رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶
  • الأحد ۴ جماد أول ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 21 January
تهران لطیف
١(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.٠٢(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.٠٢(in)
  • چهارشنبه ۲۲ آذر ۱۳۹۶ - ۱۰:۵۸
  • کد خبر : 44859
  • مشاهده : 58 بازدید
  • پیشخوان
  • چاپ خبر : چرا صدا و سیما واقعیت را درباره جلسه اژه‌ای و دانشجویان دانشگاه شریف کتمان می‌کند؟

اصلاح‌طلبان چون تکرار محتوای جلسه را بازی کردن در پازل رئیس‌جمهور پیشین می‌دانند، دوست دارند موضوع هر چه زودتر فراموش شود. اصولگرایان نیز که به طور تاریخی از درک تحولات فضای سیاسی کشور عقب مانده‌اند، با فراموش کردن الگوی همیشگی رسانه‌ای خود در لجن‌مال کردن و اتهام‌زنی به دیگران ناله می‌کنند که «دانشجوی انقلابی ما با فراغ بال ادعای ضدانقلاب را چونان حقیقت ازلی فریاد می کند».

صدا و سیما دوست دارد برداشت ما از برنامه بسیج دانشجویی دانشگاه شریف با حضور معاون اول قوه قضائیه، «حضور کم‌سابقه و چندین ساعته اژه ای در فضای صریح و پرسشگرانه دانشگاه شریف و پاسخگویی صریح و صمیمی وی درباره ده ها مسأله مربوط و بعضا نامربوط با پاسخ های صبورانه و روشنگرانه» باشد، ولی واقعیت با آنچه صدا و سیما در حال القای آن است، بسیار متفاوت است؛ واقعیتی که شاید فرصت چندانی برای فهمیدن و چاره‌اندیشی برای آن نمانده باشد!

به گزارش «تابناک»؛ از همان زمانی که در کانال تلگرامی بسیج دانشجویی دانشگاه شریف، فهرست پنج پرسش اصلی مورد نظر دانشجویان از محسنی اژه‌ای، معاون اول قوه قضائیه و مهمان دانشجویان این دانشگاه به مناسبت روز دانشجو منتشر شد، می‌شد پیش‌بینی کرد که از این جلسه چه خواهد ماند.

بیشتر رسانه‌های غیرایرانی، دانشگاه شریف را با صفت باپرستیژترین دانشگاه ایران معرفی می‌کنند، ولی دغدغه‌های دانشجویان این دانشگاه در حضور معاون و سخنگوی قوه قضائیه، همان اتهامات اثبات نشده‌ای است که به ویژه در خصوص منسوبین به رؤسای قوا در فضای مجازی به وفور منتشر می‌شود.

در مقابل دانشجویان، محسنی اژه‌ای قرار داشت که حتی اگر سخنگوی قوه قضائیه هم نبود، با مرور سوابقش می‌شود فرض کرد، تواناترین چهره‌های قضائی ایران برای حضور در چنین جلسه‌ای است. محسنی اژه‌ای در بیش از سی سال گذشته سابقه مسئولیت گزینش وزارت اطلاعات، نمایندگی قوه قضاییه در وزارت اطلاعات، دادستانی ویژه روحانیت تهران، مسئولیت مجتمع قضایی ویژه رسیدگی به جرائم کارکنان دولت، وزارت اطلاعات، دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائیه را بر عهده داشته و روشن است که چنین سوابقی چقدر اطلاعات و خبر را در ذهن وی انباشته است.

جلسه دانشجویان بسیجی با محسنی اژه‌ای را این گونه می‌توان خلاصه کرد: در ابتدا دانشجویان انتقادات و اتهاماتی را مطرح کردند که تکرار آن حتی اگر با موانع شرعی و اخلاقی همراه نبود، چون وصف مجرمانه دارد، کمتر رسانه‌ای جرأت انتشار آن را دارد. در ادامه سخنگوی قوه قضائیه به اتهامات و انتقادات دانشجویان پاسخ‌هایی داد که ظاهراً دانشجویان تمایلی به شنیدن آن نداشتند. نکته اصلی ماجرای روز دوشنبه دانشگاه شریف همین است، دانشجویان حرف‌هایشان را می‌زنند و تمایلی هم به شنیدن پاسخ طرف مقابل ندارند.

اصلاح‌طلبان چون تکرار محتوای جلسه را بازی کردن در پازل رئیس‌جمهور پیشین می‌دانند، دوست دارند موضوع هر چه زودتر فراموش شود. اصولگرایان نیز که به طور تاریخی از درک تحولات فضای سیاسی کشور عقب مانده‌اند، با فراموش کردن الگوی همیشگی رسانه‌ای خود در لجن‌مال کردن و اتهام‌زنی به دیگران ناله می‌کنند که «دانشجوی انقلابی ما با فراغ بال ادعای ضدانقلاب را چونان حقیقت ازلی فریاد می کند».

ظاهراً همگی دست در دست صدا و سیما تلاش دارند فراموش کنیم که در نتیجه رفتارهای سیاسیون در چند دهه گذشته، دانشجویان به عنوان مثالی از جامعه، توانایی و البته میل خود برای شنیدن صدای بسیاری از مقامات را از دست داده‌اند. آنها مانند دیگر مردم ایران، تصمیم خودشان را درباره همه گوینده‌ها گرفته‌اند و طبق همان تصمیم رفتار می‌کنند.

