بر وفق مراد فرزند تاجر بزرگ فرش دستباف ایرانی نبود، تا این که دولت حسن روحانی روی کار آمد.

با روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و وزیر شدن طیب‌نیا عراقچی به یکباره در انتخابی عجیب به عنوان عضو هیات مدیره شرکت سرمایه گذاری خارجی ایران ایفیک انتخاب شد. حضور او در ایفیک فرصتی را فراهم کرد تا ارتباط نزدیکی با مدیران ارشد وزارت اقتصاد، از جمله شاپور محمدی معاون اقتصادی طیب‌نیا پیدا کند. در نهایت با رفتن محمد فطانت فرد از سازمان بورس و اوراق بهادار، شاپور محمدی رئیس جدید این سازمان شد و برادرزاده معاون وزیر خارجه را با خود به این سازمان برد و او را بدون هیچ سابقه کاری قابل توجهی معاون اجرایی خود کرد.

پای عراقچی تازه از فرنگ برگشته هم به وزارت صنعت باز شد!

اما در کنار بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و وزارت خارجه چند وقتی است، که پای عراقچی‌ها به یک وزارتخانه مهم اقتصادی دیگر هم باز شده است. سید علی عراقچی به عنوان سومین نفر از خاندان عراقچی‌ها چند وقتی است که در سازمان گسترش و نوسازی صنایع و یا همان ایدرو مشغول به فعالیت است. در کارنامه او تنها یک دوره کوتاه فعالیت در سازمان توسعه تجارت دیده می‌شود، اما بعد از آمدن منصور معظمی به سازمان گسترش و نوسازی صنایع ناگهان به این سازمان کوچ کرد و پست مهم مدیرکلی سرمایه گذاری این سازمان به این جوان تازه از فرنگ برگشته خانواده عراقچی‌ها رسید. جالب اینجاست که تحصیلات او هم هیچ ارتباطی با موضوع صنعت و سرمایه گذاری ندارد!

پستهای مهمی مانند معاونت ارزی بانک مرکزی و مدیرکل سرمایه گذاری سازمان ایدرو در حالی به اعضای خانواده عباس عراقچی مذاکره کننده ارشد هسته‌ای کشورمان سپرده می‌شود که برای پستهای سطح پایین‌تر مانند اعضای هیات مدیره بانکها چندین مرحله نظارت و ارزیابی صورت می‌گیرد، اما پستهای مهمی مانند معاونت ارزی که وظیفه مدیریت ذخایر ارزی کشور،گشایش بانکی، مدیریت ارز در کشور، خطوط اعتباری خارجی و …به راحتی به اقوام و آشنایان دولتمردان سپرده می‌شود. حالا سوال اینجاست که آیا توصیه‌ای از سوی آقای عراقچی برای پست گرفتن اقوامش در دولت تدبیر و امید انجام گرفته است؟ این سوالی است که پاسخ به آن بسیاری از ابهامات را روشن می‌کند!

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

احسان محمدی؛

ژست پرطرفدار این روزها؛ روحانی رای من رو پس بده!

این روزها موجی شکل گرفته که برخی از چهره ها با انتشار عکس هایی نادم و سرخورده می گویند که از رای به «روحانی» در انتخابات ریاست جمهوری پشیمان هستند. به دلایل متعدد از این اتفاق خوشحال هستم. 1-  در جریان کارزار انتخابات از حسن روحانی دفاع کردم. تنها دستاورد شخصی ام یک شیرکاکائو و کیک یزدی بود. به همراه تعدادی از فعالان رسانه ای به یک همایش دعوت شدم و بعد از چند دقیقه که احساس کردم به آن فضا تعلق ندارم و به روحانی در طمع و آرزوی پُست و صندلی و موقعیت فردی رای نداده ام، بدون اینکه موز بردارم! بیرون آمدم. این را خط اول نوشتم چون می دانم کسانی خیز برداشته اند که بگویند آره آقا! به شما رسیدن که این حرفا رو می زنید! شما نگید کی بگه! 2- هیچوقت اعتقاد نداشتم که روحانی سوپرمن است و اگر رئیس جمهور شود مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت و کلا" کشور گلستان می شود! در همان روزهای پرشور و رقابت تنگاتنگ بارها نوشتم: «چشم معجزه از او ندارم و احساس نمی کنم که با یک رای به او از این پس دست هایم را توی جیبم فرو می برم و طلبکار می ایستم تا او همه مشکلات کشور را حل کند». هیچکس به تنهایی قادر به حل مشکلات این کشور نیست. چون برای ایجاد مشکلات گروه ها، چهره ها و افراد مختلفی زحمت می کشند! 3- سیاست علم بازی با کارت های «موجود» است نه «مطلوب». ما در ظرف «زمان» تصمیم گرفتیم به حسن روحانی رای بدهیم و به باورمان از میان گزینه های موجود در آن رقابت سیاستمدار عملگراتری بود. دستکم برای تصمیم خودمان احترام قائل شویم و اینقدر زود عرق مان سرد نشود و توبه نامه منتشر نکنیم! 4 - وفاداری همیشه از غر زدن و ناامیدشدن کار دشوارتری است. کار دشوار را انجام بدهیم و فراموش نکنیم به عنوان یک شهروند فقط "رای دادن" کافی نیست. خود ما از روز پیروزی روحانی تا چه اندازه شهروند بهتری بوده ایم؟ قانون را رعایت کرده ایم؟ مالیات مان را درست پرداخت کرده ایم؟ بهتر رانندگی کرده ایم؟ ... چرا وقتی خودمان بهتر نمی شویم انتظار داریم بقیه درست رفتار کنند و به همه قول هایشان وفادار بمانند؟ 5-  من هم به عملکرد روحانی نقدهای جدی دارم. بارها هم نوشته ام که ادامه این روند نه فقط خسارت به او و دولتش که به تلاطم انداختن حاکمیت است. او با علم به دشواری ها پا به این عرصه گذاشت و دستکم انتظار می رود وقتی نمی تواند کاری انجام بدهد دلایل «نمی توانند» یا نام آنها که «نمی گذارند» را روشن و صریح به مردمی که به او اعتماد کردند بگوید. 6 - ما مردمی به شدت مستعد «ناامید» شدن هستیم. به جای تلاش برای یافتن نشانه های «امید» تشنه بازنشر خبرهای بد هستیم. انگار از بد کردن حال هم انرژی می گیریم. انگار وقتی زهری توی وجودمان است باید مثل ویروس سرماخوردگی به کس دیگری منتقلش کنیم شاید حالمان بهتر ...

تازه ترین اخبار