رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 47 خبر


  • شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۷
  • السبت ۸ ذو القعدة ۱۴۳۹
  • 2018 Saturday 21 July
تهران لطیف
٣۴(°C)
وزش باد ٩(mph)
فشار ٢۵.٧٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٧٧(in)
  • سه شنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۶ - ۰۸:۵۸
  • کد خبر : 44514
  • مشاهده : 121 بازدید
  • خبر مهم3
  • چاپ خبر : علی لاریجانی گزینه ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰؟
چالش‌های پیش‌روی لاریجانی؛

علی لاریجانی گزینه ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰؟

 آیا علی لاریجانی یکی از گزینه‌های ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ خواهد بود؟ بدون شک این یکی از مهم‌ترین سوالاتی است که این روزها بدنه اجتماعی جریان اصلاحات و همچنین اصولگرا  به آن فکر می‌کند. سوال دیگر اینکه اگر لاریجانی قصد داشته باشد خود را به عنوان یک کاندیدای ریاست‌جمهوری مطرح کند روی کمک چه کسانی حساب […]

 آیا علی لاریجانی یکی از گزینه‌های ریاست‌جمهوری سال ۱۴۰۰ خواهد بود؟ بدون شک این یکی از مهم‌ترین سوالاتی است که این روزها بدنه اجتماعی جریان اصلاحات و همچنین اصولگرا  به آن فکر می‌کند. سوال دیگر اینکه اگر لاریجانی قصد داشته باشد خود را به عنوان یک کاندیدای ریاست‌جمهوری مطرح کند روی کمک چه کسانی حساب خواهد کرد.
به نظر می‌رسد احتمال حضور لاریجانی در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده بیشتر از کاندیدا نشدن وی است و اگر لاریجانی نیز قصد نداشته باشد در انتخابات حضور پیدا کند ممکن است براساس تکلیف اصولگرایان وارد کارزار انتخاباتی شود. با این وجود در شرایط کنونی سه گروه اعتدال گرایان، اصولگرایان و اصلاح‌طلبان موضعی متفاوت نسب به وی دارند و رویکرد هر کدام نسبت به حمایت از لاریجانی متفاوت است.
طیف میانه‌رور جریان اصولگرا از حضور لاریجانی در انتخابات آینده حمایت خواهد کرد و وی را به کاندیدای دیگری مانند ابراهیم رییسی ترجیح خواهد داد. این در حالی است که اصولگرایان سنتی نیز بی‌تمایل به حضور لاریجانی و حمایت از وی در انتخابات نیستند. از سوی دیگر اصلاح‌طلبان معتدل نیز نیم‌نگاهی به حضور لاریجانی در انتخابات خواهند داشت هر چند به صورت کلی اصلاح‌طلبان به دنبال معرفی گزینه اصلاح‌طلب خواهند بود. با این وجود اصولگرایان رادیکال هیچ تمایلی به حمایت از لاریجانی ندارند و به احتمال زیاد با کاندیدا شدن وی مخالفت خواهند کرد.
اصولگرایان رادیکال با توجه به گرایش نسبی لاریجانی به سمت جریان رقیب و همچنین عملکردش درباره تصویب برجام و کمک‌هایی که به دولت حسن روحانی می‌کند لاریجانی را یک مهره سوخته در جریان اصولگرایی تلقی کرده و حاضر نیستند از وی در انتخابات حمایت کنند. اصولگرایان رادیکال تنها در شرایطی حاضر خواهند بود از لاریجانی حمایت کنند که در یک حالت انتخاب بین وی و یک کاندیدای اصلاح‌طلب قرار بگیرند.
از سوی دیگر احتمال اینکه اصلاح‌طلبان روی لاریجانی برای انتخابات ۱۴۰۰ سرمایه‌گذاری کنند بسیار پایین است. با این وجود براساس اظهارات برخی از اعضای شورای عالی سیاست‌گذاری جریان اصلاحات تنها در صورتی حاضر خواهند‌ بود از لاریجانی حمایت کنند که با بن‌بست نهادهای نظارتی و رد‌صلاحیت کاندیدای اصلی خود مواجه شوند. بدون شک مهم‌ترین چالش علی لاریجانی برای ریاست‌جمهوری آینده عدم اجتماع کامل هر دو جریان سیاسی کشور اعم از اصلاح‌طلب و اصولگرا است. با این وجود به نظر می‌رسد این اتفاق به هیچ عنوان رخ نخواهد داد و دو فک رادیکال دو جریان سیاسی کشور حاضر نخواهند بود از لاریجانی به عنوان یک چهره میانه‌رو حمایت کنند.
 طیفی از جریان اصلاحات که این روزها انتقادات جدی به رویکرد روحانی به عنوان یک اصولگرای معتدل وارد می‌کند به دنبال این است که هر چه زودتر ائتلاف استراتژیک اصلاح‌طلبان با اصولگرایان معتدل از بین برود تا دوباره بتوانند روی یک دولت صددرصد اصلاح‌طلب در سال ۱۴۰۰ حساب کنند.از سوی دیگر فک افراطی جریان اصولگرا نیز حاضر نیست از لاریجانی حمایت کند و احتمالا در شرایطی که اصولگرایان قصد داشته باشند روی وی اجماع کنند کارشکنی کرده و اجازه وحدت کامل را در اردوگاه اصولگرایی نخواهد داد. به همین دلیل لاریجانی برای ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ با چالش مهم طیف‌های رادیکال دو جریان اصلاح‌طلب و اصولگرا مواجه خواهد بود که اجازه اجماع کامل روی کاندیداتوری وی را نخواهند داد.
از سوی دیگر علی لاریجانی نیز به خوبی به این نکته آگاهی دارد که در چند سال اخیر نبض انتخابات ایران در اختیار اصلاح‌طلبان و به خصوص رییس دولت اصلاحات است و هر کسی که قصد دارد در هر انتخاباتی به پیروزی دست پیدا کند باید به نوعی زیر چتر گفتمان اصلاحات حرکت کند و یا اینکه نسبتی با این جریان داشته باشد. بدون شک لاریجانی سیاستمداری سیاس، باهوش، محاسبه‌گر و دوراندیش است و حاضر نیست مانند قالیباف بی‌گدار به آب بزند و برای خود هزینه‌تراشی کند. در نتیجه در شرایط کنونی تلاش می‌کند به صورت غیر‌محسوس به مردم این نکته را القا کند که وی با هیچ کدام از جریان‌های سیاسی فاصله ندارد و با هر دو جریان سیاسی ارتباط متقابل و محترمانه‌ای دارد. این در حالی است که برخی از نهادهای حاکمیتی نیز بی‌تمایل به ریاست‌جمهوری علی لاریجانی و ادامه رویکرد میانه‌روی در مدیریت کشور نیستند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

