رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۷
  • الأربعاء ۶ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Wednesday 17 October
تهران لطیف
٢٠(°C)
وزش باد ٧(mph)
فشار ٢۶.١٨(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۶.١٨(in)
  • چهارشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۷ - ۱۱:۰۳
  • کد خبر : 53397
  • مشاهده : 39 بازدید
  • پیشخوان
  • چاپ خبر : در تاسوعای سال ۶۱ هجری چه گذشت؟/ اشعاری که حضرت عباس(ع) به عنوان رجز خواند/ چگونگی شهادت علمدار کربلا /سوگواری قمر منیر بنی هاشم(ع) در شهر‌های مختلف با آداب و رسوم مختلف

هنگامی که حضرت عباس علیه‌السلام به شهادت رسیدند امام حسین علیه‌السلام فرمودند: «الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْری وَقَلَّتْ حِیلَتی»؛ اینک کمرم شکست و راه چاره بر من محدود شد.

داستان شجاعت و صلابت عباس (ع) مدت‌ها پیش از ولادت او، از روزی آغاز شد که امیرالمؤمنین (ع) از برادرش عقیل خواست تا برای او زنی برگزیند که ثمره ازدواجشان، فرزندانی شجاع و برومند در دفاع از دین و کیان ولایت باشد. [۱] او نیز «فاطمه» دختر «حزام‌بن‌خالدبن‌ربیعه» را برای همسری مولای خویش انتخاب کرد که بعدها «ام‌البنین» خوانده شد. این پیوند در سحرگاه جمعه، چهارمین روز شعبان المبارک سال ۲۶ ه. ق به بار نشست. [۲]

به گزارش حامی خبر؛ نخستین آرایه‌های شجاعت، در همان روز، زینت‌بخش غزل زندگانی عباس (ع) گردید: آن لحظه‌ای که علی (ع) او را «عباس» نامید. نامش به خوبی بیانگر خلق و خوی حیدری او بود. علی (ع) طبق سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در گوش او اذان و اقامه گفت. سپس نوزاد را به سینه چسباند و بازوان او را بوسید و اشک حلقه چشمانش را فرا گرفت. ام‌البنین از این حرکت شگفت‌زده شد و پنداشت که عیبی در بازوان نوزادش است. دلیل را پرسید و نگارینه‌ای دیگر بر کتاب شجاعت و شهامت عباس (ع) افزوده شد. امیرالمومنین (ع) حاضران را از حقیقتی دردناک اما افتخارآمیز، که در سرنوشت نوزاد می‌دید، آگاه نمود که چگونه این بازوان، در راه مددرسانی به امام حسین (ع) از بدن جدا می‌گردد و افزود: «ای ام‌البنین! نور دیده‌ات نزد خداوند منزلتی سترگ دارد و پروردگار در عوض آن دست‌های بریده، دو بال به او ارزانی می‌دارد که با فرشتگان خدا در بهشت به پرواز درآید؛ آن سان که پیش‌تر این لطف به جعفربن‌ابی‌طالب شده است.»[۳]

اشک در چشمان ام‌البنین (ع) حلقه زد. او طالع فرزند خود را بلند می‌دید و هیچ چیز را برتر از این نمی‌پنداشت که فرزندش، فدایی راه امام خویش گردد. شادی جشن میلاد عباس (ع) با گریه درآمیخت و شیرینی خرسندی تولد او با بغض سنگین حسرت، فرو خورده شد؛ ولی افتخار و غرور از چشمان همه خوانده می‌شد.

