رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷
  • الجمعة ۷ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Friday 16 November
تهران ابری
٨(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.١٨(in)
محدوده دید ۴.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۶.١٨(in)

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، از دستگیری قاتلی که براثر اختلافات خانوادگی با بنزین پسر خود را به آتش کشانید، خبر داد.

بسرهنگ کارآگاه علی ولیپور گودرزی در توضیح این خبر، گفت: در ۲۹ مهرماه سال جاری خبر سوخته شدن جوانی در شعله های آتش به کلانتری نازی آباد اعلام شد که با حضور مأمورین در محل مشخص شد در پی اختلاف خانوادگی مابین پسر و پدری با هویت معلوم و بالا گرفتن قضیه پدر پس از ریختن بنزین بر روی پسرش، با روش کردن فندک وی را به آتش می کشاند که در ادامه تلاش های پدر و مادر برای خاموش کردن وی به نتیجه نمی رسد و پسر با ۵۵ درصد سوختگی از ناحیه صورت، کمر و دست ها به بیمارستان شهید مطهری انتقال و تحت مداوا قرار می‌گیرد.

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با اشاره به اینکه مصدوم که فردی حدودا ۳۹ ساله بود پس از ۱۴ روز به دلیل شدت جراحات و سوختگی‌ها در بیمارستان فوت کرد، گفت: با فوت مصدوم دستگیری عامل جنایت در دستور کارماموران قرار داده شد و متهم (پدر مقتول) که پس از فوت پسرش از محل متواری و در محل نامعلومی به سر می برد در تحقیقات بعمل آمده در نیمه شب گذشته در مخفیگاهش در خیابان شهید رجایی شناسایی و دستگیر شد.

سرهنگ گودرزی با اشاره به اینکه قاتل “رضا” فردی حدودا ۵۸ ساله و معتاد به مواد مخدر شیشه است در اعترافات خود، بیان داشت: از مدتها قبل با پسرم اختلاف و جرو بحث داشتیم تا اینکه روز حادثه مشاجره ما بالا گرفت و من هم از روی عصبانیت مقداری بنزین که در اتاقک پارکینگ برای موتورم کنار گذاشته بودم را برداشتم و برای تهدید و ترساندن عباس به سرو صورت و بدن وی ریختم که عباس به محض اینکه متوجه موضوع شد لباسش را کند.

و بدور گردن من انداخت و با تمام توان فشار می داد و من که احساس خفگی داشتم او را هل دادم و ناغافل فندک را روشن کردم و به محض روش شدن فندک عباس در آتش شعله ور شد و من هم که شوکه شده بودم به همراه همسرم تلاش کردیم که آتش را خاموش کنیم و بعد هم با آمبولانس تماس گرفتیم و…

معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، گفت: متهم پرونده برابر هماهنگی با بازپرس محترم شعبه سوم دادسرای جنایی ناحیه ۲۷ تهران جهت انجام تحقیقات تکمیلی در اختیار اداره دهم ویژه قتل پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته است.

ایلنا

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مهرداد خدیر؛

خود دانید و مملکت «تان!»

فیلم گفت و گوی یک کشاورز طبسی با وزیر جهاد کشاورزی که در فضای مجازی انتشار یافته یک دنیا حرف دارد. در این ویدیو پیرمرد در مواجهه با محمود حجتی به جای تقاضاها یا گله های معمول در مقام یک ناصح، شعر مشهوری را می خواند که البته به اشتباه به حافظ نسبت داده می شود: همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم/ ... این جهان را پر از خوف و خطر می بینم/ دختران را همه جنگ است با مادر/ پسران را همه بدخواه پدر می بینم... لحن پیرمرد در این کلیپ شِکوه‌آمیز اما با شُکوه و در عین حال مشفقانه است. صحنۀ تکان‌دهنده اما در پایان است. آنجا که با خونسردی و بی نیازی دست خود را به شانه‌های آقای وزیر می‌زند و می‌گوید: «خود دانید و مملکت‌تان!» دربارۀ این گفت وگو چند نکته را می توان یادآور شد: 1. صرف حضور وزیران در جمع مردم امری مثبت است. نباید چنان فضاسازی و نقد شود که وزیران ترجیح دهند در دفتر کار خود بمانند یا با مردم گفت و گو نکنند. آن هم در دورانی که هر کس با گوشی تلفن همراه خود تصویر برداری می کند. از این نظر جای نگرانی است که استمرار انتشار این ویدیوها این تماس ها را محدود کند. همان نکته ای که درباره ویدیوی گفت و گوی وزیر بهداشت با آن نانوا نوشتیم. 2. کشاورز طبسی با شور و حرارت شعر را می خواند و نصیحت می کند اما آقای وزیر «خُب خُب» می کند. حال آن که می توانست برخورد صمیمانه تری داشته باشد. محمود حجتی را به برخوردهای صمیمانه و اصطلاحا «خاکی بودن» می شناختیم و می شناسیم. اما این رفتار به این تصور خصوصا برای کسانی که با پیشینه و خاستگاه سیاسی او آشنا نیستند خدشه وارد می کند. 3. بعید است آقای حجتی بتواند مانند این پیرمرد این گونه شعر بخواند یا در مقابل مقامات بالاتر به صراحت نظر خود را ابراز کند. آیا این استغنا و طلب نکردن برای خود و دغدغۀ جامعه داشتن شایستۀ تحسین نبود؟ آیا بر زبان آوردن کلمۀ «احسنت» این قدر سخت بود؟ واقعا جا نداشت بر پیشانی پیرمرد و حتی دست او بوسه بزند؟ او که زاده و بالیدۀ یک خانوادۀ متمکن نیست و خاستگاه خودش نیز همین بوده است. 4. چنانچه اشاره شد اصل ماجرا در آخر اتفاق می افتد: خود دانید و مملکت تان! تمام قصه در همین «تان» است. این که احساس «غیر بودن» یا « دیگری بودن» می کند. کشاورز طبسی به زبان شعر و کنایه دربارۀ « شکاف بین دولت و ملت» هشدار می دهد. بی آن که دچار لکنت شود یا کلمات را در لفافه بپیچد این موضوع را توضیح می دهد. اگر احساس تعلق به کشور از بین برود و به جای «مملکت مان» بشنویم «مملکت تان» هشداری جدی است و با «خب خب» هم حل نمی شود. وقتی مردم احساس کنند به رأی و نظر آنان احترام گذاشته نمی شود، وقتی با تبعیض و تحقیر رو به رو شوند و وقتی های دیگر رابطۀ مردم با حکومت ...

تازه ترین اخبار