رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۹۷
  • الخميس ۳ شعبان ۱۴۳۹
  • 2018 Thursday 19 April
تهران
-١٨(°C)
وزش باد آرام
فشار (in)
محدوده دید (mi)
اشعه فرابنفش -
رطوبت (in)
  • سه شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۷ - ۰۷:۲۸
  • کد خبر : 45115
  • مشاهده : 16 بازدید
  • خبر مهم3
  • چاپ خبر : ظرفیت فراموش‌شده
علیرضا سلطانی؛

ظرفیت فراموش‌شده

یکی از نگرانی‌های بزرگ تولیدکنندگان نفت در شرایط حاضر، تأثیر منفی تشدید تنش‌های سیاسی میان ایران و عربستان سعودی بر قیمت نفت در بازارهای جهانی است. نگرانی مزبور عمدتا ناشی از این مسئله است که افزایش تنش‌های سیاسی میان ایران و عربستان، به‌عنوان دو تولیدکننده بزرگ اوپک، اجماع نظری‌ را که از یک سال و […]

یکی از نگرانی‌های بزرگ تولیدکنندگان نفت در شرایط حاضر، تأثیر منفی تشدید تنش‌های سیاسی میان ایران و عربستان سعودی بر قیمت نفت در بازارهای جهانی است. نگرانی مزبور عمدتا ناشی از این مسئله است که افزایش تنش‌های سیاسی میان ایران و عربستان، به‌عنوان دو تولیدکننده بزرگ اوپک، اجماع نظری‌ را که از یک سال و نیم پیش درباره محدودیت عرضه نفت به بازارها ایجاد شده است، تحت‌الشعاع قرار داده و زمینه برهم‌خوردن این توافق و به دنبال آن سقوط دوباره قیمت‌ها در بازار شود.

واقعیت این است که توافق برای کاهش عرضه نفت به بازارها که البته محدود به کشورهای عضو اوپک هم نیست، توافقی بزرگ، بی‌سابقه و درعین‌حال راهبردی برای کشورهای تولیدکننده نفت به‌شمار می‌آید. این توافق که زمینه افزایش قیمت نفت را پس از یک دوره کاهش شدید قیمت نفت فراهم کرد، در درجه نخست حاصل تعامل مثبت دو قدرت نفتی یعنی ایران و عربستان بود. همراهی راهبردی ایران و عربستان با وجود بالاگرفتن تنش‌های نفتی بین دو کشور در نتیجه اجرای برجام و بازگشت ایران به بازارهای جهانی نفت، نه‌تنها زمینه و بستر همراهی اعضای اوپک را فراهم کرد، بلکه برای نخستین‌بار تولیدکنندگان عمده نفت غیراوپک، به‌ویژه روسیه را نیز به همکاری با اوپک وادار کرد.

به این ترتیب روندی جدید و مؤثر در تعامل اوپکی‌ها و غیراوپکی‌ها ایجاد کرد؛ روندی که پس از تقریبا یک سال و نیم از زمان توافق و نمایان‌شدن آثار مثبت این توافق، زمینه بروز زمزمه‌های تشکیل سازمانی فراگیرتر در بازار با حضور کشورهای تولیدکننده عضو اوپک و غیراوپک شده است.

اگرچه چنان‌که بیان شد، در ایجاد این توافق، همکاری و تعامل ایران و عربستان بسیار تعیین‌کننده بود؛ اما اجرای موفق این توافق و تداوم آن، حاصل حضور و پایبندی کشورهای تولیدکننده نفت به این توافق ازجمله کشورهای غیراوپک به‌ویژه روسیه است. بنابراین دو کشور ایران و عربستان به‌خوبی به این واقعیت اعتقاد دارند که توافق نفتی، منافع زیادی را برای کشورهای تولیدکننده در زمان اجرای آن به همراه داشته و این توافق که به‌سختی به‌خصوص در همراه‌کردن غیراوپکی‌ها به‌دست‌آمده، نباید در میانه راه و در شرایطی که می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد سازوکاری جدید و مؤثر در بازار نفت به سود کشورهای تولیدکننده نفت متعارف باشد، رها شود.
هر دو کشور ایران و عربستان در زمان اجرای توافق اخیر از مواهب و دستاوردهای آن به‌خوبی برخوردار شده‌اند.

بنابراین همان‌گونه که در یک سال و نیم گذشته، دو کشور مراقبت کرده‌اند که چالش‌ها و تنش‌های سیاسی تشدید آن، خلل و تأثیری منفی بر اجرای توافق نفتی نداشته باشد، به نظر می‌رسد در آینده و تا زمانی که اجماع عمومی کشورهای تولیدکننده نفت بر تداوم اجرای این توافق است، تنش‌های سیاسی ایران و عربستان تأثیری منفی بر توافق نداشته باشد. این مهم از رفتار محتاطانه و توأم با همکاری دو کشور در اوپک و خارج از آن در یک سال و نیم گذشته کاملا هویداست.

