رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶
  • الأحد ۴ جماد أول ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 21 January
تهران لطیف
١(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.٠٢(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.٠٢(in)

در یکی از بیمارستان‌های جنوب پایتخت پنج نوزاد که دو دختر و سه پسر بوده‌اند به دلایل مختلف فوت کردند.

دیروز مسئول یکی از بیمارستان‌های جنوب پایتخت باحضور در شعبه ششم بازپرسی دادسرای جنایی تهران اعلام کرد پنج زن جوان در بیمارستان محل کارش زایمان کرده‌اند، اما نوزادان آنها که دو دختر و سه پسر بوده‌اند به دلایل مختلف در آنجا فوت کرده و خانواده‌های این افراد حاضر به تحویل گرفتن اجساد نوزادان نیستند. همین باعث بروز مشکلاتی شده است.
وی به بازپرس محسن مدیرروستا گفت: یکی از مادران ۳۲ ساله بود که ۳۰آبان امسال در بیمارستان پذیرش شد و پسرش را به دنیا آورد، چون مادر پیش از این دچار سقط جنین شده بود، فرزندش حالش بد بود و در بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان بیمارستان به مدت ۱۲ روز بستری شد و سرانجام ۱۱ آذر امسال فرزند وی به دلیل نارسایی تنفسی فوت کرد.
مسئول بیمارستان ادامه داد: مادر دیگر ۳۳ ساله بود که شامگاه ۸ آذر امسال برای زایمان به بیمارستان آمد و به دلیل مشکلاتی که نوزاد داشت، او به مدت ۱۰ روز بستری بود، اما یکباره حال دختر او بد شد. ۲۰ دقیقه عملیات احیا روی او انجام دادیم، اما نوزاد فوت کرد. نمی‌دانیم علت مرگ او چه بود، اما سومین مادر زن جوانی بود که چند روز پیش دوقلو زایمان کرد که یکی از قل‌های پسر او به دلیل نامعلوم فوت شد. چهارمین مادر نیز چند روز پیش زایمان کرد، اما به خاطر این‌که بند ناف دو بار به دور گردن جنین پیچیده شده بود، نتوانستیم او را زنده متولد کنیم. پنجمین مادر ۳۲ساله بود و دهم آذر امسال به بیمارستان آمد که فرزند دخترش را به دنیا آورد، اما روز بعد فرزندش فوت شد.
مسئول بیمارستان ادامه داد: مرگ همه این پنج فرزند را به خانواده‌هایشان اطلاع دادیم، اما آنها گمان می‌کنند در مرگ فرزندانشان تخلف پزشکی رخ داده به همین خاطر چند نفرشان به کلانتری ۱۱۶ مولوی رفته و شکایت کرده‌اند. اکنون حاضر نیستند پیکر نوزادان را از بیمارستان تحویل بگیرند. می‌خواهیم که مرجع قضایی دراین باره تعیین تکلیف کند.
با توجه به اظهارات مسئول بیمارستان، قاضی پرونده از کارشناسان پزشکی قانونی خواست که درباره علت مرگ مشکوک این پنج نوزاد در بیمارستان اظهارنظر کنند. همچنین قرار شد از این پنج مادر تحقیق شود و اگر شکایتی از بیمارستان و کادر درمانی دارند، با حضور در دادسرای جنایی تهران، شکایت خود را اعلام کنند و بعد از مشخص شدن نظریه پزشکی‌قانونی درباره علت مرگ این پنج نوزاد جسدشان را برای خاکسپاری تحویل بگیرند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها خوشحالند!

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها پشیمانند. نهضت پشیمانی از رای به روحانی این روزها به شدت فراگیر شده است. حق هم دارند. بالاخره زندگی سخت شده است. به معنای واقعی کلمه آینده بسیاری از مردم شده است نان شب. حق هم دارند روحانی هنوز نتوانسته است بخش اعظمی از شعارهای خود را محقق کند. مردم چشم به راه گشایش‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. گشایش‌هایی که هنوز اتفاق نیفتاده است. به نظر می‌رسد تیم همراه رییس جمهور نمی‌تواند پابه‌پای شعارهای انتخاباتی او بیاید. آنها نه وسط کار نه بلکه همین ابتدای مسیر دولت دوازدهم کم آورده‌اند. من هم بسیاری از نقدهای مطرح شده به روحانی را قبول دارم اما مانند برخی نمی‌توانم پشیمان باشم. چون می‌دانم روحانی چگونه به سرکار رسید و چه کشوری را تحویل گرفت. ایران بعد از احمدی نژاد به مثابه ایرانی جنگ زده بود. این را من نمی‌گویم. هاشمی رفسنجانی می‌گفت که خود دولتی را تحویل گرفت که میراث دار جنگ 8 ساله بود. او شرایط دولت روحانی را از دولت خود سخت تر می‌دانست. روحانی با ایرانی سروکار داشت که ناگهان از زمین مسطح به دره‌ای عمیق افتاده بود. او در چهارسال اول تلاش کرد ایران را از دره خارج کند. تا حدودی نیز موفق بود. بگذارید بگویم ایران قبل از روحانی چگونه ایرانی بود. ایران قبل از روحانی با مشکلات بی‌شمار اقتصادی حاصل از تحریم‌ها روبرو بود. بخش های صادرات نفت، تجارت و مبادلات بانکی ایران زیر ضربات شدید تحریم ها در حال نابودی بود. پول‌های ایران بلوکه شده بود و حتی در برخی موارد ایران مجبور بود مانند دوران قبل از اختراع پول مبادله کالا با کالا انجام دهد. مثلا نفت بدهد و برنج بگیرد. اوضاع ایران شبیه دوره نفت در برابر غذای صدام شده بود. ایران نفت صادر می کند و به جای پول آن کالا دریافت دریافت می کرد. صادرات نفت ایران نیز گام به گام در روند کاهشی به سمت صفر شدن حرکت می کرد. ایران قبل از برجام، کشوری منزوی در عرصه جهانی بود و دوستان جمهوری اسلامی به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید؛ اکثر کشورهای جهان به واسطه فشارهای آمریکا، ایران و ایرانی را تحریم کرده بودند. میزان نقدینگی ایران به پایین تر سطح خود رسیده بود. این یعنی حتی پرداخت حقوق به کارمندان دولت و یارانه‌ها به خطر افتاده بود. روحانی توانست به هر وسیله‌ای از جمله برجام این مشکلات بزرگ را تا حدودی حل کند. اگر در سال 92 شرایط کشور اینگونه رقم نمی‌خورد و روحانی با حمایت اصلاح طلبان به قدرت نرسیده بود، معلوم نبود چه سرنوشتی انتظار ایران و ایرانی را می‌کشد. ایران حالا در حال نزدیک شدن به دورانی است که هنوز احمدی نژاد سرکار نیامده بود. دورانی که در سپهر سیاست ایران به دولت اصلاحات معروف بود. حالا تقریبا پاهای ایران روی زمین است. این خود دستاورد بزرگی برای روحانی است. شرایط کشور عادی شده است و در شرایط عادی، مسئله‌ای همچون پشیمانی ایجاد می‌شود. بسیاری از مردم هنوز از مشکلات کشور خبر ندارند. هنوز نمی‌دانند دولت در برابر چه سدی ...

تازه ترین اخبار