رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 44 خبر


  • دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷
  • الإثنين ۳ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Monday 12 November
تهران ابری
١٠(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.١۵(in)
محدوده دید ۴.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.١۵(in)

منطقه خاورمیانه این روزها تحت تاثیر تحولات سیاسی قرار دارد و مشیت خداوند بر آن شده است که این تشنجها و شکافهای سیاسی با زمین لرزه هایی در شمال و غرب عراق و (بخشهایی از ایران) همزمان شود.

رای الیوم نوشت: منطقه خاورمیانه این روزها تحت تاثیر تحولات سیاسی قرار دارد و مشیت خداوند بر آن شده است که این تشنجها و شکافهای سیاسی با زمین لرزه هایی در شمال و غرب عراق و (بخشهایی از ایران) همزمان شود.

به گزارش «حامی خبر»؛ با توجه به تنشهایی که منطقه را فراگرفته و با سرعتی هشدار دهنده رو به افزایش است، احتمال بروز مقابله های نظامی بین ایالات متحده آمریکا و ایران و هدف قرار گرفتن لبنان در مرحله معینی از شدت یافتن موضع گیریها بین این دو وجود دارد. همزمان، سعودیها مسئولیت حمله موشکی حوثی ها به ریاض را متوجه تهران کردند، حریری استعفا کرد و ریاض علت این استعفا را قرار داشتن نخست وزیر لبنان در معرض ترور ایران دانست! صرفنظر از حالت شکافی که در نتیجه عکس العملهای مختلف در مورد این استعفا ایجاد شد، در این شرایط تحلیلگران این سوال را مطرح می کنند:آیا این حوادث به معنای کوبیدن بر طبل جنگی قریب الوقوع است که لبنان را به نقطه تمرکزی برای جنگ سرد مقدماتی بین تهران و ریاض تبدیل نموده است؟

اما موضع آمریکا در این میان چه خواهد بود؟

گذشته از اتهام هایی که عربستان و ایران علیه یکدیگر رد و بدل می کنند، باید گفت نزاعی طولانی بین این دو دولت بر سر نفوذ در خاورمیانه وجود دارد؛ نزاعی که در صحنه دیگر دولتهای منطقه دایر شده است. برخی از این دولتها از حمایت عربستان برخوردارند و بعضی دیگر مورد حمایت ایران هستند. در موازات این درگیریها، در صورت ورود ایران و عربستان به مقابله ای مستقیم، ایالات متحده خود را در وسط این درگیری می یابد؛ در این شرایط، خطرناکترین اقدام آمریکا، وارد کردن صهیونیستها در این بحران است؛ گزینه ای که ایالات متحده در درگیریهای خاورمیانه ای خود بر سر نفت و نفوذ، از آن استفاده می کند.

در این میان، در صورتی که تهدیدات اسرائیل علیه لبنان عملی شود، بحران بزرگی را در پی دارد که می تواند به جنگی منطقه ای و حتی جهانی تبدیل شود.

به احتمال زیاد، ایالات متحده نمی تواند ایران را از حمایت از حزب الله و جنبش حماس منصرف کند. هجوم آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ نشان داد که چگونه ممکن است برنامه ریزی ضعیف و فرضیه های اشتباه نتایجی خلاف انتظار داشته باشد. دولت بوش پسر پیش بینی می کرد که در آزادی عراق از سیطره صدام حسین می تواند نفوذ ایران را محدود کند؛ اما این مساله باعث شد آمریکا نفوذ خود در منطقه را به نحوی فرسایشی از دست بدهد.

به نظر نمی رسد که با وجود مواضع شدید اللحن ترامپ در قبال ایران و اقدامات وی در راستای نقض توافق هسته ای(با وجود مخالفت روسیه و اتحادیه اروپا)، و نواختن نوای جنگی تازه در منطقه، به ناگاه مزاج آمریکایی در مورد ایران تغییر کرده و آرام شود.

