رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 48 خبر


  • جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷
  • الجمعة ۸ صفر ۱۴۴۰
  • 2018 Friday 19 October
تهران لطیف
١۵(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۶.١۵(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۶.١۵(in)
  • پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷ - ۰۹:۵۱
  • کد خبر : 55851
  • مشاهده : 12 بازدید
  • خبر مهم2
  • چاپ خبر : ۱۴۳ نماینده و یک لحاف‌دوز
محمد صرفی/کیهان؛

۱۴۳ نماینده و یک لحاف‌دوز

جلسه روز یکشنبه مجلس درباره لایحه پیوستن به کنوانسیون مبارزه با تامین مالی تروریسم موسوم به CFT بار دیگر ضرورت پیگیری و مطالبه گوهر گمشده شفافیت را آشکار کرد. پیش از به رای گذاشتن لایحه دولت، برخی از نمایندگان مخالف CFT خواستار رای‌گیری علنی شدند. ۱۱۷ نفر با پیشنهاد رای‌گیری علنی موافقت کردند و تعداد […]

جلسه روز یکشنبه مجلس درباره لایحه پیوستن به کنوانسیون مبارزه با تامین مالی تروریسم موسوم به CFT بار دیگر ضرورت پیگیری و مطالبه گوهر گمشده شفافیت را آشکار کرد. پیش از به رای گذاشتن لایحه دولت، برخی از نمایندگان مخالف CFT خواستار رای‌گیری علنی شدند.

۱۱۷ نفر با پیشنهاد رای‌گیری علنی موافقت کردند و تعداد مخالفان ۱۱۱ نفر بود اما با توجه به اینکه ۱۷ نفر از حاضرین رای ممتنع دادند، عملاً تعداد موافقین کمتر از میزان لازم شد و رای‌گیری درباره یکی از جنجالی‌ترین و حساس‌ترین موضوعات کشور در تاریکی انجام شد و لایحه مذکور با ۱۴۳ رای مثبت در برابر ۱۲۰ رای منفی به تصویب رسید. در این میان ۵ نفر رای ممتنع دادند و ۳ تن نیز در رای‌گیری شرکت نکردند.

نکته جالب آنکه تعداد مخالفین الحاق ایران به این کنوانسیون تقریباً برابر با کسانی است که خواستار شفافیت آرای نمایندگان بودند. نمایندگان موافق CFT می‌گویند رای به این الحاق در جهت منافع ملی و مصالح مردم است. در این میان اولین سؤالی که مطرح می‌شود آن است که این نمایندگان محترم اگر چنانچه خود می‌گویند برای حفظ و حراست از منافع ملی و مصالح مردم رای داده‌اند، پس چه باک از شفافیت آن؟! این چه کار افتخارآمیز و ارزشمندی است که آقایان و خانم‌های محترم، نتوانستند و نمی‌توانند با سربلندی به آن بالیده و به عنوان خدمت در کارنامه نمایندگی خود ثبت و به مردم ارائه دهند؟!
حدود یک ماه پیش از این جلسه، طرح یک فوریت الحاق دو تبصره به ماده ۱۱۹ قانون آیین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی در صحن علنی به رای گذاشته شد. در حالی این طرح روز ۱۴ شهریور ماه به رای گذاشته شد که پیش از آن به یکی از سوژه‌های مورد توجه مردم و رسانه‌ها تبدیل شده و مطالبه‌ای عمومی در این باره شکل گرفته بود. حدود ۲۱۰ تن از نمایندگان در موضع‌گیری‌های خود اعلام کرده بودند که موافق آن هستند… اما، نتیجه ماجرا، تاسف‌انگیز، قابل تامل و در عین حال جالب بود.

