رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۷
  • الأحد ۷ ربيع ثاني ۱۴۴۰
  • 2018 Sunday 16 December
تهران لطیف
۶(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.٢۵(in)
محدوده دید ۴.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.٢۵(in)
  • سه شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۷ - ۰۷:۲۸
  • کد خبر : 45115
  • مشاهده : 53 بازدید
  • خبر مهم3
  • چاپ خبر : ظرفیت فراموش‌شده
علیرضا سلطانی؛

ظرفیت فراموش‌شده

یکی از نگرانی‌های بزرگ تولیدکنندگان نفت در شرایط حاضر، تأثیر منفی تشدید تنش‌های سیاسی میان ایران و عربستان سعودی بر قیمت نفت در بازارهای جهانی است. نگرانی مزبور عمدتا ناشی از این مسئله است که افزایش تنش‌های سیاسی میان ایران و عربستان، به‌عنوان دو تولیدکننده بزرگ اوپک، اجماع نظری‌ را که از یک سال و […]

یکی از نگرانی‌های بزرگ تولیدکنندگان نفت در شرایط حاضر، تأثیر منفی تشدید تنش‌های سیاسی میان ایران و عربستان سعودی بر قیمت نفت در بازارهای جهانی است. نگرانی مزبور عمدتا ناشی از این مسئله است که افزایش تنش‌های سیاسی میان ایران و عربستان، به‌عنوان دو تولیدکننده بزرگ اوپک، اجماع نظری‌ را که از یک سال و نیم پیش درباره محدودیت عرضه نفت به بازارها ایجاد شده است، تحت‌الشعاع قرار داده و زمینه برهم‌خوردن این توافق و به دنبال آن سقوط دوباره قیمت‌ها در بازار شود.

واقعیت این است که توافق برای کاهش عرضه نفت به بازارها که البته محدود به کشورهای عضو اوپک هم نیست، توافقی بزرگ، بی‌سابقه و درعین‌حال راهبردی برای کشورهای تولیدکننده نفت به‌شمار می‌آید. این توافق که زمینه افزایش قیمت نفت را پس از یک دوره کاهش شدید قیمت نفت فراهم کرد، در درجه نخست حاصل تعامل مثبت دو قدرت نفتی یعنی ایران و عربستان بود. همراهی راهبردی ایران و عربستان با وجود بالاگرفتن تنش‌های نفتی بین دو کشور در نتیجه اجرای برجام و بازگشت ایران به بازارهای جهانی نفت، نه‌تنها زمینه و بستر همراهی اعضای اوپک را فراهم کرد، بلکه برای نخستین‌بار تولیدکنندگان عمده نفت غیراوپک، به‌ویژه روسیه را نیز به همکاری با اوپک وادار کرد.

به این ترتیب روندی جدید و مؤثر در تعامل اوپکی‌ها و غیراوپکی‌ها ایجاد کرد؛ روندی که پس از تقریبا یک سال و نیم از زمان توافق و نمایان‌شدن آثار مثبت این توافق، زمینه بروز زمزمه‌های تشکیل سازمانی فراگیرتر در بازار با حضور کشورهای تولیدکننده عضو اوپک و غیراوپک شده است.

اگرچه چنان‌که بیان شد، در ایجاد این توافق، همکاری و تعامل ایران و عربستان بسیار تعیین‌کننده بود؛ اما اجرای موفق این توافق و تداوم آن، حاصل حضور و پایبندی کشورهای تولیدکننده نفت به این توافق ازجمله کشورهای غیراوپک به‌ویژه روسیه است. بنابراین دو کشور ایران و عربستان به‌خوبی به این واقعیت اعتقاد دارند که توافق نفتی، منافع زیادی را برای کشورهای تولیدکننده در زمان اجرای آن به همراه داشته و این توافق که به‌سختی به‌خصوص در همراه‌کردن غیراوپکی‌ها به‌دست‌آمده، نباید در میانه راه و در شرایطی که می‌تواند زمینه‌ساز ایجاد سازوکاری جدید و مؤثر در بازار نفت به سود کشورهای تولیدکننده نفت متعارف باشد، رها شود.
هر دو کشور ایران و عربستان در زمان اجرای توافق اخیر از مواهب و دستاوردهای آن به‌خوبی برخوردار شده‌اند.

بنابراین همان‌گونه که در یک سال و نیم گذشته، دو کشور مراقبت کرده‌اند که چالش‌ها و تنش‌های سیاسی تشدید آن، خلل و تأثیری منفی بر اجرای توافق نفتی نداشته باشد، به نظر می‌رسد در آینده و تا زمانی که اجماع عمومی کشورهای تولیدکننده نفت بر تداوم اجرای این توافق است، تنش‌های سیاسی ایران و عربستان تأثیری منفی بر توافق نداشته باشد. این مهم از رفتار محتاطانه و توأم با همکاری دو کشور در اوپک و خارج از آن در یک سال و نیم گذشته کاملا هویداست.

با وجود رقابت‌های سخت دو کشور در حوزه‌های مختلف، به‌ویژه جذب مشتریان نفتی در بازار و همچنین تلاش برای افزایش تولید و رقابت در میادین مشترک نفتی، ایران و عربستان در ١٨ ماه گذشته نشان داده‌اند کاملا به توافق نفتی متعهد بوده و تلاش دارند این توافق و منافع حاصله از آن را از گزند تنش‌های سیاسی روزمره دور نگه دارند. علاوه بر این، باید بر این نکته نیز تأکید کرد که تولیدکنندگان عمده نفت در اوپک و خارج از آن نیز در قالب مراقبت کلی از توافق نفتی، تلاش دارند توافق یادشده را از گزند اختلافات و تنش‌های سیاسی ایران و عربستان دور نگه دارند. این شرایط البته نمی‌تواند در بلندمدت تداوم داشته باشد؛ چراکه ممکن است در پرتو افزایش تنش‌های سیاسی و… میان ایران و عربستان، نفت به ابزاری برای اعمال فشار برای طرفین تبدیل شود.

