رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷
  • الخميس ۳ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Thursday 19 April
تهران لطیف
١۵(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۵.٩٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٩٧(in)
  • جمعه ۵ آبان ۱۳۹۶ - ۱۹:۳۶
  • کد خبر : 44357
  • مشاهده : 105 بازدید
  • خبر مهم1
  • چاپ خبر : چرا روحانی نمی‌تواند
مصطفی داننده؛

چرا روحانی نمی‌تواند

من هم مانند بسیاری از کسانی که به حسن روحانی در اردیبهشت ۹۶ رای دادند بر این باور هستم که رییس جمهور فاصله زیادی با تحقق شعارهایی که در فضای انتخاباتی مطرح کرد دارد. به ویژه در زمینه‌های مدنی و فرهنگی این عدم تحقق شعارها بسیار پررنگ است. اما باید به جستجوی چرایی این ماجرا […]

من هم مانند بسیاری از کسانی که به حسن روحانی در اردیبهشت ۹۶ رای دادند بر این باور هستم که رییس جمهور فاصله زیادی با تحقق شعارهایی که در فضای انتخاباتی مطرح کرد دارد. به ویژه در زمینه‌های مدنی و فرهنگی این عدم تحقق شعارها بسیار پررنگ است. اما باید به جستجوی چرایی این ماجرا باشیم و بدانیم چرا روحانی نتوانسته تمام وعده‌های خود را محقق کند.

مهم‌ترین دستاورد روحانی برجام است. توافق هسته‌ای که تقریبا روحانی تخم‌مرغ‌های خود را در در سبد آن گذاشت حالا با روی کارآمدن ترامپ رییس جمهور غیرقابل پیش بینی آمریکا، در مرحله خطرناکی قرار گرفته است.

امروز برجام تمرکز روحانی را به خود اختصاص داده است. او می‌خواهد به عنوان معمار برجام این سازه‌ای که با زحمت فراوان آن را به بالا برده است حفظ کند. روحانی معتقد است تداوم برجام به نفع کشور و جهان است.

رییس جمهور معتقد است که برجام می‌تواند موانع حاصل از تحریم ها را از مقابل اقتصاد ایران بردارد. با نگاهی منصفانه باید گفت که برجام بسیاری از قفل هایی که بین سال های ۸۴ تا ۹۲ به پیکره اقتصاد ایران زده شده بود باز کرد.

با توجه به این نگاه او تمام تلاش خود را می‌کند برجام را حفظ کند. رییس جمهور روحانی لباس رزم خود را در میدان برجام به تن کرده است. او به جنگ، دیوانه‌ای رفته است که هر لحظه می‌تواند با تصمیمات عجیب و غریب سرنوشت برجام، ایران و جهان را عوض کند.

آنگونه که به نظر می‌رسد روحانی می‌خواهد جنگ برجام با ترامپ به نتیجه برسد بعد نگاه خود را معطوف به مسائل داخلی کند.

یکی از ایرادهای اساسی که به روحانی بعد از انتخاب به ریاست جمهوری وارد شده چرایی استفاده نکردن از وزرای زنان و اقلیت‌های مذهبی و دینی در دولت دوازدهم است.

ماجرای سپنتا نیکنام «عضو زرتشتی مردم یزد شورای شهر »به خوبی نشان داد که روحانی برای انتخاب وزیر زن و یا اقلیت‌های مذهبی با چه مشکلاتی روبرو است.

واقعا نمی‌شود از روحانی انتظار داشت هم در خارج درگیر طرف های مختلف برای حفظ دستاوردهای برجام باشد و هم در داخل با طرف های ذی نفوذ برای انتصاب زنی به وزارت، در حال کشمکش باشد. اگر روحانی این شیوه را در دستور کار خود قرار می‌داد، تبدیل به دولتی می‌شد که در تمام لحظات در حال درگیری با این و آن بود.

