رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶
  • الأحد ۴ جماد أول ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 21 January
تهران لطیف
١(°C)
وزش باد ٩(mph)
فشار ٢۶.٠٢(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.٠٢(in)
  • سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۶ - ۰۸:۵۸
  • کد خبر : 44514
  • مشاهده : 64 بازدید
  • خبر مهم3
  • چاپ خبر : علی لاریجانی گزینه ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰؟
چالش‌های پیش‌روی لاریجانی؛

علی لاریجانی گزینه ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰؟

 آیا علی لاریجانی یکی از گزینه‌های ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ خواهد بود؟ بدون شک این یکی از مهم‌ترین سوالاتی است که این روزها بدنه اجتماعی جریان اصلاحات و همچنین اصولگرا  به آن فکر می‌کند. سوال دیگر اینکه اگر لاریجانی قصد داشته باشد خود را به عنوان یک کاندیدای ریاست‌جمهوری مطرح کند روی کمک چه کسانی حساب […]

 آیا علی لاریجانی یکی از گزینه‌های ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ خواهد بود؟ بدون شک این یکی از مهم‌ترین سوالاتی است که این روزها بدنه اجتماعی جریان اصلاحات و همچنین اصولگرا  به آن فکر می‌کند. سوال دیگر اینکه اگر لاریجانی قصد داشته باشد خود را به عنوان یک کاندیدای ریاست‌جمهوری مطرح کند روی کمک چه کسانی حساب خواهد کرد.
به نظر می‌رسد احتمال حضور لاریجانی در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده بیشتر از کاندیدا نشدن وی است و اگر لاریجانی نیز قصد نداشته باشد در انتخابات حضور پیدا کند ممکن است براساس تکلیف اصولگرایان وارد کارزار انتخاباتی شود. با این وجود در شرایط کنونی سه گروه اعتدال گرایان، اصولگرایان و اصلاح‌طلبان موضعی متفاوت نسب به وی دارند و رویکرد هر کدام نسبت به حمایت از لاریجانی متفاوت است.
طیف میانه‌رور جریان اصولگرا از حضور لاریجانی در انتخابات آینده حمایت خواهد کرد و وی را به کاندیدای دیگری مانند ابراهیم رییسی ترجیح خواهد داد. این در حالی است که اصولگرایان سنتی نیز بی‌تمایل به حضور لاریجانی و حمایت از وی در انتخابات نیستند. از سوی دیگر اصلاح‌طلبان معتدل نیز نیم‌نگاهی به حضور لاریجانی در انتخابات خواهند داشت هر چند به صورت کلی اصلاح‌طلبان به دنبال معرفی گزینه اصلاح‌طلب خواهند بود. با این وجود اصولگرایان رادیکال هیچ تمایلی به حمایت از لاریجانی ندارند و به احتمال زیاد با کاندیدا شدن وی مخالفت خواهند کرد.
اصولگرایان رادیکال با توجه به گرایش نسبی لاریجانی به سمت جریان رقیب و همچنین عملکردش درباره تصویب برجام و کمک‌هایی که به دولت حسن روحانی می‌کند لاریجانی را یک مهره سوخته در جریان اصولگرایی تلقی کرده و حاضر نیستند از وی در انتخابات حمایت کنند. اصولگرایان رادیکال تنها در شرایطی حاضر خواهند بود از لاریجانی حمایت کنند که در یک حالت انتخاب بین وی و یک کاندیدای اصلاح‌طلب قرار بگیرند.
از سوی دیگر احتمال اینکه اصلاح‌طلبان روی لاریجانی برای انتخابات ۱۴۰۰ سرمایه‌گذاری کنند بسیار پایین است. با این وجود براساس اظهارات برخی از اعضای شورای عالی سیاست‌گذاری جریان اصلاحات تنها در صورتی حاضر خواهند‌ بود از لاریجانی حمایت کنند که با بن‌بست نهادهای نظارتی و رد‌صلاحیت کاندیدای اصلی خود مواجه شوند. بدون شک مهم‌ترین چالش علی لاریجانی برای ریاست‌جمهوری آینده عدم اجتماع کامل هر دو جریان سیاسی کشور اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا است. با این وجود به نظر می‌رسد این اتفاق به هیچ عنوان رخ نخواهد داد و دو فک رادیکال دو جریان سیاسی کشور حاضر نخواهند بود از لاریجانی به عنوان یک چهره میانه‌رو حمایت کنند.
 طیفی از جریان اصلاحات که این روزها انتقادات جدی به رویکرد روحانی به عنوان یک اصولگرای معتدل وارد می‌کند به دنبال این است که هر چه زودتر ائتلاف استراتژیک اصلاح‌طلبان با اصولگرایان معتدل از بین برود تا دوباره بتوانند روی یک دولت صددرصد اصلاح‌طلب در سال ۱۴۰۰ حساب کنند.از سوی دیگر فک افراطی جریان اصولگرا نیز حاضر نیست از لاریجانی حمایت کند و احتمالا در شرایطی که اصولگرایان قصد داشته باشند روی وی اجماع کنند کارشکنی کرده و اجازه وحدت کامل را در اردوگاه اصولگرایی نخواهد داد. به همین دلیل لاریجانی برای ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ با چالش مهم طیف‌های رادیکال دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا مواجه خواهد بود که اجازه اجماع کامل روی کاندیداتوری وی را نخواهند داد.
از سوی دیگر علی لاریجانی نیز به خوبی به این نکته آگاهی دارد که در چند سال اخیر نبض انتخابات ایران در اختیار اصلاح‌طلبان و به خصوص رییس دولت اصلاحات است و هر کسی که قصد دارد در هر انتخاباتی به پیروزی دست پیدا کند باید به نوعی زیر چتر گفتمان اصلاحات حرکت کند و یا اینکه نسبتی با این جریان داشته باشد. بدون شک لاریجانی سیاستمداری سیاس، باهوش، محاسبه‌گر و دوراندیش است و حاضر نیست مانند قالیباف بی‌گدار به آب بزند و برای خود هزینه‌تراشی کند. در نتیجه در شرایط کنونی تلاش می‌کند به صورت غیر‌محسوس به مردم این نکته را القا کند که وی با هیچ کدام از جریان‌های سیاسی فاصله ندارد و با هر دو جریان سیاسی ارتباط متقابل و محترمانه‌ای دارد. این در حالی است که برخی از نهادهای حاکمیتی نیز بی‌تمایل به ریاست‌جمهوری علی لاریجانی و ادامه رویکرد میانه‌روی در مدیریت کشور نیستند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها خوشحالند!

