رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۵ ذو القعدة ۱۴۳۹
  • 2018 Wednesday 18 July
تهران تا قسمتی ابری
٣۶(°C)
وزش باد ٩(mph)
فشار ٢۵.٧٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٧٧(in)
  • سه شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۷ - ۰۷:۲۸
  • کد خبر : 45115
  • مشاهده : 34 بازدید
  • خبر مهم3
  • چاپ خبر : ظرفیت فراموش‌شده
علیرضا سلطانی؛

ظرفیت فراموش‌شده

یکی از نگرانی‌های بزرگ تولیدکنندگان نفت در شرایط حاضر، تأثیر منفی تشدید تنش‌های سیاسی میان ایران و عربستان سعودی بر قیمت نفت در بازارهای جهانی است. نگرانی مزبور عمدتا ناشی از این مسئله است که افزایش تنش‌های سیاسی میان ایران و عربستان، به‌عنوان دو تولیدکننده بزرگ اوپک، اجماع نظری‌ را که از یک سال و […]

یکی از نگرانی‌های بزرگ تولیدکنندگان نفت در شرایط حاضر، تأثیر منفی تشدید تنش‌های سیاسی میان ایران و عربستان سعودی بر قیمت نفت در بازارهای جهانی است. نگرانی مزبور عمدتا ناشی از این مسئله است که افزایش تنش‌های سیاسی میان ایران و عربستان، به‌عنوان دو تولیدکننده بزرگ اوپک، اجماع نظری‌ را که از یک سال و نیم پیش درباره محدودیت عرضه نفت به بازارها ایجاد شده است، تحت‌الشعاع قرار داده و زمینه برهم‌خوردن این توافق و به دنبال آن سقوط دوباره قیمت‌ها در بازار شود.

واقعیت این است که توافق برای کاهش عرضه نفت به بازارها که البته محدود به کشورهای عضو اوپک هم نیست، توافقی بزرگ، بی‌سابقه و درعین‌حال راهبردی برای کشورهای تولیدکننده نفت به‌شمار می‌آید. این توافق که زمینه افزایش قیمت نفت را پس از یک دوره کاهش شدید قیمت نفت فراهم کرد، در درجه نخست حاصل تعامل مثبت دو قدرت نفتی یعنی ایران و عربستان بود. همراهی راهبردی ایران و عربستان با وجود بالاگرفتن تنش‌های نفتی بین دو کشور در نتیجه اجرای برجام و بازگشت ایران به بازارهای جهانی نفت، نه‌تنها زمینه و بستر همراهی اعضای اوپک را فراهم کرد، بلکه برای نخستین‌بار تولیدکنندگان عمده نفت غیراوپک، به‌ویژه روسیه را نیز به همکاری با اوپک وادار کرد.

به این ترتیب روندی جدید و مؤثر در تعامل اوپکی‌ها و غیراوپکی‌ها ایجاد کرد؛ روندی که پس از تقریبا یک سال و نیم از زمان توافق و نمایان‌شدن آثار مثبت این توافق، زمینه بروز زمزمه‌های تشکیل سازمانی فراگیرتر در بازار با حضور کشورهای تولیدکننده عضو اوپک و غیراوپک شده است.

اگرچه چنان‌که بیان شد، در ایجاد این توافق، همکاری و تعامل ایران و عربستان بسیار تعیین‌کننده بود؛ اما اجرای موفق این توافق و تداوم آن، حاصل حضور و پایبندی کشورهای تولیدکننده نفت به این توافق ازجمله کشورهای غیراوپک به‌ویژه روسیه است. بنابراین دو کشور ایران و عربستان به‌خوبی به این واقعیت اعتقاد دارند که توافق نفتی، منافع زیادی را برای کشورهای تولیدکننده در زمان اجرای آن به همراه داشته و این توافق که به‌سختی به‌خصوص در همراه‌کردن غیراوپکی‌ها به‌دست‌آمده، نباید در میانه راه و در شرایطی که می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد سازوکاری جدید و مؤثر در بازار نفت به سود کشورهای تولیدکننده نفت متعارف باشد، رها شود.
هر دو کشور ایران و عربستان در زمان اجرای توافق اخیر از مواهب و دستاوردهای آن به‌خوبی برخوردار شده‌اند.

بنابراین همان‌گونه که در یک سال و نیم گذشته، دو کشور مراقبت کرده‌اند که چالش‌ها و تنش‌های سیاسی تشدید آن، خلل و تأثیری منفی بر اجرای توافق نفتی نداشته باشد، به نظر می‌رسد در آینده و تا زمانی که اجماع عمومی کشورهای تولیدکننده نفت بر تداوم اجرای این توافق است، تنش‌های سیاسی ایران و عربستان تأثیری منفی بر توافق نداشته باشد. این مهم از رفتار محتاطانه و توأم با همکاری دو کشور در اوپک و خارج از آن در یک سال و نیم گذشته کاملا هویداست.

