رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶
  • الأحد ۴ جماد أول ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 21 January
تهران لطیف
١(°C)
وزش باد ٩(mph)
فشار ٢۶.٠٢(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.٠٢(in)
  • جمعه ۵ آبان ۱۳۹۶ - ۱۹:۳۶
  • کد خبر : 44357
  • مشاهده : 67 بازدید
  • خبر مهم1
  • چاپ خبر : چرا روحانی نمی‌تواند
مصطفی داننده؛

چرا روحانی نمی‌تواند

من هم مانند بسیاری از کسانی که به حسن روحانی در اردیبهشت ۹۶ رای دادند بر این باور هستم که رییس جمهور فاصله زیادی با تحقق شعارهایی که در فضای انتخاباتی مطرح کرد دارد. به ویژه در زمینه‌های مدنی و فرهنگی این عدم تحقق شعارها بسیار پررنگ است. اما باید به جستجوی چرایی این ماجرا […]

من هم مانند بسیاری از کسانی که به حسن روحانی در اردیبهشت ۹۶ رای دادند بر این باور هستم که رییس جمهور فاصله زیادی با تحقق شعارهایی که در فضای انتخاباتی مطرح کرد دارد. به ویژه در زمینه‌های مدنی و فرهنگی این عدم تحقق شعارها بسیار پررنگ است. اما باید به جستجوی چرایی این ماجرا باشیم و بدانیم چرا روحانی نتوانسته تمام وعده‌های خود را محقق کند.

مهم‌ترین دستاورد روحانی برجام است. توافق هسته‌ای که تقریبا روحانی تخم‌مرغ‌های خود را در در سبد آن گذاشت حالا با روی کارآمدن ترامپ رییس جمهور غیرقابل پیش بینی آمریکا، در مرحله خطرناکی قرار گرفته است.

امروز برجام تمرکز روحانی را به خود اختصاص داده است. او می‌خواهد به عنوان معمار برجام این سازه‌ای که با زحمت فراوان آن را به بالا برده است حفظ کند. روحانی معتقد است تداوم برجام به نفع کشور و جهان است.

رییس جمهور معتقد است که برجام می‌تواند موانع حاصل از تحریم ها را از مقابل اقتصاد ایران بردارد. با نگاهی منصفانه باید گفت که برجام بسیاری از قفل هایی که بین سال های ۸۴ تا ۹۲ به پیکره اقتصاد ایران زده شده بود باز کرد.

با توجه به این نگاه او تمام تلاش خود را می‌کند برجام را حفظ کند. رییس جمهور روحانی لباس رزم خود را در میدان برجام به تن کرده است. او به جنگ، دیوانه‌ای رفته است که هر لحظه می‌تواند با تصمیمات عجیب و غریب سرنوشت برجام، ایران و جهان را عوض کند.

آنگونه که به نظر می‌رسد روحانی می‌خواهد جنگ برجام با ترامپ به نتیجه برسد بعد نگاه خود را معطوف به مسائل داخلی کند.

یکی از ایرادهای اساسی که به روحانی بعد از انتخاب به ریاست جمهوری وارد شده چرایی استفاده نکردن از وزرای زنان و اقلیت‌های مذهبی و دینی در دولت دوازدهم است.

ماجرای سپنتا نیکنام «عضو زرتشتی مردم یزد شورای شهر »به خوبی نشان داد که روحانی برای انتخاب وزیر زن و یا اقلیت‌های مذهبی با چه مشکلاتی روبرو است.

واقعا نمی‌شود از روحانی انتظار داشت هم در خارج درگیر طرف های مختلف برای حفظ دستاوردهای برجام باشد و هم در داخل با طرف های ذی نفوذ برای انتصاب زنی به وزارت، در حال کشمکش باشد. اگر روحانی این شیوه را در دستور کار خود قرار می‌داد، تبدیل به دولتی می‌شد که در تمام لحظات در حال درگیری با این و آن بود.

سابقه نشان داده است دولتی که کار خود را با درگیری‌های سیاسی همراه می‌کند نمی‌تواند دولت موفقی در زمینه‌های مختلف باشد.

همانگونه که در ابتدای این نوشتار عرض شد من هم با بسیاری موافق عدم تحقق شعارهای روحانی هستم اما باید به او اجازه داد از هفت خان مشکلات یک به یک عبور کند و مسائل مختلف را اولویت بندی کند.