وقایع تاسوعای سال ۶۱ هجری

روز نهم ماه محرم الحرام سال ۶۱ هجری که معروف به تاسوعا است، آخرین روزی بود که امام حسین (ع) و یارانش شبانگاه آن را درک کرده­ بودند و این روز به شب عاشورا پیوند خورد. بدین جهت در نزد مسلمانان و محبان اهل بیت (ع) از اهمیت بالایی برخوردار است. در این روز مهم، چند رویداد سرنوشت ساز در سرزمین کربلا واقع گردید که به آن ها اشاره می ­کنیم

روز نهم ماه محرم الحرام سال ۶۱ هجری که معروف به تاسوعا است، آخرین روزی بود که امام حسین (ع) و یارانش شبانگاه آن را درک کرده­ بودند و این روز به شب عاشورا پیوند خورد. بدین جهت در نزد مسلمانان و محبان اهل بیت (ع) از اهمیت بالایی برخوردار است. در این روز مهم، چند رویداد سرنوشت ساز در سرزمین کربلا واقع گردید که به آن ها اشاره می­ کنیم:

ورود لشکر تازه نفس دشمن به کربلا

در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد، و شمر نامه ابن زیاد را آورد. (۴)

امان نامه برای فرزندان ام البنین (ع)

در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس (ع) و برادرانش امان نامه آورد. (۵) آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبدالله الحسین (ع) رسانید و بانگ برآورد: «أین بنو اختنا»؛ پسران خواهر ما کجایند؟ ولی آن بزرگواران جواب ندادند. امام حسین (ع) فرمودند: جواب او را بدهید اگر چه فاسق است.

حضرت عباس (ع) در جواب فرمودند: چه می گویی؟ شمر گفت: من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده­ ام. شما خود را به خاطر حسین (ع) به کشتن ندهید.

حضرت عباس (ع) با صدای بلند فرمود: “لعنت خدا بر تو و امیر تو (و برامان تو) باد. ما را امان می­دهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد!؟ “(۶)

محاصره خیمه های آل الله

امام صادق (ع) فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین (ع) و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتل آن حضرت اجتماع نمودند، و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر کثرت سپاه ولشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند، و آن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند و یقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد و اهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود. (۷)

مهلت برای راز و نیاز

وقتی عمر سعد لشکر را آماده جنگ با امام (ع) نمود و معلوم شد که قصد جنگ دارد، حضرت به برادرش عباس (ع) فرمود : نزد دشمنان برو و به آنها بگو امشب را به ما مهلت بدهند چرا که :  «و هو یعلم انی احب الصلاه له و تلاوه کتابه»  (خداوند می داند و گواه است که من و نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم).

پس حضرت عباس(ع) نزد سپاهیان دشمن بازگشت و ازآنها شب عاشورا را برای نماز وعبادت مهلت خواست عمربن سعد درموافقت با این درخواست مردد بود وسرانجام ازلشکریان خود پرسید که: “چه باید کرد؟ ”

عمروبن حجاج گفت:” سبحان الله اگر اهل دیلم (کنایه ازمردم بیگانه) و کفار از تو چنین تقاضائی می­کردند سزاوار بود که با آنها موافقت کنی. ”

قیس بن اشعث گفت: “درخواست آنها را اجابت کن به جان خودم سوگند که آنها صبح فردا با تو خواهند جنگید. ”

ابن سعد گفت:”بخدا سوگند که اگربدانم چنین کنند هرگز با درخواست آنها موافقت نکنم. “(۸)

و عاقبت فرستاده ابن سعد به نزد حضرت عباس بن علی (ع) آمد و گفت:

“ما به شما تا فردا مهلت می­دهیم اگرتسلیم شدید شما را به نزد عبیدالله بن زیاد خواهیم فرستاد واگر سرباز زدید، دست ازشما برنخواهیم داشت. “(۹)

اتمام حجت با اصحاب

در عصر این روز امام حسین (ع) در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند. (۱۰)

چگونگی شهادت ابوالفضل العباس(ع)

عبّاس بن علی علیه‌السلام پرچمدار لشکر امام حسین علیه‌السلام بود. در روز عاشورا هنگامی که دید تمام یاران و برادران و عموزادگان شربت شهادت نوشیدند، گریست و به شوق دیدار پروردگار جلو آمد و پرچم را بر گرفت و از برادرش امام حسین علیه السلام اجازه میدان خواست.

