رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷
  • الخميس ۳ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Thursday 19 April
تهران لطیف
١۵(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۵.٩٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٩٧(in)
  • سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۶ - ۰۸:۵۸
  • کد خبر : 44514
  • مشاهده : 103 بازدید
  • خبر مهم3
  • چاپ خبر : علی لاریجانی گزینه ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰؟
چالش‌های پیش‌روی لاریجانی؛

علی لاریجانی گزینه ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰؟

 آیا علی لاریجانی یکی از گزینه‌های ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ خواهد بود؟ بدون شک این یکی از مهم‌ترین سوالاتی است که این روزها بدنه اجتماعی جریان اصلاحات و همچنین اصولگرا  به آن فکر می‌کند. سوال دیگر اینکه اگر لاریجانی قصد داشته باشد خود را به عنوان یک کاندیدای ریاست‌جمهوری مطرح کند روی کمک چه کسانی حساب […]

 آیا علی لاریجانی یکی از گزینه‌های ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ خواهد بود؟ بدون شک این یکی از مهم‌ترین سوالاتی است که این روزها بدنه اجتماعی جریان اصلاحات و همچنین اصولگرا  به آن فکر می‌کند. سوال دیگر اینکه اگر لاریجانی قصد داشته باشد خود را به عنوان یک کاندیدای ریاست‌جمهوری مطرح کند روی کمک چه کسانی حساب خواهد کرد.
به نظر می‌رسد احتمال حضور لاریجانی در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده بیشتر از کاندیدا نشدن وی است و اگر لاریجانی نیز قصد نداشته باشد در انتخابات حضور پیدا کند ممکن است براساس تکلیف اصولگرایان وارد کارزار انتخاباتی شود. با این وجود در شرایط کنونی سه گروه اعتدال گرایان، اصولگرایان و اصلاح‌طلبان موضعی متفاوت نسب به وی دارند و رویکرد هر کدام نسبت به حمایت از لاریجانی متفاوت است.
طیف میانه‌رور جریان اصولگرا از حضور لاریجانی در انتخابات آینده حمایت خواهد کرد و وی را به کاندیدای دیگری مانند ابراهیم رییسی ترجیح خواهد داد. این در حالی است که اصولگرایان سنتی نیز بی‌تمایل به حضور لاریجانی و حمایت از وی در انتخابات نیستند. از سوی دیگر اصلاح‌طلبان معتدل نیز نیم‌نگاهی به حضور لاریجانی در انتخابات خواهند داشت هر چند به صورت کلی اصلاح‌طلبان به دنبال معرفی گزینه اصلاح‌طلب خواهند بود. با این وجود اصولگرایان رادیکال هیچ تمایلی به حمایت از لاریجانی ندارند و به احتمال زیاد با کاندیدا شدن وی مخالفت خواهند کرد.
اصولگرایان رادیکال با توجه به گرایش نسبی لاریجانی به سمت جریان رقیب و همچنین عملکردش درباره تصویب برجام و کمک‌هایی که به دولت حسن روحانی می‌کند لاریجانی را یک مهره سوخته در جریان اصولگرایی تلقی کرده و حاضر نیستند از وی در انتخابات حمایت کنند. اصولگرایان رادیکال تنها در شرایطی حاضر خواهند بود از لاریجانی حمایت کنند که در یک حالت انتخاب بین وی و یک کاندیدای اصلاح‌طلب قرار بگیرند.
از سوی دیگر احتمال اینکه اصلاح‌طلبان روی لاریجانی برای انتخابات ۱۴۰۰ سرمایه‌گذاری کنند بسیار پایین است. با این وجود براساس اظهارات برخی از اعضای شورای عالی سیاست‌گذاری جریان اصلاحات تنها در صورتی حاضر خواهند‌ بود از لاریجانی حمایت کنند که با بن‌بست نهادهای نظارتی و رد‌صلاحیت کاندیدای اصلی خود مواجه شوند. بدون شک مهم‌ترین چالش علی لاریجانی برای ریاست‌جمهوری آینده عدم اجتماع کامل هر دو جریان سیاسی کشور اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا است. با این وجود به نظر می‌رسد این اتفاق به هیچ عنوان رخ نخواهد داد و دو فک رادیکال دو جریان سیاسی کشور حاضر نخواهند بود از لاریجانی به عنوان یک چهره میانه‌رو حمایت کنند.
 طیفی از جریان اصلاحات که این روزها انتقادات جدی به رویکرد روحانی به عنوان یک اصولگرای معتدل وارد می‌کند به دنبال این است که هر چه زودتر ائتلاف استراتژیک اصلاح‌طلبان با اصولگرایان معتدل از بین برود تا دوباره بتوانند روی یک دولت صددرصد اصلاح‌طلب در سال ۱۴۰۰ حساب کنند.از سوی دیگر فک افراطی جریان اصولگرا نیز حاضر نیست از لاریجانی حمایت کند و احتمالا در شرایطی که اصولگرایان قصد داشته باشند روی وی اجماع کنند کارشکنی کرده و اجازه وحدت کامل را در اردوگاه اصولگرایی نخواهد داد. به همین دلیل لاریجانی برای ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ با چالش مهم طیف‌های رادیکال دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا مواجه خواهد بود که اجازه اجماع کامل روی کاندیداتوری وی را نخواهند داد.
از سوی دیگر علی لاریجانی نیز به خوبی به این نکته آگاهی دارد که در چند سال اخیر نبض انتخابات ایران در اختیار اصلاح‌طلبان و به خصوص رییس دولت اصلاحات است و هر کسی که قصد دارد در هر انتخاباتی به پیروزی دست پیدا کند باید به نوعی زیر چتر گفتمان اصلاحات حرکت کند و یا اینکه نسبتی با این جریان داشته باشد. بدون شک لاریجانی سیاستمداری سیاس، باهوش، محاسبه‌گر و دوراندیش است و حاضر نیست مانند قالیباف بی‌گدار به آب بزند و برای خود هزینه‌تراشی کند. در نتیجه در شرایط کنونی تلاش می‌کند به صورت غیر‌محسوس به مردم این نکته را القا کند که وی با هیچ کدام از جریان‌های سیاسی فاصله ندارد و با هر دو جریان سیاسی ارتباط متقابل و محترمانه‌ای دارد. این در حالی است که برخی از نهادهای حاکمیتی نیز بی‌تمایل به ریاست‌جمهوری علی لاریجانی و ادامه رویکرد میانه‌روی در مدیریت کشور نیستند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مصطفی داننده؛

