رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • سه شنبه ۱ خرداد ۱۳۹۸
  • الثلاثاء ۱۶ رمضان ۱۴۴۰
  • 2019 Tuesday 21 May
اوقات شرعی

از آن شب تلخ ٢٠ سال می‌گذرد؛ همان شبی که پدر سه فرزندش را بین مسافران اتوبوس تقسیم کرد. دو دختر و یک پسرش را به سه خانواده مختلف داد تا بتواند با همسر جدیدش زندگی تازه‌ای را آغاز کند. پدر به دنبال زندگی خود رفت و سه خواهر و برادر هم هر کدام به سرنوشت‌های مختلف دچار شدند؛ اما یکی از آن‌ها سرگذشتش با بقیه کمی فرق داشت. خواهر و برادر بعد از یک سال درنهایت به مادرشان رسیدند. مادر واقعی‌شان درست یک سال تمام تلاش خودش را کرد تا بالاخره توانست دو فرزندش را پیدا کند و آن‌ها را از خانواده‌های جدیدشان پس بگیرد؛ اما از سرنوشت یکی از دختر‌ها خبری نشد و هیچ ردی از او پیدا نشد. دوری او از مادر بیشتر از خواهر و برادرش طول کشید. او ٢٠ سال تمام از مادر و خواهر و برادرش دور ماند تا اینکه بالاخره از طریق پیج اینستاگرام گمشدگان این دختر توانست مادر و برادر واقعی‌اش را پیدا کند و آن‌ها را ببیند. لحظه دیدار فرا رسیده بود. مادری که ٢٠ سال تمام انتظار کشیده بود، حالا دختر گمشده‌اش را در آغوش می‌کشید. حالا دیگر سه خواهر و برادر به هم رسیده‌اند و به همراه مادرشان اشک خوشحالی می‌ریزند. یکی از خواهر‌ها در آلمان زندگی می‌کند؛ اما او هم از پیداشدن خواهرش بشدت خوشحال است. او بود که از راه دور خواهر کوچکش را جست‌وجو کرد و درنهایت هم او را پیدا کرد. حالا افسانه ٢٢ ساله بعد از سال‌ها برادر و مادر واقعی‌اش را در آغوش کشید. او که در این سال‌ها معمای دور ماندن از خانواده‌اش را نمی‌دانست، تازه متوجه شد که پدرش با او چه کرده است.

دختری که بعد از ۲۰ سال خانواده‌اش را یافت +عکس

این دختر جوان در گفتگو با خبرنگار «شهروند» ماجرای این ٢٠ سال دوری را روایت کرد:

چند ساله بودی که از مادرت جدا شدی؟
من دو سالم بود. پدرم مرا به یک خانواده دیگر داده بود؛ البته همان خانواده از من نگهداری نکرد، من دست به دست چرخیدم تا بالاخره یک خانواده سرپرستی مرا بر عهده گرفت و من در کنار آن‌ها بزرگ شدم.
در این مدت می‌دانستی که چه اتفاقی برایت افتاده است؟
نه؛ نمی‌دانستم چه شده است. خانواده‌ام این موضوع را به من نگفته بودند تا ناراحت نشوم. نمی‌خواستند بدانم پدرم چه بلایی سرم آورده است و اینکه فکرم مشغول خواهر و برادرم شود؛ فقط می‌دانستم که فرزند اصلی این خانواده نیستم و آن‌ها مرا از سن دو سالگی به بعد بزرگ کرده‌اند.
هیچ‌وقت کنجکاو نشدی که خانواده اصلی‌ات را پیدا کنی؟
هر بار از خانواده‌ام درباره آن‌ها می‌پرسیدم، سکوت می‌کردند. من هم، چون هیچ اطلاعاتی نداشتم، هیچ‌وقت پیگیری نکردم. گاهی اوقات به آن‌ها فکر می‌کردم، ولی نمی‌دانستم آن‌ها چه کسی هستند و من چطور به دست این خانواده رسیده‌ام.
در این مدت از زندگی‌ات راضی بودی؟
بله؛ خانواده‌ای که مرا بزرگ کرد، بشدت مهربان بود. آن‌ها به من حتی بیشتر از فرزندان خودشان محبت می‌کردند؛ هر چه می‌خواستم برایم فراهم بود. آن‌ها مومن و با ایمان بودند و باعث شدند که زندگی خیلی خوبی داشته باشم. پدر و مادرم را خیلی دوست دارم و همیشه قدردان محبتشان خواهم بود.
دانشگاه هم رفتی؟
در حال حاضر سال آخر رشته عمران هستم و اگر بشود می‌خواهم تحصیلاتم را ادامه بدهم.
خواهر و برادر ناتنی هم داری؟
بله؛ زمانی که این خانواده سرپرستی مرا بر عهده گرفت، خودشان یک دختر و پسر داشتند؛ یعنی من یک خواهر و یک برادر ناتنی هم دارم که آن‌ها را هم دوست دارم.
چطور شد که مادر، خواهر و برادر واقعی‌ات را پیدا کردی؟
یک روز ادمین پیج گمشدگان با من تماس گرفت. او پشت تلفن تمام واقعیت‌ها را گفت. اینکه پدرم چطور مرا از مادرم و خواهر و برادرم جدا کرده است. تمام اتفاقات را برایم تعریف کرد و از من خواست به دیدار مادر و برادرم بروم. اول حرف‌هایش را باور نکردم، ولی او گفت: در این دیدار آن‌ها مدارک لازم یعنی شناسنامه‌هایشان را می‌آورند تا موضوع برایم ثابت شود. من هم، چون دیدم صحبت‌هایش به واقعیت نزدیک است، به دیدار مادر و برادر واقعی‌ام رفتم.
آن‌ها چطور تو را پیدا کرده بودند؟
زمانی که وارد این خانواده شدم، پدر و مادرم اسم و فامیلی مرا تغییر ندادند. با همان اسم خودم مرا وارد شناسنامه‌هایشان کردند. برای همین آن‌ها هم از طریق ثبت احوال توانستند مرا پیدا کنند.
وقتی متوجه سرگذشتت شدی، چه احساسی داشتی؟
شوکه بودم. باور نمی‌کردم که پدرم چنین کاری کرده باشد. موضوع را به خانواده‌ام گفتم و آن‌ها هم حرف‌های آن زن را تأیید کردند. در این مدت همیشه حس می‌کردم که مادرم باید زن خوبی باشد. با خودم می‌گفتم سرنوشتم هر چه بوده باشد، مادرم خوب بوده؛ یک مادر نمی‌تواند فرزند کوچکش را رها کند. برای همین همیشه تصویر خیلی خوبی از مادر واقعی‌ام در ذهنم بود. وقتی ماجرای اصلی را فهمیدم، متوجه شدم که حس‌هایم غلط نبوده و مادرم در این ماجرا بی‌تقصیر بوده است. او چندین سال را به دنبال من گشته بود.
حالا که مادر واقعی‌ات را پیدا کردی، می‌خواهی چه کار کنی؟
برادرم را دیدم و با خواهر واقعی‌ام هم صحبت کردم. او در آلمان زندگی می‌کند. مادرم را هم در آغوش گرفتم. حالا دیگر معمای ذهنم حل شده و می‌توانم راحت‌تر زندگی کنم، ولی به هیچ‌وجه نمی‌توانم خانواده‌ای که مرا بزرگ کرده‌اند را رها کنم. از حالا به بعد دو خانواده دارم.

