رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷
  • الجمعة ۷ ربيع أول ۱۴۴۰
  • 2018 Friday 16 November
تهران Light Rain
٨(°C)
وزش باد آرام
فشار ٢۶.١٨(in)
محدوده دید ٣.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۶.١٨(in)

پرونده قتل ملیکا- دختر ۵ ساله فلاورجانی – که به سبب ناتوانی پدرش در پرداخت هزینه مواد مخدر از سوی فروشنده مواد ربوده و بعد از چند روز بر اثر شکنجه جان باخته بود صبح یکشنبه – بیستم آبان – در شعبه اول کیفری یک دادگستری اصفهان رسیدگی خواهد شد.

هشتم شهریور امسال بود که یک فروشنده مواد مخدر پسر ۱۰ ساله مرد معتادی را که به وی بدهکار بود، ربود. وی فکر می‌کرد با این کار مرد معتاد حسابش را تسویه می‌کند اما با گذشت ۵ روز وقتی دریافت وی قادر نیست بدهی‌اش را بدهد در اقدامی وحشیانه از پنجره خانه این مرد معتاد وارد خانه آنها شد و این بار دختران خانواده به‌نام‌های ملیکا ۵ ساله و مریم ۱۸ ساله را هم با زور اسلحه ربود و به مدت ۲۳ روز این دو خواهر را مورد شکنجه و تجاوز قرار داد. در نهایت پنجم مهر ملیکا بر اثر شدت جراحات و دیر رساندن به مرکز درمانی جانش را از دست داد.

مرد جنایتکار نیز وقتی از مرگ ملیکا با خبر شد از مخفیگاهش فرار کرد. پس از شکایت خانواده ملیکا ردیابی‌ها برای دستگیری متهم آغاز شد و سرانجام پلیس آگاهی استان اصفهان در حالی که متهم چندبار هم اقدام به تغییر مخفیگاهش کرده بود، او و همدستانش را دستگیر کرد.

این در حالی بود که پدر خانواده پس از ربودن فرزندانش از سوی مرد مواد فروش چند بار قصد شکایت به کلانتری داشت که هربار با تهدید و ضرب و جرح متهم روبه‌رو می‌شد و همین تهدیدات مانع شکایت او از متهم می‌شد.حالا با گذشت حدود یک ماه و نیم از این ماجرا دادگاه رسیدگی به اتهامات مجرم این پرونده با کیفرخواست؛ قتل عمد، آدم ربایی، کودک آزاری، حبس غیرقانونی و ضرب و جرح عمدی برگزار خواهد شد.

علی اکبر هادی وکیل شاکیان پرونده عنوان کرد: این پرونده از همان ابتدا با پیگیری دادستان اصفهان و رئیس پلیس آگاهی استان با سرعت به سرانجام رسید و بلافاصله پس از دستگیری روند رسیدگی به پرونده آغاز شد و کیفرخواست متهم با موارد متعدد اتهامی صادر شد. البته متهم در همه مراحل بازجویی تلاش می‌کرد تا مسیر تحقیقات را به انحراف بکشاند اما موارد اتهامی چون به‌صورت مستند و مستدل وجود دارد راه گریزی ندارد.

وی در پاسخ به این سؤال که متهم به لحاظ سلامت روانی مشکلی دارد یا خیر، تصریح کرد: پزشکی قانونی سلامت روانی او را در موقع وقوع جرم تأیید کرد ضمن اینکه در معاینه روانشناسان به این نکته هم اشاره شده که او شخصیتی استبدادی همانند صدام(دیکتاتور عراق) دارد و این حکم نشان می‌دهد که متهم مسئول اعمال و رفتارهایش بوده است.

هادی در جواب این پرسش که وضعیت شکایت مریم، خواهر بزرگتر ملیکا که مدعی است مورد آزار و اذیت جنسی از سوی متهم قرار گرفته بود، به کجا رسیده، نیز گفت: این پرونده هم در جریان است اما به‌دلیل آنکه در پرونده‌های اینچنینی یا باید متهم چهار بار به تجاوز اقرار و اعتراف کند یا چهار نفر شهادت بدهند، پرونده در مرحله تحقیقات بیشتر قرار گرفته است.

