رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 54 خبر


  • شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷
  • السبت ۱۰ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 16 February
تهران تا قسمتی ابری
١٠(°C)
وزش باد ١۶(mph)
فشار ٢۵.٨٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 1-Low
رطوبت ٢۵.٨٧(in)

رئیس انجمن انبوه سازان گفت: بی توجهی دولت در تولید مسکن سال به سال بر نیاز انباشته مسکن می افزاید که نتیجه این روند برابر است با انفجار قیمت مسکن در آینده.

مجتبی بیگدلی، عضو هیات موسس بانک انبوه سازان بیان کرد: سالیانه یک میلیون ازدواج در کشور ثبت می شود؛ یک میلیون ازدواج یعنی یک میلیون نیاز به مسکن. به عبارتی ساده تر هر ساله بر رشد جمعیت جوان کشور افزوده می‌شود و آنها نیز برای تشکیل خانواده نیازمند مسکن هستند در حالی که تولید مسکن در کشور متوقف شده است.

بیشتر بخوانید:

رشد ۸۳ درصد قیمت مسکن تهران در مهر ماه

وی ادامه داد: طرح های مختلفی اعم از مسکن حمایتی، مسکن اجتماعی، مسکن امید و یا مسکن مهر برای کنترل قیمت بازار مسکن ارائه شد اما هیچ برنامه ای را در قالب عملی کردن این طرح ها شاهد نبودیم، خوشبختانه کشور چند روزی است که از وزیر بی کفایت راه و مسکن نجات پیدا کرده است و امیدواریم اوضاع اقتصادی در بخش مسکن با ثبات روبه رو شود.

به گفته بیگدلی، رئیس جمهور مدعی بود که ۱۲ میلیون مسکن اضافه داریم، می دانیم این حرف های بی ریشه و بدون دانش تنها به دلیل لجاجت با طرح مسکن مهر مطرح گردید.

رئیس انجمن انبوه سازان خاطرنشان کرد: در ادامه دولت مسکن سازی را تعطیل کرد و سالی یک میلیون نیاز به مسکن روی هم انباشته شد. علاوه بر آن به دلیل بافت های فرسوده در حدود ۳۰۰ الی ۴۰۰ مسکن نیز نیاز داشتیم به عبارتی ساده تر کشور به یک و نیم میلیون مسکن جدید در سال نیاز دارد.

وی متذکر شد: متاسفانه در دولت یازدهم حتی یک واحد هم بر مبنای برنامه ها ساخته نشد. لذا این نیازها روی هم انباشته شد و بر دیوار تقاضا فشاری مضاعف وارد گردید. چرا که افزایش قیمت مسکن و اجاره بها در کشور غیرقابل انکار بوده و متاسفانه دولت نمی تواند این شرایط نابسامان را کنترل و مدیریت کند.

بیگدلی افزود: در صورتی که باید تولید کننده به تولید تشویق شود، چراکه به نفع اشتغال و پایین آوردن قیمت ها است، در حقیقت هرچه عرضه بیشتر شود، به مراتب تقاضا کاهش و قیمت ها پایین می آیند.

به گفته رئیس انجمن انبوه سازان، کشور های دیگر در مواجه با چنین مشکلاتی طرح هایی چون کمک هزینه را در نظر میگیرند. برای مثال درصدی از ساخت یک خانه را پرداخت کرده و یا مسکن دولتی به کارمندان و افراد کم درامد اختصاص می دهند.

وی تصریح کرد: متاسفانه در کشور نه تنها چنین امتیازاتی به مردم تعلق نمی گیرد بلکه یک واحد مسکونی هم در راستای طرح های پیشنهادی ساخته نمی شود مسلما این رویه اشتغال کشور را به نابودی می کشاند. تمرکز بر تولید مسکن که متاسفانه در دولت فعلی به آن بی‌توجهی شده است و نیز حرکت در مسیر ساخت‌وساز انبوه بی‌شک تاثیر بسیار بالایی بر خروج اقتصاد از رکود و اشتغال زایی دارد.

بیگدلی یادآور شد: عدم رفع نیازهای مسکن، کشور را با سونامی افزایش خرید و اجاره خانه رو به رو کرده است و جالب اینجاست دولت هیچ اقدام و برنامه ای برای کنترل و بهبود اوضاع ارائه نمی دهد لذا هر روزه شاهد افزایش بیش از پیش قیمت مسکن و اجاره بهای آن هستیم.

به گفته رئیس انجمن انبوه سازان، بی توجهی دولت در تولید مسکن سال به سال بر نیاز انباشته مسکن می افزاید که نتیجه این روند برابر است با انفجار قیمت مسکن در آینده.

وی اظهار داشت: نکته حائز اهمیت این است که دولت باید انبوه سازان را حمایت کند و زمین رایگان یا با قیمت مناسب برای تولیدات در اختیار آنها قرار دهد و یا نرخ سود تسهیلات را نیز تک رقمی کرده و وام ارزان قیمت و بدون قید و شرط برایشان در نظر بگیرد تا مسکن وارد عرضه شده و قیمت اجاره بها پایین بیاید.

