رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • دوشنبه ۱ مرداد ۱۳۹۷
  • الإثنين ۱۰ ذو القعدة ۱۴۳۹
  • 2018 Monday 23 July
تهران لطیف
٣٨(°C)
وزش باد ١۶(mph)
فشار ٢۵.۶٩(in)
محدوده دید ۴.٠(mi)
اشعه فرابنفش 9-Very High
رطوبت ٢۵.۶٩(in)
  • یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶ - ۰۸:۴۸
  • کد خبر : 44160
  • مشاهده : 105 بازدید
  • خبر مهم3
  • چاپ خبر : چرا ترامپ نمی‌تواند کسی را اقناع کند؟

محتوای سخنان ترامپ آمیخته‌ای از نظرات صهیونیست‌ها، آل‌سعود، منافقین و تجدیدنظرطلبان مستقر در امریکا (نام بردن ترامپ از انقلاب سبز) بود. از قضا پس از سخنان وی فقط آل‌سعود، صهیونیست‌ها و مریم قجر از آن استقبال کردند. گویی همه چیز به نفع انقلاب اسلامی رقم می‌خورد و گویی ترامپ مأمور اثبات سخنان رهبران انقلاب اسلامی […]

محتوای سخنان ترامپ آمیخته‌ای از نظرات صهیونیست‌ها، آل‌سعود، منافقین و تجدیدنظرطلبان مستقر در امریکا (نام بردن ترامپ از انقلاب سبز) بود. از قضا پس از سخنان وی فقط آل‌سعود، صهیونیست‌ها و مریم قجر از آن استقبال کردند. گویی همه چیز به نفع انقلاب اسلامی رقم می‌خورد و گویی ترامپ مأمور اثبات سخنان رهبران انقلاب اسلامی است. گویی ترامپ مأمور بازگرداندن روحانی به ریل انقلابی‌گری است و گویی ترامپ مأمور تولید سرمایه اجتماعی مضاعف برای سپاه است.

اما منطق حاکم برسخنان ترامپ هیچ کس را در ایران قانع نکرد. علت این است که دست او در منطق خالی است. او خواست، خود را در کنار ملت ایران نشان دهد، اما با واژه «خلیج‌عربی»، «ملت تروریست» و «منع ورود ایرانیان به امریکا» ایران را علیه امریکا یکپارچه کرد. راستی چرا ترامپ قدرت اقناع‌گری ندارد؟ بدون تردید منطق محکم نظام جمهوری اسلامی در پایبندی به تعهدات بین‌المللی، مبارزه با تروریسم و مردمی بودن، آن سه عامل اصلی است.

۱- او سپاه را متهم به «بی‌ثبات‌سازی منطقه» و حمایت از تروریسم کرد، اما ملت ایران با هر سلیقه‌ای می‌داند که سپاه جز مبارزه با داعش در منطقه کاری نمی‌کند و این مبارزه دقیقاً همان چیزی است که غرب مدعی آن است. اینکه مبارزه سپاه با تروریسم بی‌ثبات‌سازی تفسیر ‌شود، اما پرورش تروریسم توسط امریکا امری در جهت منافع ملی،  اولین عامل ناتوان‌کننده ترامپ در اقناع‌سازی است.

۲- ترامپ برای اولین بار بعد از ۱۶ سال ایران را متهم به همسویی با عاملان ۱۱ سپتامبر کرد. مضحک‌تر از این ادعا پیدا نمی‌شود زیرا اگر کوچک‌ترین اثری از ایران در این حادثه بود، اسلاف وی صدها بار آن را برجسته کرده بودند. علاوه بر آن ایران جزو اولین کشورهایی بود که حادثه ۱۱ سپتامبر را محکوم کرد.

۳- ترامپ، حماس و حزب‌الله را در کنار القاعده و طالبان گذاشت؛ حال آنکه در ذهن مردم ایران حماس و حزب‌الله تاکنون کسی را ترور نکرده‌اند و از سرزمین مادری خود دفاع کرده‌اند. اصولاً وقتی ترامپ می‌گوید حزب‌الله تروریست است، ایرانیان مصداقی برای آن در ذهن ندارند و نمی‌شناسند.

