رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷
  • الجمعة ۷ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Friday 16 November
تهران Light Rain
٩(°C)
وزش باد ۵(mph)
فشار ٢۶.١٨(in)
محدوده دید ٣.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۶.١٨(in)

رئیس کلانتری ۱۲۸ تهران نو از دستگیری دو سارق منازل که قصد سرقت از منازل شرق پایتخت را داشتند خبر داد.

سرهنگ رسول بهرامی رئیس کلانتری ۱۲۸ تهران نو گفت: ساعت ۲۱:۳۰ مورخ ۱۱/۰۸/۹۷ در پی تماس با مرکز فوریتهای ۱۱۰ پلیس مبنی بر اعلام سرقت از منازل مامور گشت کلانتری ۱۲۸ تهران نو جهت بررسی موضوع به محل اعلام شده اعزام شد.

او اظهار کرد: در زمان حضور مامور گشت کلانتری در محل، وی به دو نفر که در کوچه مورد نظر بودند مشکوک شد و به سمت آن ها رفته تا علت حضور این دو فرد را جویا شود. رئیس کلانتری ۱۲۸ تهران نو گفت: زمانی که مامور گشت کلانتری به سمت دو نفر ایستاده در کوچه رفت، آن ها اقدام به فرار کردند.

وی با بیان اینکه به دلیل بافت قدیمی منازل خانه های مجاور هم از طریق بالکن به یکدیگر راه دارند، گفت: با بازگشت سارقان به محل آن ها از طریق بالکن خانه اولی که از آن سرقت کرده بودند به خانه مجاور آن رفته و اقدام به سرقت از آن منزل مسکونی کردند. پس از مدتی که مامور گشت کلانتری برای بررسی محلی مجددا به محل مورد نظر باز می گردد متوجه صدایی با این مضمون که کسی درخواست کمک دارد و اعلام می کند که دزد آمده است، سریعا وارد عمل شده و با اعلام موضوع به کلانتری خود وارد خانه شد.

سرهنگ بهرامی تصریح کرد: زمانی که مامور پلیس در حال ورود به ساختمان بود متهمان به همراه فردی که گروگان گرفته بودند در حال خروج از ساختمان بودند که با مامور پلیس مواجه می شوند، در همین حال متهمان با توجه به نافرمانی از دستور ایست پلیس یکی از متهمان با پرتاب کردن ساطور به سمت مامور پلیس سعی کرد تا از دست وی فرار کند. وی در ادامه گفت: با توجه به نافرمانی متهمان از دستور ایست پلیس،مامور پلیس با به کارگیری از قانون استفاده از سلاح به سمت متهمی که گروگان در اختیارش بود شلیک کرد و وی از ناحیه پا مجروح شد و در همین حال فرد گروگان گرفته شده از دست متهم آزاد شد.

رئیس کلانتری ۱۲۸ تهران نو گفت: پس از اتفاقات رخ داده هر دو متهم توسط پلیس دستگیر و به کلانتری منتقل شدند. در بازرسی از متهمان مقداری طلا و جواهر، پول، ادوات سرقتی از قبیل پیچ گوشتی پ، دیلم و همچنین یک قبضه چاقو سلاخی و ساطور کشف و ضبط شد. او گفت: متهمان جهت بررسی پرونده به اداره ششم آگاهی پلیس پایتخت منتقل شدند.
*باشگاه خبرنگاران

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مهرداد خدیر؛

خود دانید و مملکت «تان!»

فیلم گفت و گوی یک کشاورز طبسی با وزیر جهاد کشاورزی که در فضای مجازی انتشار یافته یک دنیا حرف دارد. در این ویدیو پیرمرد در مواجهه با محمود حجتی به جای تقاضاها یا گله های معمول در مقام یک ناصح، شعر مشهوری را می خواند که البته به اشتباه به حافظ نسبت داده می شود: همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم/ ... این جهان را پر از خوف و خطر می بینم/ دختران را همه جنگ است با مادر/ پسران را همه بدخواه پدر می بینم... لحن پیرمرد در این کلیپ شِکوه‌آمیز اما با شُکوه و در عین حال مشفقانه است. صحنۀ تکان‌دهنده اما در پایان است. آنجا که با خونسردی و بی نیازی دست خود را به شانه‌های آقای وزیر می‌زند و می‌گوید: «خود دانید و مملکت‌تان!» دربارۀ این گفت وگو چند نکته را می توان یادآور شد: 1. صرف حضور وزیران در جمع مردم امری مثبت است. نباید چنان فضاسازی و نقد شود که وزیران ترجیح دهند در دفتر کار خود بمانند یا با مردم گفت و گو نکنند. آن هم در دورانی که هر کس با گوشی تلفن همراه خود تصویر برداری می کند. از این نظر جای نگرانی است که استمرار انتشار این ویدیوها این تماس ها را محدود کند. همان نکته ای که درباره ویدیوی گفت و گوی وزیر بهداشت با آن نانوا نوشتیم. 2. کشاورز طبسی با شور و حرارت شعر را می خواند و نصیحت می کند اما آقای وزیر «خُب خُب» می کند. حال آن که می توانست برخورد صمیمانه تری داشته باشد. محمود حجتی را به برخوردهای صمیمانه و اصطلاحا «خاکی بودن» می شناختیم و می شناسیم. اما این رفتار به این تصور خصوصا برای کسانی که با پیشینه و خاستگاه سیاسی او آشنا نیستند خدشه وارد می کند. 3. بعید است آقای حجتی بتواند مانند این پیرمرد این گونه شعر بخواند یا در مقابل مقامات بالاتر به صراحت نظر خود را ابراز کند. آیا این استغنا و طلب نکردن برای خود و دغدغۀ جامعه داشتن شایستۀ تحسین نبود؟ آیا بر زبان آوردن کلمۀ «احسنت» این قدر سخت بود؟ واقعا جا نداشت بر پیشانی پیرمرد و حتی دست او بوسه بزند؟ او که زاده و بالیدۀ یک خانوادۀ متمکن نیست و خاستگاه خودش نیز همین بوده است. 4. چنانچه اشاره شد اصل ماجرا در آخر اتفاق می افتد: خود دانید و مملکت تان! تمام قصه در همین «تان» است. این که احساس «غیر بودن» یا « دیگری بودن» می کند. کشاورز طبسی به زبان شعر و کنایه دربارۀ « شکاف بین دولت و ملت» هشدار می دهد. بی آن که دچار لکنت شود یا کلمات را در لفافه بپیچد این موضوع را توضیح می دهد. اگر احساس تعلق به کشور از بین برود و به جای «مملکت مان» بشنویم «مملکت تان» هشداری جدی است و با «خب خب» هم حل نمی شود. وقتی مردم احساس کنند به رأی و نظر آنان احترام گذاشته نمی شود، وقتی با تبعیض و تحقیر رو به رو شوند و وقتی های دیگر رابطۀ مردم با حکومت ...

تازه ترین اخبار