فرض کنید گوینده محمود احمدی‌نژاد باشد؛ عده‌ای که تحت هر شرایطی هوادار او هستند، صرف نظر از آن که چه بگوید، آماده تحسین و تشویق او هستند، عده دیگری با احمدی‌نژاد چندان موافقتی ندارند ولی از حملات لفظی او به دیگر مسئولین خوششان می‌آید و حضورشان در پای سخنان احمدی‌نژاد از باب هیجان‌خواهی است، عده سومی حرف‌های احمدی‌نژاد برایشان هیچ اهمیتی ندارد؛ پس وقت خودشان را صرف شنیدن آن نمی‌کنند، عده‌ای دیگر آرزو دارند به جای این که احمدی‌نژاد گوینده باشد آنها گوینده باشند تا هر چه در دل دارند بر سر او خالی کنند و در نهایت عده دیگری هستند که چنان از گوینده بیزار و ناامید هستند که تحمل شنیدن صدای او را هم ندارند.

یکی از جامعه‌شناسان نزدیک به اصولگرایان گفته است که دانشجویان دانشگاه شریف از آزادی پیش آمده سوء استفاده کرده و در صدد تحقیر و تمسخر مهمان خود بوده‌اند.

فهرستی از پنج، ده و یا صد تن از مقامات سیاسی تهیه کرده و فرض کنید در جمع دانشجویانی که منتقد و مخالف او هستند حاضر شده است، برای چند نفر از آنها این احتمال می‌رود که هدف تحقیر و تمسخر قرار نگیرد؟ بعد از معاون اول قوه قضائیه، همان دانشجویان، این بار معاون اول قوه مجریه را برای حضور در دانشگاه دعوت کرده‌اند. می‌شود انتظار جلسه بهتری را داشت؟

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها خوشحالند!

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها پشیمانند. نهضت پشیمانی از رای به روحانی این روزها به شدت فراگیر شده است. حق هم دارند. بالاخره زندگی سخت شده است. به معنای واقعی کلمه آینده بسیاری از مردم شده است نان شب. حق هم دارند روحانی هنوز نتوانسته است بخش اعظمی از شعارهای خود را محقق کند. مردم چشم به راه گشایش‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. گشایش‌هایی که هنوز اتفاق نیفتاده است. به نظر می‌رسد تیم همراه رییس جمهور نمی‌تواند پابه‌پای شعارهای انتخاباتی او بیاید. آنها نه وسط کار نه بلکه همین ابتدای مسیر دولت دوازدهم کم آورده‌اند. من هم بسیاری از نقدهای مطرح شده به روحانی را قبول دارم اما مانند برخی نمی‌توانم پشیمان باشم. چون می‌دانم روحانی چگونه به سرکار رسید و چه کشوری را تحویل گرفت. ایران بعد از احمدی نژاد به مثابه ایرانی جنگ زده بود. این را من نمی‌گویم. هاشمی رفسنجانی می‌گفت که خود دولتی را تحویل گرفت که میراث دار جنگ 8 ساله بود. او شرایط دولت روحانی را از دولت خود سخت تر می‌دانست. روحانی با ایرانی سروکار داشت که ناگهان از زمین مسطح به دره‌ای عمیق افتاده بود. او در چهارسال اول تلاش کرد ایران را از دره خارج کند. تا حدودی نیز موفق بود. بگذارید بگویم ایران قبل از روحانی چگونه ایرانی بود. ایران قبل از روحانی با مشکلات بی‌شمار اقتصادی حاصل از تحریم‌ها روبرو بود. بخش های صادرات نفت، تجارت و مبادلات بانکی ایران زیر ضربات شدید تحریم ها در حال نابودی بود. پول‌های ایران بلوکه شده بود و حتی در برخی موارد ایران مجبور بود مانند دوران قبل از اختراع پول مبادله کالا با کالا انجام دهد. مثلا نفت بدهد و برنج بگیرد. اوضاع ایران شبیه دوره نفت در برابر غذای صدام شده بود. ایران نفت صادر می کند و به جای پول آن کالا دریافت دریافت می کرد. صادرات نفت ایران نیز گام به گام در روند کاهشی به سمت صفر شدن حرکت می کرد. ایران قبل از برجام، کشوری منزوی در عرصه جهانی بود و دوستان جمهوری اسلامی به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید؛ اکثر کشورهای جهان به واسطه فشارهای آمریکا، ایران و ایرانی را تحریم کرده بودند. میزان نقدینگی ایران به پایین تر سطح خود رسیده بود. این یعنی حتی پرداخت حقوق به کارمندان دولت و یارانه‌ها به خطر افتاده بود. روحانی توانست به هر وسیله‌ای از جمله برجام این مشکلات بزرگ را تا حدودی حل کند. اگر در سال 92 شرایط کشور اینگونه رقم نمی‌خورد و روحانی با حمایت اصلاح طلبان به قدرت نرسیده بود، معلوم نبود چه سرنوشتی انتظار ایران و ایرانی را می‌کشد. ایران حالا در حال نزدیک شدن به دورانی است که هنوز احمدی نژاد سرکار نیامده بود. دورانی که در سپهر سیاست ایران به دولت اصلاحات معروف بود. حالا تقریبا پاهای ایران روی زمین است. این خود دستاورد بزرگی برای روحانی است. شرایط کشور عادی شده است و در شرایط عادی، مسئله‌ای همچون پشیمانی ایجاد می‌شود. بسیاری از مردم هنوز از مشکلات کشور خبر ندارند. هنوز نمی‌دانند دولت در برابر چه سدی ...

تازه ترین اخبار