بیگدلی بیان کرد: متاسفانه در روزهای گذشته آهن از کیلویی دو هزار تومان به کیلویی شش هزار تومان رسیده لذا بی شک این وضعیت خط تولید را نابود می کند. چرا که دیگر کسی شهامت سرمایه گذاری در تولید مسکن را نداشته در نتیجه خط تولید به خوابی عمیق می رود.

عضو هیات موسس بانک انبوه سازان در پایان گفت: در ادامه بازار با کمبود مسکن روبه رو شده که محصول آن نیز افزایش قیمت مسکن و حتی اجاره بها و رهن است. دولت هیچ راهی جز تولید ندارد؛ کشور به سالیانه ۱ میلیون واحد جدید نیاز دارد، تولید یک میلیون مسکن یعنی تولید یک میلیون فرصت شغلی. پس می بینید که تولید مسکن چه تاثیری در اقتصاد کشور خواهد داشت.

منبع: جام جم آنلاین

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمد کاظم انبارلویی؛

چرا آمریکا رو به افول است؟

پاسخ به این پرسش برای ما حیاتی است که چرا آمریکا رو به افول است؟ فهم چیستی ماهیت قدرت در آمریکا به چرایی این پرسش، هر فردی را که جویای حقیقت باشد، رهنمون می‌سازد. قدرت آمریکایی‌ها روی چهار ستون استوار بود که عبارتند از: 1- رکن اخلاقی و ایدئولوژیک 2- توانایی در حل معضلات خود و همپیمانان 3- توانایی ائتلاف ‌سازی و استفاده از قدرت‌های دیگر برای مقابله با رقیب 4- قدرت مهار رقیب رکن اول: آمریکا به ویژه در نیم قرن اخیر، خود را پرچمدار «دموکراسی» و «آزادی» در جهان می‌دانست. آمریکایی‌ها با این دو پرچم، داعیه‌ دار حقوق بشر در سرزمین خود و در کل جهان بودند. روسای جمهور آمریکا یک دکور اخلاقی داشتند و خود را در کادر این دکور تعریف می‌کردند. امروز از این بساط و دکور چیزی باقی‌ نمانده است. آنها به کسی رای دادند تا به کاخ سفید راه یابد که تیر خلاص به اخلاق، مذهب، انسانیت، آزادی و پایبندی به تعهدات بزند. فیلسوفان سیاسی غرب و آمریکا از تئوری‌پردازی در حوزه‌های اخلاق، سیاست، حقوق اساسی، حقوق بین‌الملل و ... عقیم هستند. آنان که می‌گفتند لیبرالیسم پایان تاریخ است و پس از آن هیچ کس قادر نیست اندیشه‌ای ناب در خصوص فلاح و رستگاری بشر بیاورد، امروز سوگمندانه به پایان کار خود و ایده‌های پوسیده خود نشسته ‌اند و حرفی برای بشر ندارند. آنها با بازخیزش جوامع اسلامی به سوی تمدن اسلامی و ظهور انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و استمرار انقلاب پس از امام (ره) توسط مقام معظم رهبری، به پرسش‌های کلیدی عصر ما دیگر نمی‌توانند پاسخ دهند. موتور ایدئولوژی آنها فاقد یک سوخت معنوی و ساخت اخلاقی است. قدرت در آمریکا فعلاً در چاه ویل حاکمیت دوگانه است، بعید است از این مخمصه رهایی یابد. آمریکائی ها در عصری زندگی می‌کنند که زیر آواری از پرسش‌های بی‌پایان به ویژه در حوزه آزادی دفن شده‌اند. آنها از رویارویی نبرد نرم با ایران کم آورده‌اند، آستانه تحمل خود را از دست داده‌اند، بستن صدها صفحه شبکه‌های اجتماعی در فیسبوک، تونیتر و اینستاگرام که برخی از آنها تا 5/2 میلیون نفر مخاطب دارد و از سوی ایرانیان و طرفداران جمهوری اسلامی پیام‌رسانی می‌شود، نشان می‌دهد آزادی قلم و بیان و گردش آزاد اطلاعات، آمریکائی ها را به شدت رنج می ‌دهد. رکن دوم: آمریکایی‌ها امروز بدهکارترین دولت خود را تجربه می‌کنند، زیرساخت‌های حیاتی آمریکا در تمامی ابعاد نیاز به نوسازی دارد. اینکه ترامپ با راه‌اندازی جنگ تعرفه‌ها مشغول جیب‌ زنی رفقا و متحدان خود است، نشان می‌دهد برای نوسازی آمریکا سخت نیازمند بودجه است. با قرض و قوله نمی‌تواند آن نیازمندی‌ها را برطرف کند. باید هزینه‌ها به ‌ویژه هزینه‌های سرسام‌ آور لشکرکشی به اقصی نقاط جهان را کم کند و به فکر درآمدزایی باشد. آمریکا‌یی‌ها امروز برای حکمرانی خوب در برابر کوهی از پرسش‌های بی‌پاسخ قرار دارند. برای پاسخ به آنها، زدن زیر هر پیمان و عهدی را اولین راه‌ حل می‌ دانند. سازمان آمار آمریکا می‌گوید: «48 درصد مردم آمریکا گرسنه ‌اند و در مرز خط فقر زندگی ...

تازه ترین اخبار