رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶
  • الخميس ۲۵ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Thursday 14 December
تهران لطیف
٢(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.١۵(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.١۵(in)

منطقه خاورمیانه این روزها تحت تاثیر تحولات سیاسی قرار دارد و مشیت خداوند بر آن شده است که این تشنجها و شکافهای سیاسی با زمین لرزه هایی در شمال و غرب عراق و (بخشهایی از ایران) همزمان شود.

رای الیوم نوشت: منطقه خاورمیانه این روزها تحت تاثیر تحولات سیاسی قرار دارد و مشیت خداوند بر آن شده است که این تشنجها و شکافهای سیاسی با زمین لرزه هایی در شمال و غرب عراق و (بخشهایی از ایران) همزمان شود.

به گزارش «حامی خبر»؛ با توجه به تنشهایی که منطقه را فراگرفته و با سرعتی هشدار دهنده رو به افزایش است، احتمال بروز مقابله های نظامی بین ایالات متحده آمریکا و ایران و هدف قرار گرفتن لبنان در مرحله معینی از شدت یافتن موضع گیریها بین این دو وجود دارد. همزمان، سعودیها مسئولیت حمله موشکی حوثی ها به ریاض را متوجه تهران کردند، حریری استعفا کرد و ریاض علت این استعفا را قرار داشتن نخست وزیر لبنان در معرض ترور ایران دانست! صرفنظر از حالت شکافی که در نتیجه عکس العملهای مختلف در مورد این استعفا ایجاد شد، در این شرایط تحلیلگران این سوال را مطرح می کنند:آیا این حوادث به معنای کوبیدن بر طبل جنگی قریب الوقوع است که لبنان را به نقطه تمرکزی برای جنگ سرد مقدماتی بین تهران و ریاض تبدیل نموده است؟

اما موضع آمریکا در این میان چه خواهد بود؟

گذشته از اتهام هایی که عربستان و ایران علیه یکدیگر رد و بدل می کنند، باید گفت نزاعی طولانی بین این دو دولت بر سر نفوذ در خاورمیانه وجود دارد؛ نزاعی که در صحنه دیگر دولتهای منطقه دایر شده است. برخی از این دولتها از حمایت عربستان برخوردارند و بعضی دیگر مورد حمایت ایران هستند. در موازات این درگیریها، در صورت ورود ایران و عربستان به مقابله ای مستقیم، ایالات متحده خود را در وسط این درگیری می یابد؛ در این شرایط، خطرناکترین اقدام آمریکا، وارد کردن صهیونیستها در این بحران است؛ گزینه ای که ایالات متحده در درگیریهای خاورمیانه ای خود بر سر نفت و نفوذ، از آن استفاده می کند.

در این میان، در صورتی که تهدیدات اسرائیل علیه لبنان عملی شود، بحران بزرگی را در پی دارد که می تواند به جنگی منطقه ای و حتی جهانی تبدیل شود.

به احتمال زیاد، ایالات متحده نمی تواند ایران را از حمایت از حزب الله و جنبش حماس منصرف کند. هجوم آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ نشان داد که چگونه ممکن است برنامه ریزی ضعیف و فرضیه های اشتباه نتایجی خلاف انتظار داشته باشد. دولت بوش پسر پیش بینی می کرد که در آزادی عراق از سیطره صدام حسین می تواند نفوذ ایران را محدود کند؛ اما این مساله باعث شد آمریکا نفوذ خود در منطقه را به نحوی فرسایشی از دست بدهد.

به نظر نمی رسد که با وجود مواضع شدید اللحن ترامپ در قبال ایران و اقدامات وی در راستای نقض توافق هسته ای(با وجود مخالفت روسیه و اتحادیه اروپا)، و نواختن نوای جنگی تازه در منطقه، به ناگاه مزاج آمریکایی در مورد ایران تغییر کرده و آرام شود.

