رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷
  • الخميس ۳ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Thursday 19 April
تهران لطیف
١۵(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۵.٩٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٩٧(in)
  • جمعه ۵ آبان ۱۳۹۶ - ۱۹:۳۸
  • کد خبر : 44359
  • مشاهده : 100 بازدید
  • خبر مهم2
  • چاپ خبر : نهنگ آبی کیلویی چند؟
احسان محمدی؛

نهنگ آبی کیلویی چند؟

«مامانم گفت شنیدی دیروز یه دختری توی استخر پرورش نهنگ آبی غرق شده»! این توئیت در فضای مجازی را شاید بتوان عصاره واکنش های چند روزه به خودکشی تلخ دو دختر نوجوان در اصفهان عنوان کرد؛ مخدوش، پراشتباه، حق به جانب و سرگیجه آور! دو دختر نوجوان در اصفهان با پریدن از روی یک پل […]

«مامانم گفت شنیدی دیروز یه دختری توی استخر پرورش نهنگ آبی غرق شده»! این توئیت در فضای مجازی را شاید بتوان عصاره واکنش های چند روزه به خودکشی تلخ دو دختر نوجوان در اصفهان عنوان کرد؛ مخدوش، پراشتباه، حق به جانب و سرگیجه آور!

دو دختر نوجوان در اصفهان با پریدن از روی یک پل اقدام به خودکشی کردند. ۱۵ و ۱۶ ساله. یکی از آنها جان باخت و دیگری به شدت صدمه دید. یک بار دیگر به سن این دو دختر نگاه کنید. ۱۵ و ۱۶ سال. خودکشی؟ هنوز برای این کار خیلی جوان بودند. اگر این همه شتاب نمی کردند زندگی مثل ما بارها آنها را می کُشت، زنده می کرد، اشک و لبخند می بخشید و …

این نخستین خودکشی در ایران نیست. چند روز پیش آماری منتشر شد که نشان می داد استان ایلام(کم جمعیت ترین استان کشور) در سال ۱۳۹۵ رکوردار خودکشی در کشور شده است. استانی که بیشترین خودسوزی را به نام خودش ثبت کرده است. اما چرا دو دختر نوجوان با هم دست به خودکشی زدند؟

نخستین خبرها از زبان یک مقام مسئول در خصوص این حادثه این بود: «این دو نوجوان قبل از پرت‌کردن خود توسط یک دستگاه ضبط‌صوت، با خانواده خود خداحافظی کرده و علت این کار را انجام بازی آنلاین نهنگ آبی در فضای مجازی اعلام کرده‌اند. نوجوان مجروح شده نیز در صحبت‌های کوتاهی اعلام کرده که تحت‌تأثیر این بازی دست به این اقدام زده است.»

تمام خبرگزاری ها همین را منتشر کردند. اینکه بالاخره «نهنگ آبی» از روسیه به ایران رسید و اینجا هم قربانی گرفت. کارشناسان و تحلیلگران به تفسیر این بازی پرداختند. خانواده ها را سرزنش کردند که مراقب نوجوان هایشان نبوده اند. شبکه های مجازی مورد شماتت قرار گرفتند که اگر تا دیروز ابزار فسق و فجور بودند حالا وسیله خون بازی شده اند و ….

اما روز بعد محمد جواد آذری جهرمی وزیر ارتباطات در برنامه تلویزیونی درباره چالش نهنگ آبی گفت: خودکشی‌های انجام شده در اصفهان هیچ ربطی به بازی نهنگ آبی ندارد و مسائل خانوادگی باعث مرگ این دو نوجوان اصفهانی شده است.

وی تاکید کرد: تا امروز نهنگ آبی در ایران باعث خودکشی هیچ فردی نشده اما ممکن است در آینده این چالش در ایران تلفاتی داشته باشد. پلیس فتای اصفهان  با توجه به مشاهدات اطرافیان این دو دختر نوجوان از جمله استفاده زیاد از موبایل و ایجاد خط‌هایی روی دستان خودشان، دچار سوتفاهم شده و دلیل مرگ را نهنگ آبی اعلام کردند در حالیکه این خبر تکذیب می‌شود.

به همین راحتی همه آن تحلیل ها را «باید» از ذهن خارج کنیم. نهنگ آبی نبوده! مشکلات خانوادگی و همان داستان های همیشگی. دو دختر نوجوان در ۱۵ و ۱۶ سالگی تصمیم گرفتند به زندگی شان خاتمه دهند. لابد اصلاً اتفاق عجیبی نیست!

اصرار ندارم که این ماجرا را گردن نهنگ آبی بیندازم. اگر اینطور باشد استان ایلام، اقیانوس محل زندگی نهنگ آبی است که به سرزمین خودکشی جوان ها تبدیل شده است. خودکشی موضوع بسیار پیچیده ای است که با یک تائید و تکذیب یا مقصر کردن یک بازی اینترنتی وانداختن آن گردم جانورهای مجازی و واقعی پنهانش کرد. اما شیوه خبرپراکنی و انتشار جزئیات و اطلاع رسانی برخی از مسئولین به شدت آزاردهنده است.

