رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷
  • الخميس ۳ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Thursday 19 April
تهران تا قسمتی ابری
١٣(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۵.٩۵(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٩۵(in)
  • یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶ - ۰۸:۴۸
  • کد خبر : 44160
  • مشاهده : 92 بازدید
  • خبر مهم3
  • چاپ خبر : چرا ترامپ نمی‌تواند کسی را اقناع کند؟

محتوای سخنان ترامپ آمیخته‌ای از نظرات صهیونیست‌ها، آل‌سعود، منافقین و تجدیدنظرطلبان مستقر در امریکا (نام بردن ترامپ از انقلاب سبز) بود. از قضا پس از سخنان وی فقط آل‌سعود، صهیونیست‌ها و مریم قجر از آن استقبال کردند. گویی همه چیز به نفع انقلاب اسلامی رقم می‌خورد و گویی ترامپ مأمور اثبات سخنان رهبران انقلاب اسلامی […]

محتوای سخنان ترامپ آمیخته‌ای از نظرات صهیونیست‌ها، آل‌سعود، منافقین و تجدیدنظرطلبان مستقر در امریکا (نام بردن ترامپ از انقلاب سبز) بود. از قضا پس از سخنان وی فقط آل‌سعود، صهیونیست‌ها و مریم قجر از آن استقبال کردند. گویی همه چیز به نفع انقلاب اسلامی رقم می‌خورد و گویی ترامپ مأمور اثبات سخنان رهبران انقلاب اسلامی است. گویی ترامپ مأمور بازگرداندن روحانی به ریل انقلابی‌گری است و گویی ترامپ مأمور تولید سرمایه اجتماعی مضاعف برای سپاه است.

اما منطق حاکم برسخنان ترامپ هیچ کس را در ایران قانع نکرد. علت این است که دست او در منطق خالی است. او خواست، خود را در کنار ملت ایران نشان دهد، اما با واژه «خلیج‌عربی»، «ملت تروریست» و «منع ورود ایرانیان به امریکا» ایران را علیه امریکا یکپارچه کرد. راستی چرا ترامپ قدرت اقناع‌گری ندارد؟ بدون تردید منطق محکم نظام جمهوری اسلامی در پایبندی به تعهدات بین‌المللی، مبارزه با تروریسم و مردمی بودن، آن سه عامل اصلی است.

۱- او سپاه را متهم به «بی‌ثبات‌سازی منطقه» و حمایت از تروریسم کرد، اما ملت ایران با هر سلیقه‌ای می‌داند که سپاه جز مبارزه با داعش در منطقه کاری نمی‌کند و این مبارزه دقیقاً همان چیزی است که غرب مدعی آن است. اینکه مبارزه سپاه با تروریسم بی‌ثبات‌سازی تفسیر ‌شود، اما پرورش تروریسم توسط امریکا امری در جهت منافع ملی،  اولین عامل ناتوان‌کننده ترامپ در اقناع‌سازی است.

۲- ترامپ برای اولین بار بعد از ۱۶ سال ایران را متهم به همسویی با عاملان ۱۱ سپتامبر کرد. مضحک‌تر از این ادعا پیدا نمی‌شود زیرا اگر کوچک‌ترین اثری از ایران در این حادثه بود، اسلاف وی صدها بار آن را برجسته کرده بودند. علاوه بر آن ایران جزو اولین کشورهایی بود که حادثه ۱۱ سپتامبر را محکوم کرد.

۳- ترامپ، حماس و حزب‌الله را در کنار القاعده و طالبان گذاشت؛ حال آنکه در ذهن مردم ایران حماس و حزب‌الله تاکنون کسی را ترور نکرده‌اند و از سرزمین مادری خود دفاع کرده‌اند. اصولاً وقتی ترامپ می‌گوید حزب‌الله تروریست است، ایرانیان مصداقی برای آن در ذهن ندارند و نمی‌شناسند.

۴- ترامپ از فتنه ۱۳۸۸ به عنوان «انقلاب سبز» نام برد که ناخودآگاه همان «انقلاب رنگی» را لو داد و این نشان می‌دهد که لابی صهیونیسم و اپوزیسیون توأمان در متن صحبت ترامپ مؤثر بوده‌اند و این خود سندی از همراهی امریکا با فتنه ۱۳۸۸ است.

۵- عدم‌شناخت تاریخی ترامپ از وقوع و اصالت انقلاب اسلامی باعث شد که بگوید: «انقلاب ۱۹۷۹ – ۱۳۵۷ – مردم مغرور ایران را به بند کشید» حال آنکه انقلاب اسلامی از جهت تنوع قشری اصیل‌ترین انقلاب جهان است و علت انقلابشان نیز همان غروری است که نمی‌خواستند زیر بار کاپیتولاسیون و وابستگی بروند؛ همان غروری که امام آن را مقدس نامیدند. ایشان به شدت نیاز به آشنایی با اندیشه و تفکر شیعه خصوصاً قله آن یعنی عاشورا دارد وگرنه در شناخت ایران از طریق منافقین و صهیونیست‌ها دچار اشتباه محاسباتی خواهد شد.

۶-ترامپ جمهوری اسلامی را متهم به تاراج ثروت ملت کرد. به او مشاوره داده‌اند که ایرانیان اکنون مشکل معیشت دارند و این گزاره مؤثر است، اما ملت ایران می‌داند که رهبران انقلاب اسلامی دور از زخارف دنیا زندگی کرده‌اند و حتی رؤسای جمهور ما از سطح زندگی معمولی برخوردارند.

