رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶
  • الأحد ۴ جماد أول ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 21 January
تهران لطیف
١(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.٠٢(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.٠٢(in)
  • چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ - ۰۹:۰۰
  • کد خبر : 44797
  • مشاهده : 44 بازدید
  • خبر مهم2
  • چاپ خبر : ترامپ؛ اسیر برجام
علی خرم؛

ترامپ؛ اسیر برجام

دونالد ترامپ پس از سخنرانی پر سرو صدایی که دو ماه پیش ایراد نمود از اعلام پایبندی ایران به تعهداتش در توافق هسته‌ای امتناع کرد تا به خیال خودش ضربه اول را به برجام وارد کرده و سپس برای هر گونه تصمیم گیری، اختیار را به عهده کنگره امریکا بگذارد. نگاه او این بود که […]

دونالد ترامپ پس از سخنرانی پر سرو صدایی که دو ماه پیش ایراد نمود از اعلام پایبندی ایران به تعهداتش در توافق هسته‌ای امتناع کرد تا به خیال خودش ضربه اول را به برجام وارد کرده و سپس برای هر گونه تصمیم گیری، اختیار را به عهده کنگره امریکا بگذارد. نگاه او این بود که با تندروهایی که در کنگره در طیف جمهوریخواهان وجود دارند، کار برجام یکسره خواهد شد و تحریم‌هایی که کنگره وضع می‌کند راه را برای سیاست‌های خصمانه وی نسبت به ایران هموار می‌سازد. اما همان موقع نگارنده از جمله تحلیلگرانی بود که پیش‌بینی کرد علی رغم وجود تندروها در کنگره، متوسط عقل و درایت آنان از شخص ترامپ بالاتر است لذا آنان تصمیمی علیه توافق هسته‌ای نخواهند گرفت. چرا چنین است؟ اولاً با توجه به ساختار توافق هسته‌ای و اعضای گروه ۱+۵ و قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، هیچ ارگان یا فرد مطلع از حقوق بین‌الملل قادر نخواهد بود علیه چنین سند مستحکمی موضع‌گیری کند که خود را زیر سؤال ببرد. ثانیاً کنگره بخوبی متوجه شد غیراز ترامپ و نتانیاهو، بقیه جهان طرفدار توافق هسته‌ای بوده و در داخل امریکا هم طرفداران جدی برای خودش دارد و نقض آن به این سادگی ممکن نیست.

به علاوه اتحادیه اروپا یکپارچه علیه مواضع ترامپ ایستاده و حتی دوستان و متحدین امریکا در این قاره نظیر فرانسه، بریتانیا و آلمان آشکارا علیه سخنرانی وی، یک بیانیه مشترک صادر کردند که استحکام توافق هسته‌ای حتی بدون امریکا را مورد تأیید قرار دادند. شاید این نخستین بار است که رئیس جمهوری امریکا پشت سر هم صدای مخالف از اروپا می‌شنود که نه تنها درباره نقض برجام بلکه در مورد بیت المقدس به‌عنوان پایتخت اسرائیل هم چنین شد. اما متحدین اروپایی به همین بسنده نکردند، هیأت‌های عالی رتبه‌ای از اتحادیه اروپا و به طور مجزا از بریتانیا، فرانسه و آلمان به واشنگتن فرستادند تا قبل از پایان مهلت، ضمن تماس با اعضای کنگره امریکا و مقام‌های دولتی این کشور، هر گونه بحث و بررسی برای ابقای توافق هسته‌ای را انجام داده و واشنگتن را از اراده مستحکم اروپا مطلع سازند.

با این پیش درآمد اکنون دو ماه مهلت کنگره به پایان رسیده و ترامپ می‌بیند از کنگره تندرو علائمی برای برخورد با توافق به دست نیامد و توپ مجدداً در زمین خودش افتاده است. آیا ترامپ می‌خواهد از توافق هسته‌ای خارج شود؟ آیا می‌خواهد شخصاً نقش پلیس بد را بازی کرده و تحریم‌هایی علیه ایران تصویب کند؟ حقیقتاً ترامپ با چنگ زدن ناشیانه به  توافق هسته‌ای، چنگ‌های خود را آنچنان اسیر برجام کرده که راه رهایی برای او متصور نیست. هر راهی را در پیش می‌گیرد یا خلاف قانون و حقوق بین‌الملل است یا از نظر سیاسی همه جهان مقابل او می‌ایستند.

اگر ترامپ از برجام خارج شود، دیگر اعضا نشان داده‌اند مستحکم در جای خود می‌ایستند و برای حفظ امنیت بین‌الملل از برجام حمایت می‌کنند. در آن صورت ترامپ اعتبار خود و امریکا را به مقدار زیادی از دست خواهد داد و دیگر نمی‌تواند به‌عنوان یک بازیگر در این صحنه ظاهر شود. زمانی خروج امریکا از توافق هسته‌ای یک تهدید محسوب می‌شود که تأثیر آن عاجل و محتوایی باشد ولی اکنون این خروج فقط می‌تواند به امریکا امکان تخریب در پیشبرد برجام را بدهد که عمدتاً در زمینه ایجاد موانع مالی و بانکی و بازگشت به تحریم‌ها خواهد بود و این شاید چندان برای ایران جدید نباشد. حداکثر کار ترامپ تحریم‌های دوجانبه امریکا خواهد بود که مورد حمایت اروپایی‌ها قرار نخواهد گرفت.