با وجود رقابت‌های سخت دو کشور در حوزه‌های مختلف، به‌ویژه جذب مشتریان نفتی در بازار و همچنین تلاش برای افزایش تولید و رقابت در میادین مشترک نفتی، ایران و عربستان در ١٨ ماه گذشته نشان داده‌اند کاملا به توافق نفتی متعهد بوده و تلاش دارند این توافق و منافع حاصله از آن را از گزند تنش‌های سیاسی روزمره دور نگه دارند. علاوه بر این، باید بر این نکته نیز تأکید کرد که تولیدکنندگان عمده نفت در اوپک و خارج از آن نیز در قالب مراقبت کلی از توافق نفتی، تلاش دارند توافق یادشده را از گزند اختلافات و تنش‌های سیاسی ایران و عربستان دور نگه دارند. این شرایط البته نمی‌تواند در بلندمدت تداوم داشته باشد؛ چراکه ممکن است در پرتو افزایش تنش‌های سیاسی و… میان ایران و عربستان، نفت به ابزاری برای اعمال فشار برای طرفین تبدیل شود.

نکته پایانی اینکه درحال‌حاضر نفت و اوپک مهم‌ترین و مؤثرترین کانال ارتباطی ایران و عربستان به‌شمار می‌آیند. همکاری و تعامل نفتی ایران و عربستان می‌توانست و می‌تواند آغازی برای کاهش تنش‌های سیاسی دو کشور باشد؛ ظرفیت و فرصتی که متأسفانه از آن تاکنون بهره‌برداری نشده و بیم آن نیز می‌رود که همچنان بلااستفاده باقی بماند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

سیدضیا هاشمی؛

نقطه عطف

سخنان استراتژیک رئیس جمهوری در جمع مسئولان ارشد دولت را می‌توان نقطه عطفی درتاریخ پنج ساله دولت ایشان برشمرد. او با دعوت همه مدیران ارشد خود از سراسر کشور، دستور بسیج همگانی برای اتخاذ تدابیر لازم در مقابل تهدیدات جدید را صادر کرد و با تشریح شرایط و مخاطرات پسابرجامی، فرصت‌های پیش رو برای مقابله با فشارهای خارجی و حل مسائل داخلی را تبیین کرد. صرفه‌جویی، تلاش مضاعف مدیران، پاسخگویی و شفاف‌سازی و اهتمام به حل مسائل مهم کشور مانند تولید، اشتغال و فقرزدایی محورهای اصلی دستورات رئیس جمهوری خطاب به مدیران دولت بود. در عین حال رفع اختلافات و همکاری بیشتر با سایر دستگاه‌ها و گروه‌های منتقد برای تحقق وحدت ملی به‌عنوان شرط لازم برای موفقیت در قبال تهدیدات امریکا و هم‌پیمانانش مورد توجه و تأکید ایشان قرار گرفت. این رویکرد رئیس جمهوری و دستورات ایشان، در شرایط کنونی می‌تواند تدبیری سرنوشت‌ساز برای تقویت امید ملی باشد، مشروط به آنکه با اقبال همگانی مواجه شود. همان‌طور که ایشان تأکید کردند، انتظار می‌رود تحرکی محسوس و جدید در خود دولت آغاز شود و چنانچه این حرکت در سایر قوا هم مشاهده شود، بی‌گمان جامعه نجیب و فرهیخته ایران، با استقبال و همراهی خود آن را تکمیل و تقویت خواهند کرد. به‌نظر می‌رسد مهم‌ترین رخدادی که شرایط جدید اقتصادی و سیاسی ایران را در ماه‌های اخیر تحت تأثیر قرار داده است، خروج امریکا از برجام و تهدیدات بعدی آن کشور نسبت به تعاملات بین‌المللی ایران در عرصه اقتصادی و سیاسی است. این تهدیدها اگر چه سابقه‌ای دیرینه دارد ولی به وضوح می‌توان مشاهده کرد که، تهدیدات جدید جریان افراطی حاکم بر کاخ سفید نسبت به منافع ملی ایران به شدیدترین مرحله خود رسیده است. در طول 40 سال گذشته، تقابل میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده فراز و نشیب‌هایی را طی کرده و اکنون با استقرار کامل تیم آقای ترامپ و خروج او از برجام به مرحله‌ای بسیار حاد رسیده است. این گروه که از ابتدا موضعی رادیکال در سیاست خارجی داشتند، هیچ فرصتی را برای اتخاذ مواضع یکجانبه گرایانه نسبت به ایران و سایر کشورهایی که سیاست مستقلی در قبال امریکا دارند، از دست نداده‌اند. توجیه آنان تأمین منافع امریکا است و در این مسیر منافع اقتصادی را مهم‌ترین اصل در تدوین استراتژی‌های خود می‌دانند. به‌عبارت دیگر آنان صراحتاً رشد اقتصادی امریکا را مقدم بر مصالح جهانی و حتی اعتبار امریکا در روابط بین‌الملل تلقی می‌کنند. بنابراین از نظر هیأت حاکمه امریکا، نقض توافق‌های بین‌المللی مانند برجام یا بی‌اعتمادی جامعه جهانی نسبت به امریکا و ضعیف شدن اعتبار بین‌المللی آن کشور و حتی نارضایتی بخش مهمی از نخبگان و رسانه‌های امریکایی در افق تأمین منافع تجاری و اقتصادی سرمایه‌داران امریکایی، موجه شمرده می‌شود. موضع‌گیری‌های یک سال گذشته آقای ترامپ و همکارانش به روشنی این موضوع را نشان داده و اثبات کرده است. بنابراین چشم‌انداز آینده اقدامات امریکا در تعامل با ایران کاملاً قابل پیش‌بینی است. کاخ سفید تقابل تمام عیار با جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان یک کشور مستقل و ...

تازه ترین اخبار