۷- فهم ترامپ از سپاه یک سازمان نظامی کلاسیک است. نگذاشتند او بفهمد که سپاه از چفت و بست بی‌نظیر مردمی – عاطفی در کشور برخوردار و جوهره مجاهدت آن ترسیم‌کننده چهره تاریخی آن است. او نمی‌فهمد در زمانی که زندگی به سمت لذت‌گرایی مفرط پیش می‌رود، صدها سپاهی از خود گذشتند و در مبارزه با تروریسم جان دادند. ترامپ عاجزتر از آن است که بتواند مبارزان واقعی را با تروریسم در لیست واحد قرار دهد و ملت ما از نسبت نظامشان با تروریسم کاملاً آگاهند.

۸-وقتی هیچ نهاد بین‌المللی اعم از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اروپایی‌ها، شورای امنیت و حتی صهیونیست‌ها پایبندی ایران به تعهدات خود را رد نکرده‌اند، ترامپ نمی‌تواند منطق اقناع‌گری را به نمایش گذارد و اینچنین ملت ایران چرایی لفاظی وی را با همه وجود درک می‌کنند و به حرف‌های امام و رهبری برمی‌گردند که امریکا به چیزی کمتر از دست برداشتن ما از هویت‌مان نمی‌اندیشد.

ترامپ نتوانست هیچ وجدانی را با خود همراه کند. او احمق‌تر از آن است که نخبگان امریکا فکر می‌کنند. ترامپ مأمور رشد شناختی ملت ایران نسبت به امریکاست. ترامپ مأمور پایان دادن به تردیدهای خوشبینانه عده‌ای در ایران است. ترامپ مأمور ایجاد وحدت حداکثری در ایران است. این فرد احمق، یکپارچه تهدید نیست که فرصت‌های زیادی را در دسترس قرار می‌دهد همانگونه که اسلاف وی (بوش پسر) صدام را برداشتند، اما در کمال ناباوری دیدند که دوستان انقلاب اسلامی جایگزین وی شدند و دست خالی با ۴ هزار و ۵۰۰ کشته عراق را ترک کردند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مصطفی داننده؛

دلار با ما چه کرد؛ ما با دلار چه کردیم؟

دیروز در حالی که دلار در حال صعود به بالاترین قله‌های خود بود، عکسی از نشریه جبهه به مدیریت مسعود ده‌نمکی منتشر شد که در تیتر اصلی آن به رسیدن دلار آمریکا به هزار تومان واکنش نشان داده شده بود. در سال 78 خورشیدی، دلار به هزارتومان رسیده بود. در آن روزها مردم دقیقا همین استرس و نگرانی که این روزها ما با آن مواجه شدیم، دست و پنجه نرم می‌کردند. این دست و پنجه نرم کردن با دلار برای ما عادی شده است. در اواخر دهه 80 دلار ناگهان دو برابر شد. همه چیز گران و تقریبا زندگی مردم در ایران دگرگون شد. حالا هم در سال 96 دلار ناگهان بدون هماهنگی سر به آسمان سایید. تقریبا هر دولتی در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمد، مردم با افزایش قیمت دلار روبرو بودند. افزایش دلاری که به صورت مستقیم در زندگی مردم تاثیر گذاشت. مردم روز به روز ضعیف تر شدند و ارزش پول ایران به پایین ترین حد خود رسید. مردم ضعیف شدند اما به زندگی ادامه دادند. آنها یادگرفتند که دلار بالا می‌رود و زندگی ادامه دارد. آنها هم مانند مردم ژاپن که به زلزله عادت کرده‌اند، به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. مردم عادت کرده‌اند اما نمی‌دانم چرا مسؤولان کشور هم به این بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. گویی آنها هم به این باور رسیده‌اند که در برهه‌ای از زمان و با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی قیمت دلار بالا می‌رود. سوالی جدی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا دولت، مجلس و نهادهای موازی این دو، فکری به حال دلار و افزایش آن نکرده‌اند؟ یکی از راهکارها که در دنیا تجربه شده است کاهش هزینه‌های دولت است. وقتی باید دولت بودجه‌ دستگاه‌های کم بازده اقتصادی را تامین کند و بعضا از دریافت مالیات از آنها نیز منع شده است، برای تامین ریال مورد نظر آنها یا باید اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند یا از دلار تامین کند. به عبارت دیگر بودجه بخشی از این سازمان‌هایی که مدیران آن را در برنامه‌های مختلف تلویزیونی یا مراسم رسمی مشاهده می‌کنیم که در حال شعار دادن، افتخار کردن و ادعاهای مختلف هستند از محل همین افزایش تورم تامین می‌شود. انتظار این بود که در تمام این سال‌ها مسؤولان مملکت برای دلار و ریال فکری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند اینگونه با بالا و یا پایین رفتن یک ارز خارجی، زندگی ایرانی‌ها اینچنین دچار تغییرات ریز و درشت شود. قطعا یکی از وظایف حاکمان در هر سرزمینی، سامان دادن به زندگی مردم است و متاسفانه مسؤولان ایرانی نتوانستند در این زمینه موفق باشند. بالارفتن دلار در سال‌های مختلف و تاثیر آن بر زندگی مردم دقیقا نشان از این معنا دارد. مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند ...

تازه ترین اخبار