با این وصف، ترامپ به گونه ای سیاستمدارانه در خصوص ایران رفتار می کند و حتی اگر وزیر خارجه ایالات متحده، رکس تیلرسون بتواند قدری از جسارتها و شتابزدگی های ترامپ در رابطه با مقابله با ایران بکاهد، رئیس جمهور جدید قصد دارد از رژیم صهیونیستی برای مواجهه با ایران و حزب الله استفاده کند. این صحبتها در شرایطی است که شاخصهای فراوانی برای وقوع گرداب جنگی چند جانبه در منطقه وجود دارد و احتمالا این جنگ با وارد کردن ضربه ای به حزب الله، هم پیمان اصلی ایران آغاز می شود.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

احسان محمدی؛

ژست پرطرفدار این روزها؛ روحانی رای من رو پس بده!

این روزها موجی شکل گرفته که برخی از چهره ها با انتشار عکس هایی نادم و سرخورده می گویند که از رای به «روحانی» در انتخابات ریاست جمهوری پشیمان هستند. به دلایل متعدد از این اتفاق خوشحال هستم. 1-  در جریان کارزار انتخابات از حسن روحانی دفاع کردم. تنها دستاورد شخصی ام یک شیرکاکائو و کیک یزدی بود. به همراه تعدادی از فعالان رسانه ای به یک همایش دعوت شدم و بعد از چند دقیقه که احساس کردم به آن فضا تعلق ندارم و به روحانی در طمع و آرزوی پُست و صندلی و موقعیت فردی رای نداده ام، بدون اینکه موز بردارم! بیرون آمدم. این را خط اول نوشتم چون می دانم کسانی خیز برداشته اند که بگویند آره آقا! به شما رسیدن که این حرفا رو می زنید! شما نگید کی بگه! 2- هیچوقت اعتقاد نداشتم که روحانی سوپرمن است و اگر رئیس جمهور شود مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت و کلا" کشور گلستان می شود! در همان روزهای پرشور و رقابت تنگاتنگ بارها نوشتم: «چشم معجزه از او ندارم و احساس نمی کنم که با یک رای به او از این پس دست هایم را توی جیبم فرو می برم و طلبکار می ایستم تا او همه مشکلات کشور را حل کند». هیچکس به تنهایی قادر به حل مشکلات این کشور نیست. چون برای ایجاد مشکلات گروه ها، چهره ها و افراد مختلفی زحمت می کشند! 3- سیاست علم بازی با کارت های «موجود» است نه «مطلوب». ما در ظرف «زمان» تصمیم گرفتیم به حسن روحانی رای بدهیم و به باورمان از میان گزینه های موجود در آن رقابت سیاستمدار عملگراتری بود. دستکم برای تصمیم خودمان احترام قائل شویم و اینقدر زود عرق مان سرد نشود و توبه نامه منتشر نکنیم! 4 - وفاداری همیشه از غر زدن و ناامیدشدن کار دشوارتری است. کار دشوار را انجام بدهیم و فراموش نکنیم به عنوان یک شهروند فقط "رای دادن" کافی نیست. خود ما از روز پیروزی روحانی تا چه اندازه شهروند بهتری بوده ایم؟ قانون را رعایت کرده ایم؟ مالیات مان را درست پرداخت کرده ایم؟ بهتر رانندگی کرده ایم؟ ... چرا وقتی خودمان بهتر نمی شویم انتظار داریم بقیه درست رفتار کنند و به همه قول هایشان وفادار بمانند؟ 5-  من هم به عملکرد روحانی نقدهای جدی دارم. بارها هم نوشته ام که ادامه این روند نه فقط خسارت به او و دولتش که به تلاطم انداختن حاکمیت است. او با علم به دشواری ها پا به این عرصه گذاشت و دستکم انتظار می رود وقتی نمی تواند کاری انجام بدهد دلایل «نمی توانند» یا نام آنها که «نمی گذارند» را روشن و صریح به مردمی که به او اعتماد کردند بگوید. 6 - ما مردمی به شدت مستعد «ناامید» شدن هستیم. به جای تلاش برای یافتن نشانه های «امید» تشنه بازنشر خبرهای بد هستیم. انگار از بد کردن حال هم انرژی می گیریم. انگار وقتی زهری توی وجودمان است باید مثل ویروس سرماخوردگی به کس دیگری منتقلش کنیم شاید حالمان بهتر ...

تازه ترین اخبار