امام علیه‌السلام (که از فراق برادر سخت ناراحت بود) به سختی گریست به گونه‌ای که محاسن شریفش از اشک دیدگانش، تر شد، و فرمود: «یا أَخی کُنْتَ الْعَلامَهَ مِنْ عَسْکَری وَ مُجْمِعَ عَدَدِنا، فَإِذا أَنْتَ غَدَوْتَ یَؤُلُ جَمْعُنا إِلَی الشِّتاتِ، وَ عِمارَتُنا تَنْبَعِثُ إِلَی الْخَرابِ»

برادر جان! تو نشانه (شکوه و عظمت و) برپایی سپاه من و محور پیوستگی نفرات ما هستی. اگر تو بروی (و شهید شوی)، جمعیّت ما پراکنده، و ویران می‌شود.

عبّاس علیه‌السلام عرض کرد: «فِداکَ رُوحُ أَخیکَ یا سَیِّدی! قَدْ ضاقَ صَدْری مِنْ حَیاهِ الدُّنْیا، وَ أُریدُ أَخْذَ الثَّارِ مِنْ هؤُلاءِ الْمُنافِقِینَ»

جان برادرت فدایت، ای سرورم! سینه‌ام از زندگانی دنیا به تنگ آمده است، می‌خواهم از این منافقان انتقام (آن خون‌های پاک را) بگیرم.

امام علیه‌السلام فرمود: «إِذا غَدَوْتَ إِلَی الْجِهادِ فَاطْلُبْ لِهؤُلاءِ الْأَطْفالِ قَلیلًا مِنَ الْماءِ»

اینک که آهنگ میدان داری برای این کودکان، آبی تهیّه کن.

حضرت عبّاس علیه‌السلام رهسپار میدان شد و آنان را موعظه کرد و از عذاب خدا ترساند، ولی اثری نبخشید.

به نزد برادرش بازگشت و ماجرا را گزارش داد، که ناگهان صدای العطش کودکان به گوشش رسید، بی درنگ بر اسب شد و نیزه و مشک را برداشت و به سوی فرات روانه شد.

چهار هزار تن از مأموران فرات، آن حضرت را محاصره کردند و هدف نیزه‌ها قرار دادند ولی آن حضرت دلاورانه لشکر دشمن را شکافت و هشتاد نفر از آنان را به خاک هلاکت افکند و وارد فرات شد.

«فَلَمَّا أَرادَ أَنْ یَشْرَبَ غُرْفَهً مِنَ الْماءِ ذَکَرَ عَطَشَ الْحُسَیْنِ وَأَهْلِ بَیْتِهِ فَرَضَّ الْماءَ وَمَلَأَ الْقِرْبَهَ»

هنگامی که خواست مقداری آب بیاشامد تشنگی امام حسین علیه‌السلام و اهل‌بیتش را به خاطر آورد، آب را روی آب ریخت، مشکش را پر کرد. (۱۱)

آنگاه مشک را بر دوش راست خود نهاد و به‌ سوی خیمه رهسپار شد و چنین گفت:

یا نَفْسُ مِنْ بَعْدِ الْحُسَیْنِ هُونِی /  وَبَعْدَهُ لا کُنْتِ أَنْ تَکُونِی‌

هذا حُسَیْنٌ وارِدُ الْمَنُونِ / وَتَشْرَبینَ بارِدَ الْمَعینِ

هَیْهاتُ ما هذا فِعالُ دینِی‌ / وَلا فِعالُ صادِقِ الْیَقینِ

«ای نفس (عباس)! زندگی پس از حسین علیه‌السلام خواری و ذلت است، مبادا پس از او زنده بمانی.

این حسین است که شربت مرگ می‌نوشد و تو می‌خواهی آب سرد و گوارا بنوشی!؟

هیهات! چنین کرداری، از آیین من نیست و نه کردار شخص راست باور.

