رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 12 خبر


  • شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷
  • السبت ۱۰ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 16 February
تهران Partly Cloudy / Windy
١٠(°C)
وزش باد ٢٣(mph)
فشار ٢۵.٨٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 2-Low
رطوبت ٢۵.٨٧(in)
  • سه شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۷ - ۰۷:۱۴
  • کد خبر : 45099
  • مشاهده : 58 بازدید
  • سرمقاله
  • چاپ خبر : دلار با ما چه کرد؛ ما با دلار چه کردیم؟

مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند و اکثریت مردم با بحران روبرو شوند.

دیروز در حالی که دلار در حال صعود به بالاترین قله‌های خود بود، عکسی از نشریه جبهه به مدیریت مسعود ده‌نمکی منتشر شد که در تیتر اصلی آن به رسیدن دلار آمریکا به هزار تومان واکنش نشان داده شده بود.

در سال ۷۸ خورشیدی، دلار به هزارتومان رسیده بود. در آن روزها مردم دقیقا همین استرس و نگرانی که این روزها ما با آن مواجه شدیم، دست و پنجه نرم می‌کردند.

این دست و پنجه نرم کردن با دلار برای ما عادی شده است. در اواخر دهه ۸۰ دلار ناگهان دو برابر شد. همه چیز گران و تقریبا زندگی مردم در ایران دگرگون شد.

حالا هم در سال ۹۶ دلار ناگهان بدون هماهنگی سر به آسمان سایید.

دلار با ما چه کرد ما با دلار چه کردیم؟

تقریبا هر دولتی در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمد، مردم با افزایش قیمت دلار روبرو بودند. افزایش دلاری که به صورت مستقیم در زندگی مردم تاثیر گذاشت. مردم روز به روز ضعیف تر شدند و ارزش پول ایران به پایین ترین حد خود رسید.

مردم ضعیف شدند اما به زندگی ادامه دادند. آنها یادگرفتند که دلار بالا می‌رود و زندگی ادامه دارد. آنها هم مانند مردم ژاپن که به زلزله عادت کرده‌اند، به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند.

مردم عادت کرده‌اند اما نمی‌دانم چرا مسؤولان کشور هم به این بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. گویی آنها هم به این باور رسیده‌اند که در برهه‌ای از زمان و با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی قیمت دلار بالا می‌رود.

سوالی جدی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا دولت، مجلس و نهادهای موازی این دو، فکری به حال دلار و افزایش آن نکرده‌اند؟

یکی از راهکارها که در دنیا تجربه شده است کاهش هزینه‌های دولت است. وقتی باید دولت بودجه‌ دستگاه‌های کم بازده اقتصادی را تامین کند و بعضا از دریافت مالیات از آنها نیز منع شده است، برای تامین ریال مورد نظر آنها یا باید اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند یا از دلار تامین کند. به عبارت دیگر بودجه بخشی از این سازمان‌هایی که مدیران آن را در برنامه‌های مختلف تلویزیونی یا مراسم رسمی مشاهده می‌کنیم که در حال شعار دادن، افتخار کردن و ادعاهای مختلف هستند از محل همین افزایش تورم تامین می‌شود.

انتظار این بود که در تمام این سال‌ها مسؤولان مملکت برای دلار و ریال فکری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند اینگونه با بالا و یا پایین رفتن یک ارز خارجی، زندگی ایرانی‌ها اینچنین دچار تغییرات ریز و درشت شود.

قطعا یکی از وظایف حاکمان در هر سرزمینی، سامان دادن به زندگی مردم است و متاسفانه مسؤولان ایرانی نتوانستند در این زمینه موفق باشند. بالارفتن دلار در سال‌های مختلف و تاثیر آن بر زندگی مردم دقیقا نشان از این معنا دارد.

مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند و اکثریت مردم با بحران روبرو شوند.