مادرم دیگر گریه نمی‌کند
باور نمی‌کرد خواهرش را پیدا کند. سال‌ها به دنبال او گشته بود. همیشه در ذهنش برایش سوال بود که خواهر کوچکترش الان کجاست، چطور زندگی می‌کند. این فکر را که نکند خواهرش در عذاب باشد، او را رها نمی‌کرد، حتی نمی‌دانست که خواهرش مرده یا زنده است، اما حسی درونی به او می‌گفت که خواهر کوچکش گوشه‌ای زندگی‌اش را می‌کند تا اینکه بالاخره این دوریه ٢٠ساله به پایان رسید. شهرام ٢٨ساله درباره این ماجرا به «شهروند» می‌گوید: «من ٨ساله بودم، آرزو ۴ساله و افسانه هم دو‌سال داشت که پدرمان ما را بین مسافران یک اتوبوس تقسیم کرد. پدر و مادرم از هم جدا شده بودند. حضانت ما با پدرمان بود. اما پدرم بعد از آشنایی با یک زن تصمیم عجیبی گرفته بود. آن زن شرط کرده بود درصورتی با پدرم زندگی می‌کند که ما نباشیم. پدرم هم ما را به یک اتوبوس برد و شبانه هرکداممان را به یک‌نفر داده بود. من و آرزو را یک خانواده برده بودند، ولی افسانه دست به دست چرخیده بود. بیچاره مادرم، یک‌سال زحمت کشید تا بالاخره توانست من و آرزو را پیدا کند، اما هرچه گشت، نتوانست افسانه را پیدا کند. خواهرم ناپدید شد و هیچ‌وقت نتوانستیم او را پیدا کنیم. ما از او دور ماندیم و در این مدت حتی نمی‌دانستیم افسانه کجاست. مادرم گهگاهی گریه می‌کرد و می‌گفت: دخترم الان کجاست، چطور زندگی می‌کند. تمام دعای ما این بود که افسانه زندگی خوبی داشته باشد و در رنج و عذاب نباشد. وقتی رنج مادرم را می‌دیدم، خیلی عذاب می‌کشیدم. هم من، هم آرزو خیلی دوست داشتیم افسانه را پیدا کنیم تا اینکه آرزو با پیج گمشدگان آشنا شد. موضوع خواهرم را مطرح کرد و آن‌ها هم مشخصات افسانه را گرفتند، خیلی ناامید بودیم. با این حال آرزو مرتب از آلمان پیگیر این ماجرا بود. عوض‌نشدن اسم و فامیل افسانه خیلی به ما کمک کرد. ادمین آن پیج از طریق ثبت‌احوال بالاخره توانست خواهرم را پیدا کند. خودش با او صحبت کرد و ماجرا را گفت. باورمان نمی‌شد. افسانه پیدا شده بود. با او دیدار کردیم. خواهرم دانشجو است و خدارو شکر زندگی خوبی دارد. همین باعث آرامش و اطمینان‌خاطر مادرم شد. دیگر مادرم نگرانی ندارد. او دیگر اشک نمی‌ریزد. حالا دیگر همه فرزندانش کنارش هستند. از پدرم هم هیچ خبری نداریم. هیچ‌وقت هم سعی نکردیم از او خبری بگیریم.»

