رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷
  • الخميس ۳ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Thursday 19 April
تهران
-١٨(°C)
وزش باد آرام
فشار (in)
محدوده دید (mi)
اشعه فرابنفش -
رطوبت (in)
  • سه شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۷ - ۰۷:۲۷
  • کد خبر : 45113
  • مشاهده : 18 بازدید
  • خبر مهم2
  • چاپ خبر : شاخ دلار

نرخ دلار عدد حیرت‌انگیز ۶ هزار تومان را دیروز رد کرد و مسوولان دولتی با شکستن سکوت خود، اعلام کردند که این رخداد ارتباطی به زمینه‌های اقتصادی ندارد و مسوولان امنیتی باید درباره آن اظهارنظر کنند… معنا و مفهوم این حرف چیست؟ به بیانیه ترامپ علیه ایران در ابتدای امسال نگاه کنید و متعاقب آن […]

نرخ دلار عدد حیرت‌انگیز ۶ هزار تومان را دیروز رد کرد و مسوولان دولتی با شکستن سکوت خود، اعلام کردند که این رخداد ارتباطی به زمینه‌های اقتصادی ندارد و مسوولان امنیتی باید درباره آن اظهارنظر کنند… معنا و مفهوم این حرف چیست؟

به بیانیه ترامپ علیه ایران در ابتدای امسال نگاه کنید و متعاقب آن جوسازی کانال‌های مخرب وابسته به سعودی علیه بازار ارز و نهایتا ارائه تحلیل‌های معوج توسط مشاوران دولتی و چهره‌های تندروی سیاسی- یک کمپین واحد برای ایجاد بحران غیرواقعی در ایران- آن‌هم از سوی عناصری که از مدت‌ها قبل می‌دانستند گیر کار در صرافی‌های غیررسمی اماراتی است و نه قاچاقچیان ارز کرد یا افغان. این سطح از بازی با معیشت و زندگی روزمره مردم با هدف حذف رقبای سیاسی که در انتخابات ۹۶ وعده داده شده بود، جدای از آن‌که نگران‌کننده است و دلهره‌آور، مضحک و خنده‌دار می‌نماید و حکایت یکی بر سر شاخ بُن می‌برید را تداعی می‌کند. این‌که بالاترین مقام اقتصادی دولت، از خود سلب مسوولیت کرده و اداره امور را به نیروهای انتظامی واگذار می‌کند تا مثلا با بستن صرافی‌های مقابل سفارت انگلیس در تهران، بازار را به کنترل خود درآورد، جدای از آن‌که خلاف همه وعده‌ها و اهداف قبلی دولت کنونی است، نمایان‌گر قبیله‌گرایی سیاسی‌ای است که با ناکام‌ماندن در پروژه برجام (به‌واسطه بدعهدی طرف مقابل و ناکامل‌بودن توافقات صورت‌گرفته)، حالا می‌خواهد به در و دیوار بزند تا همه مشکلات را از گردن خویش باز کند.

دولت در گذشته، متهم به استفاده از گفتاردرمانی بود، اما این‌روزها حتی از این میزان تعامل با افکار عمومی نیز خبری نیست و اگر باشد، به‌عنوان نمونه مشاوری از افزایش نرخ دلار استقبال می‌کند. مردم فعلا صحنه را تماشا می‌کنند و توانمندی‌ها و مهارت‌های اداره بازار ارز و اقتصاد را می‌سنجند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مصطفی داننده؛

دلار با ما چه کرد؛ ما با دلار چه کردیم؟

دیروز در حالی که دلار در حال صعود به بالاترین قله‌های خود بود، عکسی از نشریه جبهه به مدیریت مسعود ده‌نمکی منتشر شد که در تیتر اصلی آن به رسیدن دلار آمریکا به هزار تومان واکنش نشان داده شده بود. در سال 78 خورشیدی، دلار به هزارتومان رسیده بود. در آن روزها مردم دقیقا همین استرس و نگرانی که این روزها ما با آن مواجه شدیم، دست و پنجه نرم می‌کردند. این دست و پنجه نرم کردن با دلار برای ما عادی شده است. در اواخر دهه 80 دلار ناگهان دو برابر شد. همه چیز گران و تقریبا زندگی مردم در ایران دگرگون شد. حالا هم در سال 96 دلار ناگهان بدون هماهنگی سر به آسمان سایید. تقریبا هر دولتی در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمد، مردم با افزایش قیمت دلار روبرو بودند. افزایش دلاری که به صورت مستقیم در زندگی مردم تاثیر گذاشت. مردم روز به روز ضعیف تر شدند و ارزش پول ایران به پایین ترین حد خود رسید. مردم ضعیف شدند اما به زندگی ادامه دادند. آنها یادگرفتند که دلار بالا می‌رود و زندگی ادامه دارد. آنها هم مانند مردم ژاپن که به زلزله عادت کرده‌اند، به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. مردم عادت کرده‌اند اما نمی‌دانم چرا مسؤولان کشور هم به این بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. گویی آنها هم به این باور رسیده‌اند که در برهه‌ای از زمان و با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی قیمت دلار بالا می‌رود. سوالی جدی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا دولت، مجلس و نهادهای موازی این دو، فکری به حال دلار و افزایش آن نکرده‌اند؟ یکی از راهکارها که در دنیا تجربه شده است کاهش هزینه‌های دولت است. وقتی باید دولت بودجه‌ دستگاه‌های کم بازده اقتصادی را تامین کند و بعضا از دریافت مالیات از آنها نیز منع شده است، برای تامین ریال مورد نظر آنها یا باید اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند یا از دلار تامین کند. به عبارت دیگر بودجه بخشی از این سازمان‌هایی که مدیران آن را در برنامه‌های مختلف تلویزیونی یا مراسم رسمی مشاهده می‌کنیم که در حال شعار دادن، افتخار کردن و ادعاهای مختلف هستند از محل همین افزایش تورم تامین می‌شود. انتظار این بود که در تمام این سال‌ها مسؤولان مملکت برای دلار و ریال فکری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند اینگونه با بالا و یا پایین رفتن یک ارز خارجی، زندگی ایرانی‌ها اینچنین دچار تغییرات ریز و درشت شود. قطعا یکی از وظایف حاکمان در هر سرزمینی، سامان دادن به زندگی مردم است و متاسفانه مسؤولان ایرانی نتوانستند در این زمینه موفق باشند. بالارفتن دلار در سال‌های مختلف و تاثیر آن بر زندگی مردم دقیقا نشان از این معنا دارد. مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند ...

تازه ترین اخبار