رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶
  • الجمعة ۲۹ محرم ۱۴۳۹
  • 2017 Friday 20 October
تهران لطیف
١١(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.١٣(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.١٣(in)
  • چهارشنبه ۵ مهر ۱۳۹۶ - ۲۲:۱۶
  • کد خبر : 44001
  • مشاهده : 32 بازدید
  • خبر مهم3
  • چاپ خبر : راه مقابله با نقض برجام چیست؟
محمدکاظم انبارلویی؛

راه مقابله با نقض برجام چیست؟

نشست کمیسیون مشترک برجام در نیویورک اواخر هفته گذشته برگزار شد . فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در بیانیه پایانی این نشست اعلام کرد؛ «همه اعضا موافق بودند که همه طرف ها به تعهداتشان عمل کرده اند.» موگرینی اضافه کرد؛ «ایران اعتراضی به نقض عهدها نداشته است.» هر کس که به این دو […]

نشست کمیسیون مشترک برجام در نیویورک اواخر هفته گذشته برگزار شد . فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در بیانیه پایانی این نشست اعلام کرد؛ «همه اعضا موافق بودند که همه طرف ها به تعهداتشان عمل کرده اند.» موگرینی اضافه کرد؛ «ایران اعتراضی به نقض عهدها نداشته است.»

هر کس که به این دو گزاره دقت کند، می‌فهمد حتی خود موگرینی اعتراف دارد که نقض عهدی در اجرای توافق برجام صورت گرفته است اما اینکه چرا اعضای شرکت کننده موافق بودند که همه طرفها به تعهداتشان عمل کردند، اعجاب‌آور است! از این اعجاب‌آورتر اینکه ایران اعتراضی به نقض عهدها در نشست کمیسیون مشترک برجام مطرح نکرده است!

پرسشی که از این میان خودنمایی می‌کند این است که؛ پس این همه اعتراض و فریاد رئیس جمهور کشورمان از پیمان‌شکنی آمریکا و نقض عهد واشنگتن در برجام چیست؟ اگر آنها به تعهدات خود عمل کردند پس چرا هنوز تحریم های هسته ای حفظ شده و در پسابرجام به آن افزوده شده و قرار است ۴۰ روز دیگر رئیس جمهور آمریکا تحریم های موسوم به «قانون کاتسا» را که تیر خلاص به هر گفتگو و مذاکره برجامی است اجرایی و عملیایی کند؟

وزیر خارجه کشورمان که در همین نشست کمیسیون مشترک شرف حضور داشته بارها اعلام کرده است؛ تحریم ها از سوی آمریکا روی کاغذ برداشته شده است و عملا آمریکا با نقض برجام به تعهدات خود عمل نکرده است . پس چرا موگرینی می گوید در این نشست، ایران اعتراضی به نقض عهدها نداشته است؟

سرّ اینکه ایران تا کنون رسماً به کمیسیون مشترک برجام اعتراض خود را منعکس نکرده است، چیست؟

راز این عدم اعتراض را باید در مفاد ۳۶ و ۳۷ توافق برجام جستجو کرد . در ماده ۳۶ برجام آمده است؛ «چنانچه ایران معتقد باشد که هر یک یا کلیه گروه ۱+۵ تعهدات خود را رعایت ننموده‌اند، ایران می تواند موضوع را به منظور حل و فصل به کمیسیون مشترک ارجاع نماید. کمیسیون مشترک ۱۵ روز زمان خواهد داشت تا موضوع را فیصله دهد، چنانچه هر عضو معتقد باشد که موضوع پایبندی فیصله نیافته است می تواند موضوع را به وزیران امور خارجه ارجاع دهد.

وزیران ۱۵ روز فرصت خواهند داشت تا موضوع را فیصله دهند، پس از بررسی کمیسیون مشترک – همزمان با (یا به جای) بررسی در سطح وزیران – خواه عضو شاکی یا عضوی که اجرای تکالیفش موضوع بوده است می تواند درخواست نماید که  موضوع توسط یک هیئت  مشورتی که متشکل از سه عضو خواهد بود بررسی شود.

هیئت مشورتی می بایست نظریه غیرالزام‌آوری را در خصوص موضوع پایبندی ظرف ۱۵ روز ارائه نماید. چنانچه متعاقب این فرآیند ۳۰ روزه موضوع فیصله نیابد ، کمیسیون مشترک در کمتر از ۵ روز نظریه هیئت مشورتی را با هدف فیصله موضوع بررسی خواهد کرد. چنانچه موضوع کماکان به نحو مورد رضایت طرف شاکی فیصله نیافته باشد، و چنانچه طرف شاکی معتقد باشد که موضوع، مصداق «عدم پایبندی اساسی» می باشد، آنگاه آن طرف می تواند موضوع فیصله نیافته را به عنوان مبنای توقف کلی و یا جزئی اجرای تعهداتش وفق برجام قلمداد کرده و یا به شورای امنیت سازمان ملل متحد ابلاغ نماید.»