۴- ترامپ از فتنه ۱۳۸۸ به عنوان «انقلاب سبز» نام برد که ناخودآگاه همان «انقلاب رنگی» را لو داد و این نشان می‌دهد که لابی صهیونیسم و اپوزیسیون توأمان در متن صحبت ترامپ مؤثر بوده‌اند و این خود سندی از همراهی امریکا با فتنه ۱۳۸۸ است.

۵- عدم‌شناخت تاریخی ترامپ از وقوع و اصالت انقلاب اسلامی باعث شد که بگوید: «انقلاب ۱۹۷۹ – ۱۳۵۷ – مردم مغرور ایران را به بند کشید» حال آنکه انقلاب اسلامی از جهت تنوع قشری اصیل‌ترین انقلاب جهان است و علت انقلابشان نیز همان غروری است که نمی‌خواستند زیر بار کاپیتولاسیون و وابستگی بروند؛ همان غروری که امام آن را مقدس نامیدند. ایشان به شدت نیاز به آشنایی با اندیشه و تفکر شیعه خصوصاً قله آن یعنی عاشورا دارد وگرنه در شناخت ایران از طریق منافقین و صهیونیست‌ها دچار اشتباه محاسباتی خواهد شد.

۶-ترامپ جمهوری اسلامی را متهم به تاراج ثروت ملت کرد. به او مشاوره داده‌اند که ایرانیان اکنون مشکل معیشت دارند و این گزاره مؤثر است، اما ملت ایران می‌داند که رهبران انقلاب اسلامی دور از زخارف دنیا زندگی کرده‌اند و حتی رؤسای جمهور ما از سطح زندگی معمولی برخوردارند.

۷- فهم ترامپ از سپاه یک سازمان نظامی کلاسیک است. نگذاشتند او بفهمد که سپاه از چفت و بست بی‌نظیر مردمی – عاطفی در کشور برخوردار و جوهره مجاهدت آن ترسیم‌کننده چهره تاریخی آن است. او نمی‌فهمد در زمانی که زندگی به سمت لذت‌گرایی مفرط پیش می‌رود، صدها سپاهی از خود گذشتند و در مبارزه با تروریسم جان دادند. ترامپ عاجزتر از آن است که بتواند مبارزان واقعی را با تروریسم در لیست واحد قرار دهد و ملت ما از نسبت نظامشان با تروریسم کاملاً آگاهند.

۸-وقتی هیچ نهاد بین‌المللی اعم از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، اروپایی‌ها، شورای امنیت و حتی صهیونیست‌ها پایبندی ایران به تعهدات خود را رد نکرده‌اند، ترامپ نمی‌تواند منطق اقناع‌گری را به نمایش گذارد و اینچنین ملت ایران چرایی لفاظی وی را با همه وجود درک می‌کنند و به حرف‌های امام و رهبری برمی‌گردند که امریکا به چیزی کمتر از دست برداشتن ما از هویت‌مان نمی‌اندیشد.

ترامپ نتوانست هیچ وجدانی را با خود همراه کند. او احمق‌تر از آن است که نخبگان امریکا فکر می‌کنند. ترامپ مأمور رشد شناختی ملت ایران نسبت به امریکاست. ترامپ مأمور پایان دادن به تردیدهای خوشبینانه عده‌ای در ایران است. ترامپ مأمور ایجاد وحدت حداکثری در ایران است. این فرد احمق، یکپارچه تهدید نیست که فرصت‌های زیادی را در دسترس قرار می‌دهد همانگونه که اسلاف وی (بوش پسر) صدام را برداشتند، اما در کمال ناباوری دیدند که دوستان انقلاب اسلامی جایگزین وی شدند و دست خالی با ۴ هزار و ۵۰۰ کشته عراق را ترک کردند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