روزنامه شهروند

اخبار مرتبط

نظرات

ســــــر مقـــــالـــــــــه

لطفا دوباره روی دیوار دموکرات‌ها یادگاری ننویسیم!

حزب دموکرات آمريکا خود را براي رقابت با دونالد ترامپ در انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۲۰ آمريکا آماده مي‌کند. اکثر نامزدهاي حزب دموکرات مدعي شده‌اند که اگر در انتخابات پيروز شوند و به کاخ سفيد راه پيدا کنند، بار ديگر به توافق هسته‌اي با ايران باز مي گردند. واقعيت امر اين است که دولت بعدي آمريکا، حتي اگر دولتي دموکرات باشد، قصد احياي توافق هسته‌اي را نخواهد داشت و در عمل نيز به برجام باز نخواهد گشت! نبايد فراموش کرد که نخستين کارشکني‌هاي علني آمريکا در مغايرت با برجام، در دوران رياست جمهوري اوباما و حضور دموکرات‌ها در کاخ سفيد صورت گرفت. همگان به ياد دارند که وزارت خزانه داري آمريکا در دوران اوباما و پس از انعقاد توافق هسته‌اي، مانع عادي سازي روابط بانکي و اعتباري با ايران و لغو تحريم‌ها شد. پس از آن نيز ترامپ با استفاده از ظرفيت‌هايي که دموکرات‌ها در برجام و خارج آن تعريف کرده بودند (خصوصا مکانيسم ماشه و لزوم تاييد تعليق تحريم‌هاي ايران در بازه زماني ۱۲۰ روزه از سوي رئيس جمهور آمريکا) از اين توافق خارج شد. سران حزب دموکرات معتقدند که اگر آنها بخواهند به برجام بازگردند، بايد از جمهوري اسلامي ايران امتيازات جديد و بيشتري بگيرند! منظور دموکرات‌ها از امتيازات جديد، دائمي کردن محدوديت‌هاي مشخص شده زماني در برجام و متعاقبا، خلع سلاح موشکي ايران است. چندي پيش "فارين پاليسي" در گزارشي به قلم «ايلان گلدنبرگ»، مشاور سابق «جان کري»، وزير خارجه اسبق آمريکا و «اريک بروئر»، کارشناس انديشکده «مرکز امنيت جديد آمريکا» پيشنهاد کرده رئيس‌جمهور بعدي آمريکا پس از اخذ امتياز از ايران به برجام برگردد. گلدنبرگ و بروئر در اين خصوص مي نويسند: رئيس‌جمهور بعدي بايستي از اهرم فشاري که پس از خروج ترامپ از برجام ايجاد شده براي رسيدن به تفاهم اوليه بر سر بسياري از مسائل محل اختلاف با ايران و آينده برنامه هسته‌اي اين کشور استفاده کنند. پيامي که بايد به ايران و دنيا بدهيم اين است: ما انتظار داريم که بار ديگر به توافق برگرديم، اما قبل از آن لازم است صحبت کنيم! ما بايد براي بازگشت به برجام امتيازات بيشتري از ايران بگيريم. اين مواضع به خوبي  نشان مي‌دهد که دموکرات‌ها بازي پيچيده‌اي را در خصوص بازگشت به برجام (در صورت پيروزي در انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۲۰) طراحي کرده‌اند. مغر متفکر دموکرات‌ها در طراحي اين بازي چندلايه، کسي جز جان کري و مشاورانش نيستند. گلدنبرگ معتقد است توجه به اينکه ايران تصميم گرفته که پايبند به توافق هسته‌اي باشد، علي‌رغم خروج آمريکا از آن در راستاي منافعش است، بازگشت آمريکا و رفع متعاقب تحريم‌ها، در حکم واگذاري يکجانبه امتياز به ايران خواهد بود. واشنگتن مي‌تواند در ازاي اين بازگشت، چيزي از ايران مطالبه کند! نکته مهم تر اينکه دموکرات‌ها پاي تروئيکاي اروپايي را نيز به اين معادله پيچيده باز خواهند کرد. سه کشور آلمان، انگليس و فرانسه در سال ۲۰۱۷ ميلادي مذاکرات مستمري را با دولت ترامپ بر سر تغيير برجام آغاز کردند. کليت حضور اروپائيان در اين مذاکرات نشان مي‌دهد که اتحاديه اروپا حتي حداقلي‌ترين ...

جدیدترین خبرها