رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶
  • الأحد ۴ جماد أول ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 21 January
تهران لطیف
١(°C)
وزش باد ٩(mph)
فشار ٢۶.٠٢(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.٠٢(in)
  • یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶ - ۰۸:۴۸
  • کد خبر : 44160
  • مشاهده : 67 بازدید
  • خبر مهم3
  • چاپ خبر : چرا ترامپ نمی‌تواند کسی را اقناع کند؟

محتوای سخنان ترامپ آمیخته‌ای از نظرات صهیونیست‌ها، آل‌سعود، منافقین و تجدیدنظرطلبان مستقر در امریکا (نام بردن ترامپ از انقلاب سبز) بود. از قضا پس از سخنان وی فقط آل‌سعود، صهیونیست‌ها و مریم قجر از آن استقبال کردند. گویی همه چیز به نفع انقلاب اسلامی رقم می‌خورد و گویی ترامپ مأمور اثبات سخنان رهبران انقلاب اسلامی […]

محتوای سخنان ترامپ آمیخته‌ای از نظرات صهیونیست‌ها، آل‌سعود، منافقین و تجدیدنظرطلبان مستقر در امریکا (نام بردن ترامپ از انقلاب سبز) بود. از قضا پس از سخنان وی فقط آل‌سعود، صهیونیست‌ها و مریم قجر از آن استقبال کردند. گویی همه چیز به نفع انقلاب اسلامی رقم می‌خورد و گویی ترامپ مأمور اثبات سخنان رهبران انقلاب اسلامی است. گویی ترامپ مأمور بازگرداندن روحانی به ریل انقلابی‌گری است و گویی ترامپ مأمور تولید سرمایه اجتماعی مضاعف برای سپاه است.

اما منطق حاکم برسخنان ترامپ هیچ کس را در ایران قانع نکرد. علت این است که دست او در منطق خالی است. او خواست، خود را در کنار ملت ایران نشان دهد، اما با واژه «خلیج‌عربی»، «ملت تروریست» و «منع ورود ایرانیان به امریکا» ایران را علیه امریکا یکپارچه کرد. راستی چرا ترامپ قدرت اقناع‌گری ندارد؟ بدون تردید منطق محکم نظام جمهوری اسلامی در پایبندی به تعهدات بین‌المللی، مبارزه با تروریسم و مردمی بودن، آن سه عامل اصلی است.

۱- او سپاه را متهم به «بی‌ثبات‌سازی منطقه» و حمایت از تروریسم کرد، اما ملت ایران با هر سلیقه‌ای می‌داند که سپاه جز مبارزه با داعش در منطقه کاری نمی‌کند و این مبارزه دقیقاً همان چیزی است که غرب مدعی آن است. اینکه مبارزه سپاه با تروریسم بی‌ثبات‌سازی تفسیر ‌شود، اما پرورش تروریسم توسط امریکا امری در جهت منافع ملی،  اولین عامل ناتوان‌کننده ترامپ در اقناع‌سازی است.

۲- ترامپ برای اولین بار بعد از ۱۶ سال ایران را متهم به همسویی با عاملان ۱۱ سپتامبر کرد. مضحک‌تر از این ادعا پیدا نمی‌شود زیرا اگر کوچک‌ترین اثری از ایران در این حادثه بود، اسلاف وی صدها بار آن را برجسته کرده بودند. علاوه بر آن ایران جزو اولین کشورهایی بود که حادثه ۱۱ سپتامبر را محکوم کرد.

۳- ترامپ، حماس و حزب‌الله را در کنار القاعده و طالبان گذاشت؛ حال آنکه در ذهن مردم ایران حماس و حزب‌الله تاکنون کسی را ترور نکرده‌اند و از سرزمین مادری خود دفاع کرده‌اند. اصولاً وقتی ترامپ می‌گوید حزب‌الله تروریست است، ایرانیان مصداقی برای آن در ذهن ندارند و نمی‌شناسند.

۴- ترامپ از فتنه ۱۳۸۸ به عنوان «انقلاب سبز» نام برد که ناخودآگاه همان «انقلاب رنگی» را لو داد و این نشان می‌دهد که لابی صهیونیسم و اپوزیسیون توأمان در متن صحبت ترامپ مؤثر بوده‌اند و این خود سندی از همراهی امریکا با فتنه ۱۳۸۸ است.

۵- عدم‌شناخت تاریخی ترامپ از وقوع و اصالت انقلاب اسلامی باعث شد که بگوید: «انقلاب ۱۹۷۹ – ۱۳۵۷ – مردم مغرور ایران را به بند کشید» حال آنکه انقلاب اسلامی از جهت تنوع قشری اصیل‌ترین انقلاب جهان است و علت انقلابشان نیز همان غروری است که نمی‌خواستند زیر بار کاپیتولاسیون و وابستگی بروند؛ همان غروری که امام آن را مقدس نامیدند. ایشان به شدت نیاز به آشنایی با اندیشه و تفکر شیعه خصوصاً قله آن یعنی عاشورا دارد وگرنه در شناخت ایران از طریق منافقین و صهیونیست‌ها دچار اشتباه محاسباتی خواهد شد.

۶-ترامپ جمهوری اسلامی را متهم به تاراج ثروت ملت کرد. به او مشاوره داده‌اند که ایرانیان اکنون مشکل معیشت دارند و این گزاره مؤثر است، اما ملت ایران می‌داند که رهبران انقلاب اسلامی دور از زخارف دنیا زندگی کرده‌اند و حتی رؤسای جمهور ما از سطح زندگی معمولی برخوردارند.