سیدضیا هاشمی؛

نقطه عطف

سخنان استراتژیک رئیس جمهوری در جمع مسئولان ارشد دولت را می‌توان نقطه عطفی درتاریخ پنج ساله دولت ایشان برشمرد. او با دعوت همه مدیران ارشد خود از سراسر کشور، دستور بسیج همگانی برای اتخاذ تدابیر لازم در مقابل تهدیدات جدید را صادر کرد و با تشریح شرایط و مخاطرات پسابرجامی، فرصت‌های پیش رو برای مقابله با فشارهای خارجی و حل مسائل داخلی را تبیین کرد. صرفه‌جویی، تلاش مضاعف مدیران، پاسخگویی و شفاف‌سازی و اهتمام به حل مسائل مهم کشور مانند تولید، اشتغال و فقرزدایی محورهای اصلی دستورات رئیس جمهوری خطاب به مدیران دولت بود. در عین حال رفع اختلافات و همکاری بیشتر با سایر دستگاه‌ها و گروه‌های منتقد برای تحقق وحدت ملی به‌عنوان شرط لازم برای موفقیت در قبال تهدیدات امریکا و هم‌پیمانانش مورد توجه و تأکید ایشان قرار گرفت. این رویکرد رئیس جمهوری و دستورات ایشان، در شرایط کنونی می‌تواند تدبیری سرنوشت‌ساز برای تقویت امید ملی باشد، مشروط به آنکه با اقبال همگانی مواجه شود. همان‌طور که ایشان تأکید کردند، انتظار می‌رود تحرکی محسوس و جدید در خود دولت آغاز شود و چنانچه این حرکت در سایر قوا هم مشاهده شود، بی‌گمان جامعه نجیب و فرهیخته ایران، با استقبال و همراهی خود آن را تکمیل و تقویت خواهند کرد. به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین رخدادی که شرایط جدید اقتصادی و سیاسی ایران را در ماه‌های اخیر تحت تأثیر قرار داده است، خروج امریکا از برجام و تهدیدات بعدی آن کشور نسبت به تعاملات بین‌المللی ایران در عرصه اقتصادی و سیاسی است. این تهدیدها اگر چه سابقه‌ای دیرینه دارد ولی به وضوح می‌توان مشاهده کرد که، تهدیدات جدید جریان افراطی حاکم بر کاخ سفید نسبت به منافع ملی ایران به شدیدترین مرحله خود رسیده است. در طول 40 سال گذشته، تقابل میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده فراز و نشیب‌هایی را طی کرده و اکنون با استقرار کامل تیم آقای ترامپ و خروج او از برجام به مرحله‌ای بسیار حاد رسیده است. این گروه که از ابتدا موضعی رادیکال در سیاست خارجی داشتند، هیچ فرصتی را برای اتخاذ مواضع یکجانبه گرایانه نسبت به ایران و سایر کشورهایی که سیاست مستقلی در قبال امریکا دارند، از دست نداده‌اند. توجیه آنان تأمین منافع امریکا است و در این مسیر منافع اقتصادی را مهم‌ترین اصل در تدوین استراتژی‌های خود می‌دانند. به‌عبارت دیگر آنان صراحتاً رشد اقتصادی امریکا را مقدم بر مصالح جهانی و حتی اعتبار امریکا در روابط بین‌الملل تلقی می‌کنند. بنابراین از نظر هیأت حاکمه امریکا، نقض توافق‌های بین‌المللی مانند برجام یا بی‌اعتمادی جامعه جهانی نسبت به امریکا و ضعیف شدن اعتبار بین‌المللی آن کشور و حتی نارضایتی بخش مهمی از نخبگان و رسانه‌های امریکایی در افق تأمین منافع تجاری و اقتصادی سرمایه‌داران امریکایی، موجه شمرده می‌شود. موضع‌گیری‌های یک سال گذشته آقای ترامپ و همکارانش به روشنی این موضوع را نشان داده و اثبات کرده است. بنابراین چشم‌انداز آینده اقدامات امریکا در تعامل با ایران کاملاً قابل پیش‌بینی است. کاخ سفید تقابل تمام عیار با جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک کشور مستقل و ...

تازه ترین اخبار