هنوز هم دیر نشده است. می‌شود از همین امروز فکری به حال دلار و ریال کرد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمد کاظم انبارلویی؛

چرا آمریکا رو به افول است؟

پاسخ به این پرسش برای ما حیاتی است که چرا آمریکا رو به افول است؟ فهم چیستی ماهیت قدرت در آمریکا به چرایی این پرسش، هر فردی را که جویای حقیقت باشد، رهنمون می‌سازد. قدرت آمریکایی‌ها روی چهار ستون استوار بود که عبارتند از: 1- رکن اخلاقی و ایدئولوژیک 2- توانایی در حل معضلات خود و همپیمانان 3- توانایی ائتلاف ‌سازی و استفاده از قدرت‌های دیگر برای مقابله با رقیب 4- قدرت مهار رقیب رکن اول: آمریکا به ویژه در نیم قرن اخیر، خود را پرچمدار «دموکراسی» و «آزادی» در جهان می‌دانست. آمریکایی‌ها با این دو پرچم، داعیه‌ دار حقوق بشر در سرزمین خود و در کل جهان بودند. روسای جمهور آمریکا یک دکور اخلاقی داشتند و خود را در کادر این دکور تعریف می‌کردند. امروز از این بساط و دکور چیزی باقی‌ نمانده است. آنها به کسی رای دادند تا به کاخ سفید راه یابد که تیر خلاص به اخلاق، مذهب، انسانیت، آزادی و پایبندی به تعهدات بزند. فیلسوفان سیاسی غرب و آمریکا از تئوری‌پردازی در حوزه‌های اخلاق، سیاست، حقوق اساسی، حقوق بین‌الملل و ... عقیم هستند. آنان که می‌گفتند لیبرالیسم پایان تاریخ است و پس از آن هیچ کس قادر نیست اندیشه‌ای ناب در خصوص فلاح و رستگاری بشر بیاورد، امروز سوگمندانه به پایان کار خود و ایده‌های پوسیده خود نشسته ‌اند و حرفی برای بشر ندارند. آنها با بازخیزش جوامع اسلامی به سوی تمدن اسلامی و ظهور انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و استمرار انقلاب پس از امام (ره) توسط مقام معظم رهبری، به پرسش‌های کلیدی عصر ما دیگر نمی‌توانند پاسخ دهند. موتور ایدئولوژی آنها فاقد یک سوخت معنوی و ساخت اخلاقی است. قدرت در آمریکا فعلاً در چاه ویل حاکمیت دوگانه است، بعید است از این مخمصه رهایی یابد. آمریکائی ها در عصری زندگی می‌کنند که زیر آواری از پرسش‌های بی‌پایان به ویژه در حوزه آزادی دفن شده‌اند. آنها از رویارویی نبرد نرم با ایران کم آورده‌اند، آستانه تحمل خود را از دست داده‌اند، بستن صدها صفحه شبکه‌های اجتماعی در فیسبوک، تونیتر و اینستاگرام که برخی از آنها تا 5/2 میلیون نفر مخاطب دارد و از سوی ایرانیان و طرفداران جمهوری اسلامی پیام‌رسانی می‌شود، نشان می‌دهد آزادی قلم و بیان و گردش آزاد اطلاعات، آمریکائی ها را به شدت رنج می ‌دهد. رکن دوم: آمریکایی‌ها امروز بدهکارترین دولت خود را تجربه می‌کنند، زیرساخت‌های حیاتی آمریکا در تمامی ابعاد نیاز به نوسازی دارد. اینکه ترامپ با راه‌اندازی جنگ تعرفه‌ها مشغول جیب‌ زنی رفقا و متحدان خود است، نشان می‌دهد برای نوسازی آمریکا سخت نیازمند بودجه است. با قرض و قوله نمی‌تواند آن نیازمندی‌ها را برطرف کند. باید هزینه‌ها به ‌ویژه هزینه‌های سرسام‌ آور لشکرکشی به اقصی نقاط جهان را کم کند و به فکر درآمدزایی باشد. آمریکا‌یی‌ها امروز برای حکمرانی خوب در برابر کوهی از پرسش‌های بی‌پاسخ قرار دارند. برای پاسخ به آنها، زدن زیر هر پیمان و عهدی را اولین راه‌ حل می‌ دانند. سازمان آمار آمریکا می‌گوید: «48 درصد مردم آمریکا گرسنه ‌اند و در مرز خط فقر زندگی ...

تازه ترین اخبار