رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶
  • الأحد ۴ جماد أول ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 21 January
تهران لطیف
١(°C)
وزش باد ٩(mph)
فشار ٢۶.٠٢(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.٠٢(in)
  • شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۶ - ۲۳:۲۵
  • کد خبر : 44265
  • مشاهده : 74 بازدید
  • سرمقاله
  • چاپ خبر : ایران را سراسر اعتراض نکنیم!

با اینکه در بحث‌های فلسفه سیاسی، مسئله مشروعیت جایگاه مهمی دارد اما فارغ از هرگونه جمع‌بندی در این باره، این واقعیت را باید پذیرفت که از پایه‌های اصلی قوام‌بخش هر حکومتی، رضایت مردم از آن است.

نهضت سوادآموزی مثل جهاد سازندگی و بسیج و… از جمله نهادسازی‌های پساانقلابی بود که متکی به ظرفیت‌های خودجوش مردمی، به دنبال اهداف بلندپروازانه‌های بود که در شعار «ایران را سراسر مدرسه کنیم»، تبلور داشت.

همین رویه بلندپروازانه در چهل سال گذشته در دستگاه‌های اداری و اجرایی و قضایی کشور نیز، نه در شعار بلکه در برنامه و عمل تعقیب شده است که در عبارت «ایران را سراسر اعتراض کنیم»، قابل خلاصه کردن است.

برای سازماندهی نارضایتی و اعتراض در برابر ج.ا.ا، راه‌ها و مسیرهای گوناگونی وجود دارد که شبکه اپوزسیون با تمام قوا به لحاظ فکری و رسانه‌ای و سیاسی در حال استفاده از آن است اما تجربه چهل ساله ج.ا.ا نشان می‌دهد که ماشین بروکراسی ج.ا.ا، قوی‌ترین ظرفیت مولّد و سازنده اعتراض و نارضایتی در برابر آن است و غیرمستقیم نیز بستر را برای تأثیرگذاری برنامه و عمل اپوزسیون بوجود می‌آورد.

این بسترسازی منفی دستگاه بوروکراسی کشور تا آنجاست که یک کانال تلگرامی، با شامورتی‌بازی ناشیانه می‌تواند آنچنان فضاسازی‌ای را علیه دستگاه قضائیه بوجود بیاورد که از صدر تا ذیل این دستگاه و بخش‌های دیگر را به تکذیب وادار کند.

چند وقت پیش ماجرای کارگران آذرآب و هپکو و اکنون تحصن شبانه‌روزی مالباختگان کاسپین و برخی موسسات مالی و… از جمله ثمرات و نتایج ماشین ناکارآمد و در بخش‌هایی، فاسد اداری و اجرایی و قضایی کشور است.

با اینکه در بحث‌های فلسفه سیاسی، مسئله مشروعیت جایگاه مهمی دارد اما فارغ از هرگونه جمع‌بندی در این باره، این واقعیت را باید پذیرفت که از پایه‌های اصلی قوام‌بخش هر حکومتی، رضایت مردم از آن است. نارضایتی و اعتراض ناشی از ناکارآمدی، چه نتیجه بی‌عرضگی و چه نتیجه فساد و بی‌عدالتی باشد، پایه‌های مشروعیت حکومت‌ها را دست‌کم به لحاظ جامعه‌شناختی، سست و تضعیف می‌کند و بستر را برای هرگونه آسیب‌پذیری درونی و بیرونی بوجود می‌آورد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها خوشحالند!

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها پشیمانند. نهضت پشیمانی از رای به روحانی این روزها به شدت فراگیر شده است. حق هم دارند. بالاخره زندگی سخت شده است. به معنای واقعی کلمه آینده بسیاری از مردم شده است نان شب. حق هم دارند روحانی هنوز نتوانسته است بخش اعظمی از شعارهای خود را محقق کند. مردم چشم به راه گشایش‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. گشایش‌هایی که هنوز اتفاق نیفتاده است. به نظر می‌رسد تیم همراه رییس جمهور نمی‌تواند پابه‌پای شعارهای انتخاباتی او بیاید. آنها نه وسط کار نه بلکه همین ابتدای مسیر دولت دوازدهم کم آورده‌اند. من هم بسیاری از نقدهای مطرح شده به روحانی را قبول دارم اما مانند برخی نمی‌توانم پشیمان باشم. چون می‌دانم روحانی چگونه به سرکار رسید و چه کشوری را تحویل گرفت. ایران بعد از احمدی نژاد به مثابه ایرانی جنگ زده بود. این را من نمی‌گویم. هاشمی رفسنجانی می‌گفت که خود دولتی را تحویل گرفت که میراث دار جنگ 8 ساله بود. او شرایط دولت روحانی را از دولت خود سخت تر می‌دانست. روحانی با ایرانی سروکار داشت که ناگهان از زمین مسطح به دره‌ای عمیق افتاده بود. او در چهارسال اول تلاش کرد ایران را از دره خارج کند. تا حدودی نیز موفق بود. بگذارید بگویم ایران قبل از روحانی چگونه ایرانی بود. ایران قبل از روحانی با مشکلات بی‌شمار اقتصادی حاصل از تحریم‌ها روبرو بود. بخش های صادرات نفت، تجارت و مبادلات بانکی ایران زیر ضربات شدید تحریم ها در حال نابودی بود. پول‌های ایران بلوکه شده بود و حتی در برخی موارد ایران مجبور بود مانند دوران قبل از اختراع پول مبادله کالا با کالا انجام دهد. مثلا نفت بدهد و برنج بگیرد. اوضاع ایران شبیه دوره نفت در برابر غذای صدام شده بود. ایران نفت صادر می کند و به جای پول آن کالا دریافت دریافت می کرد. صادرات نفت ایران نیز گام به گام در روند کاهشی به سمت صفر شدن حرکت می کرد. ایران قبل از برجام، کشوری منزوی در عرصه جهانی بود و دوستان جمهوری اسلامی به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید؛ اکثر کشورهای جهان به واسطه فشارهای آمریکا، ایران و ایرانی را تحریم کرده بودند. میزان نقدینگی ایران به پایین تر سطح خود رسیده بود. این یعنی حتی پرداخت حقوق به کارمندان دولت و یارانه‌ها به خطر افتاده بود. روحانی توانست به هر وسیله‌ای از جمله برجام این مشکلات بزرگ را تا حدودی حل کند. اگر در سال 92 شرایط کشور اینگونه رقم نمی‌خورد و روحانی با حمایت اصلاح طلبان به قدرت نرسیده بود، معلوم نبود چه سرنوشتی انتظار ایران و ایرانی را می‌کشد. ایران حالا در حال نزدیک شدن به دورانی است که هنوز احمدی نژاد سرکار نیامده بود. دورانی که در سپهر سیاست ایران به دولت اصلاحات معروف بود. حالا تقریبا پاهای ایران روی زمین است. این خود دستاورد بزرگی برای روحانی است. شرایط کشور عادی شده است و در شرایط عادی، مسئله‌ای همچون پشیمانی ایجاد می‌شود. بسیاری از مردم هنوز از مشکلات کشور خبر ندارند. هنوز نمی‌دانند دولت در برابر چه سدی ...

تازه ترین اخبار