رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷
  • الخميس ۳ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Thursday 19 April
تهران
-١٨(°C)
وزش باد آرام
فشار (in)
محدوده دید (mi)
اشعه فرابنفش -
رطوبت (in)
  • سه شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۷ - ۰۷:۱۲
  • کد خبر : 45097
  • مشاهده : 18 بازدید
  • پیشخوان
  • چاپ خبر : بعد از برجام ۳۲ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شد+ جدول

آمار بانک مرکزی از منفی شدن حساب سرمایه کشور پس از برجام خبر می‌دهد به طوری که خالص حساب سرمایه کشور در سال‌های ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ منفی ۳۲ میلیارد دلار شده است.

حساب سرمایه نشان‌دهنده میزان سرمایه ورودی و خروجی کشور و بیانگر خالص سرمایه‌گذاری‌ خارجی در داخل کشور است، بدان معنا که چنانچه این حساب مثبت باشد حاکی از افزایش سرمایه‌گذاری‌های خارجی در داخل کشور و منفی بودن آن نشانه معکوس شدن روند جریان سرمایه به سمت خارج از کشور است. به عبارت دیگر مازاد در حساب سرمایه به معنای جریان داشتن سرمایه به داخل کشور است و کسری در این حساب،‌ به‌عنوان جریان سرمایه از داخل به سوی خارج از کشور است.

به گزارش حامی خبر؛ قبل از اجرای برجام در دی‌ماه سال ۱۳۹۴، خالص حساب سرمایه کشور مثبت شده بود به طوری که تا پایان دی‌ماه سال ۱۳۹۴ خالص حساب سرمایه به مثبت یک میلیارد و ۸۹۴ میلیون دلار رسیده بود. اما با اجرای برجام، خالص حساب سرمایه، منفی شد به طوری که در پایان سال ۱۳۹۴ این شاخص به منفی ۲ میلیارد و ۵۱۳ میلیون دلار رسید.

در سال ۱۳۹۵ که آثار اجرای برجام، بیشتر نمایان شد خالص حساب سرمایه از کشور به شدت منفی شد و به منفی ۱۸ میلیارد و ۲۸۸ میلیون دلار رسید؛ به عبارتی در سال اول اجرای برجام، بیش از آن که سرمایه خارجی به کشور جذب شود، منابع ارزی از ایران خارج شد.

در سال ۱۳۹۶ نیز آنطور که آمار بانک مرکزی نشان می‌دهد تا پایان آذرماه خالص حساب سرمایه منفی ۱۴ میلیارد و ۱۱۰ میلیون دلار شده است. بنابراین با احتساب مجموع خالص حساب سرمایه در سال‌های ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶ می‌توان گفت که در دو سال پس از برجام، به طور خالص ۳۲ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است.

این آمار کاملاً برخلاف جهت تبلیغات مستمر دولتی‌ها درباره آثار برجام در گشایش ورود سرمایه‌گذاری خارجی به کشور است. اگر آنطور که در تبلیغات و وعده‌های مسئولان دولتی بیان می‌شد، با اجرای برجام موج جذب سرمایه خارجی به کشور راه افتاده بود و میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری خارجی در کشور صورت گرفته بود، خالص حساب سرمایه باید ده بیست میلیارد دلار مثبت می‌شد، نه این که در دو سال اخیر به منفی ۳۲ میلیارد دلار برسد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مصطفی داننده؛

دلار با ما چه کرد؛ ما با دلار چه کردیم؟

دیروز در حالی که دلار در حال صعود به بالاترین قله‌های خود بود، عکسی از نشریه جبهه به مدیریت مسعود ده‌نمکی منتشر شد که در تیتر اصلی آن به رسیدن دلار آمریکا به هزار تومان واکنش نشان داده شده بود. در سال 78 خورشیدی، دلار به هزارتومان رسیده بود. در آن روزها مردم دقیقا همین استرس و نگرانی که این روزها ما با آن مواجه شدیم، دست و پنجه نرم می‌کردند. این دست و پنجه نرم کردن با دلار برای ما عادی شده است. در اواخر دهه 80 دلار ناگهان دو برابر شد. همه چیز گران و تقریبا زندگی مردم در ایران دگرگون شد. حالا هم در سال 96 دلار ناگهان بدون هماهنگی سر به آسمان سایید. تقریبا هر دولتی در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمد، مردم با افزایش قیمت دلار روبرو بودند. افزایش دلاری که به صورت مستقیم در زندگی مردم تاثیر گذاشت. مردم روز به روز ضعیف تر شدند و ارزش پول ایران به پایین ترین حد خود رسید. مردم ضعیف شدند اما به زندگی ادامه دادند. آنها یادگرفتند که دلار بالا می‌رود و زندگی ادامه دارد. آنها هم مانند مردم ژاپن که به زلزله عادت کرده‌اند، به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. مردم عادت کرده‌اند اما نمی‌دانم چرا مسؤولان کشور هم به این بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. گویی آنها هم به این باور رسیده‌اند که در برهه‌ای از زمان و با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی قیمت دلار بالا می‌رود. سوالی جدی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا دولت، مجلس و نهادهای موازی این دو، فکری به حال دلار و افزایش آن نکرده‌اند؟ یکی از راهکارها که در دنیا تجربه شده است کاهش هزینه‌های دولت است. وقتی باید دولت بودجه‌ دستگاه‌های کم بازده اقتصادی را تامین کند و بعضا از دریافت مالیات از آنها نیز منع شده است، برای تامین ریال مورد نظر آنها یا باید اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند یا از دلار تامین کند. به عبارت دیگر بودجه بخشی از این سازمان‌هایی که مدیران آن را در برنامه‌های مختلف تلویزیونی یا مراسم رسمی مشاهده می‌کنیم که در حال شعار دادن، افتخار کردن و ادعاهای مختلف هستند از محل همین افزایش تورم تامین می‌شود. انتظار این بود که در تمام این سال‌ها مسؤولان مملکت برای دلار و ریال فکری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند اینگونه با بالا و یا پایین رفتن یک ارز خارجی، زندگی ایرانی‌ها اینچنین دچار تغییرات ریز و درشت شود. قطعا یکی از وظایف حاکمان در هر سرزمینی، سامان دادن به زندگی مردم است و متاسفانه مسؤولان ایرانی نتوانستند در این زمینه موفق باشند. بالارفتن دلار در سال‌های مختلف و تاثیر آن بر زندگی مردم دقیقا نشان از این معنا دارد. مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند ...

تازه ترین اخبار