رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۴ خرداد ۱۳۹۷
  • الجمعة ۱۰ رمضان ۱۴۳۹
  • 2018 Friday 25 May
تهران Mostly Cloudy
٣٠(°C)
وزش باد ٩(mph)
فشار ٢۵.٩٢(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 2-Low
رطوبت ٢۵.٩٢(in)

پدرم، نخستین مغازه خشکشویی را در خیابان شاه‌آباد راه‌اندازی کرد. بعد از مدتی سر خیابان کاخ با شراکت عموی‌ام خشکشویی دانمارک را راه اندازی کردند.

پدرش همزمان با تولد او یعنی سال ۱۳۱۵، نخستین خشکشویی تهران را راه‌اندازی می‌کند. پیش از افتتاح این خشکشویی، مغازه‌هایی هم بودند که رخت‌های مردم را با آب می‌شستند و به نوعی لباسشویی می‌کردند.

ناصر تربتی درباره راه‌اندازی قدیمی‌ترین خشکشویی تهران توضیح می‌دهد: پدرم مرد باهوشی بود و کارهای ابتکاری بسیاری انجام می‌داد و خودش ماشین لباسشویی می‌ساخت. بچه که بودم، همراه او به فروشگاهی که قطعات ماشین لباسشویی و خشکشویی می‌فروخت می‌رفتم تا ابزار لازم را برای ماشینی که خودش درست می‌کرد، خریداری کند. هنوز هم آن فروشگاه قدیمی زیر پول چوبی کار می‌کند.

او ادامه می‌دهد: پدرم، نخستین مغازه خشکشویی را در خیابان شاه‌آباد راه‌اندازی کرد. بعد از مدتی سر خیابان کاخ با شراکت عموی‌ام خشکشویی دانمارک را راه اندازی کردند.

چون دستگاه‌های این خشکشویی را خودش از دانمارک وارد کرده بود، اسم مغازه را هم دانمارک گذاشت. چهار سال بعد از پیروزی انقلاب ،آن ملک را به عمویم فروخت و مغازه‌ای سر خیابان وصال راه‌اندازی کرد. بعد از فوت عمویم پسرش که آن زمان دانشجوی دانشگاه تهران بود، تصمیم گرفت برای ادامه تحصیل به خارج از کشور برود، به همین دلیل خشکشویی دانمارک را فروخت.

خشکشویی‌های قدیم تهران چه اسم‌هایی داشتند

تربتی اضافه می‌کند: بعد از آنکه پدرم خشکشویی سر وصال را راه‌اندازی کرد، اسمش را «ژاندارک» که یک دختر انقلابی فرانسوی بود، بر وزن اسم مغازه قبلی گذاشت.

دانمارک را هم به این دلیل انتخاب کرده بود چون بعد از سفر به این کشور، دستگاه‌های بخور و ابزارهای لازم برای این کار را خریداری و وارد ایران کرد.

من نیز به همراه چند شریک، خشکشویی به نام «لُرد» در خیابان آزادی راه‌اندازی کردم، اما بعد از فوتِ پدرم در سال ۱۳۶۴ مغازه‌ام را فروختم تا بتوانم خشکشویی پدر را اداره کنم.

او درباره دیگر خشکشویی‌هایی که در تهران وجود داشته اظهار می‌کند: مغازه «آمریکایی» در چهارراه یوسف آباد، «هُو وار» و «بُخور» هم خشکشویی‌های دیگری بودند که همزمان یا بعد از راه‌اندازی مغازه پدرم شروع به کار کردند که بعدها با هم اتحادیه صنف خشکشویی و لباسشوئی را تشکیل دادند.

پدرم هم سال‌ها در این صنف رییس و عضو هیات مدیره بود. خودم هم سال‌ها عضو هیات مدیره اتحادیه خشکشویی بودم که حالا با بالا رفتن سنم، دیگر مسوولیتی در اتحادیه ندارم.

تربتی بعد از مشکلاتی که برای ملک خشکشویی سر وصال به وجود می‌آید، مغازه‌ای در خیابان ابوریحان راه‌اندازی می‌کند و حرفه‌ای که از پدر به او ارث رسیده بود، ادامه می‌دهد و هنوز هم دستگاه‌هایی که ۶۰ سال پیش در دانمارک ساخته شده‌ در مغازه‌اش کار می‌کنند، دستگاه‌هایی که با عشق نگاه‌شان می‌کند و می‌گوید: شما نمی‌دانید این‌ها چه دستگاه‌هایی هستند.

