رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۳۱ فروردین ۱۳۹۷
  • الجمعة ۴ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Friday 20 April
تهران لطیف
٢١(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۵.٨٢(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٨٢(in)
  • شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ - ۲۳:۲۵
  • کد خبر : 44265
  • مشاهده : 113 بازدید
  • سرمقاله
  • چاپ خبر : ایران را سراسر اعتراض نکنیم!

با اینکه در بحث‌های فلسفه سیاسی، مسئله مشروعیت جایگاه مهمی دارد اما فارغ از هرگونه جمع‌بندی در این باره، این واقعیت را باید پذیرفت که از پایه‌های اصلی قوام‌بخش هر حکومتی، رضایت مردم از آن است.

نهضت سوادآموزی مثل جهاد سازندگی و بسیج و… از جمله نهادسازی‌های پساانقلابی بود که متکی به ظرفیت‌های خودجوش مردمی، به دنبال اهداف بلندپروازانه‌های بود که در شعار «ایران را سراسر مدرسه کنیم»، تبلور داشت.

همین رویه بلندپروازانه در چهل سال گذشته در دستگاه‌های اداری و اجرایی و قضایی کشور نیز، نه در شعار بلکه در برنامه و عمل تعقیب شده است که در عبارت «ایران را سراسر اعتراض کنیم»، قابل خلاصه کردن است.

برای سازماندهی نارضایتی و اعتراض در برابر ج.ا.ا، راه‌ها و مسیرهای گوناگونی وجود دارد که شبکه اپوزسیون با تمام قوا به لحاظ فکری و رسانه‌ای و سیاسی در حال استفاده از آن است اما تجربه چهل ساله ج.ا.ا نشان می‌دهد که ماشین بروکراسی ج.ا.ا، قوی‌ترین ظرفیت مولّد و سازنده اعتراض و نارضایتی در برابر آن است و غیرمستقیم نیز بستر را برای تأثیرگذاری برنامه و عمل اپوزسیون بوجود می‌آورد.

این بسترسازی منفی دستگاه بوروکراسی کشور تا آنجاست که یک کانال تلگرامی، با شامورتی‌بازی ناشیانه می‌تواند آنچنان فضاسازی‌ای را علیه دستگاه قضائیه بوجود بیاورد که از صدر تا ذیل این دستگاه و بخش‌های دیگر را به تکذیب وادار کند.

چند وقت پیش ماجرای کارگران آذرآب و هپکو و اکنون تحصن شبانه‌روزی مالباختگان کاسپین و برخی موسسات مالی و… از جمله ثمرات و نتایج ماشین ناکارآمد و در بخش‌هایی، فاسد اداری و اجرایی و قضایی کشور است.

با اینکه در بحث‌های فلسفه سیاسی، مسئله مشروعیت جایگاه مهمی دارد اما فارغ از هرگونه جمع‌بندی در این باره، این واقعیت را باید پذیرفت که از پایه‌های اصلی قوام‌بخش هر حکومتی، رضایت مردم از آن است. نارضایتی و اعتراض ناشی از ناکارآمدی، چه نتیجه بی‌عرضگی و چه نتیجه فساد و بی‌عدالتی باشد، پایه‌های مشروعیت حکومت‌ها را دست‌کم به لحاظ جامعه‌شناختی، سست و تضعیف می‌کند و بستر را برای هرگونه آسیب‌پذیری درونی و بیرونی بوجود می‌آورد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مصطفی داننده؛

دلار با ما چه کرد؛ ما با دلار چه کردیم؟

دیروز در حالی که دلار در حال صعود به بالاترین قله‌های خود بود، عکسی از نشریه جبهه به مدیریت مسعود ده‌نمکی منتشر شد که در تیتر اصلی آن به رسیدن دلار آمریکا به هزار تومان واکنش نشان داده شده بود. در سال 78 خورشیدی، دلار به هزارتومان رسیده بود. در آن روزها مردم دقیقا همین استرس و نگرانی که این روزها ما با آن مواجه شدیم، دست و پنجه نرم می‌کردند. این دست و پنجه نرم کردن با دلار برای ما عادی شده است. در اواخر دهه 80 دلار ناگهان دو برابر شد. همه چیز گران و تقریبا زندگی مردم در ایران دگرگون شد. حالا هم در سال 96 دلار ناگهان بدون هماهنگی سر به آسمان سایید. تقریبا هر دولتی در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمد، مردم با افزایش قیمت دلار روبرو بودند. افزایش دلاری که به صورت مستقیم در زندگی مردم تاثیر گذاشت. مردم روز به روز ضعیف تر شدند و ارزش پول ایران به پایین ترین حد خود رسید. مردم ضعیف شدند اما به زندگی ادامه دادند. آنها یادگرفتند که دلار بالا می‌رود و زندگی ادامه دارد. آنها هم مانند مردم ژاپن که به زلزله عادت کرده‌اند، به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. مردم عادت کرده‌اند اما نمی‌دانم چرا مسؤولان کشور هم به این بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. گویی آنها هم به این باور رسیده‌اند که در برهه‌ای از زمان و با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی قیمت دلار بالا می‌رود. سوالی جدی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا دولت، مجلس و نهادهای موازی این دو، فکری به حال دلار و افزایش آن نکرده‌اند؟ یکی از راهکارها که در دنیا تجربه شده است کاهش هزینه‌های دولت است. وقتی باید دولت بودجه‌ دستگاه‌های کم بازده اقتصادی را تامین کند و بعضا از دریافت مالیات از آنها نیز منع شده است، برای تامین ریال مورد نظر آنها یا باید اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند یا از دلار تامین کند. به عبارت دیگر بودجه بخشی از این سازمان‌هایی که مدیران آن را در برنامه‌های مختلف تلویزیونی یا مراسم رسمی مشاهده می‌کنیم که در حال شعار دادن، افتخار کردن و ادعاهای مختلف هستند از محل همین افزایش تورم تامین می‌شود. انتظار این بود که در تمام این سال‌ها مسؤولان مملکت برای دلار و ریال فکری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند اینگونه با بالا و یا پایین رفتن یک ارز خارجی، زندگی ایرانی‌ها اینچنین دچار تغییرات ریز و درشت شود. قطعا یکی از وظایف حاکمان در هر سرزمینی، سامان دادن به زندگی مردم است و متاسفانه مسؤولان ایرانی نتوانستند در این زمینه موفق باشند. بالارفتن دلار در سال‌های مختلف و تاثیر آن بر زندگی مردم دقیقا نشان از این معنا دارد. مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند ...

تازه ترین اخبار