با این وصف، ترامپ به گونه ای سیاستمدارانه در خصوص ایران رفتار می کند و حتی اگر وزیر خارجه ایالات متحده، رکس تیلرسون بتواند قدری از جسارتها و شتابزدگی های ترامپ در رابطه با مقابله با ایران بکاهد، رئیس جمهور جدید قصد دارد از رژیم صهیونیستی برای مواجهه با ایران و حزب الله استفاده کند. این صحبتها در شرایطی است که شاخصهای فراوانی برای وقوع گرداب جنگی چند جانبه در منطقه وجود دارد و احتمالا این جنگ با وارد کردن ضربه ای به حزب الله، هم پیمان اصلی ایران آغاز می شود.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

دکتر محمود سریع القلم؛

استراتژی آمریکا نسبت به ایران

آیا دولت فعلی آمریکا، تمام مراحل استراتژی خود نسبت به ایران را روی کاغذ آورده است؟ آیا چنین تقسیم بندی ­ای امکان پذیر است؟ در فرآیند چنین طراحی ­ای مجهولات کدامند؟ عمق شناخت آمریکایی نسبت به ایران بر این پایه بنا نهاده شده است که: ایران بازی گری غیرمتقارن (Asymmetric) است. از این منظر، ایران شباهت هایی به بازی گری ویتنامی ها دارد که توانستند بر ژاپن، کره، چین، فرانسه و آمریکا در مقاطع گوناگون به لحاظ جنگ های چریکی فائق آیند. گستردگی سرزمینی، کوهستانی بودن سرزمین، روحیه تقابلی و فراموش نکردن گذشته، کار نظامی با ایران را سخت می کند و نه تنها کشمکش حل نمی شود بلکه تقابل را وارد مسائل جدید سیاسی می کند. ایرانِ خیلی ضعیف نیز در میان مدت به نفع روسیه و شاید چین و در نتیجه بر خلاف منافع غرب می تواند باشد. بنابراین، به نظر می­رسد مادامی که از جانب ایران تحریکی صورت نپذیرد، راه حل نظامی برای حل و فصل اختلافات سیاسی، مدّ نظر آمریکا نباشد. ماندن در برجام نیز، ظاهر روابط سیاسی با اروپا و به اصطلاح "جامعه بین الملل" را حفظ می کند و بهانه تقابل نظامی با برنامه هسته ای را از واشنگتن می گیرد. علاوه بر این، راه حل نظامی، زمانی موثر است که اختلافات سیاسی را حل کند. ریشه اختلافات ایران و آمریکا،از نوع فکری-فلسفی هست. برنامه هسته ای ظاهر قضیه است. در صورت برخورد نظامی با این اختلاف فکری، مسئله در کوتاه مدت حل می شود اما تضاد اصلی به طرف زیرزمینی شدن می رود. در مقیاسی کوچک تر، تضاد میان ایران و آمریکا از نوع تقابلی بود که در جنگ سرد میان مسکو و واشنگتن برقرار بود. اندیشه ها و استراتژی های George Kennan ، روس شناس مشهور آمریکایی بود که راهبرد غرب نسبت به کرملین، شوروی و کمونیسم را طراحی کرد. Kennan معتقد بود مقابله با شوروی و کمونیسم راه حل نظامی ندارد. شوروی و آنچه بر آن حاکم است، ریشۀ تاریخی دارد. Kennan سیاست مداران آمریکایی را طی دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ دعوت به صبر، رهیافت بلند مدت با یک راهبرد متکی به سدّ نفوذ (Containment) نظامی، سیاسی و اقتصادی نمود. Kennan اعتقاد داشت مشکلات شوروی ریشه در درون خودش دارد و آمریکا باید آن ریشه ها را علنی کند. او در نوشته های خود به کرات از فعل Frustrate یا به ستوه آمدگی استفاده می کند. تشدید تضاد ها و تحدید نظامی-اقتصادی مبنای تفکرات Kennan در برخورد با مخالفین ایدئولوژیک آمریکاست. به نظرمی رسد استراتژی آمریکا نسبت به ایران به شدت تحت تاثیر این راهبرد های قدیمی Kennan است. چه آن هایی که اعتقاد به تعامل با ایران داشتند (کلینتون و اوباما) و چه آن هایی که تقابل را در پیش گرفتند(بوش پدر، بوش پسر و ترامپ) همگی با زیر بناهای تشدید تضاد ها، به ستوه آوردن و تحدید نظامی-اقتصادی عمل کردند. بسیاری معتقدند که دستگاه دیپلماسی آمریکا، George Kennan دُومی که چنین میراث تئوریکی برای سیاست خارجی آمریکا ...

تازه ترین اخبار