به عبارتی دیگر به نظر می‌آید خروج امریکا از برجام بیش از آنچه که برای جهان خوف و نگرانی ایجاد کند، برای خود امریکا از دست دادن اهرم مذاکراتی محسوب خواهد شد. چنانچه ترامپ بخواهد شخصاً تهدیدات جدیدی علیه ایران وضع کند که درچارچوب برجام به شمار آید اولاً برجام را نقض کرده ثانیاً مسئولیت جهانی عواقب هرگونه بی‌ثباتی و نقض صلح به عهده او خواهد بود و این مسئولیت سنگینی در چارچوب حفظ امنیت بین‌الملل خواهد بود.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها خوشحالند!

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها پشیمانند. نهضت پشیمانی از رای به روحانی این روزها به شدت فراگیر شده است. حق هم دارند. بالاخره زندگی سخت شده است. به معنای واقعی کلمه آینده بسیاری از مردم شده است نان شب. حق هم دارند روحانی هنوز نتوانسته است بخش اعظمی از شعارهای خود را محقق کند. مردم چشم به راه گشایش‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. گشایش‌هایی که هنوز اتفاق نیفتاده است. به نظر می‌رسد تیم همراه رییس جمهور نمی‌تواند پابه‌پای شعارهای انتخاباتی او بیاید. آنها نه وسط کار نه بلکه همین ابتدای مسیر دولت دوازدهم کم آورده‌اند. من هم بسیاری از نقدهای مطرح شده به روحانی را قبول دارم اما مانند برخی نمی‌توانم پشیمان باشم. چون می‌دانم روحانی چگونه به سرکار رسید و چه کشوری را تحویل گرفت. ایران بعد از احمدی نژاد به مثابه ایرانی جنگ زده بود. این را من نمی‌گویم. هاشمی رفسنجانی می‌گفت که خود دولتی را تحویل گرفت که میراث دار جنگ 8 ساله بود. او شرایط دولت روحانی را از دولت خود سخت تر می‌دانست. روحانی با ایرانی سروکار داشت که ناگهان از زمین مسطح به دره‌ای عمیق افتاده بود. او در چهارسال اول تلاش کرد ایران را از دره خارج کند. تا حدودی نیز موفق بود. بگذارید بگویم ایران قبل از روحانی چگونه ایرانی بود. ایران قبل از روحانی با مشکلات بی‌شمار اقتصادی حاصل از تحریم‌ها روبرو بود. بخش های صادرات نفت، تجارت و مبادلات بانکی ایران زیر ضربات شدید تحریم ها در حال نابودی بود. پول‌های ایران بلوکه شده بود و حتی در برخی موارد ایران مجبور بود مانند دوران قبل از اختراع پول مبادله کالا با کالا انجام دهد. مثلا نفت بدهد و برنج بگیرد. اوضاع ایران شبیه دوره نفت در برابر غذای صدام شده بود. ایران نفت صادر می کند و به جای پول آن کالا دریافت دریافت می کرد. صادرات نفت ایران نیز گام به گام در روند کاهشی به سمت صفر شدن حرکت می کرد. ایران قبل از برجام، کشوری منزوی در عرصه جهانی بود و دوستان جمهوری اسلامی به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید؛ اکثر کشورهای جهان به واسطه فشارهای آمریکا، ایران و ایرانی را تحریم کرده بودند. میزان نقدینگی ایران به پایین تر سطح خود رسیده بود. این یعنی حتی پرداخت حقوق به کارمندان دولت و یارانه‌ها به خطر افتاده بود. روحانی توانست به هر وسیله‌ای از جمله برجام این مشکلات بزرگ را تا حدودی حل کند. اگر در سال 92 شرایط کشور اینگونه رقم نمی‌خورد و روحانی با حمایت اصلاح طلبان به قدرت نرسیده بود، معلوم نبود چه سرنوشتی انتظار ایران و ایرانی را می‌کشد. ایران حالا در حال نزدیک شدن به دورانی است که هنوز احمدی نژاد سرکار نیامده بود. دورانی که در سپهر سیاست ایران به دولت اصلاحات معروف بود. حالا تقریبا پاهای ایران روی زمین است. این خود دستاورد بزرگی برای روحانی است. شرایط کشور عادی شده است و در شرایط عادی، مسئله‌ای همچون پشیمانی ایجاد می‌شود. بسیاری از مردم هنوز از مشکلات کشور خبر ندارند. هنوز نمی‌دانند دولت در برابر چه سدی ...

تازه ترین اخبار