رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 44 خبر


  • دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷
  • الإثنين ۳ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Monday 12 November
تهران Light Rain
١٠(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۶.١۵(in)
محدوده دید ٣.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.١۵(in)
  • چهارشنبه ۱ آذر ۱۳۹۶ - ۱۵:۰۱
  • کد خبر : 44692
  • مشاهده : 156 بازدید
  • پیشخوان
  • چاپ خبر : احتمال جنگ ایران و عربستان چقدر است؟ / لبنان می‌تواند نقطه شروع یک زلزله احتمالی ‏باشد / این جنگ اقتصاد ‏جهانی را وارد یک رکود بزرگ می‌کند

شکل گیری نوعی مبارزه درون خاندانی در ریاض، نشانه رفتن ‏موشک های یمن به سوی پایتخت عربستان سعودی و افزایش نگرانی ‏سعودی ها در برابر تقویت موقعیت ایران در خاورمیانه سبب ‏ایجاد بی ثباتی شدید در این کشور شده است‎.‎

سایت اندیشکده رند نوشت: شکل گیری نوعی مبارزه درون خاندانی در ریاض، نشانه رفتن ‏موشک های یمن به سوی پایتخت عربستان سعودی و افزایش نگرانی ‏سعودی ها در برابر تقویت موقعیت ایران در خاورمیانه سبب ‏ایجاد بی ثباتی شدید در این کشور شده است‎.‎

به گزارش حامی خبر، جنگ بین دو قدرت بزرگ ممکن است در هر جایی از منطقه، از ‏جمله در زیر سیستم خلیج فارس آغاز شود. لبنان ممکن است ‏نقطه شروع این خطای استراتژیک و ایجاد یک زلزله احتمالی ‏باشد. سعد حریری، نخست وزیر پیشین لبنان، اخیرا به ریاض ‏احضار شد و موضع خود را با محکوم کردن آنچه “مداخله” ایران ‏نامید، اعلام کرد. با این حال، گزارش ها حاکی از آن است که ‏او تحت فشار سعودی ها قدرت را واگذاشته است. ریاض همچنین ‏حزب الله، بزرگترین متحد ایران در منطقه را متهم کرده که با ‏اقداماتش به نوعی علیه عربستان سعودی اعلام جنگ کرده است. ‏آن گونه که مشخص است نگرانی اسرائیل از گسترش نفوذ ایران ‏در سوریه و عراق و افزایش قدرت نظامی حزب الله، به عنوان ‏عاملی مهم، در شکل دهی به یک همکاری میان آنها و سعودی ها ‏برای سد نفوذ ایران، ایفای نقش می کند. نگرانی های اسراییل و عربستان در مورد قدرت ایران با دولت ترامپ مشترک است، که نه ‏تنها از توافق هسته ای ایران انتقاد کرده، بلکه فشارهای ‏شدیدی نیز علیه قدرت منطقه ای تهران اعمال می کند.‏

عربستان سعودی، که با مشکلات داخلی و جنگی سنگین در یمن ‏روبرو است، ممکن است برای به عنوان راهی برای فرار از این ‏بحرانها، با گزینه ایجاد یک مخاطره نظامی علیه ایران وسوسه ‏بشود. شور و اشتیاق آنها برای استفاده از تسلیحات فراوانی ‏که دارند، نیز ممکن است عاملی مشترک میان آنها، رهبری ‏سیاسی اسرائیل و برخی از جرایانها در دولت ایالات متحده ‏باشد.. با این وجود، جنگ علیه ایران ریسک بسیار بالایی دارد ‏و غیر محتمل است که قدرت ایران را از بین ببرد یا جمهوری ‏اسلامی را در خانه تضعیف و منزوی کند. ایران توانایی بی ‏نظیر و زیرکانه ای برای بهره برداری از استراتژی ایالات ‏متحده در خاورمیانه جهت بهبود و ارتقای منافع خود نشان ‏داده است. اتخاذ رویکرد آمریکایی-سعودی- اسرائیلی پیش گفته ‏شده، می تواند راه حلهای عبور از مساله کنونی را به شدت به ‏عقب براند، و منطقه را به سوی هرج و مرج بیشتر و رقابت های ‏عربی-فارسی بدون راه حل هدایت کند‎.‎

