رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶
  • الجمعة ۲۹ محرم ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 20 October
تهران لطیف
١٧(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.١٣(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 2-Low
رطوبت ٢۶.١٣(in)
  • شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۵
  • کد خبر : 40813
  • مشاهده : 35 بازدید
  • خبر مهم2
  • چاپ خبر : طرح بازرسی از مراکز نظامی ایران

برخی از مقامات امریکایی در هفته‌های اخیر از ضرورت بازرسی از برخی مراکز نظامی ایران سخن گفته، در این خصوص عملیات رسانه‌ای خود را آغاز کرده‌اند. در نقطه مقابل، مقامات نظامی و سیاسی ایران، اجازه هر نوع بازرسی از پایگاه‌های نظامی کشور را رد و آن را توطئه‌ای علیه جمهوری اسلامی ارزیابی کرده‌اند. به نظر […]

برخی از مقامات امریکایی در هفته‌های اخیر از ضرورت بازرسی از برخی مراکز نظامی ایران سخن گفته، در این خصوص عملیات رسانه‌ای خود را آغاز کرده‌اند. در نقطه مقابل، مقامات نظامی و سیاسی ایران، اجازه هر نوع بازرسی از پایگاه‌های نظامی کشور را رد و آن را توطئه‌ای علیه جمهوری اسلامی ارزیابی کرده‌اند.

به نظر می‌رسد امریکایی‌ها با اهداف خاصی چنین سناریویی را طراحی کرده و احتمالاً در آینده براساس همین سناریو، جنجال‌های بیشتری را به راه بیندازند. سؤال این است که نقطه هدف در این سناریو کدام است؟ اشراف امریکایی‌ روی توان نظامی کشورهایی چون ایران، یک نیاز عمومی و همیشگی برای آنها می‌باشد. بازرسی از پایگاه‌ها و مراکز نظامی تحت پوشش بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، یکی از راه‌های رسیدن به نوعی اشراف اطلاعاتی از نظر امریکایی‌ها می‌باشد، اما به نظر می‌رسد که دولت ترامپ، در کنار این نیاز عمومی و هدف کلی، یک هدف خاص را در این سناریو دنبال می‌کند؛ هدفی که بی‌ارتباط با برجام نبوده و نیازمند برخورد هوشمندانه از سوی جمهوری اسلامی است.

آقای ترامپ قبل از ورود به کاخ سفید با صراحت از پاره کردن برجام سخن گفت ولکن با این تهدید مواجه شد که اگر امریکایی‌ها برجام را پاره کنند، جمهوری اسلامی آن را آتش خواهد زد.

پس از ورود ترامپ به کاخ سفید، نظر غالب مشاوران ترامپ، این بود که پاره کردن برجام از سوی دولت امریکا، در نهایت به ضرر ایالات متحده تمام خواهد شد. از طرفی هم ترامپ نمی‌خواهد به تعهدات کشورش در قبال برجام عمل کند و این تعهدات را با منافع و اهداف امریکا مغایر می‌داند. در چنین فضا و شرایطی، امریکایی‌ها به دنبال خروج از برجام و به نوعی پاره کردن آن با هزینه ایران هستند. به عبارت دیگر امریکایی‌ها با طرح‌ریزی یک سناریوی شیطانی به دنبال متهم کردن ایران به عدم‌ پایبندی به برجام بوده، با جا انداختن این ادعا در افکار عمومی جهانیان و همراه ساختن دیگر کشورها با خود در این خصوص، برجام را به طور کامل زیر پا خواهند گذاشت.

در این سناریو، طرح بازرسی از برخی پایگاه‌های نظامی ایران به عنوان محل و مراکز مشکوک به انجام فعالیت‌های هسته‌ای، جایگاه ویژه‌ای دارد. امریکایی‌ها به درستی می‌دانند که جمهوری اسلامی اجازه ورود به مراکز، پایگاه‌ها و سایت‌های نظامی خود را نمی‌دهد. بر همین اساس آنان می‌خواهند همین عدم اجازه را دلیل عدم‌ پایبندی ایران به برجام معرفی کنند و با هزینه ایران از برجام خارج شوند. بنابراین باید هوشیار بود که امریکایی‌ها در حالی که خود برجام را تاکنون به صورت فاحش نقض کرده‌اند چگونه می‌خواهند جمهوری اسلامی را به نقض برجام متهم کنند.

این حیله امریکایی‌ها در شرایطی در حال شکل‌گیری است که آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، طی چندین گزارش، پایبندی ایران به برجام و عمل به تعهداتش را تأیید کرده است. چند روز قبل برخی از رسانه‌های غربی از این سناریوی کاخ سفید پرده‌برداری و به نوعی آن را افشا کردند. آسوشیتدپرس و  نیویورک‌تایمز در همین خصوص مدعی شده‌اند که رئیس‌جمهور امریکا برای اینکه از برجام خارج شود، می‌خواهد با سندسازی درباره یک پایگاه نظامی در ایران و طرح درخواست بازرسی از این پایگاه، زمینه برهم خوردن توافق هسته‌ای را فراهم کند. نکته قابل توجه اینکه ترامپ در مصاحبه با وال‌استریت ژورنال، به صورت تلویحی از اعلام نکردن پایبندی ایران به برجام در گزارش بعدی دولت امریکا خبر داد.