در روز رای‌گیری یک‌سوم از نمایندگان مجلس غایب بودند. از ۱۹۴ نماینده حاضر تنها ۵۹ تن با فوریت شفافیت آرا اعلام موافق کردند. ۱۰۸ نفر مخالف، ۵ ممتنع و ۲۲ نفر هم اصلاً در رای‌گیری شرکت نکردند. این یعنی تقریباً از هر چهار نماینده‌ای که پیش از این در اظهار نظرهای عمومی گفته بودند موافق شفافیت آرا هستند، وقتی پای عمل به میان آمد تنها یک نفر از آنان به آنچه گفته بودند رای دادند. مسئله روشن و واضح است. موضع‌گیری و اظهار نظر و امضا پای طرح، شفاف است و در معرض سنجش و قضاوت قرار می‌گیرد اما رای‌گیری نه!

وقتی صحنه غبارآلود و غیرشفاف باشد می‌شود خیلی کارها کرد و حرف‌های مربوط و نامربوط را به هم آمیخت و به خورد خلایق داد. یکی از ترفندهای موثر در غبارآلود کردن فضا، دوقطبی کردن ماجراهاست. از سیاست گرفته تا فرهنگ و اقتصاد و رقابت در انتخابات و دیپلماسی و… می‌توان گفت «پناه می‌برم به خدا از بستن دهان منتقدان…» و ادعای بوسیدن دستشان را کرد و هر چند روز یک بار هم به هر بهانه‌ای از آنان شکایت کرد و به دادگاه کشاند. می‌توان ادعای شفافیت کرد و ۷ ماه قانون انتشار عمومی حقوق و مزایای مدیران را پشت گوش انداخت و خم به ابرو نیاورد.

می‌گویند می‌خواهیم با CFT شفافیت بیاوریم. بله! اما برای چه کسی؟ مردم و نهادهای نظارتی خودمان یا دشمن که در این جنگ اقتصادی همچون گرگ به کمین نشسته و منتظر اندک روزنه و نشانه‌ای برای حمله‌ور شدن است؟ کاش دولتمردان و آن ۱۴۳ نماینده مجلس آنقدر که نگران دغدغه و بهانه آمریکا و اروپا هستند، نگران عدم شفافیت برای ملت و نهادهای نظارتی هم بودند که اگر بودند یک لحاف‌دوز بیچاره و سبزی‌فروش بخت برگشته برای کمتر از ۵ میلیون تومان، مورد سوءاستفاده قرار نگرفته و اینک بدهی مالیاتی ۳۰ و ۱۲ میلیارد تومانی نداشتند.

این میزان از ساده‌انگاری سیاسی و ولنگاری مدیریتی عجیب است. ماه‌ها از افتضاح ارز ۴۲۰۰ تومانی که ۱۸ میلیارد دلار از ارز مملکت را به باد داد می‌گذرد اما یکی از آن۱۴۳ نماینده مدعی شفافیت مالی از دولت سؤال نکردند که چطور و چگونه آن میزان از ارز به یغما رفت. یکی سؤال نکرد آن آقای معاون ارزی سابق بانک مرکزی چگونه بدون یک روز سابقه کاری مرتبط از آمریکا آمد و پشت میز که نه پشت مهم‌ترین سنگر جنگ ارزی کشور نشست. کسی هم نپرسید آن آقایی که بهمن ماه حکم انفصال از خدمتش را دیوان محاسبات صادر کرده بود، چگونه به خدمت (خدمت؟!) ادامه داد و بعد از استعفا حکم مشاور رئیس‌جمهور را گرفت. چرا شفافیت را از پاسخ به این پرسش‌ها شروع نمی‌کنید؟

