رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۱ بهمن ۱۳۹۶
  • الأحد ۴ جماد أول ۱۴۳۹
  • 2018 Sunday 21 January
تهران لطیف
١(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.٠٢(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.٠٢(in)
  • شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶ - ۱۰:۴۹
  • کد خبر : 44941
  • مشاهده : 42 بازدید
  • پیشخوان
  • چاپ خبر : دو هفته از اعلام نام ابربدهکاران بانک سرمایه گذشت؛ آب از آب تکان نخورد
لزوم پیگیری جدی‌تر برای بازگشت اموال بیت‌المال؛

دو هفته از اعلام نام ابربدهکاران بانک سرمایه گذشت؛ آب از آب تکان نخورد

اینکه دو هفته از اعلام نام بدهکاران کلان بانک سرمایه بگذرد،؛ آب از آب تکان نخورد و هیچ مسئولی هم در ارتباط با این موضوع اعلام نظر نکند، به هیچ عنوان از سوی افکار عمومی و جامعه پذیرفته نیست. بی گمان دولت، مجلس و قوه قضائیه باید هرچه زودتر نسبت به بازگرداندن بیت المال اقدام کرده و در ادامه پیگیر سایر بدهی های معوق در دیگر بانک ها شوند.

حدود دو هفته پیش بود که «محمود صادقی»، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی پس از مهلت دو روزه ای که به بیست ابر بدهکار بانک سرمایه داد تا نسبت به تعیین وضعیت خود اقدام کنند، نام آنها را منتشر کرد؛ بیست چهره ای که حدود ۷ هزار میلیارد تومان به بانک سرمایه بدهکار بودند و معلوم نبود طی چه ساز و کاری چنین وام هایی را دریافت کرده اند!

به گزارش «تابناک»؛ هرچند نام این ابر بدهکاران حدود دو هفته است که از سوی نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی اعلام شده، نه بانک مذکور، نه نهادهای مسئول و نظارتی و نه دیگر مسئولان امر، هیچ نکته ای در این باره نگفته اند و حداقل تاکنون هیچ گونه اعلامی مبنی بر پیگرد این افراد و بازپس گیری پول بیت المال از آنها نداشته اند.

انگار با وجود اعلام نام این ابر بدهکاران هم قرار نیست آب از آب تکان بخورد و اطلاع رسانی از میزان بدهی و اسامی افرادی که چنین وام هایی را دریافت کرده اند، صرفا برای افسوس خوردن بیشتر مردم عادی و جامعه بوده، چون دست کم تاکنون جز چند نفری از بین این افراد که قبلا پرونده مفتوح داشته اند، چیزی در مورد دیگران و پیگرد احتمالی شان اعلام نشده است.

حداقل انتظار این بود که طی این مدت نهادهای مسئول پیگیری های لازم را در خصوص چرایی پرداخت این وام ها به افراد مذکور، چگونگی پرداخت وام ها و چرایی باز پس ندادن آنها انجام می دادند و نتایج را به اطلاع عموم مردم به ویژه معلمان که بانک سرمایه از آن آنان است، می رساندند.

اما چطور ممکن است وقتی در جامعه برای گرفتن یک وام قرض الحسنه چند میلیونی انواع و اقسام ضمانت ها و وثایق گرفته می شود، یک فرد چند صد و حتی چند هزار میلیارد تومان بتواند وام بگیرد؟ این وام ها از چه طریقی کارسازی و پرداخت شده است؟ آیا مدیرعامل وقت که نسبت به پرداخت این وام ها اقدام کرده، بازخواست شده که چرا چنین وام هایی به این افراد داده است؟

آیا ضمانت ها و وثایق لازم برای پرداخت چنین وام هایی دریافت شده است یا خیر؟ این در حالی است که به تازگی شنیده شده که وثیقه ای در اختیار بانک مذکور قرار گرفته به ارزش ۱۰۰ میلیارد تومان که روی آن ۱۱۰۰ میلیارد تومان وام اخذ شده است! کدام کارشناس چنین وثیقه ای را قیمت گذاری و ارزش گذاری کرده و پس از آن دستور پرداخت وام صادر شده است؟ اینها پرسش هایی است که باید به طور مشخص و واضح پاسخ آن برای افکار عمومی روشن شود.

طبق اعلام مسئولان امر، میزان معوقات بانکی امروز به ۲۰۰ هزار میلیارد تومان رسیده که ۱۰۰ هزار میلیارد آن توسط نهادهای دولتی معوق شده و ۱۰۰ هزار میلیارد تومان دیگر در دست نهادهای خصوصی و افراد خاص است. حتما تمامی مسئولان قوای سه گانه اسامی این افراد را دارند و می توانند نام آنها را اعلام کرده و مثل برخی پرونده ها نسبت به وصول آن از مجاری قانونی اقدام کنند.

هم اکنون که نام بیست ابر بدهکار بانکی اعلام شده ـ که درصد بسیار کمی از کل معوقات بانکی را در اختیار دارند ـ حداقل انتظار مردم این است که نسبت به وصول همین میزان کم از معوقات توسط مسئولان اقدامات لازم صورت بگیرد تا روزنه امیدی باشد برای بازگرداندن حقوق عامه مردم و بیت المال که توسط عده خاصی در دست گرفته شده است.