یاد روزی می افتم که چند داعشی به مجلس حمله کردند و برخی از مسئولان گفتند تروریست ها با «چادر زنانه» وارد مجلس شده اند و یک زن عضو گروه مسئول دادن «سرویس جنسی به تروریست ها»  بوده. دو خبری که بعد تکذیب شد. دستکم در مورد اظهارنظر نخست، انتشار فیلم ها نشان داد که آنها با لباس عادی آمدند و هیچ خبری از چادر نبود! گوینده آن خبر در آن لحظات بحرانی دقیقاً با چه هدفی این کار را کرد؟ خیرخواهی؟ نشان دادن پیچیدگی عملیات؟ آرام کردن فضای روانی جامعه؟ احساس تکلیف؟ … کسی بعدتر او را بازخواست کرد که به چه حقی و با چه اختیاری اطلاعات غلط به مردم داده است؟

بیان مسائلی از این دست تنها باعث مخدوش شدن اعتماد مردم می شود و آنها حتی خبرهای درست و حقیقی را هم با تردید دنبال خواهند کرد. اصلاً چه اصراری وجود دارد وقتی هنوز چیزی در مورد جزئیات خودکشی نمی دانیم فوراً پای نهنگ آبی را وسط بکشیم که روز بعد آن را انکار کنیم؟ این تکذیب های مکرر باعث شده که برخی از مردم بگویند هرچیزی در این کشور از سوی مسئولین تکذیب شد، حقیقت دارد!

سخن کوتاه اینکه کسی حق ندارد افکار عمومی را با انتشار اخبار مخدوش و بعد تکذیب بیهوده آنها متلاطم کند. برای حرف زدن و اظهارنظر این همه شتاب نکنیم. اجازه بدهیم از طریق کانال های رسمی، به صورت مدیریت شده، قطره چکانی اما درست اطلاعات منتشر شود.

یکی از اتهاماتی که به برخی از روزنامه نگاران وارد می شود «نشر اکاذیب» است، برخی بابت آن تاوان هم داده اند، آیا انتشار اخبار غیرواقعی از سوی مسئولان ایرادی ندارد یا گناه ناخوب است و از علما ناخوب تر؟!

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مصطفی داننده؛

دلار با ما چه کرد؛ ما با دلار چه کردیم؟

دیروز در حالی که دلار در حال صعود به بالاترین قله‌های خود بود، عکسی از نشریه جبهه به مدیریت مسعود ده‌نمکی منتشر شد که در تیتر اصلی آن به رسیدن دلار آمریکا به هزار تومان واکنش نشان داده شده بود. در سال 78 خورشیدی، دلار به هزارتومان رسیده بود. در آن روزها مردم دقیقا همین استرس و نگرانی که این روزها ما با آن مواجه شدیم، دست و پنجه نرم می‌کردند. این دست و پنجه نرم کردن با دلار برای ما عادی شده است. در اواخر دهه 80 دلار ناگهان دو برابر شد. همه چیز گران و تقریبا زندگی مردم در ایران دگرگون شد. حالا هم در سال 96 دلار ناگهان بدون هماهنگی سر به آسمان سایید. تقریبا هر دولتی در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمد، مردم با افزایش قیمت دلار روبرو بودند. افزایش دلاری که به صورت مستقیم در زندگی مردم تاثیر گذاشت. مردم روز به روز ضعیف تر شدند و ارزش پول ایران به پایین ترین حد خود رسید. مردم ضعیف شدند اما به زندگی ادامه دادند. آنها یادگرفتند که دلار بالا می‌رود و زندگی ادامه دارد. آنها هم مانند مردم ژاپن که به زلزله عادت کرده‌اند، به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. مردم عادت کرده‌اند اما نمی‌دانم چرا مسؤولان کشور هم به این بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. گویی آنها هم به این باور رسیده‌اند که در برهه‌ای از زمان و با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی قیمت دلار بالا می‌رود. سوالی جدی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا دولت، مجلس و نهادهای موازی این دو، فکری به حال دلار و افزایش آن نکرده‌اند؟ یکی از راهکارها که در دنیا تجربه شده است کاهش هزینه‌های دولت است. وقتی باید دولت بودجه‌ دستگاه‌های کم بازده اقتصادی را تامین کند و بعضا از دریافت مالیات از آنها نیز منع شده است، برای تامین ریال مورد نظر آنها یا باید اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند یا از دلار تامین کند. به عبارت دیگر بودجه بخشی از این سازمان‌هایی که مدیران آن را در برنامه‌های مختلف تلویزیونی یا مراسم رسمی مشاهده می‌کنیم که در حال شعار دادن، افتخار کردن و ادعاهای مختلف هستند از محل همین افزایش تورم تامین می‌شود. انتظار این بود که در تمام این سال‌ها مسؤولان مملکت برای دلار و ریال فکری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند اینگونه با بالا و یا پایین رفتن یک ارز خارجی، زندگی ایرانی‌ها اینچنین دچار تغییرات ریز و درشت شود. قطعا یکی از وظایف حاکمان در هر سرزمینی، سامان دادن به زندگی مردم است و متاسفانه مسؤولان ایرانی نتوانستند در این زمینه موفق باشند. بالارفتن دلار در سال‌های مختلف و تاثیر آن بر زندگی مردم دقیقا نشان از این معنا دارد. مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند ...

تازه ترین اخبار