سابقه نشان داده است دولتی که کار خود را با درگیری‌های سیاسی همراه می‌کند نمی‌تواند دولت موفقی در زمینه‌های مختلف باشد.

همانگونه که در ابتدای این نوشتار عرض شد من هم با بسیاری موافق عدم تحقق شعارهای روحانی هستم اما باید به او اجازه داد از هفت خان مشکلات یک به یک عبور کند و مسائل مختلف را اولویت بندی کند.

شاید اگر شرایط برجام عادی  و فردی مثل اوباما در آمریکا حاکم بود می‌شد هر روز از روحانی در مورد شعارهای انتخاباتی‌اش سوال کرد اما الان مانند شرایط جنگ است. بهتر است به روحانی فرصت دهیم.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مصطفی داننده؛

دلار با ما چه کرد؛ ما با دلار چه کردیم؟

دیروز در حالی که دلار در حال صعود به بالاترین قله‌های خود بود، عکسی از نشریه جبهه به مدیریت مسعود ده‌نمکی منتشر شد که در تیتر اصلی آن به رسیدن دلار آمریکا به هزار تومان واکنش نشان داده شده بود. در سال 78 خورشیدی، دلار به هزارتومان رسیده بود. در آن روزها مردم دقیقا همین استرس و نگرانی که این روزها ما با آن مواجه شدیم، دست و پنجه نرم می‌کردند. این دست و پنجه نرم کردن با دلار برای ما عادی شده است. در اواخر دهه 80 دلار ناگهان دو برابر شد. همه چیز گران و تقریبا زندگی مردم در ایران دگرگون شد. حالا هم در سال 96 دلار ناگهان بدون هماهنگی سر به آسمان سایید. تقریبا هر دولتی در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمد، مردم با افزایش قیمت دلار روبرو بودند. افزایش دلاری که به صورت مستقیم در زندگی مردم تاثیر گذاشت. مردم روز به روز ضعیف تر شدند و ارزش پول ایران به پایین ترین حد خود رسید. مردم ضعیف شدند اما به زندگی ادامه دادند. آنها یادگرفتند که دلار بالا می‌رود و زندگی ادامه دارد. آنها هم مانند مردم ژاپن که به زلزله عادت کرده‌اند، به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. مردم عادت کرده‌اند اما نمی‌دانم چرا مسؤولان کشور هم به این بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. گویی آنها هم به این باور رسیده‌اند که در برهه‌ای از زمان و با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی قیمت دلار بالا می‌رود. سوالی جدی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا دولت، مجلس و نهادهای موازی این دو، فکری به حال دلار و افزایش آن نکرده‌اند؟ یکی از راهکارها که در دنیا تجربه شده است کاهش هزینه‌های دولت است. وقتی باید دولت بودجه‌ دستگاه‌های کم بازده اقتصادی را تامین کند و بعضا از دریافت مالیات از آنها نیز منع شده است، برای تامین ریال مورد نظر آنها یا باید اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند یا از دلار تامین کند. به عبارت دیگر بودجه بخشی از این سازمان‌هایی که مدیران آن را در برنامه‌های مختلف تلویزیونی یا مراسم رسمی مشاهده می‌کنیم که در حال شعار دادن، افتخار کردن و ادعاهای مختلف هستند از محل همین افزایش تورم تامین می‌شود. انتظار این بود که در تمام این سال‌ها مسؤولان مملکت برای دلار و ریال فکری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند اینگونه با بالا و یا پایین رفتن یک ارز خارجی، زندگی ایرانی‌ها اینچنین دچار تغییرات ریز و درشت شود. قطعا یکی از وظایف حاکمان در هر سرزمینی، سامان دادن به زندگی مردم است و متاسفانه مسؤولان ایرانی نتوانستند در این زمینه موفق باشند. بالارفتن دلار در سال‌های مختلف و تاثیر آن بر زندگی مردم دقیقا نشان از این معنا دارد. مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند ...

تازه ترین اخبار