ماده ۳۷ برجام در مورد وظایف شورای امنیت سازمان ملل در برابر بدعهدی آمریکا یا هر عضو دیگر می گوید؛ «شورای امنیت سازمان ملل متحد می بایست منطبق با رویه‌های خود در خصوص قطعنامه‌ای برابر تداوم لغو تحریم ها رای گیری نماید. چنانچه قطعنامه فوق الذکر ظرف ۳۰ روز از تاریخ ابلاغ به تصویب نرسد، مفاد قطعنامه‌های سابق شورای امنیت سازمان ملل متحد مجددا اعمال خواهند شد.»

مکانیزم ماده ۳۶ و ۳۷ برجام می گوید از اعتراض چیزی دستگیر ایران نمی شود . چون طرف مقابل می تواند با بازی با زمان ظرف دو ماه همه تحریم ها را خود به خود بدون دردسر وفق مفاد قطعنامه های سابق شورای امنیت برگرداند. ایران در همه جمع‌های تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز، در شورای امنیت یا در اقلیت است یا اصلاً تک و تنها خواهد ماند و به طور طبیعی همه تحریم‌هایی که در قطعنامه های سازمان ملل طبق برجام لغو شده، در حالی که هیچ کدام اجرا نشده با اعتراض ایران دوباره خود به خود برمی‌گردد.

بنابراین ایران هرچه فریاد دارد، می تواند در رسانه‌ها بزند اما حق اعتراض رسمی به کمیسیون مشترک را ندارد.

لذا راه مقابله نقض برجام با مکانیزم های شیطنت آمیز تعبیه شده در برجام بسته است. باید راهی خارج از آن پیدا کرد که هم به نقض برجام متهم نشویم هم دشمن را سر عقل بیاوریم.

غفلت تیم مذاکره کننده از متنی که امضا کرده اند و شتابزدگی و عجله در پذیرش برجام باعث این خسارت محض است. رهبر معظم انقلاب اسلامی از این فریب آمریکایی‌ها در دیدار اخیر خبرگان رونمایی فرمودند و اظهار داشتند: «باید در این مذاکرات دقت می شد تا این گونه نباشد که هر غلطی که طرف مقابل انجام دهد نقض برجام محسوب نمی شود اما هر اقدام ایران نقض برجام محسوب می شود!»

رژیم صهیونیستی و ترامپ خیالشان از برجام راحت است، به همین دلیل به قمه‌کشی و عربده‌جویی در سازمان ملل روی آوردند. راز ظهور ادبیات گانگستری و کابویی در گفتمان دیپلماسی خارجی آمریکا در مقابله با ایران همین است. آنها پیه بی‌آبرویی نقض عهد و پیمان شکنی را در افکار عمومی جهان به تن خود مالیده‌اند اما خیالشان از «مکانیزم ماشه» در بند ۳۷ و ۳۶ راحت است، حتی رفته‌اند پنگوئن‌ها را هم در  این ارتباط راضی کرده‌اند!

حال این سوال مطرح است که آمریکایی‌ها دنبال چه هستند؟ آیا آنها با تحریم‌های کاتسا، برجام را پاره خواهند کرد؟ هر کس که کمترین درکی از تحولات منطقه و مناسبات سه دهه ایران و آمریکا داشته باشد، می فهمد که مسئله هسته‌ای و سپس موضوع موشکی و پس از آن مسئله حقوق بشر برای واشنگتن فقط یک بهانه است ، بهانه برای خصومت ورزی با ملت ایران است. آمریکایی ها هیچ وقت دلشان با دولت و ملت و انقلاب اسلامی ایران صاف نشده و نخواهد شد، به زعم خودشان تا سرنگونی نظام به هر نحو که دستشان برآید بر طبل جنگ و خشونت علیه ملت ایران می کوبند. ملت فقط با مقاومت می تواند صدای این طبل را خاموش کند.

آمریکایی‌ها برجام را پاره کرده و به آتش کشیده و می کشند اما هنگام پاره کردن و آتش زدن، آن نیمه را که مربوط به تعهدات ایران است حفظ و بر آن خواهند افزود و آن نیمه را که مربوط به تعهدات خودشان است نابود خواهند کرد و هرگز به آن عمل نخواهند  کرد.

این درک از مواضع آمریکایی ها در دستگاه دیپلماسی دولت و رئیس دولت به وجود آمده است . دستاورد سفر به نیویورک همین بود که رئیس جمهور گفت: «مذاکره با آمریکا اتلاف وقت است.» و نیز وزیر خارجه ما به آن افزود؛ «مذاکره با آمریکا فایده ندارد. آنها قابل اعتماد نیستند.» از موضع موگرینی هم فهمیده می شد که آمریکایی‌ها در بدعهدی و پیمان شکنی روی حمایت اتحادیه اروپا حساب بازکرده‌اند و اروپایی‌ها هرگز در این دعوا طرف ایران را نخواهند گرفت و غرب در مقابله با انقلاب اسلامی به خود تردید راه نمی‌دهد. حتی ماکرون رئیس جمهور فرانسه که این روزها نقش پلیس خوب را هم بازی می کند در همراهی با ترامپ اخیرا حرف هایی زده است که نیاز به ترجمه ، تفسیر و تاویل آن در این همراهی نیست.