سپاه خون آشام ابن سعد اطرافش را گرفتند. عباس دلیرانه در آن میان حمله می‌کرد و این رجز را می‌ خواند:

لا أَرْهَبُ الْمَوْتَ إِذَا الْمَوْتُ رَقا / حَتَّی أُواری‌ فِی الْمَصالیتِ لَقا

نَفْسِی لِسِبْطِ الْمُصْطَفی‌ الطُّهْرِ وَقا / إِنِّی انَا الْعَبَّاسُ اغْدُو بِالسَّقا

وَلا أَخافُ الشَّرَّ یَوْمَ الْمُلْتَقی‌

هنگامی که مرگ فرا رسید، مرا از آن باکی نیست، تا آن هنگام که شمشیرها مرا در خاک افکنند.

من جانم را سپر فرزند زاده پیامبر پاکیزه خوی قرار داده‌ام، من همان عباسم که سمت سقائی دارم، و از سختیِ نبرد، واهمه‌ای ندارم. (۱۲)

دشمن خود را باخته بود، توانِ مقابله رویارو با آن حضرت را نداشت، لذا پشت درختها کمین کرده بودند. «نوفل ازرق» دست راست قمر بنی‌هاشم را قطع نمود و آن جناب مشک را به دوش چپ نهاد و پرچم و شمشیر را به دست چپ گرفت و این رجز را خواند:

وَاللَّهِ إنْ قَطَعْتُمُ یَمینی / إِنِّی أُحامِی أَبَداً عَنْ دینِی‌

وَ عَنْ إِمامٍ صادِقِ الْیَقینِ / نَجْلِ الْنَّبِیِّ الطَّاهِرِ الْأَمینِ‌

به خدا سوگند! اگر چه دست راستم را قطع نمودید، ولی من پیوسته از دینم حمایت می‌کنم و از امامی صادق الایمان که فرزند پیامبر پاک و امین است، حمایت می‌کنم.

آنگاه «نوفل ارزق» و «حکیم بن طفیل» از کمینگاه بر آن حضرت حمله کردند و دست چپ او را از بدن جدا کردند. آن حضرت پرچم را به سینه خود چسبانید و این رجز را خواند:

یا نَفْسُ لا تَخْشَ مِنَ الْکُفَّارِ / وَأَبْشِری‌ بِرَحْمَهِ الْجَبَّارِ

مَعَ النَّبِیِّ السَّیِّدِ الُمخْتارِ / قَدْ قَطَعُوا بِبَغْیِهِمْ یَسارِی‌

فَأَصْلِهِمْ یا رَبِّ حَرَّ النَّار

ای نفس! از کفار هراسی نداشته باش، تو را بشارت باد بر رحمت خداوند جبران کننده و هم‌نشینی با پیامبر بزرگ و برگزیده. اینان دست چپم را به ستم قطع کردند، خدایا حرارت آتش را به آنان بچشان. (۱۳)

آنگاه، مشک را به دندان گرفت، چیزی نگذشت که تیری بر مشک اصابت کرد و آبهای آن فرو ریخت.

تیر دیگری بر سینه مبارکش اصابت کرد و بعضی نوشته‌اند تیری بر چشم حضرت نشست و مردی از قبیله تمیم با عمود آهنین بر فرق مبارکش زد که از اسب به زمین افتاد. «وَنادی‌ بِأعْلی‌ صَوْتِهِ: أَدْرِکْنی‌ یا أَخِی» با صدای بلند فریاد زد: برادر مرا دریاب. (۱۴)

هنگامی که امام حسین علیه‌السلام بر بالینش رسید وی را شهید دید، پس گریست.

همچنین نقل شده است: هنگامی که عباس علیه‌السلام شهید شد امام حسین علیه‌السلام فرمود: «الْانَ إِنْکَسَرَ ظَهْری وَقَلَّتْ حِیلَتی» اینک کمرم شکست و راه چاره بر من محدود شد.