تهاجم ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳ نشان داد که ایران ‏قدرتی در حال خیزش است و همین موضوع باعث افزایش حس اضطراب ‏سعودی شده است. از آن همان زمان، تهران به عنوان یک قدرت ‏بزرگ کارگزار در بغداد، دمشق و بیروت ظهور کرد. توافق هسته ‏ای ایران و سیاست های رییس جمهور اوباما برای مشارکت با ‏ایران، هر چند برای منافع آمریکا مفید بوده، اما سعودی ها ‏با سوء ظن عمیق به آن نگریستند. رهبری جدید عربستان سعودی، ‏به هدایت شاهزاده محمد بن سلمان، سیاست تهاجمی علیه ایران ‏در سراسر منطقه را آغاز کرده است‎.‎

گرچه ریاض ممکن است ژستهای قدرتمندانه بیشتری هم بگیرد، ‏اما سیاست هایش برای آنکه بتواند با ایران یا متحدانش ‏مقابله کند، شکست خورده است. حکومت اسد با کمک گسترده ایران ‏و روسیه از جنگ داخلی ویرانگر، پیروز بیرون آمد. یمن با ‏آنکه با گرسنگی گسترده مواجه بوده، اما حوثی ها قدرت خود ‏را حفظ کرده اند. شبه نظامیان شیعه در مشارکت و همکاری با ‏ایران در شکست دادن دولت اسلامی و دولت منطقه ای کردستان در ‏عراق نقش مهمی ایفا کرده اند. دولت مرکزی عراق پیاده نظام ‏و گروگان ایران نیست، اما به جای همسایگان عرب اش، ترجیح ‏می دهد به ایرانی با اکثریت جمعیت شیعه گره بخورد‎.‎

بنابراین، ریاض گرچه ممکن است لبنان را به عنوان هدفی ‏وسوسه انگیز برای مجازات ایران مدنظر قرار دهد. اما ائتلاف ‏سیاسی دولت حریری با حزب الله، مشروعیتی به نفوذ ایران در ‏بیروت داده و این امر موجب شده که یک فشار قوی تر علیه حزب ‏الله در آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی ایجاد شود. با خروج ‏حریری از این ائتلاف، ریاض می تواند فشار سیاسی و اقتصادی ‏اش علیه حزب الله را اعمال کند و در همان حال اسرائیل اقدام ‏نظامی علیه توانایی های موشکی حزب الله را افزایش می دهد. حزب ‏الله با دخالت اش در جنگ سوریه، ممکن است توسط بسیاری از ‏مخالفان اش آسیب پذیر تر از گذشته به نظر رسد‎.‎

اما استراتژی ریاض خطر بزرگی در خود دارد. حزب الله ممکن است ‏تحت فشار قرار گیرد، اما کاملا مسلح است و از سوی متحدان ‏ایران در سوریه حمایت می شود. اقدام نظامی ارتش اسرائیل ‏علیه حزب الله، با وجود برتری نظامی متعارف اسرائیل، سریع و ‏قاطع نخواهد بود. حتی با وجود توانایی موشک های ضد بالستیک اسراییل، حزب الله با هزاران موشکی که در اختیار دارد قادر به ‏حمله به اسرائیل است، این واقعیت را باید در نظر گرفت که ‏حزب الله اغلب در زمانهای جنگ و بحران رشد کرده است، مشکلات منطقه باید در میز مذاکره حل شود‎.‎

درگیری اسرائیل با حزب الله، که با پشتیبانی واشنگتن و ریاض ‏بوده است، می توانست به سرعت به ایران منتقل شده و در کل ‏خلیج فارس، که یکی از مسلح ترین مناطق در جهان است، منتشر ‏شود، جنگ بین ایران و عربستان سعودی به احتمال زیاد موجب ‏تخریب اقتصادی عمده، نابودی منابع انرژی و ورود اقتصاد ‏جهانی به یک دوره رکود بزرگ دیگر خواهد شد. عربستان سعودی ‏هر چند با یک نیروی هوایی پیشرفته مسلح است، اما ایران هم ‏بزرگترین موجودی موشکی منطقه را ساخته است و در حال حاضر ‏ده ها هزار شبه نظامی آماده به جنگ را هدایت می ‏کند. حتی آن دسته از ایرانیانی که عمیقا با جمهوری اسلامی ‏مخالف هستند، احتمالا در کنار دولت شان در مبارزه با ‏عربستان سعودی و شرکای آن قرار خواهند گرفت‎.‎

در نهایت، مشکلات منطقه باید در میز مذاکره حل شود. هیچ یک ‏از بازیگران اصلی نمی توانند از نیروهای نظامی مربوطه به ‏خود برای حل مسائل ریشه ای مانند حکومت اقتدارگرا، فساد ‏اقتصادی، ضعف اجتماعی، و تعصب مذهبی و ایدئولوژیک استفاده ‏کنند‎.‎