طبقه پایین فروشگاه‌اش یک رِگال لباس‌هایی از جنس‌ جیر و پوست نگهداری می‌شود. لباس‌هایی که ۱۰ سال پیش مشتری‌ها برای شستشو و خشکشویی آورده‌اند و بعد هم فراموش کرده‌اند آنها را تحویل بگیرند. به گفته تربتی، برخی از آنها آنقدر در مغازه مانده‌اند و کسی برای گرفتن سراغ‌شان نیامده که مجبور شدند آنها را به خیریه اهدا کنند.

یک طرف دیگر مغازه هم دسته‌هایی از کاغذهای لوله شده قرار دارد که قالب پلیسه هستند. می‌گوید: پدرم اولین‌بار در ایران توانست قالب پلیسه را درست کند، آن زمان به غیر از او هیچکس دیگری این کار را انجام نمی‌داد.

این قالب‌ها را هم خودم ساختم، زمانی که دامن‌ها مدل پلیسه مُد بود، تولید کننده‌ها دامن‌های ساده را می‌آوردند و پلیسه تحویل می‌گرفتند، اما حالا درخواست برای این کار خیلی کم شده است.

هربار که مواد استفاده شده در لباسشویی و خشکشویی را توضیح می‌دهد، تاکید می‌کند: بین خشکشویی و لباسشویی تفاوت است.

برای خشکشویی از ماده‌ای خاص که وارداتی است استفاده می‌شود و در لباسشویی، لباس‌ها را با آب و مواد شوینده معمولی می‌شویند.

در آن زمان که مواد خشکشویی چندان در دسترس نبود، پدرم کت و شلوار و لباس‌های پشمی را با بنزین ss (نوعی بنزین قابل استفاده در هواپیما) شستشو می‌داده، به همین دلیل هم مشتری‌های زیادی داشته است، گرچه استفاده از این مواد خطرات خاص خودش را داشته، اما حالا دو نوع مواد برای این‌کار استفاده می‌شود که یک نمونه از آن هنوز وارد ایران نشده است.

او ادامه می‌دهد: زمانی با اتو ذغالی‌ها لباس را اتو می‌کردند. ذغال را در آتش‌گردان شعله‌ور می‌کردند، داخل اتو می‌ریختند و لباس‌ها را اتو می‌کشیدند. البته برای هر لباسی نمی‌شد از این روش استفاده کرد و دستگاه‌های بخار هم بود.

پرده‌های دانشگاه تهران در اینجا شسته می‌شد

تربتی با بیان اینکه بعضی از دوستانی که در فروشگاه کار می‌کنند، سابقه همکاری ۶۰ ساله با او دارند، اضافه می‌کند: دانشگاه تهران پرده‌های‌ کلاس‌ها را برای شستشو به فروشگاه ما می‌آوردند. هنوز هم می‌آورند، اما کار خیلی کم شده است حتی اکثر درباری‌ها هم کارهایشان را به فروشگاه پدرم می‌آوردند.

او می‌گوید: هنوز هم مشتری‌هایمان ما را فراموش نکرده‌اند و کارهایشان را از نقاط مختلف ایران به اینجا می‌آورند، حتی در برخی از شهرستان‌ها که دستگاه‌های کافی وجود ندارد، لباس‌هایشان را برای لکه‌گیری و خشکشویی برای ما می‌فرستند. اما در حال حاضر به دلیل مشکلات اقتصادی سفارش کمتری برایمان می‌آورند. قدیم‌ها روزی ۸۰۰ تکه لباس می‌آوردند و حالا تنها ۵۰ تکه لباس می‌آورند.

۱۵ ریال نرخ خشکشویی و اتوشویی یک اورکت

تربتی درباره نرخ قدیم و جدید خشکشویی‌ها بیان می‌کند: نرخ خشکشویی و اتوشویی یک اورکت ۱۵ ریال و یک بارانی هفت ریال بود، اما حالا قیمت‌ها بستگی به ضخامت و موادی که مصرف می‌شوند، دارد.

او همچنین درباره به وجود آمدن اتحادیه این صنف خشکشویی و لباسشویی بیان می‌کند: آن زمان اتحادیه‌ای وجود نداشته و از سال ۱۳۳۲ اتحادیه خشکشویی شکل می‌گیرد.

زمانی اتحادیه این صنف با حدود ۲۰۰ عضو شکل گرفته اما در حال حاضر ۹۵۰ نفر عضو این اتحادیه خشکشویی و لباسشویی هستند.