آنگاه گریست و این اشعار را خواند:

تَعَدَّیْتُمْ یا شَرَّ قَوْمٍ بِبَغْیِکُمْ / وَ خالَفْتُمْ دینَ النَّبِیِّ مُحَمَّدٍ

أَما کانَ خَیْرُ الرُّسُلِ أوْصاکُمْ بِنا / أَما نَحْنُ مِنْ نَجْلِ النَّبِیِّ المُسَدَّدِ

أما کانَتِ الزَّهْراءُ أُمّی دُونَکُمْ / أما کانَ مِنْ خَیْرِ الْبَرِیَّهِ أحْمَدَ

لُعِنْتُمْ وَ أُخْزیتُمْ بِما قَدْ جَنَیْتُمْ / فسَوْفَ تَلاقُوا حَرَّ نارٍ تُوَقَّدُ

ای بدترین مردم! با ستمکاری خویش بر ما تعدّی کردید، و با آیین پیامبر خدا محمّد صلی الله علیه و آله مخالفت ورزیدید.

آیا بهترین پیامبر، سفارش ما را به شما نکرده بود؟ آیا ما از نسل پیامبر راستین نیستیم؟

آیا جز این است که حضرت زهرا علیهاالسلام مادر من است نه شما؟ آیا او از نسل بهترین انسان‌ها نبود؟

به سبب جنایتی که مرتکب شدید ملعون و خوار گشتید، و به زودی گرفتار آتش شعله‌ور الهی خواهید شد. (۱۵)

***

وعده ای داده ای و راهی دریا شده ای
خوش به حال لب اصغر که تو سقا شده‌ای

آب از هیبت عباسی تو می‌لرزد
بی عصا آمده‌ای حضرت موسی شده‌ای

به سجود آمده‌ای یا که عمودت زده ‌اند
یا خجالت زده‌ای وه که چه زیبا شده ‌ای

یا اخا گفتی و ناگه کمرم درد گرفت
کمر خم شده را غرق تماشا شده ‌ای

منم و داغ تو و این کمر بشکسته
توئی و ضربه‌ای و فرق ز هم وا شده‌ ای

سعی بسیار مکن تا که ز جا برخیزی
کمی هم فکر خودت باش ببین تا شده ‌ای

مانده‌ام با تن پاشیده‌ات آخر چه کنم؟
ای علمدار حرم مثل معما شده ‌ای

مادرت آمده یا مادر من آمده است
با چنین حال به پای چه کسی پا شده ‌ای

تو و آن قد رشیدی که پر از طوبی بود
در شگفتم که در این قبر چرا جا شده ‌ای

(علی اکبر لطیفیان)

مشک برداشت که سیراب کند دریا را
رفت تا تشنگی‌اش آب کـند دریا را

آب روشن شد و عکـس قمر افتاد در آب
ماه می‌خواست که مهتاب کند دریا را

تشنه می‌خواست ببیند لـب او را دریا
پس ننوشید که سیراب کند دریا را

کوفه شد علقمه، شقّ القمری دیگر دید
ماه افتاد که محراب کند دریا را

تـا خجالت بکشد، سرخ شود چهره آب
زخم می‌خورد که خوناب کند دریا را

ناگهان موج برآمد که رسید اقیانوس
تا در آغوش خودش خواب کند دریا را

آب مهریّه ی گل بود والّا خـورشید
در توان داشت که مرداب کند دریا را

روی دست تو ندیده است کسی دریا را
چون خدا خواست که نایاب کند دریا را

ایران اسلامی در روز تاسوعای حسینی در ماتم شهادت امام حسین(ع) و برادر مظلومش آقا اباالفضل‌العباس(ع) سراسر سیاه پوش و عزادار است.

مردم کشور در شهر‌های مختلف با آداب و رسوم همان شهر مشغول عزاداری سید‌الشهدا(ع) و یاران باوفایش هستند. شاید ظاهر برخی عزاداری‌ها در گویش، نوحه‌، آهنگ و یا حتی نحوه سینه‌زنی تفاوت کند اما همه عزاداری‌ها به سمت یک نفر و آن هم قمر منیر بنی هاشم حضرت ابوالفضل‌العباس (ع) است.