انتظار از قوای مجریه، مقننه و قضائیه این است که در چنین پرونده ها و موضوعاتی که باعث جریحه دار شدن افکار عمومی به واسطه قائل شدن امتیازات خاص برای عده ای معدود می شود، خیلی جدی وارد عمل شوند و در جهت احقاق حقوق مردم عمل کنند که در چنین شرایطی اولویت اصلی باید رفع تبعیض و بازپس گرفتن بیت المال از این افراد خاص باشد.

حالا که دو هفته از اعلام اسامی ابر بدهکاران بانک سرمایه می گذرد، توقع افکار عمومی این است که حداقل این مقدار کم از میزان بدهی بانکی که اعلام عمومی شده توسط نهادهای مسئول پیگیری شود و به بیت المال بازگردد تا امیدواری برای بازگرداندن بخش های مختلف بدهی کلان بانکی ۲۰۰ هزار میلیاردی نزد مردم زنده بماند.

اینکه دو هفته از اعلام اسامی بدهکاران کلان بانک سرمایه بگذرد و آب از آب تکان نخورد و هیچ مسئولی هم در ارتباط با این موضوع اعلام نظر نکند، به هیچ عنوان از سوی افکار عمومی و جامعه پذیرفته نیست. بی گمان دولت، مجلس و قوه قضائیه باید هرچه زودتر نسبت به بازگرداندن بیت المال اقدام کرده و در ادامه پیگیر سایر بدهی های معوق در دیگر بانک ها شوند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها خوشحالند!

من پشیمانم، تو پشیمانی، آنها پشیمانند. نهضت پشیمانی از رای به روحانی این روزها به شدت فراگیر شده است. حق هم دارند. بالاخره زندگی سخت شده است. به معنای واقعی کلمه آینده بسیاری از مردم شده است نان شب. حق هم دارند روحانی هنوز نتوانسته است بخش اعظمی از شعارهای خود را محقق کند. مردم چشم به راه گشایش‌های بزرگ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند. گشایش‌هایی که هنوز اتفاق نیفتاده است. به نظر می‌رسد تیم همراه رییس جمهور نمی‌تواند پابه‌پای شعارهای انتخاباتی او بیاید. آنها نه وسط کار نه بلکه همین ابتدای مسیر دولت دوازدهم کم آورده‌اند. من هم بسیاری از نقدهای مطرح شده به روحانی را قبول دارم اما مانند برخی نمی‌توانم پشیمان باشم. چون می‌دانم روحانی چگونه به سرکار رسید و چه کشوری را تحویل گرفت. ایران بعد از احمدی نژاد به مثابه ایرانی جنگ زده بود. این را من نمی‌گویم. هاشمی رفسنجانی می‌گفت که خود دولتی را تحویل گرفت که میراث دار جنگ 8 ساله بود. او شرایط دولت روحانی را از دولت خود سخت تر می‌دانست. روحانی با ایرانی سروکار داشت که ناگهان از زمین مسطح به دره‌ای عمیق افتاده بود. او در چهارسال اول تلاش کرد ایران را از دره خارج کند. تا حدودی نیز موفق بود. بگذارید بگویم ایران قبل از روحانی چگونه ایرانی بود. ایران قبل از روحانی با مشکلات بی‌شمار اقتصادی حاصل از تحریم‌ها روبرو بود. بخش های صادرات نفت، تجارت و مبادلات بانکی ایران زیر ضربات شدید تحریم ها در حال نابودی بود. پول‌های ایران بلوکه شده بود و حتی در برخی موارد ایران مجبور بود مانند دوران قبل از اختراع پول مبادله کالا با کالا انجام دهد. مثلا نفت بدهد و برنج بگیرد. اوضاع ایران شبیه دوره نفت در برابر غذای صدام شده بود. ایران نفت صادر می کند و به جای پول آن کالا دریافت دریافت می کرد. صادرات نفت ایران نیز گام به گام در روند کاهشی به سمت صفر شدن حرکت می کرد. ایران قبل از برجام، کشوری منزوی در عرصه جهانی بود و دوستان جمهوری اسلامی به انگشتان یک دست هم نمی‌رسید؛ اکثر کشورهای جهان به واسطه فشارهای آمریکا، ایران و ایرانی را تحریم کرده بودند. میزان نقدینگی ایران به پایین تر سطح خود رسیده بود. این یعنی حتی پرداخت حقوق به کارمندان دولت و یارانه‌ها به خطر افتاده بود. روحانی توانست به هر وسیله‌ای از جمله برجام این مشکلات بزرگ را تا حدودی حل کند. اگر در سال 92 شرایط کشور اینگونه رقم نمی‌خورد و روحانی با حمایت اصلاح طلبان به قدرت نرسیده بود، معلوم نبود چه سرنوشتی انتظار ایران و ایرانی را می‌کشد. ایران حالا در حال نزدیک شدن به دورانی است که هنوز احمدی نژاد سرکار نیامده بود. دورانی که در سپهر سیاست ایران به دولت اصلاحات معروف بود. حالا تقریبا پاهای ایران روی زمین است. این خود دستاورد بزرگی برای روحانی است. شرایط کشور عادی شده است و در شرایط عادی، مسئله‌ای همچون پشیمانی ایجاد می‌شود. بسیاری از مردم هنوز از مشکلات کشور خبر ندارند. هنوز نمی‌دانند دولت در برابر چه سدی ...

تازه ترین اخبار