نکته پایانی اینکه درحال‌حاضر نفت و اوپک مهم‌ترین و مؤثرترین کانال ارتباطی ایران و عربستان به‌شمار می‌آیند. همکاری و تعامل نفتی ایران و عربستان می‌توانست و می‌تواند آغازی برای کاهش تنش‌های سیاسی دو کشور باشد؛ ظرفیت و فرصتی که متأسفانه از آن تاکنون بهره‌برداری نشده و بیم آن نیز می‌رود که همچنان بلااستفاده باقی بماند.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

تکرار بازی برجام با FATF؛

ملاک همچنان «جیب مردم» است؟

حسن روحانی-۱۹ آذر ۹۷- در نشست با وزیر و مدیران ارشد وزارت راه و شهرسازی گفت: «اینکه برجام باشد یا نباشد باید برای مردم ترجمه شود که بودن آن چه قدر سود دارد و نبودنش چقدر می‌تواند ضرر داشته باشد». به گزارش حامی خبر؛ رئیس جمهور در ادامه با تأکید بر اینکه بدون همکاری با بانک‌های خارجی هزینه‌ها ۲۰ درصد گران‌تر و با وجود همکاری هزینه‌ها کاهش می‌یابد، تصریح کرد: «اگر FATF، باشد هزینه‌ها ۲۰ درصد ارزان‌تر است و بدون آن گران‌تر خواهد بود و کسی که علیه این مسأله شعار می‌دهد، باید هزینه‌اش را هم بپردازد. پذیرفتنی نیست که یک نفر در ارگان و نهادی شعار دهد و آثار این شعار برای مردم ترجمه نشود». آقای روحانی گفته است که «اینکه برجام باشد یا نباشد باید برای مردم ترجمه شود که بودن آن چه قدر سود دارد و نبودنش چقدر می‌تواند ضرر داشته باشد». جناب رئیس جمهور باید توجه داشته باشد که مردم نیازی به ترجمه شدن مسئله برجام ندارند. خود ایشان قبلاً در این زمینه راهکار داده است و تاکید داشته که «ملاک، جیب مردم است». بدون برجام دلار حدود ۳۰۰۰ تومان بود و با برجام دلار تا آستانه ۱۸۰۰۰ تومان نیز افزایش پیدا کرد و اکنون نیز در کانال ۱۰ و ۱۱ هزارتومان قرار دارد. این در حالی است که مردم در اثر تبلیغات و عملیات روانی ستاد برجام اینگونه تصور می‌کردند که قیمت هر دلار در پسابرجام ۱۰۰۰ تومان خواهد شد. بدون برجام سکه حدود یک میلیون تومان بود اما در پسابرجام قیمت سکه تا آستانه ۵ میلیون تومان نیز افزایش یافت و اکنون قیمت سکه حدود ۳ میلیون و ۷۰۰ هزار تومان است. بدون برجام پراید حدود ۲۰ میلیون تومان بود ولی با برجام به حدود ۴۰ میلیون تومان رسید. قیمت خودرو در پسابرجام به طرز سرسام آوری افزایش یافت. در مهرماه سال ۹۲ -۲ ماه پس از آغاز به کار دولت روحانی-متوسط قیمت هر مترمربع آپارتمان در تهران، سه میلیون و ۷۶۴ هزار تومان بوده اما در مهر ۹۷ متوسط قیمت هر مترمربع واحد مسکونی به هشت‌میلیون و ۶۳۳ هزار تومان افزایش یافت. به عبارت دیگر در بازه زمانی مهرماه ۹۲ تا مهرماه ۹۷ قیمت متوسط یک مترمربع آپارتمان در تهران حدود ۱۳۰ درصد افزایش یافت. در فاصله زمانی سال ۹۶ تا ۹۷ و دقیقاً زمانیکه مسئولان دولتی مدعی بودند که زمان رسیدن میوه‌های برجام است، نرخ اجاره بها برای یک واحد مسکونی ۵۰ متری از ۴۰۰ هزار به ۷۰۰ هزار تومان و با افزایش ۱۰ میلیونی ودیعه مواجه شد. بدهی خارجی ایران در ابتدای دی ۱۳۹۴ یعنی قبل از اجرای برجام، ۵ میلیارد و ۶۷۵ میلیون دلار بود. بر اساس آخرین آمارهای بانک مرکزی، بدهی خارجی ایران در پایان سال ۱۳۹۶ به ۱۰ میلیارد و ۹۱۰ میلیون دلار افزایش یافته است. یعنی مدت ۲ سال و سه ماه از اجرای برجام، ایران از لحاظ بدهی خارجی، ۹۲ درصد مقروض‌تر شده است. (افزایش حدوداً ۲ برابری بدهی خارجی کشور.) در پسابرجام واردات به طرز نگران کننده‌ای افزایش یافت. در سال ۱۳۹۶ میزان واردات (واردات گمرکی + غیرگمرکی + واردات خدمات) به  ۹۳.۸ میلیارد دلار رسید که نسبت ...

تازه ترین اخبار