حرم مطهر امام رضا(ع) پذیرای دسته‌های مختلف عزاداری است که از نقاط مختلف مشهد و کشور راهی مشهد مقدس شده‌اند و در صحن‌های مختلف آستان امام هشتم به عزاداری می‌پردازند. همچنین ویژه برنامه‌های مختلفی در رواق امام خمینی(ره) و صحن جامع رضوی برای عزاداران درنظر گرفته شده است.

امشب و از ساعت ۲۲:۳۰ محفل بزرگ قرآنی برای احیای شب عاشورا در رواق بزرگ امام خمینی(ره) حرم برپا می شود و در این محفل قاریان ملی و بین‌المللی آستان قدس رضوی از جمله جواد پناهی، مختار دهقان به همراه علیرضا رضایی قاری بین‌المللی اهل کشور افغانستان و محمدحسین مطرود و نقی ذاکر از قاریان ممتاز کشورهای عراق و پاکستان به تلاوت آیاتی از کلام الله مجید می‌پردازند.

مراسم مقتل‌خوانی مهم‌ترین برنامه حرم حضرت معصومه(س) است که امروز در این آستان نورانی باحضور حجت‌الاسلام‌ ظهیری و حضور پرشور مردم در حال برگزاری است، همچنین مراسم احیای شب عاشورا امشب از ساعت یک بامداد همراه با اجرای برنامه‌های قرآنی برگزار خواهد شد.

حرم مطهر حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در روز تاسوعای حسینی شاهد حضور دسته‌های عزاداری است که از نقاط مختلف تهران و ری راهی این آستان نورانی شده‌اند. امروز در این آستان نورانی حجت‌الاسلام سعیدیان سخنرانی و مجتبی باقری به مرثیه‌سرایی می‌پردازد. همچنین آیین احیای قرآنی شب عاشورا امشب در حرم مطهر سید‌الکریم(ع) برگزار می‌شود.

آستان مقدس امامزادگان سراسر کشور هم میزبان عزاداران سید‌الشهدا(ع) هستند و در این راستا مراسم عزاداری در ۲ هزار ۳۵۰ آستان امامزاده کشور برگزار درحال برگزاری است.

حسینیه اعظم زنجان در روزی که مزین به نام حضرت ابالفضل العباس(ع) است یکپارچه سیاه‌پوش شده و دسته عزاداری حسینیه اعظم زنجان باحضور صد‌ها هزار نفر از محل این حسینیه واقع در خیابان فردوسی حرکت خود را آغاز و پس از عبور از سبزه‌میدان و خیابان امام در محل امام‌زاده سید ابراهیم (ع) زنجان به پایان خواهد رسید.

در تهران هم مراسم های مختلفی در حال برگزاری است که در این میان آیین عزاداری بازار تهران و حرکت دسته‌های مختلف با استقبال بالای عزاداران روبرو است، همچنین در میدان امام حسین(ع) هم شاهد تجمع گسترده مردم و عزاداری آنها هستیم. حرم مطهر امام خمینی(ره) هم برنامه‌های مختلفی برای عزاداران تدارک دیده و حجت‌الاسلام علوی سخنران امروز برنامه‌های حرم است.

آذری زبان‌ها که ارادت ویژه‌ای به دردانه ام‌البنین حضرت اباالفضل(ع) دارند در روز تاسوعای حسینی در شهر‌های مختلف عزاداری‌های باشکوهی باحضور صد‌ها هزار نفر برپا‌ کرده‌اند که در این میان عزاداری مردم اردبیل در میدان عالی قاپوی این شهر باشکوه خاصی درحال برگزاری است، همچنین مردم شهر‌های تبریز، ارومیه و دیگر شهر‌های آذری زبان با برگزاری تجمعات ده‌ها هزار نفری به سوگواری برای امام حسین(ع) و یاران باوفایش در روز تاسوعا می‌پردازند.