با وجود رقابت‌های سخت دو کشور در حوزه‌های مختلف، به‌ویژه جذب مشتریان نفتی در بازار و همچنین تلاش برای افزایش تولید و رقابت در میادین مشترک نفتی، ایران و عربستان در ١٨ ماه گذشته نشان داده‌اند کاملا به توافق نفتی متعهد بوده و تلاش دارند این توافق و منافع حاصله از آن را از گزند تنش‌های سیاسی روزمره دور نگه دارند. علاوه بر این، باید بر این نکته نیز تأکید کرد که تولیدکنندگان عمده نفت در اوپک و خارج از آن نیز در قالب مراقبت کلی از توافق نفتی، تلاش دارند توافق یادشده را از گزند اختلافات و تنش‌های سیاسی ایران و عربستان دور نگه دارند. این شرایط البته نمی‌تواند در بلندمدت تداوم داشته باشد؛ چراکه ممکن است در پرتو افزایش تنش‌های سیاسی و… میان ایران و عربستان، نفت به ابزاری برای اعمال فشار برای طرفین تبدیل شود.

نکته پایانی اینکه درحال‌حاضر نفت و اوپک مهم‌ترین و مؤثرترین کانال ارتباطی ایران و عربستان به‌شمار می‌آیند. همکاری و تعامل نفتی ایران و عربستان می‌توانست و می‌تواند آغازی برای کاهش تنش‌های سیاسی دو کشور باشد؛ ظرفیت و فرصتی که متأسفانه از آن تاکنون بهره‌برداری نشده و بیم آن نیز می‌رود که همچنان بلااستفاده باقی بماند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مصطفی داننده؛

دلار با ما چه کرد؛ ما با دلار چه کردیم؟

دیروز در حالی که دلار در حال صعود به بالاترین قله‌های خود بود، عکسی از نشریه جبهه به مدیریت مسعود ده‌نمکی منتشر شد که در تیتر اصلی آن به رسیدن دلار آمریکا به هزار تومان واکنش نشان داده شده بود. در سال 78 خورشیدی، دلار به هزارتومان رسیده بود. در آن روزها مردم دقیقا همین استرس و نگرانی که این روزها ما با آن مواجه شدیم، دست و پنجه نرم می‌کردند. این دست و پنجه نرم کردن با دلار برای ما عادی شده است. در اواخر دهه 80 دلار ناگهان دو برابر شد. همه چیز گران و تقریبا زندگی مردم در ایران دگرگون شد. حالا هم در سال 96 دلار ناگهان بدون هماهنگی سر به آسمان سایید. تقریبا هر دولتی در ایران بعد از انقلاب بر سرکار آمد، مردم با افزایش قیمت دلار روبرو بودند. افزایش دلاری که به صورت مستقیم در زندگی مردم تاثیر گذاشت. مردم روز به روز ضعیف تر شدند و ارزش پول ایران به پایین ترین حد خود رسید. مردم ضعیف شدند اما به زندگی ادامه دادند. آنها یادگرفتند که دلار بالا می‌رود و زندگی ادامه دارد. آنها هم مانند مردم ژاپن که به زلزله عادت کرده‌اند، به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. مردم عادت کرده‌اند اما نمی‌دانم چرا مسؤولان کشور هم به این بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند. گویی آنها هم به این باور رسیده‌اند که در برهه‌ای از زمان و با توجه به سیاست‌های داخلی و خارجی قیمت دلار بالا می‌رود. سوالی جدی که در این میان مطرح می‌شود این است که چرا دولت، مجلس و نهادهای موازی این دو، فکری به حال دلار و افزایش آن نکرده‌اند؟ یکی از راهکارها که در دنیا تجربه شده است کاهش هزینه‌های دولت است. وقتی باید دولت بودجه‌ دستگاه‌های کم بازده اقتصادی را تامین کند و بعضا از دریافت مالیات از آنها نیز منع شده است، برای تامین ریال مورد نظر آنها یا باید اسکناس بدون پشتوانه چاپ کند یا از دلار تامین کند. به عبارت دیگر بودجه بخشی از این سازمان‌هایی که مدیران آن را در برنامه‌های مختلف تلویزیونی یا مراسم رسمی مشاهده می‌کنیم که در حال شعار دادن، افتخار کردن و ادعاهای مختلف هستند از محل همین افزایش تورم تامین می‌شود. انتظار این بود که در تمام این سال‌ها مسؤولان مملکت برای دلار و ریال فکری می‌کردند و اجازه نمی‌دادند اینگونه با بالا و یا پایین رفتن یک ارز خارجی، زندگی ایرانی‌ها اینچنین دچار تغییرات ریز و درشت شود. قطعا یکی از وظایف حاکمان در هر سرزمینی، سامان دادن به زندگی مردم است و متاسفانه مسؤولان ایرانی نتوانستند در این زمینه موفق باشند. بالارفتن دلار در سال‌های مختلف و تاثیر آن بر زندگی مردم دقیقا نشان از این معنا دارد. مسؤولان باید توجه کنند مردم به بالا رفتن قیمت دلار عادت کرده‌اند اما این عادت با خستگی همراه است. آنها از شرایط بودجود آمده خسته شده‌اند و دیگر تحمل این همه سختی در زندگی را ندارند. آنها نمی‌توانند ببیند با بالا رفتن قیمت دلار اقلیتی به ثروت‌های قارونی برسند ...

تازه ترین اخبار