رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۳ آذر ۱۳۹۶
  • الجمعة ۵ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 24 November
تهران Partly Cloudy / Windy
١٠(°C)
وزش باد ٢١(mph)
فشار ٢۵.٩٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۵.٩٧(in)

گلر ایران در جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل این روزها در لیگ سوئد با وجود حراست از دروازه تیم انتهای جدولی اسکیلستونا اما درخشش جالب توجهی از خود نشان می دهد.

هفته بیستم لیگ سوئد ملقب به آلسونسکان در حالی برگزار شد که برد ۳-۱ اسکیلستونای انتهای جدولی برابر مالمو صدرنشین همه نگاه ها را به علیرضا حقیقی و یارانش معطوف کرد تا این دروازه بان ایرانی بار دیگر در صدر اخبار فوتبالی این کشور اروپایی قرار بگیرد به خصوص بعد از پاس گل جالب توجهی که حقیقی ساخته و پرداخته کرد تا کار مالمو تمام شود.
اسکیلستونا در حالی مقابل مالمو صدرنشین سوئد به میدان رفت که در ۱۹ بازی قبل تنها یک برد در هفته پانزدهم برابر کالمار داشت از همین رو خوش بین ترین طرفدار این تیم هم تصور نمی کرد بتوانند با نتیجه ۳-۱ از سد مالمو مدعی اول قهرمانی فصل بگذرند. علیرضا حقیقی که حضور کامل در ترکیب اسکیلستونا داشت، روی دومین گل در دقیقه ۱۵ ایفای نقش کرد، طوری که شروع او با ضربه پا از محوطه جریمه مقابل ۱۸ قدم مالمو فرود آمد تا عمر اداهری فرانسوی دروازه مالمو را بعد از یک چرخش باز کند.
اتفاقی که بازتاب گسترده ای در سطح رسانه های سوئد داشت و باعث شد تا گلر ایرانی به دومین بازیکن برتر اسکیلستونا در مصاف با صدرنشین لیگ سوئد تبدیل شود و آمادگی او بار دیگر به رخ کشیده شود. اضافه شدن حقیقی از نیم فصل دوم به اسکیلستونا باعث شد تا این تیم بحران زده روند روبه رشدی پیدا کند و امیدوار به فرار از قعر جدول و بقا در لیگ سوئد باشد گرچه با ۱۱ امتیاز همچنان در قعر جدول کاری دشوار پیش رو دارد.
علیرضا حقیقی در مصاف با مالمو علاوه بر پاس گل جالبی که داد و تمام نگاه ها را به خود معطوف کرد در دو صحنه هم مهاجمان گلزن مالمو را در گلزنی ناکام گذاشت تا عملکرد او بیشتر از هر زمان دیگری مد نظر قرار بگیرد. روندی که نشان می دهد دروازه بان تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۱۴ در مسیر بازگشت به روزهای اوج قرار دارد تا خاطرات تلخ چند فصل گذشته را پاک کند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

احسان محمدی؛

۱۰ نکته یک خطی از زلزله کرمانشاه

در مورد زلزله کرمانشاه در طول چند روز گذشته دهها مقاله و گزارش نوشته شده است، شاید بتوان بخش بزرگی از این نقد و نگاه ها را در 10 خط خلاصه کرد: 1- «غافلگیر شدیم»! این جمله کوتاه عجب آزاردهنده است. مردم عادی حق دارند بگویند اما نهادهای و رسمی امدادی نه! 2- کانون زلزله در عراق است! کانون زلزله در ایران است! ... ظریفی نوشت: در خاورمیانه حتی کسی مسئولیت زلزله را هم بر عهده نمی گیرد! 3- نهادهایی که وارد صحنه بحران می شوند، «مارادونا» نیستند و باید دست از تک روی بردارند. کار جمعی هماهنگ از سوی نهادهای فعال بزرگترین خلا این بحران بود. 4- جریان خبری از دست رسانه های رسمی خارج شد. از تک صدایی به «همه صدایی» رسیده ایم. آمیزه ای از حقیقت، شایعه، اعتماد، بی اعتمادی! 5- مهمترین پرسشی که این زلزله و مدیریت آن در اذهان ایجاد کرد این بود: اگر در تهران زلزله شود چه قیامتی می شود؟ 6- یکی از نشانه های اینکه مردم این همه به علی دایی، صادق زیباکلام و ... اعتماد کردند، بی اعتمادی به برخی نهادها و سازمان هاست. 7- این مردم فوق العاده اند. بی نظیرند. شاهکارند. قدرشان را بدانید. آنها البته عذرخواهی می کنند که هلی کوپتر شخصی نداشتند بفرستند کمک! 8- مناطق بحرانی، سایت گردشگری نیستند. وقتی تخصص نداریم، نرویم. چه پلاسکو چه کرمانشاه! 9- ما در خاورمیانه بلاخیز قرار داریم. همیشه باید مراقب، آماده و آموزش دیده برای بحران باشیم. به بچه های ما آموزش دهید. 10- مهمترین درسی که از زلزله کرمانشاه گرفتیم این است: ما درس نمی گیریم. صرفاً تکرار می کنیم.

تازه ترین اخبار