دلار با ما چه کرد؛ ما با دلار چه کردیم؟

دیروز در حالی که دلار در حال صعود به بالاترین قله‌های خود بود، عکسی از نشریه جبهه به مدیریت مسعود ده‌نمکی منتشر شد که در تیتر اصلی آن به رسیدن دلار آمریکا به هزار تومان واکنش نشان داده شده بود. در سال 78 خورشیدی، دلار به هزارتومان رسیده بود. در آن روزها مردم دقیقا همین استرس و نگرانی که این روزها ما با آن مواجه شدیم، دست و پنجه نرم می‌کردند. این دست و پنجه نرم کردن با دلار برای ما عادی شده است. در اواخر دهه 80 دلار ناگهان دو برابر شد. همه چیز گران و تقریبا زندگی مردم در ایران دگرگون شد. حالا هم در سال 96 دلار ناگهان بدون هماهنگی سر به آسمان سایید. تقریبا هر دولتی در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمد، مردم با افزایش قیمت دلار روبرو بودند. افزایش دلاری که به صورت مستقیم در زندگی مردم تاثیر گذاشت. مردم روز به روز ضعیف تر شدند و ارزش پول ایران به پایین ترین حد خود رسید. مردم ضعیف شدند اما به زندگی ادامه دادند. آنها یادگرفتند که دلار بالا می‌رود و زندگی ادامه دارد. آنها هم مانند مردم ژاپن که به زلزله عادت کرده‌اند، به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. مردم عادت کرده‌اند اما نمی‌دانم چرا مسؤولان کشور هم به این بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. گویی آنها هم به این باور رسیده‌اند که در برهه‌ای از زمان و با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی قیمت دلار بالا می‌رود. سوالی جدی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا دولت، مجلس و نهادهای موازی این دو، فکری به حال دلار و افزایش آن نکرده‌اند؟ یکی از راهکارها که در دنیا تجربه شده است کاهش هزینه‌های دولت است. وقتی باید دولت بودجه‌ دستگاه‌های کم بازده اقتصادی را تامین کند و بعضا از دریافت مالیات از آنها نیز منع شده است، برای تامین ریال مورد نظر آنها یا باید اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند یا از دلار تامین کند. به عبارت دیگر بودجه بخشی از این سازمان‌هایی که مدیران آن را در برنامه‌های مختلف تلویزیونی یا مراسم رسمی مشاهده می‌کنیم که در حال شعار دادن، افتخار کردن و ادعاهای مختلف هستند از محل همین افزایش تورم تامین می‌شود. انتظار این بود که در تمام این سال‌ها مسؤولان مملکت برای دلار و ریال فکری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند اینگونه با بالا و یا پایین رفتن یک ارز خارجی، زندگی ایرانی‌ها اینچنین دچار تغییرات ریز و درشت شود. قطعا یکی از وظایف حاکمان در هر سرزمینی، سامان دادن به زندگی مردم است و متاسفانه مسؤولان ایرانی نتوانستند در این زمینه موفق باشند. بالارفتن دلار در سال‌های مختلف و تاثیر آن بر زندگی مردم دقیقا نشان از این معنا دارد. مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند ...

تازه ترین اخبار