شاید اگر شرایط برجام عادی  و فردی مثل اوباما در آمریکا حاکم بود می‌شد هر روز از روحانی در مورد شعارهای انتخاباتی‌اش سوال کرد اما الان مانند شرایط جنگ است. بهتر است به روحانی فرصت دهیم.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها خوشحالند!

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها پشیمانند. نهضت پشیمانی از رای به روحانی این روزها به شدت فراگیر شده است. حق هم دارند. بالاخره زندگی سخت شده است. به معنای واقعی کلمه آینده بسیاری از مردم شده است نان شب. حق هم دارند روحانی هنوز نتوانسته است بخش اعظمی از شعارهای خود را محقق کند. مردم چشم به راه گشایش‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. گشایش‌هایی که هنوز اتفاق نیفتاده است. به نظر می‌رسد تیم همراه رییس جمهور نمی‌تواند پابه‌پای شعارهای انتخاباتی او بیاید. آنها نه وسط کار نه بلکه همین ابتدای مسیر دولت دوازدهم کم آورده‌اند. من هم بسیاری از نقدهای مطرح شده به روحانی را قبول دارم اما مانند برخی نمی‌توانم پشیمان باشم. چون می‌دانم روحانی چگونه به سرکار رسید و چه کشوری را تحویل گرفت. ایران بعد از احمدی نژاد به مثابه ایرانی جنگ زده بود. این را من نمی‌گویم. هاشمی رفسنجانی می‌گفت که خود دولتی را تحویل گرفت که میراث دار جنگ 8 ساله بود. او شرایط دولت روحانی را از دولت خود سخت تر می‌دانست. روحانی با ایرانی سروکار داشت که ناگهان از زمین مسطح به دره‌ای عمیق افتاده بود. او در چهارسال اول تلاش کرد ایران را از دره خارج کند. تا حدودی نیز موفق بود. بگذارید بگویم ایران قبل از روحانی چگونه ایرانی بود. ایران قبل از روحانی با مشکلات بی‌شمار اقتصادی حاصل از تحریم‌ها روبرو بود. بخش های صادرات نفت، تجارت و مبادلات بانکی ایران زیر ضربات شدید تحریم ها در حال نابودی بود. پول‌های ایران بلوکه شده بود و حتی در برخی موارد ایران مجبور بود مانند دوران قبل از اختراع پول مبادله کالا با کالا انجام دهد. مثلا نفت بدهد و برنج بگیرد. اوضاع ایران شبیه دوره نفت در برابر غذای صدام شده بود. ایران نفت صادر می کند و به جای پول آن کالا دریافت دریافت می کرد. صادرات نفت ایران نیز گام به گام در روند کاهشی به سمت صفر شدن حرکت می کرد. ایران قبل از برجام، کشوری منزوی در عرصه جهانی بود و دوستان جمهوری اسلامی به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید؛ اکثر کشورهای جهان به واسطه فشارهای آمریکا، ایران و ایرانی را تحریم کرده بودند. میزان نقدینگی ایران به پایین تر سطح خود رسیده بود. این یعنی حتی پرداخت حقوق به کارمندان دولت و یارانه‌ها به خطر افتاده بود. روحانی توانست به هر وسیله‌ای از جمله برجام این مشکلات بزرگ را تا حدودی حل کند. اگر در سال 92 شرایط کشور اینگونه رقم نمی‌خورد و روحانی با حمایت اصلاح طلبان به قدرت نرسیده بود، معلوم نبود چه سرنوشتی انتظار ایران و ایرانی را می‌کشد. ایران حالا در حال نزدیک شدن به دورانی است که هنوز احمدی نژاد سرکار نیامده بود. دورانی که در سپهر سیاست ایران به دولت اصلاحات معروف بود. حالا تقریبا پاهای ایران روی زمین است. این خود دستاورد بزرگی برای روحانی است. شرایط کشور عادی شده است و در شرایط عادی، مسئله‌ای همچون پشیمانی ایجاد می‌شود. بسیاری از مردم هنوز از مشکلات کشور خبر ندارند. هنوز نمی‌دانند دولت در برابر چه سدی ...

تازه ترین اخبار