حاج حسین فخری مداح اهل بیت(ع) باحضور در مسجد جامع خرمشهر به مرثیه‌سرایی و نوحه‌خوانی در عزای قمر منیر بنی هاشم می‌پردازد که این مراسم با استقبال باشکوه مردم خرمشهر قهرمان درحال برگزاری است، عزاداری سنتی مردم بندرعباس هم به دلیل برگزاری در کنار سواحل نیلگون خلیج فارس تصاویر زیبایی خلق کرده است. مردم آبادان و اهواز هم بابرپایی آیین سنتی عزاداری، روز تاسوعا را به سوگ امام حسین(ع) و یارانش نشسته‌اند.

مردم شهر یزد هم در نقاط مختلف این شهر از جمله مسجد روضه محمدیه و دیگر حسینیه‌های این شهر با نظم باشکوهی در حال عزاداری روز تاسوعا هستند.

پخش زنده مراسم‌های عزاداری شهر‌های مختلف از شبکه‌های مختلف تلویزیونی اتفاقی است که در چند سال اخیر توسط رسانه ملی انجام می‌شود و در هرکجای ایران مردم می‌توانند از قاب تلویزیون در مراسم عزاداری شهر مختلف شرکت کنند که در این میان عزاداری شهر‌هایی چون مشهد، قم، یزد، بوشهر، آبادان، اهواز، بم، بندرعباس، زاهدان، گرگان، تبریز، اردبیل، اهواز، ارومیه، ایلام، ساری، اصفهان، سمنان، خرم‌آباد، کرمانشاه، شهرکرد، و… آیین‌های عزاداری از شبکه‌های مختلف سراسری درحال پخش است. همچنین پخش زنده از کربلای معلی هم از دیگر آیتم‌های شبکه‌های مختلف تلویزیونی است که در خلال پخش برنامه‌های عزاداری داخلی پخش می‌شود.

منابع:

۱. نفس المهموم، شیخ عباس قمی، مکتبه بصیرتی، ۱۴۰۵ ق، ص ۳۳۲.
۲.اعیان الشیعه، سید محسن امین، بیروت، دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۶ ق، ج ۷، ص ۴۲۹.
۳. خصائص العباسیه، محمد ابراهیم کلباسی، مؤسسه انتشارات خامه، ۱۴۰۸ ق، صص ۱۱۹ و ۱۲۰.

۴. اعلام الوری، ج۱، ص۴۵۵؛ فیض العلام، ص۱۴۶.

۵.همان؛ بحار الانوار، ج۴۴، ص۳۶۱.

۶.از مدینه تا مدینه، صص۳۸۱_۳۸۲.

۷.کافی، ج۴، ص ۱۷۴.

۸.مقتل الحسین مقرم، ص ۲۱۲.

۹.الارشاد مفید، ج۲، ص۹۱.

۱۰.مناقب ابن شهر آشوب، ج۴، ص۱۰۷.

۱۱. بحارالانوار علامه مجلسی، ج ۴۵ ص ۴۱

۱۲.اعیان الشیعه، ج ۱ ص ۶۰۸؛ و نگاه شود به: مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴ ص ۱۱۷ و بحارالانوار ج ۴۵ ص ۴۰

۱۳.مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴ ص ۱۱۷ و بحارالانوار، ج ۴۵ ص ۴۰

۱۴.ابصار العین، ص ۳۰

۱۵.مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴ ص ۱۱۷؛ بحارالانوار، ج ۴۵ ص ۴۰؛ عاشورا ریشه‌ها، انگیزه‌ها، رویدادها، پیامدها، ص ۴۹۳

