رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 64 خبر


  • شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷
  • السبت ۸ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Saturday 17 November
تهران لطیف
١٠(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۶.١۵(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.١۵(in)
  • سه شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۷ - ۰۷:۱۴
  • کد خبر : 45099
  • مشاهده : 51 بازدید
  • سرمقاله
  • چاپ خبر : دلار با ما چه کرد؛ ما با دلار چه کردیم؟

مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند و اکثریت مردم با بحران روبرو شوند.

دیروز در حالی که دلار در حال صعود به بالاترین قله‌های خود بود، عکسی از نشریه جبهه به مدیریت مسعود ده‌نمکی منتشر شد که در تیتر اصلی آن به رسیدن دلار آمریکا به هزار تومان واکنش نشان داده شده بود.

در سال ۷۸ خورشیدی، دلار به هزارتومان رسیده بود. در آن روزها مردم دقیقا همین استرس و نگرانی که این روزها ما با آن مواجه شدیم، دست و پنجه نرم می‌کردند.

این دست و پنجه نرم کردن با دلار برای ما عادی شده است. در اواخر دهه ۸۰ دلار ناگهان دو برابر شد. همه چیز گران و تقریبا زندگی مردم در ایران دگرگون شد.

حالا هم در سال ۹۶ دلار ناگهان بدون هماهنگی سر به آسمان سایید.

دلار با ما چه کرد ما با دلار چه کردیم؟

تقریبا هر دولتی در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمد، مردم با افزایش قیمت دلار روبرو بودند. افزایش دلاری که به صورت مستقیم در زندگی مردم تاثیر گذاشت. مردم روز به روز ضعیف تر شدند و ارزش پول ایران به پایین ترین حد خود رسید.

مردم ضعیف شدند اما به زندگی ادامه دادند. آنها یادگرفتند که دلار بالا می‌رود و زندگی ادامه دارد. آنها هم مانند مردم ژاپن که به زلزله عادت کرده‌اند، به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند.

مردم عادت کرده‌اند اما نمی‌دانم چرا مسؤولان کشور هم به این بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. گویی آنها هم به این باور رسیده‌اند که در برهه‌ای از زمان و با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی قیمت دلار بالا می‌رود.

سوالی جدی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا دولت، مجلس و نهادهای موازی این دو، فکری به حال دلار و افزایش آن نکرده‌اند؟

یکی از راهکارها که در دنیا تجربه شده است کاهش هزینه‌های دولت است. وقتی باید دولت بودجه‌ دستگاه‌های کم بازده اقتصادی را تامین کند و بعضا از دریافت مالیات از آنها نیز منع شده است، برای تامین ریال مورد نظر آنها یا باید اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند یا از دلار تامین کند. به عبارت دیگر بودجه بخشی از این سازمان‌هایی که مدیران آن را در برنامه‌های مختلف تلویزیونی یا مراسم رسمی مشاهده می‌کنیم که در حال شعار دادن، افتخار کردن و ادعاهای مختلف هستند از محل همین افزایش تورم تامین می‌شود.

انتظار این بود که در تمام این سال‌ها مسؤولان مملکت برای دلار و ریال فکری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند اینگونه با بالا و یا پایین رفتن یک ارز خارجی، زندگی ایرانی‌ها اینچنین دچار تغییرات ریز و درشت شود.

قطعا یکی از وظایف حاکمان در هر سرزمینی، سامان دادن به زندگی مردم است و متاسفانه مسؤولان ایرانی نتوانستند در این زمینه موفق باشند. بالارفتن دلار در سال‌های مختلف و تاثیر آن بر زندگی مردم دقیقا نشان از این معنا دارد.

مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند و اکثریت مردم با بحران روبرو شوند.

هنوز هم دیر نشده است. می‌شود از همین امروز فکری به حال دلار و ریال کرد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مسعود پیرهادی/رسالت؛

او خواهد آمد یا آمده است؟

وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الأرضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ اراده ما بر این است که بر مستضعفان روی زمین منت بگذاریم و آنها را پیشوایان و وارثین زمین قرار دهیم، و حکومت آنها را در زمین پابرجا بسازیم. قلب مؤمنین به این امر، روشن و مطمئن است؛ چرا که قادر مطلق در آیه ای دیگر فرموده: «إنّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَیْئاً أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ» همانا فرمان اوست که هرگاه چیزی را اراده کند که باشد، پس آن چیز خواهد بود و محقق خواهد شد. ما نیز هرگاه شرایط را سخت و پیچیده دیدیم یا حداقل در نزدیکی ظهور، تردید کردیم باید به اراده خدا و توان تحقق آن، بیندیشیم تا دلمان قرص شود. مثال خداوند متعال برای این منت و نعمت سنگین، غلبه مستضعفین بر مستکبرین بوده و چه چیز بالاتر از اینکه موسی علی نبینا و آله و علیه السلام در آن شرایط اختناقی که فرعون ترتیب داده بود اینگونه طومار فرعون را بپیچد؟ جوی که موسی (علیه السلام) در آن پرورش یافت، جو علو و استیلای ظاهری فرعون و تفرقه میان مردم و استضعاف بنی اسرائیل بود؛ استضعافی که روز به روز شدیدتر می شد. خدا اراده کرد که همان مستضعفین پیشوا شوند تا دیگران به ایشان اقتدا کنند. شیخ طوسی گوید: عده ای از اصحاب ما چنین روایت کرده اند که این آیه در شأن مهدی موعود امام قائم علیه‌السلام نازل گردیده است که خداوند منت نهاده پس از استضعاف، ایشان را امام روی زمین گرداند و وارث چیزهایی بنماید که در دست ستمکاران بوده است. از آغاز امامت مهدی موعود تا به امروز، عالمیان، منتظر تحقق این اراده هستند اما نکته اینجاست که علاوه بر فاعلیت فاعل و اراده‌ اراده کننده که پیشتر گفتیم، قابلیت قابلین هم شرط است. اینکه کدام امت، اهلیت و شایستگی درک ظهور امام عصر را داشته باشند، مؤمنین را در اعصار گذشته در خوف و رجا نگه داشته است. ذکر چند نکته به بهانه آغاز امامت حضرت صاحب الزمان (عج) خالی از لطف نیست؛ اول اینکه مگر نه این است که من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیه؟ حال کدامیک از ما می تواند ادعا کند که آنچنان که شایسته است به امام زمان معرفت پیدا کرده است؟ اگر کسی هست که حبذا و خرما و طوبی له و اگر نیست بشارت باد بر او مرگ جاهلی! نکته دوم که شاید برطرف کننده خطر نکته اول باشد این است که باید نوع نگاه به مسئله حضور و ظهور اصلاح شود. باید مثالی بزنم تا فرق دو نوع نگاه، مشخص شود. نگاه اول، اینگونه است که «او خواهد آمد» و قریب به اتفاق، این نگاه، جاری و ساری است. اما این نگاه، تبعات دارد و مهمترین آنها، آسوده خاطری است؛ چرا که منتظر می گوید، خب حالا که حضرت نیامدند، قرار است بیایند پس فرصت هست پس آهسته هم حرکت کنم قبل از او می رسم و نگرانی وجود ندارد، پس به آب ...

تازه ترین اخبار