رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۶
  • الأحد ۲۸ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Sunday 17 December
تهران Haze
١٣(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۶.١٣(in)
محدوده دید ٢.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۶.١٣(in)

دریاچه‌های اوباری بسیار نمکی و شور هستند. این مسئله به خاطر آن است که این دریاچه‌ها به‌طور مداوم تبخیر می‌شوند و هیچ رود دیگری نیست که به آن بریزد و آنها را پُر کند (لیبی هیچ رود پایدار و قدیمی‌ای ندارد که عمری چندین ساله داشته باشد).

دریایِ شنیِ «اوباری» محوطه‌ای وسیع از شن‌تپه‌های مرتفع در منطقه‌ی «فزان» در جنوبِ غربی لیبی است. ۲۰۰۰۰۰ سال قبل، این‌جا منطقه‌ی مرطوب و حاصلخیز بود که باران زیادی در آن می‌بارید و رودخانه‌های جاری فراوانی داشت.
 این رودخانه‌ها، دریاچه‌ی بزرگی را تغذیه می‌کردند، دریاچه‌ای به اندازه‌ی جمهوری چک در آبگیر فزان که به آن دریاچه‌ی «مگا فزان» می‌گفتند.

در آن دوران که اصطلاحاً به آن دوران مرطوب می‌گویند، این دریاچه به بالاترین اندازه‌ی خود یعنی ۱۲۰۰۰۰ کیلومترمربع رسید. تغییرات آب و هوا باعث شد تا این ناحیه، درواقع بخشی از ساهارا، به‌مرور زمان خشک‌شده و بین ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ سال قبل، رفته‌رفته تبخیر شود.

امروزه بقایای این دریاچه به شکل دریاچه‌های کوچکی در میان شن‌تپه‌های مرتفع شبیه لکه‌های مرطوبی در بیابان پخش شده‌اند. در حال حاضر حدود ۲۰ دریاچه در واحه‌های زیبایی با نخل‌هایی در حاشیه‌ی دریایِ شنی اوباری وجود دارد که به شکل ناهنجاری‌هایی در محیط سخت و زمخت بیابانی سر برآورده‌اند.

دریاچه‌های اوباری بسیار نمکی و شور هستند. این مسئله به خاطر آن است که این دریاچه‌ها به‌طور مداوم تبخیر می‌شوند و هیچ رود دیگری نیست که به آن بریزد و آنها را پُر کند (لیبی هیچ رود پایدار و قدیمی‌ای ندارد که عمری چندین ساله داشته باشد).

این مسئله باعث شده که مواد معدنی حل‌نشده در آب این دریاچه‌ها متراکم شود. برخی از این دریاچه‌ها تقریباً پنج‌برابر شورتر از آب دریا هستند. برخی از آنها به خاطر وجود جلبک‌های مقاوم به نمک، تقریباً به رنگ قرمزِ خونی‌ درآمده‌اند.

اگرچه دریاچه‌های اوباری چندان هم کم‌عمق نیستند و چیزی حدود ۷ تا ۳۲ متر عمق دارند اما هم اکنون در معرض خطر خشک‌شدن قرار دارند. آب موجود در سفره‌های آب زیرزمینی ساهارا که ده‌ها هزار سال قبل در دورانی که رطوبت بیشتر بود ته‌نشین شد، در حال حاضر کاهش‌یافته و این به خاطر مصرف زیاد آب زیرزمینی توسط جمعیت روبه رشد این منطقه است.

حدود ۳ دهه قبل دولت لیبی پروژه‌ی بلندپروازانه‌ای به نام «رود بزرگ مصنوعی» را به عهده گرفت و آغاز کرد، با این هدف که بتواند با کمک شبکه‌ای از لوله‌های زیرزمینی، آب‌های زیرزمینی منطقه فازن را استخراج کند تا دیگربار، رنگ و آبی به این بیابان بدهد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها خوشحالند!

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها پشیمانند. نهضت پشیمانی از رای به روحانی این روزها به شدت فراگیر شده است. حق هم دارند. بالاخره زندگی سخت شده است. به معنای واقعی کلمه آینده بسیاری از مردم شده است نان شب. حق هم دارند روحانی هنوز نتوانسته است بخش اعظمی از شعارهای خود را محقق کند. مردم چشم به راه گشایش‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. گشایش‌هایی که هنوز اتفاق نیفتاده است. به نظر می‌رسد تیم همراه رییس جمهور نمی‌تواند پابه‌پای شعارهای انتخاباتی او بیاید. آنها نه وسط کار نه بلکه همین ابتدای مسیر دولت دوازدهم کم آورده‌اند. من هم بسیاری از نقدهای مطرح شده به روحانی را قبول دارم اما مانند برخی نمی‌توانم پشیمان باشم. چون می‌دانم روحانی چگونه به سرکار رسید و چه کشوری را تحویل گرفت. ایران بعد از احمدی نژاد به مثابه ایرانی جنگ زده بود. این را من نمی‌گویم. هاشمی رفسنجانی می‌گفت که خود دولتی را تحویل گرفت که میراث دار جنگ 8 ساله بود. او شرایط دولت روحانی را از دولت خود سخت تر می‌دانست. روحانی با ایرانی سروکار داشت که ناگهان از زمین مسطح به دره‌ای عمیق افتاده بود. او در چهارسال اول تلاش کرد ایران را از دره خارج کند. تا حدودی نیز موفق بود. بگذارید بگویم ایران قبل از روحانی چگونه ایرانی بود. ایران قبل از روحانی با مشکلات بی‌شمار اقتصادی حاصل از تحریم‌ها روبرو بود. بخش های صادرات نفت، تجارت و مبادلات بانکی ایران زیر ضربات شدید تحریم ها در حال نابودی بود. پول‌های ایران بلوکه شده بود و حتی در برخی موارد ایران مجبور بود مانند دوران قبل از اختراع پول مبادله کالا با کالا انجام دهد. مثلا نفت بدهد و برنج بگیرد. اوضاع ایران شبیه دوره نفت در برابر غذای صدام شده بود. ایران نفت صادر می کند و به جای پول آن کالا دریافت دریافت می کرد. صادرات نفت ایران نیز گام به گام در روند کاهشی به سمت صفر شدن حرکت می کرد. ایران قبل از برجام، کشوری منزوی در عرصه جهانی بود و دوستان جمهوری اسلامی به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید؛ اکثر کشورهای جهان به واسطه فشارهای آمریکا، ایران و ایرانی را تحریم کرده بودند. میزان نقدینگی ایران به پایین تر سطح خود رسیده بود. این یعنی حتی پرداخت حقوق به کارمندان دولت و یارانه‌ها به خطر افتاده بود. روحانی توانست به هر وسیله‌ای از جمله برجام این مشکلات بزرگ را تا حدودی حل کند. اگر در سال 92 شرایط کشور اینگونه رقم نمی‌خورد و روحانی با حمایت اصلاح طلبان به قدرت نرسیده بود، معلوم نبود چه سرنوشتی انتظار ایران و ایرانی را می‌کشد. ایران حالا در حال نزدیک شدن به دورانی است که هنوز احمدی نژاد سرکار نیامده بود. دورانی که در سپهر سیاست ایران به دولت اصلاحات معروف بود. حالا تقریبا پاهای ایران روی زمین است. این خود دستاورد بزرگی برای روحانی است. شرایط کشور عادی شده است و در شرایط عادی، مسئله‌ای همچون پشیمانی ایجاد می‌شود. بسیاری از مردم هنوز از مشکلات کشور خبر ندارند. هنوز نمی‌دانند دولت در برابر چه سدی ...

تازه ترین اخبار