چرا که در محل حبس این افراد چهار نفر حضور نداشته‌اند و متهم هم تلاش می‌کند با انکار این اتهام – تجاوز- از مجازات بگریزد. البته پزشکی قانونی پس از معاینه مریم موضوع تجاوز را تأیید کرده است. اما باید دید در دادگاه چه اتفاقی خواهد افتاد.
*روزنامه ایران

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

مهرداد خدیر؛

خود دانید و مملکت «تان!»

فیلم گفت و گوی یک کشاورز طبسی با وزیر جهاد کشاورزی که در فضای مجازی انتشار یافته یک دنیا حرف دارد. در این ویدیو پیرمرد در مواجهه با محمود حجتی به جای تقاضاها یا گله های معمول در مقام یک ناصح، شعر مشهوری را می خواند که البته به اشتباه به حافظ نسبت داده می شود: همه آفاق پر از فتنه و شر می بینم/ ... این جهان را پر از خوف و خطر می بینم/ دختران را همه جنگ است با مادر/ پسران را همه بدخواه پدر می بینم... لحن پیرمرد در این کلیپ شِکوه‌آمیز اما با شُکوه و در عین حال مشفقانه است. صحنۀ تکان‌دهنده اما در پایان است. آنجا که با خونسردی و بی نیازی دست خود را به شانه‌های آقای وزیر می‌زند و می‌گوید: «خود دانید و مملکت‌تان!» دربارۀ این گفت وگو چند نکته را می توان یادآور شد: 1. صرف حضور وزیران در جمع مردم امری مثبت است. نباید چنان فضاسازی و نقد شود که وزیران ترجیح دهند در دفتر کار خود بمانند یا با مردم گفت و گو نکنند. آن هم در دورانی که هر کس با گوشی تلفن همراه خود تصویر برداری می کند. از این نظر جای نگرانی است که استمرار انتشار این ویدیوها این تماس ها را محدود کند. همان نکته ای که درباره ویدیوی گفت و گوی وزیر بهداشت با آن نانوا نوشتیم. 2. کشاورز طبسی با شور و حرارت شعر را می خواند و نصیحت می کند اما آقای وزیر «خُب خُب» می کند. حال آن که می توانست برخورد صمیمانه تری داشته باشد. محمود حجتی را به برخوردهای صمیمانه و اصطلاحا «خاکی بودن» می شناختیم و می شناسیم. اما این رفتار به این تصور خصوصا برای کسانی که با پیشینه و خاستگاه سیاسی او آشنا نیستند خدشه وارد می کند. 3. بعید است آقای حجتی بتواند مانند این پیرمرد این گونه شعر بخواند یا در مقابل مقامات بالاتر به صراحت نظر خود را ابراز کند. آیا این استغنا و طلب نکردن برای خود و دغدغۀ جامعه داشتن شایستۀ تحسین نبود؟ آیا بر زبان آوردن کلمۀ «احسنت» این قدر سخت بود؟ واقعا جا نداشت بر پیشانی پیرمرد و حتی دست او بوسه بزند؟ او که زاده و بالیدۀ یک خانوادۀ متمکن نیست و خاستگاه خودش نیز همین بوده است. 4. چنانچه اشاره شد اصل ماجرا در آخر اتفاق می افتد: خود دانید و مملکت تان! تمام قصه در همین «تان» است. این که احساس «غیر بودن» یا « دیگری بودن» می کند. کشاورز طبسی به زبان شعر و کنایه دربارۀ « شکاف بین دولت و ملت» هشدار می دهد. بی آن که دچار لکنت شود یا کلمات را در لفافه بپیچد این موضوع را توضیح می دهد. اگر احساس تعلق به کشور از بین برود و به جای «مملکت مان» بشنویم «مملکت تان» هشداری جدی است و با «خب خب» هم حل نمی شود. وقتی مردم احساس کنند به رأی و نظر آنان احترام گذاشته نمی شود، وقتی با تبعیض و تحقیر رو به رو شوند و وقتی های دیگر رابطۀ مردم با حکومت ...

تازه ترین اخبار