سیدضیا هاشمی؛

نقطه عطف

سخنان استراتژیک رئیس جمهوری در جمع مسئولان ارشد دولت را می‌توان نقطه عطفی درتاریخ پنج ساله دولت ایشان برشمرد. او با دعوت همه مدیران ارشد خود از سراسر کشور، دستور بسیج همگانی برای اتخاذ تدابیر لازم در مقابل تهدیدات جدید را صادر کرد و با تشریح شرایط و مخاطرات پسابرجامی، فرصت‌های پیش رو برای مقابله با فشارهای خارجی و حل مسائل داخلی را تبیین کرد. صرفه‌جویی، تلاش مضاعف مدیران، پاسخگویی و شفاف‌سازی و اهتمام به حل مسائل مهم کشور مانند تولید، اشتغال و فقرزدایی محورهای اصلی دستورات رئیس جمهوری خطاب به مدیران دولت بود. در عین حال رفع اختلافات و همکاری بیشتر با سایر دستگاه‌ها و گروه‌های منتقد برای تحقق وحدت ملی به‌عنوان شرط لازم برای موفقیت در قبال تهدیدات امریکا و هم‌پیمانانش مورد توجه و تأکید ایشان قرار گرفت. این رویکرد رئیس جمهوری و دستورات ایشان، در شرایط کنونی می‌تواند تدبیری سرنوشت‌ساز برای تقویت امید ملی باشد، مشروط به آنکه با اقبال همگانی مواجه شود. همان‌طور که ایشان تأکید کردند، انتظار می‌رود تحرکی محسوس و جدید در خود دولت آغاز شود و چنانچه این حرکت در سایر قوا هم مشاهده شود، بی‌گمان جامعه نجیب و فرهیخته ایران، با استقبال و همراهی خود آن را تکمیل و تقویت خواهند کرد. به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین رخدادی که شرایط جدید اقتصادی و سیاسی ایران را در ماه‌های اخیر تحت تأثیر قرار داده است، خروج امریکا از برجام و تهدیدات بعدی آن کشور نسبت به تعاملات بین‌المللی ایران در عرصه اقتصادی و سیاسی است. این تهدیدها اگر چه سابقه‌ای دیرینه دارد ولی به وضوح می‌توان مشاهده کرد که، تهدیدات جدید جریان افراطی حاکم بر کاخ سفید نسبت به منافع ملی ایران به شدیدترین مرحله خود رسیده است. در طول 40 سال گذشته، تقابل میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده فراز و نشیب‌هایی را طی کرده و اکنون با استقرار کامل تیم آقای ترامپ و خروج او از برجام به مرحله‌ای بسیار حاد رسیده است. این گروه که از ابتدا موضعی رادیکال در سیاست خارجی داشتند، هیچ فرصتی را برای اتخاذ مواضع یکجانبه گرایانه نسبت به ایران و سایر کشورهایی که سیاست مستقلی در قبال امریکا دارند، از دست نداده‌اند. توجیه آنان تأمین منافع امریکا است و در این مسیر منافع اقتصادی را مهم‌ترین اصل در تدوین استراتژی‌های خود می‌دانند. به‌عبارت دیگر آنان صراحتاً رشد اقتصادی امریکا را مقدم بر مصالح جهانی و حتی اعتبار امریکا در روابط بین‌الملل تلقی می‌کنند. بنابراین از نظر هیأت حاکمه امریکا، نقض توافق‌های بین‌المللی مانند برجام یا بی‌اعتمادی جامعه جهانی نسبت به امریکا و ضعیف شدن اعتبار بین‌المللی آن کشور و حتی نارضایتی بخش مهمی از نخبگان و رسانه‌های امریکایی در افق تأمین منافع تجاری و اقتصادی سرمایه‌داران امریکایی، موجه شمرده می‌شود. موضع‌گیری‌های یک سال گذشته آقای ترامپ و همکارانش به روشنی این موضوع را نشان داده و اثبات کرده است. بنابراین چشم‌انداز آینده اقدامات امریکا در تعامل با ایران کاملاً قابل پیش‌بینی است. کاخ سفید تقابل تمام عیار با جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک کشور مستقل و ...

تازه ترین اخبار