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها پشیمانند. نهضت پشیمانی از رای به روحانی این روزها به شدت فراگیر شده است. حق هم دارند. بالاخره زندگی سخت شده است. به معنای واقعی کلمه آینده بسیاری از مردم شده است نان شب. حق هم دارند روحانی هنوز نتوانسته است بخش اعظمی از شعارهای خود را محقق کند. مردم چشم به راه گشایش‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. گشایش‌هایی که هنوز اتفاق نیفتاده است. به نظر می‌رسد تیم همراه رییس جمهور نمی‌تواند پابه‌پای شعارهای انتخاباتی او بیاید. آنها نه وسط کار نه بلکه همین ابتدای مسیر دولت دوازدهم کم آورده‌اند. من هم بسیاری از نقدهای مطرح شده به روحانی را قبول دارم اما مانند برخی نمی‌توانم پشیمان باشم. چون می‌دانم روحانی چگونه به سرکار رسید و چه کشوری را تحویل گرفت. ایران بعد از احمدی نژاد به مثابه ایرانی جنگ زده بود. این را من نمی‌گویم. هاشمی رفسنجانی می‌گفت که خود دولتی را تحویل گرفت که میراث دار جنگ 8 ساله بود. او شرایط دولت روحانی را از دولت خود سخت تر می‌دانست. روحانی با ایرانی سروکار داشت که ناگهان از زمین مسطح به دره‌ای عمیق افتاده بود. او در چهارسال اول تلاش کرد ایران را از دره خارج کند. تا حدودی نیز موفق بود. بگذارید بگویم ایران قبل از روحانی چگونه ایرانی بود. ایران قبل از روحانی با مشکلات بی‌شمار اقتصادی حاصل از تحریم‌ها روبرو بود. بخش های صادرات نفت، تجارت و مبادلات بانکی ایران زیر ضربات شدید تحریم ها در حال نابودی بود. پول‌های ایران بلوکه شده بود و حتی در برخی موارد ایران مجبور بود مانند دوران قبل از اختراع پول مبادله کالا با کالا انجام دهد. مثلا نفت بدهد و برنج بگیرد. اوضاع ایران شبیه دوره نفت در برابر غذای صدام شده بود. ایران نفت صادر می کند و به جای پول آن کالا دریافت دریافت می کرد. صادرات نفت ایران نیز گام به گام در روند کاهشی به سمت صفر شدن حرکت می کرد. ایران قبل از برجام، کشوری منزوی در عرصه جهانی بود و دوستان جمهوری اسلامی به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید؛ اکثر کشورهای جهان به واسطه فشارهای آمریکا، ایران و ایرانی را تحریم کرده بودند. میزان نقدینگی ایران به پایین تر سطح خود رسیده بود. این یعنی حتی پرداخت حقوق به کارمندان دولت و یارانه‌ها به خطر افتاده بود. روحانی توانست به هر وسیله‌ای از جمله برجام این مشکلات بزرگ را تا حدودی حل کند. اگر در سال 92 شرایط کشور اینگونه رقم نمی‌خورد و روحانی با حمایت اصلاح طلبان به قدرت نرسیده بود، معلوم نبود چه سرنوشتی انتظار ایران و ایرانی را می‌کشد. ایران حالا در حال نزدیک شدن به دورانی است که هنوز احمدی نژاد سرکار نیامده بود. دورانی که در سپهر سیاست ایران به دولت اصلاحات معروف بود. حالا تقریبا پاهای ایران روی زمین است. این خود دستاورد بزرگی برای روحانی است. شرایط کشور عادی شده است و در شرایط عادی، مسئله‌ای همچون پشیمانی ایجاد می‌شود. بسیاری از مردم هنوز از مشکلات کشور خبر ندارند. هنوز نمی‌دانند دولت در برابر چه سدی ...

تازه ترین اخبار