به گفته تربتی، در تهران هشت نفر گواهی نامه خشکشویی ممتاز را دارند که فروشگاه او یکی از آنهاست. خشکشویی‌های درجه یک باید با مواد اصلی خشکشویی را انجام دهد. درجه دو آب شویی و اتوکشی را انجام می‌دهند و درجه سه فقط باید اتو کشی را انجام دهند. فضای مغازه‌ها برای این درجه بندی نقش مهمی دارد.

تربتی عاشق کارش است و بعد از سال‌ها از آن خسته نشده است، اما این روزها به دلیل کم شدن کار و سفارش‌ها حوصله‌اش سر می‌رود و بیشتر زمانی که باید کار کنند، بیکار هستند و امیدوار است وضعیت خوب شود. او این کار را از پدرش به ارث برده و حالا پسرش هم همین راه را ادامه می‌دهد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مهدی فضائلی؛

مراقب پروژه تعلیق باشیم!

مهدی فضائلی کارشناس رسانه در یادداشتی با عنوان مراقب پروژه تعلیق باشیم! نوشت: برنامه جامع اقدام مشترک موسوم به "برجام " ماجرای عبرت انگیزی است و اگر عبرت های آن مغفول بماند خسارت به توان دو خواهد بود! بی اعتمادی به دشمن،دقت نظر بالا و با وسواس در تنظیم متن های تعهدآور،پرهیز از عجله در توافقاتی از این قبیل،پیش بینی ضمانت های محکم برای اجرای تعهدات طرف مقابل،دل نبستن به راه حل های بیرونی،ضرورت تمرکز بر توان و ظرفیت داخلی و لزوم توجه به حرف منتقدان دلسوز و کارشناس از جمله درس ها و عبرت های برجام است که بارها مطرح شده است و البته همچنان جای پرداختن دارد. یکی دیگر از این عبرت ها، سناریوی دشمن برای عملیات روانی و درگیر کردن مستمر افکار عمومی ما با این موضوع و بهره برداری های متعدد و متنوع از این درگیری ذهنی است. طرح اتهام واهی انحراف در برنامه هسته ای ایران به سمت ساخت سلاح اتمی که تقریبا" شانزده سال از آن می گذرد،از ابتدا یک پیوست عملیات روانی داشت که درگیر کردن ذهن مسئولان کشور از مسائل اساسی به سمت یک سناریوی ساختگی و طولانی مدت و بازداشتن از اولویت ها از محورهای آن بود.اما پس از چندی این عملیات از سطح مسئولان کشور به کل مردم تعمیم پیدا کرد و موجب شد ذهن آحاد مردم درگیر این اتهام بی پایه و اساس شود. سناریوهای کشدار و طولانی، برای فعال نگه داشتن ذهن مخاطب و ترغیب و تهیبج وی برای پیگیری قسمت های بعدی، از تکنیک تعلیق یا سوسپانس استفاده میکنند؛ این تکنیک که آمیخته ای از ترس و امید با پایانی نامطمئن است،در برجام نیز به نحو موثری مورد استفاده دشمن قرار گرفت! عنصر تعلیق با هدف فرصت سوزی از ملت ایران و درگیر نگه داشتن ذهن و روان مردم و مسئولان، قبل،حین و بعد از برجام به اجرا گذاشته شده است. تعیین مهلت هایی متناوب برای تصمیم گیری(تمدید یا عدم تمدید تحریم ها) رئیس جمهور امریکا و رفت و برگشت ها بین کاخ سفید و کنگره آمریکا، بکارگیری همین تکنیک تعلیق است که منجر به بلا تکلیف نگه داشتن بسیاری تصمیمات حتی در حوزه های مختلف بخش خصوصی ،بی ثبات نگه داشتن بازار،تحریک بازار ارز و طلا و...شده است. مدتی است دوباره 22 اردیبهشت بعنوان زمان تصمیم رئیس جمهور آمریکا برای ماندن یا نماندن در برجام برجسته شده است.اظهار نظر و رفت و آمد مقامات اروپایی نیز برای گرم کردن فضا و واقعی نمایاندن نگرانی از خروج آمریکا هر روز در صدر اخبار ایران و جهان است و همه اینها در ذیل پروژه تعلیق! تصور کنید امروز 22 اردیبهشت است و آمریکا از برجام خارج شده،چه اتفاقی خواهد افتاد؟! آمریکا پس از برجام چه امتیازی به ایران داد تا با خروجش آن امتیاز صلب شود؟ برجامی که به گفته رئیس کل بانک مرکزی آورده اش برای ایران «تقریبا"هیچ» بوده و به گفته دکتر ظریف «نه تنها روح بلکه جسمش از سوی ترامپ(آمریکا) نقض شده است»، خروج آمریکا از آن چه زیان قابل توجهی می ...

تازه ترین اخبار