رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷
  • الجمعة ۷ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Friday 16 November
تهران Light Rain
٨(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.١٨(in)
محدوده دید ٣.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۶.١٨(in)

علیرضا قزوه مدیر مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری خواستار تغییر سرود ملی ایران شد.

علیرضا قزوه مدیر مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری در مراسم رونمایی از مجموعه آثار مرحوم حمید سبزواری در حوزه هنری در سخنانی عنوان کرد: سرود جمهوری اسلامی سرودی زیبا و خوب است اما ملتی که این حماسه ها را آفریده باید در سرودش حماسه بسیار پررنگ تر باشد.

وی گفت: کاش این سرود با یک کار جمعی سروده می شد و از ظرفیت استاد سبزواری برای آن بهره گرفته می شد.

مدیر مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری افزود: سرود ما بحر رجز را ندارد و این سرود نباید سرود جمهوری اسلامی باشد. از عنصر حماسه در آن غفلت شده است و حتی سرود شاهنشاهی از آن حماسی تر و ریتمیک تر است.

قزوه گفت: شاعران جوان امروز ما می توانند سرود حماسی دیگری بسازند که در همه جا خوانده شود.
*مهر

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مهرداد خدیر؛

خود دانید و مملکت «تان!»

فیلم گفت و گوی یک کشاورز طبسی با وزیر جهاد کشاورزی که در فضای مجازی انتشار یافته یک دنیا حرف دارد. در این ویدیو پیرمرد در مواجهه با محمود حجتی به جای تقاضاها یا گله های معمول در مقام یک ناصح، شعر مشهوری را می خواند که البته به اشتباه به حافظ نسبت داده می شود: همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم/ ... این جهان را پر از خوف و خطر می بینم/ دختران را همه جنگ است با مادر/ پسران را همه بدخواه پدر می بینم... لحن پیرمرد در این کلیپ شِکوه‌آمیز اما با شُکوه و در عین حال مشفقانه است. صحنۀ تکان‌دهنده اما در پایان است. آنجا که با خونسردی و بی نیازی دست خود را به شانه‌های آقای وزیر می‌زند و می‌گوید: «خود دانید و مملکت‌تان!» دربارۀ این گفت وگو چند نکته را می توان یادآور شد: 1. صرف حضور وزیران در جمع مردم امری مثبت است. نباید چنان فضاسازی و نقد شود که وزیران ترجیح دهند در دفتر کار خود بمانند یا با مردم گفت و گو نکنند. آن هم در دورانی که هر کس با گوشی تلفن همراه خود تصویر برداری می کند. از این نظر جای نگرانی است که استمرار انتشار این ویدیوها این تماس ها را محدود کند. همان نکته ای که درباره ویدیوی گفت و گوی وزیر بهداشت با آن نانوا نوشتیم. 2. کشاورز طبسی با شور و حرارت شعر را می خواند و نصیحت می کند اما آقای وزیر «خُب خُب» می کند. حال آن که می توانست برخورد صمیمانه تری داشته باشد. محمود حجتی را به برخوردهای صمیمانه و اصطلاحا «خاکی بودن» می شناختیم و می شناسیم. اما این رفتار به این تصور خصوصا برای کسانی که با پیشینه و خاستگاه سیاسی او آشنا نیستند خدشه وارد می کند. 3. بعید است آقای حجتی بتواند مانند این پیرمرد این گونه شعر بخواند یا در مقابل مقامات بالاتر به صراحت نظر خود را ابراز کند. آیا این استغنا و طلب نکردن برای خود و دغدغۀ جامعه داشتن شایستۀ تحسین نبود؟ آیا بر زبان آوردن کلمۀ «احسنت» این قدر سخت بود؟ واقعا جا نداشت بر پیشانی پیرمرد و حتی دست او بوسه بزند؟ او که زاده و بالیدۀ یک خانوادۀ متمکن نیست و خاستگاه خودش نیز همین بوده است. 4. چنانچه اشاره شد اصل ماجرا در آخر اتفاق می افتد: خود دانید و مملکت تان! تمام قصه در همین «تان» است. این که احساس «غیر بودن» یا « دیگری بودن» می کند. کشاورز طبسی به زبان شعر و کنایه دربارۀ « شکاف بین دولت و ملت» هشدار می دهد. بی آن که دچار لکنت شود یا کلمات را در لفافه بپیچد این موضوع را توضیح می دهد. اگر احساس تعلق به کشور از بین برود و به جای «مملکت مان» بشنویم «مملکت تان» هشداری جدی است و با «خب خب» هم حل نمی شود. وقتی مردم احساس کنند به رأی و نظر آنان احترام گذاشته نمی شود، وقتی با تبعیض و تحقیر رو به رو شوند و وقتی های دیگر رابطۀ مردم با حکومت ...

تازه ترین اخبار