۷- فهم ترامپ از سپاه یک سازمان نظامی کلاسیک است. نگذاشتند او بفهمد که سپاه از چفت و بست بی‌نظیر مردمی – عاطفی در کشور برخوردار و جوهره مجاهدت آن ترسیم‌کننده چهره تاریخی آن است. او نمی‌فهمد در زمانی که زندگی به سمت لذت‌گرایی مفرط پیش می‌رود، صدها سپاهی از خود گذشتند و در مبارزه با تروریسم جان دادند. ترامپ عاجزتر از آن است که بتواند مبارزان واقعی را با تروریسم در لیست واحد قرار دهد و ملت ما از نسبت نظامشان با تروریسم کاملاً آگاهند.

۸-وقتی هیچ نهاد بین‌المللی اعم از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اروپایی‌ها، شورای امنیت و حتی صهیونیست‌ها پایبندی ایران به تعهدات خود را رد نکرده‌اند، ترامپ نمی‌تواند منطق اقناع‌گری را به نمایش گذارد و اینچنین ملت ایران چرایی لفاظی وی را با همه وجود درک می‌کنند و به حرف‌های امام و رهبری برمی‌گردند که امریکا به چیزی کمتر از دست برداشتن ما از هویت‌مان نمی‌اندیشد.

ترامپ نتوانست هیچ وجدانی را با خود همراه کند. او احمق‌تر از آن است که نخبگان امریکا فکر می‌کنند. ترامپ مأمور رشد شناختی ملت ایران نسبت به امریکاست. ترامپ مأمور پایان دادن به تردیدهای خوشبینانه عده‌ای در ایران است. ترامپ مأمور ایجاد وحدت حداکثری در ایران است. این فرد احمق، یکپارچه تهدید نیست که فرصت‌های زیادی را در دسترس قرار می‌دهد همانگونه که اسلاف وی (بوش پسر) صدام را برداشتند، اما در کمال ناباوری دیدند که دوستان انقلاب اسلامی جایگزین وی شدند و دست خالی با ۴ هزار و ۵۰۰ کشته عراق را ترک کردند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها خوشحالند!

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها پشیمانند. نهضت پشیمانی از رای به روحانی این روزها به شدت فراگیر شده است. حق هم دارند. بالاخره زندگی سخت شده است. به معنای واقعی کلمه آینده بسیاری از مردم شده است نان شب. حق هم دارند روحانی هنوز نتوانسته است بخش اعظمی از شعارهای خود را محقق کند. مردم چشم به راه گشایش‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. گشایش‌هایی که هنوز اتفاق نیفتاده است. به نظر می‌رسد تیم همراه رییس جمهور نمی‌تواند پابه‌پای شعارهای انتخاباتی او بیاید. آنها نه وسط کار نه بلکه همین ابتدای مسیر دولت دوازدهم کم آورده‌اند. من هم بسیاری از نقدهای مطرح شده به روحانی را قبول دارم اما مانند برخی نمی‌توانم پشیمان باشم. چون می‌دانم روحانی چگونه به سرکار رسید و چه کشوری را تحویل گرفت. ایران بعد از احمدی نژاد به مثابه ایرانی جنگ زده بود. این را من نمی‌گویم. هاشمی رفسنجانی می‌گفت که خود دولتی را تحویل گرفت که میراث دار جنگ 8 ساله بود. او شرایط دولت روحانی را از دولت خود سخت تر می‌دانست. روحانی با ایرانی سروکار داشت که ناگهان از زمین مسطح به دره‌ای عمیق افتاده بود. او در چهارسال اول تلاش کرد ایران را از دره خارج کند. تا حدودی نیز موفق بود. بگذارید بگویم ایران قبل از روحانی چگونه ایرانی بود. ایران قبل از روحانی با مشکلات بی‌شمار اقتصادی حاصل از تحریم‌ها روبرو بود. بخش های صادرات نفت، تجارت و مبادلات بانکی ایران زیر ضربات شدید تحریم ها در حال نابودی بود. پول‌های ایران بلوکه شده بود و حتی در برخی موارد ایران مجبور بود مانند دوران قبل از اختراع پول مبادله کالا با کالا انجام دهد. مثلا نفت بدهد و برنج بگیرد. اوضاع ایران شبیه دوره نفت در برابر غذای صدام شده بود. ایران نفت صادر می کند و به جای پول آن کالا دریافت دریافت می کرد. صادرات نفت ایران نیز گام به گام در روند کاهشی به سمت صفر شدن حرکت می کرد. ایران قبل از برجام، کشوری منزوی در عرصه جهانی بود و دوستان جمهوری اسلامی به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید؛ اکثر کشورهای جهان به واسطه فشارهای آمریکا، ایران و ایرانی را تحریم کرده بودند. میزان نقدینگی ایران به پایین تر سطح خود رسیده بود. این یعنی حتی پرداخت حقوق به کارمندان دولت و یارانه‌ها به خطر افتاده بود. روحانی توانست به هر وسیله‌ای از جمله برجام این مشکلات بزرگ را تا حدودی حل کند. اگر در سال 92 شرایط کشور اینگونه رقم نمی‌خورد و روحانی با حمایت اصلاح طلبان به قدرت نرسیده بود، معلوم نبود چه سرنوشتی انتظار ایران و ایرانی را می‌کشد. ایران حالا در حال نزدیک شدن به دورانی است که هنوز احمدی نژاد سرکار نیامده بود. دورانی که در سپهر سیاست ایران به دولت اصلاحات معروف بود. حالا تقریبا پاهای ایران روی زمین است. این خود دستاورد بزرگی برای روحانی است. شرایط کشور عادی شده است و در شرایط عادی، مسئله‌ای همچون پشیمانی ایجاد می‌شود. بسیاری از مردم هنوز از مشکلات کشور خبر ندارند. هنوز نمی‌دانند دولت در برابر چه سدی ...

تازه ترین اخبار