ایالات متحده باید تهران و ریاض را تشویق کند تا اختلافات ‏خود را حل و فصل کنند، نه آنگه اقدامات تهاجمی عربستان را ‏تسهیل کند. در غیر این صورت، منطقه بی درنگ در یک بحران ‏بزرگتر درگیر خواهد شد.‏

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

دکتر محمود سریع القلم؛

استراتژی آمریکا نسبت به ایران

آیا دولت فعلی آمریکا، تمام مراحل استراتژی خود نسبت به ایران را روی کاغذ آورده است؟ آیا چنین تقسیم بندی ­ای امکان پذیر است؟ در فرآیند چنین طراحی ­ای مجهولات کدامند؟ عمق شناخت آمریکایی نسبت به ایران بر این پایه بنا نهاده شده است که: ایران بازی گری غیرمتقارن (Asymmetric) است. از این منظر، ایران شباهت هایی به بازی گری ویتنامی ها دارد که توانستند بر ژاپن، کره، چین، فرانسه و آمریکا در مقاطع گوناگون به لحاظ جنگ های چریکی فائق آیند. گستردگی سرزمینی، کوهستانی بودن سرزمین، روحیه تقابلی و فراموش نکردن گذشته، کار نظامی با ایران را سخت می کند و نه تنها کشمکش حل نمی شود بلکه تقابل را وارد مسائل جدید سیاسی می کند. ایرانِ خیلی ضعیف نیز در میان مدت به نفع روسیه و شاید چین و در نتیجه بر خلاف منافع غرب می تواند باشد. بنابراین، به نظر می­رسد مادامی که از جانب ایران تحریکی صورت نپذیرد، راه حل نظامی برای حل و فصل اختلافات سیاسی، مدّ نظر آمریکا نباشد. ماندن در برجام نیز، ظاهر روابط سیاسی با اروپا و به اصطلاح "جامعه بین الملل" را حفظ می کند و بهانه تقابل نظامی با برنامه هسته ای را از واشنگتن می گیرد. علاوه بر این، راه حل نظامی، زمانی موثر است که اختلافات سیاسی را حل کند. ریشه اختلافات ایران و آمریکا،از نوع فکری-فلسفی هست. برنامه هسته ای ظاهر قضیه است. در صورت برخورد نظامی با این اختلاف فکری، مسئله در کوتاه مدت حل می شود اما تضاد اصلی به طرف زیرزمینی شدن می رود. در مقیاسی کوچک تر، تضاد میان ایران و آمریکا از نوع تقابلی بود که در جنگ سرد میان مسکو و واشنگتن برقرار بود. اندیشه ها و استراتژی های George Kennan ، روس شناس مشهور آمریکایی بود که راهبرد غرب نسبت به کرملین، شوروی و کمونیسم را طراحی کرد. Kennan معتقد بود مقابله با شوروی و کمونیسم راه حل نظامی ندارد. شوروی و آنچه بر آن حاکم است، ریشۀ تاریخی دارد. Kennan سیاست مداران آمریکایی را طی دهه های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ دعوت به صبر، رهیافت بلند مدت با یک راهبرد متکی به سدّ نفوذ (Containment) نظامی، سیاسی و اقتصادی نمود. Kennan اعتقاد داشت مشکلات شوروی ریشه در درون خودش دارد و آمریکا باید آن ریشه ها را علنی کند. او در نوشته های خود به کرات از فعل Frustrate یا به ستوه آمدگی استفاده می کند. تشدید تضاد ها و تحدید نظامی-اقتصادی مبنای تفکرات Kennan در برخورد با مخالفین ایدئولوژیک آمریکاست. به نظرمی رسد استراتژی آمریکا نسبت به ایران به شدت تحت تاثیر این راهبرد های قدیمی Kennan است. چه آن هایی که اعتقاد به تعامل با ایران داشتند (کلینتون و اوباما) و چه آن هایی که تقابل را در پیش گرفتند(بوش پدر، بوش پسر و ترامپ) همگی با زیر بناهای تشدید تضاد ها، به ستوه آوردن و تحدید نظامی-اقتصادی عمل کردند. بسیاری معتقدند که دستگاه دیپلماسی آمریکا، George Kennan دُومی که چنین میراث تئوریکی برای سیاست خارجی آمریکا ...

تازه ترین اخبار