به احتمال قوی ادعای امریکایی‌ها مبنی بر انجام فعالیت‌های هسته‌ای مشکوک در برخی از سایت‌های نظامی ایران، دلیل عدم پایبندی جمهوری اسلامی به برجام اعلام می‌شود. آنان اینچنین می‌خواهند ایران را عامل برهم زدن توافق هسته‌ای معرفی کنند. بنابراین نقطه هدف در طرح بازرسی از مراکز نظامی ایران از سوی امریکایی‌ها، زمینه‌سازی برای خروج آنان از برجام با هزینه ایران است. این نقشه شیطانی نشان می‌دهد که امریکایی‌ها تحت هیچ شرایطی قابل اعتماد نبوده‌اند و اساساً باید باب هر نوع مذاکره با آنان را هفت قفله کرد. امریکایی‌ها تنها راه غلبه بر ایران را سیاست و راهبرد «فشار، تحریم، مذاکره و معامله» می‌دانند. تجربه برجام نشان داد که در هیچ موضوع دیگری نباید با امریکایی‌ها مذاکره کرد. امریکایی‌ها مذاکره را برای پیشبرد اهداف شیطانی خود می‌خواهند. آنان به چیزی کمتر از تسلیم شدن ملت ایران در برابر خود نمی‌اندیشند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمدحسین عظیمی؛

نقشه جریان سلطه برای تجزیه منطقه

در خصوص تغییرات استراتژیک و ژئوپولتیک منطقه جنوب غرب آسیا و تنش های فزاینده در این حوزه جغرافیایی گفت: آنچه اکنون در این منطقه شاهد آن هستیم، پیشتر بصورت مدون در اسناد مکتوب و آشکار ایالات متحده به چاپ رسیده است. پس از جنگ اول خلیج فارس، موسوم به عملیات توفان صحرا در سال 1992، وزیر وقت دفاع ایالات متحده، دیک چنی، پل ولفوویتز را مامور کرد تا برای دوران پساجنگ سرد، سندی راهبردی در خصوص امنیت ملی آمریکا تهیه کند. ولفوویتز به واسطه برجسته ترین کارشناسان پنتاگون طرحی موسوم به راهنمای سیاستگذاری دفاعی را تدوین کرد که در همان سال به تصویب رسید. این سندبالا دستی در کنار 4 طرح کلان دیگر با عناوین سیاست ملی انرژی آمریکا، استراتژی امنیت ملی ایالات متحده، بازسازی نیروی دفاعی و پروژه قرن جدید در دستور کار قرار گرفت. مهندس عظیمی با اشاره به راهبرد تجزیه کشورهای منطقه و ایجاد خاکریز امنیت ساز برای رژیم صهیونیستی افزود: اما نزدیک به 10 سال بعد و در سال 2001 ،  سندی تحت عنوان کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21 منتشر شد که این کتاب حاوی نکات قابل تامل و دقیقی است که نقشه راه این کشور برای حداقل 25 سال آینده و سلطه بر منطقه موسوم به خاورمیانه را توصیف می کند. در این سند راهبردی، آشکارا از تقسیم خاورمیانه به کشورهای کوچکتر سخن به میان آمده و گسل هایی که در آینده باید مورد تحریک قرار بگیرند و فعال شوند، برشمرده شده است. خیلی زود افغانستان و عراق به اشغال در آمدند تا زمینه برای حضور و تقسیم کیک بزرگ خاورمیانه فراهم شود. در یک پروسه کوتاه مدت، عراق به سه قسمت کرد نشین، سنی مذهب و شیعه نشین تقسیم شد تا نطفه تغییرات بعدی گذاشته شود. در ژوئن 2006 کاندولیزا رایس، وزیرخارجه وقت آمریکا در پایتخت رژیم صهیونیستی، تل آویو، برای اولین بار از واژه خاورمیانه جدید به جای کلیدواژه خاورمیانه بزرگ استفاده کرد. در نقشه راهی که بعدا منتشر و اجرایی شد، قرار بود موجی از آشوب، درگیری، خشونت و جنگ از مرزهای لبنان، فلسطین و علی الخصوص سوریه آغاز شود و تا عراق، ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس امتداد یابد. این بازچینش مرزها، در ظاهر بر اساس ابعاد قومی-مذهبی شکل می گرفت اما در حقیقت، سه هدف عمده دیگر پی گیری میشد. اولا- کشورهای عمدتا اسلامی در پروژه بالکانیزاسیون جنوب غرب آسیا، به ایالات های کوچک و بی خطر تبدیل می شدند. ثانیا- منابع انرژی آنها در چنبره و سیطره کمپانی های غربی و سرپرده عربی قرار می گرفتند و ثالثا- ظرفیت اقدام علیه نظام سلطه یا رژیم صهیونیستی، آشکارا تحلیل می رفت. دبیرکل جبهه حامیان انقلاب اسلامی با اشاره به بخش های از کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21 افزود: در این سند بالادستی گفته شده "در 25 سال آینده در رهبری سیاسی عراق، ایران، مصر، عربستان و سوریه، تغییرات نسلی رخ خواهد داد و چنانچه رژیم ایران و رژیم بعثی عراق ...

تازه ترین اخبار