معضل عدم شفافیت فقط در اقتصاد نیست و فضای سیاسی کشور نیز متاثر از این آفت است. کم نیستند مطربانی که ساز عراق می‌سازند و آهنگ بازگشت به حجاز می‌کنند. تابلوی اصولگرایی در دست دارند و هلیم اصلاحات را هم می‌زنند. طرف ۲۰ سال است سر سفره اصلاح‌طلبان زانو زده و هر روز می‌گوید ما اصولگرایان چنین و چنان! نه اصولگرایی، نه اصلاح‌طلبی و نه اعتدال و خط کشی‌ها و اسامی دیگری از این دست، واجد ارزش و اعتباری ذاتی نیستند و هرکس را باید در ترازوی اعمالش سنجید اما در فضای غبارآلود و غیرشفاف، جایی برای موشکافی نمی‌ماند و هر چه فضا غیرشفاف‌تر، اعتبار سنجش‌ها کمتر. سیاستمداری که بر اساس پیش‌بینی وزش باد، صبحانه را با اصولگرایان می‌خورد و ظهر میل اعتدال می‌کند و شب هوس اصلاحات می‌کند، فرصت‌طلبی است که بیشتر به درد کار در سازمان هواشناسی می‌خورد.

بسیاری از مدیران محترم کشور در نهادها و سطوح مختلف، هنوز گمان می‌کنند شفافیت یک انتخاب است که می‌توانند آن را برگزینند یا کنارش بگذارند. سیر حرکت دنیا به گونه‌ای است که این امر مهم دیگر نه یک انتخاب که مسئله‌ای تحمیل‌گر است. شاید دیر و زود داشته باشد اما سوخت و سوز نخواهد داشت. شاید بتوان مدتی از آن فرار و خود را پنهان کرد اما بالاخره باید به آن تن داد. یکی از اصلی‌ترین راه‌های مقابله با تحریم‌ها نیز همین شفافیت است. هرقدر شفافیت داخلی برای کشور ضروری و سودمند است، شفاف‌سازی برای دشمن خطرناک و مشکل‌آفرین است. موضوعی که دولت و آن ۱۴۳ نماینده مجلس، دقیقاً عکس آن عمل کردند؛ رای به عدم شفافیت رای خود و موافقت با شفاف‌سازی برای حریف!

البته در این میان ژست و نمایش شفافیت با هدف فرار از شفافیت نیز موضوع دیگری است که در جای خود باید به آن پرداخت. انتشار ۲۸۰۰ صفحه لیست بی‌سر و ته ارزبگیران دولتی از جمله این نمایش‌های کمدی است که حتی صدای نزدیک‌ترین حامیان دولت را نیز درآورد.

آقای ظریف در مجلس یک بار دیگر جانانه از برجام دفاع کرده و آن را پیروزی و دستاورد خواندند. حریف وی یعنی جان کری به تازگی کتاب خاطرات خود را منتشر کرده و جزئیات جالبی از روند مذاکرات هسته‌ای را روایت کرده است. چرا آقای ظریف و سایر اعضای تیم هسته‌ای گوشه‌ای از خاطرات خواندنی خود از مذاکرات را منتشر نمی‌کنند تا ملت بیش از این با فتح‌الفتوح برجام آشنا شوند؟ آمریکایی‌ها که خود طرف مذاکره بوده‌اند و چیز جدیدی برایشان نیست. صهیونیست‌ها هم که بلافاصله پس از هر دور مذاکره میزبان وندی شرمن بودند و تبادل نظر می‌کردند. فقط مردم خودمان نامحرم هستند؟! تا کی باید مردم قربانی عدم شفافیت شوند؟ از آن ساده‌دلانی که شب توافق به خیال دلار هزار تومانی زدند و رقصیدند تا آن سبزی‌فروش و لحاف‌دوز و رای دهندگان چشم بسته و گوش به فرمان تَکرار!