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

وطن امروز؛

چرا باید نگران نظام بانکی باشیم؟

رهبر انقلاب در جلسه اخیر خود با سران قوا بار دیگر درباره بانک‌ها ابراز نگرانی فرمودند و حل مشکلات بانکی را جزو اولویت‌های کاری برشمردند. اما چرا وضعیت بانک‌ها از نظر رهبر انقلاب نگران‌کننده است. همانگونه که بارها در خبرها و مقالات مختلف به آن اشاره شده است، می‌دانیم که مشکل حجم نقدینگی کشور به‌عنوان خطرناک‌ترین معضل اقتصادی کشور مطرح است. حجم نقدینگی که در انتهای سال‌96 از میزان تولید ناخالص کشور سبقت گرفت بر اساس برآوردهای بانک مرکزی اول امسال از 1600هزار میلیارد تومان نیز عبور کرد.  این بدین معناست که روزانه در حدود هزار میلیارد تومان به نقدینگی کشور افزوده می‌شود. براساس آمار رسمی بانک مرکزی حدود 85‌درصد از این نقدینگی به صورت سپرده‌های کوتاه مدت و بلند مدت در اختیار بانک‌های کشور است  بانک‌ها با اعطای سود بالا 15‌درصد به این سپرده‌ها بیشترین سهم را در تولید نقدینگی کشور بر عهده دارند اما نکته تاسفبارتر این است که بررسی ترازنامه بانک‌ها در سال‌96 حاکی از ضرر و زیان بانک‌ها تا چهارهزار میلیارد تومان است. یعنی د‌رحالی‌که بانک در پایان سال مالی دارای سود منفی است اما برای حفظ سهم خود در بازار و جذب مشتری نسبت به اعطای سود به سپرده‌ها اقدام می‌کند. این امر باعث می‌شود ‌اولاً در‌حالی‌که بانک نتوانسته از طریق اعطای تسهیلات به بخش تولید در آمد لازم را کسب کند اقدام به خلق پول در قالب اعطای سود سپرده‌ها می‌نماید و این مبلغ را از طریق استقراض از بانک مرکزی ‌یا سایر راه‌هایی که در خلق پول موثر هستند اقدام می‌کند. یعنی بدون اینکه در کشور تولید انجام شود یا ارزش افزوده‌ای تحقق یابد از طریق خلق پول بدون پشتوانه سود سپرده‌های بانکی تامین می‌شود. ثانیاً بر اساس نظام بانکی دون ربا سود اعطایی به سپرده‌ها علی‌الحساب است و بانک موظف است در پایان سال بر اساس ترازنامه خود میزان سود نهایی را بین سپرده‌گذاران تقسیم کند اما ترازنامه بانک‌ها حاکی از آن است که به‌رغم سود خالص منفی بانک‌ها سود علی‌الحساب به‌عنوا‌ن سود قطعی سپرده‌ها منظور می‌شود. ثالثاً بانک‌ها در مقابل ضرر سال جاری ‌یا ضررهای انباشته سال قبل مجبورند منابع خود را به سمت بازارهای کاذب دلار ‌یا سکه و مسکن سوق دهند و از طرق افزایش شوک‌گونه مسکن طلا ارز و مواردی از این قبیل به جبران بخشی از ضرر و زیان خود اقدام کنند. بنابراین نظام فعلی بانکی کشور که از دایره قانون بانکداری اسلامی پا را فراتر گذاشته است نه تنها در تولید نقدینگی و خلق پول بیشترین سهم را دارد بلکه برای جبران ضررهای سالانه خود مجبور به ورود به بازارهای کاذب است و این امر مخاطرات سنگینی را برای اقتصاد کشور می‌تواند در پی داشته باشد. می‌توان اذعان نمود که نگرانی رهبر انقلاب از نظام بانکی نگرانی بجایی است و از سویی دیگر می‌توان به جرات گفت که مهم‌ترین عامل در به وجود آمدن چنین وضعیتی عدم رعایت اصول بانکداری اسلامی و عدم وجود نظارت نظام مند در سیستم بانکی کشور بوده است. همان چیزی که بسیاری از مراجع تقلید طی سال‌های ...

تازه ترین اخبار