اینجا بد نیست که نصیحتی به برخی از رسانه‌ها در داخل که شغل اصلی آنها بزک کردن اروپا و آمریکاست بکنم. آنها باید بدانند مردم ما به سوی یک مقاومت جانانه در داخل در مقابله با توطئه‌های آمریکا در حرکت هستند. فرزندان سلحشور این ملت در منطقه مشغول پاک کردن جای پای نفوذ رژیم صهیونیستی و آمریکا هستند. رزمندگان مقاومت، تروریست ها را تنبیه نموده و به موطن اصلی آنها که غرب است خواهند فرستاد. این وسط کسانی که سیاست‌های تجاورزکارانه آمریکا را توجیه و بزک آن را نمایندگی می کنند، زیر ذره بین رصد و مراقبت مردم هستند. قبل از اینکه تشت این رسوایی از بام بیفتد فکری برای خود بکنند. مردم در مجازات و تنبیه آنها هم وقت را تلف نمی کنند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمدحسین عظیمی؛

نقشه جریان سلطه برای تجزیه منطقه

در خصوص تغییرات استراتژیک و ژئوپولتیک منطقه جنوب غرب آسیا و تنش های فزاینده در این حوزه جغرافیایی گفت: آنچه اکنون در این منطقه شاهد آن هستیم، پیشتر بصورت مدون در اسناد مکتوب و آشکار ایالات متحده به چاپ رسیده است. پس از جنگ اول خلیج فارس، موسوم به عملیات توفان صحرا در سال 1992، وزیر وقت دفاع ایالات متحده، دیک چنی، پل ولفوویتز را مامور کرد تا برای دوران پساجنگ سرد، سندی راهبردی در خصوص امنیت ملی آمریکا تهیه کند. ولفوویتز به واسطه برجسته ترین کارشناسان پنتاگون طرحی موسوم به راهنمای سیاستگذاری دفاعی را تدوین کرد که در همان سال به تصویب رسید. این سندبالا دستی در کنار 4 طرح کلان دیگر با عناوین سیاست ملی انرژی آمریکا، استراتژی امنیت ملی ایالات متحده، بازسازی نیروی دفاعی و پروژه قرن جدید در دستور کار قرار گرفت. مهندس عظیمی با اشاره به راهبرد تجزیه کشورهای منطقه و ایجاد خاکریز امنیت ساز برای رژیم صهیونیستی افزود: اما نزدیک به 10 سال بعد و در سال 2001 ،  سندی تحت عنوان کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21 منتشر شد که این کتاب حاوی نکات قابل تامل و دقیقی است که نقشه راه این کشور برای حداقل 25 سال آینده و سلطه بر منطقه موسوم به خاورمیانه را توصیف می کند. در این سند راهبردی، آشکارا از تقسیم خاورمیانه به کشورهای کوچکتر سخن به میان آمده و گسل هایی که در آینده باید مورد تحریک قرار بگیرند و فعال شوند، برشمرده شده است. خیلی زود افغانستان و عراق به اشغال در آمدند تا زمینه برای حضور و تقسیم کیک بزرگ خاورمیانه فراهم شود. در یک پروسه کوتاه مدت، عراق به سه قسمت کرد نشین، سنی مذهب و شیعه نشین تقسیم شد تا نطفه تغییرات بعدی گذاشته شود. در ژوئن 2006 کاندولیزا رایس، وزیرخارجه وقت آمریکا در پایتخت رژیم صهیونیستی، تل آویو، برای اولین بار از واژه خاورمیانه جدید به جای کلیدواژه خاورمیانه بزرگ استفاده کرد. در نقشه راهی که بعدا منتشر و اجرایی شد، قرار بود موجی از آشوب، درگیری، خشونت و جنگ از مرزهای لبنان، فلسطین و علی الخصوص سوریه آغاز شود و تا عراق، ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس امتداد یابد. این بازچینش مرزها، در ظاهر بر اساس ابعاد قومی-مذهبی شکل می گرفت اما در حقیقت، سه هدف عمده دیگر پی گیری میشد. اولا- کشورهای عمدتا اسلامی در پروژه بالکانیزاسیون جنوب غرب آسیا، به ایالات های کوچک و بی خطر تبدیل می شدند. ثانیا- منابع انرژی آنها در چنبره و سیطره کمپانی های غربی و سرپرده عربی قرار می گرفتند و ثالثا- ظرفیت اقدام علیه نظام سلطه یا رژیم صهیونیستی، آشکارا تحلیل می رفت. دبیرکل جبهه حامیان انقلاب اسلامی با اشاره به بخش های از کتاب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21 افزود: در این سند بالادستی گفته شده "در 25 سال آینده در رهبری سیاسی عراق، ایران، مصر، عربستان و سوریه، تغییرات نسلی رخ خواهد داد و چنانچه رژیم ایران و رژیم بعثی عراق ...

تازه ترین اخبار