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمد کاظم انبارلویی/ رسالت؛

نترسید، نترسید

رهبر معظم انقلاب اخیراً در دیدار با اقشار مختلف مردم فرمودند: «آمریکایی‌ها با ما بی‌شرمانه حرف می‌زنند. غیر از تحریم، دو چیز دیگر را مطرح می‌کنند؛ یکی مسئله جنگ و دیگری مذاکره شبه‌ جنگ را مطرح می‌کنند تا ترسوها را بترسانند. نه مذاکره می‌کنیم، نه جنگی صورت خواهد گرفت.» (1) ملت ایران، یک ملت شجاع، مقاوم، سلحشور و بصیر است. 40 سال است پنجه در پنجه قدرت‌های جهان انداخته و هر روز به توانایی خود افزوده و دشمن را در تمامی عرصه‌ها به عقب‌نشینی وادار کرده است. ترس از دشمن در ملت ایران راه ندارد. سند این حرف تاریخی، نثار صدها هزار شهید و جانباز در نبرد بی‌امان با استکبار جهانی است. پس ترسوها چه کسانی هستند و چرا در معرض تهدید دشمن می‌باشند؟ طبیعی است حساب سرسپردگان و مزدوران دشمن از حساب ترسوها جداست. ترسوها به خیال خود دارند به منافع و مصالح ملی فکر می‌کنند، لذا بر طبل مذاکره برای پرهیز از جنگ می‌کوبند، اما بیراهه می‌روند! هزاران دلیل وجود دارد که آمریکا حال جنگیدن با ایران را ندارد. به همین دلیل از سلاح تحریم برای مبارزه با ملت ایران استفاده می‌کند. آمریکایی‌ها تا سوزن توپ و تفنگ سربازان یک کشور را قبل از تهاجم نظامی در نیاورند،‌ به آن کشور حمله نمی‌کنند. در جنگ خلیج فارس،‌ دنیا شاهد این حقیقت بود. اگر ارتش عراق و صدام یک‌صدم توانایی و جسارت حمله به ایران را در دفع حمله آمریکا با پیشدستی در حمله به آمریکا و اسرائیل به کار می‌برد، سرنوشت جنگ خلیج فارس طور دیگری رقم می‌خورد. پایگاه‌های آمریکایی و رژیم صهیونیستی در غرب آسیا زیر چکش ضربات موشک‌های نقطه‌ زن و پهپادهای بمب‌افکن ارتش و سپاه ایران قرار دارد. ترامپ و باند تبهکار او هرگز در مخیله خود راه نمی‌دهند که آغازگر جنگی باشند که سرنوشت آن در ساعات اولیه تقریباً مشخص است.آمریکا در برجام، نقد گرفت و وعده نسیه داد. آن نسیه را هم زیرش زد! همین راهبرد را در کنوانسیون‌های جهانی ازجمله "اف‌ای‌تی‌اف" دنبال می‌کند. ما اکنون به تعهدات در "اف‌ای‌تی‌اف" داریم عمل می‌کنیم بدون این که عضویت ما را به رسمیت بشناسند، ایران را در لیست سیاه قرار داده‌اند. متاسفانه برخی مقامات دیپلماتیک ما در اظهارات سیاسی خود مهارت کافی ندارند و گاهی مسائلی می‌گویند که خود را در دسته ترسوها قرار می‌دهند. ترامپ یک تاجر است. او سود و زیان جنگ را می‌داند. او دقیق می‌داند کاری از ماشین فرسوده جنگی آمریکا برنمی‌آید. اگر برمی‌آمد، آنها در افغانستان، عراق و سوریه آن را به جهانیان نشان می‌دادند. از رژیم صهیونیستی هم کاری برنمی‌آید. اگر برمی‌آمد، حرفی برای گفتن در جنگ 8 روزه، 33 روزه، 55 روزه و... با حماس و حزب ‌الله حتماً برای خود جور می‌کرد. دولت و مجلس یک بار دیگر صورت مسئله ما با آمریکا و دشمنان اسلام را مورد بازبینی و بازخوانی قرار دهند. راه‌حل‌هایی چون برجام و پیوستن به کنوانسیون‌هایی نظیر "اف‌ای‌تی‌اف" یک‌ راه‌حل نیستند، بلکه خود یک مشکل در کنار دیگر مشکلات هستند که باید درباره آن چاره‌جویی شود. ...

تازه ترین اخبار