رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 54 خبر


  • سه شنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۷
  • الثلاثاء ۱۳ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Tuesday 19 February
تهران لطیف
٣(°C)
وزش باد ١٢(mph)
فشار ٢۵.٩٠(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 0-Low
رطوبت ٢۵.٩٠(in)

کارشناس فوتبال کشورمان گفت: پرسپولیس آنجا ضربه خورد که فدراسیون باشگاه ها را رها کرده چسبیده به کی روش و تیم ملی!

اتفاقات اخیر پس از تشکیل مرحله جدید اردوی تیم ملی در آبان ماه سال جاری از سوی سرمربی تیم ملی و انتقال آن به بازیکنان باعث تعجب بسیاری از اهالی فوتبال شده است. غیبت کارلوس کی روش در دیدار فینال لیگ قهرمانان آسیا در روزی که رؤسای فیفا و AFC در تهران حضور پیدا کرده بودند موجی از انتقادات چندباره را علیه این مربی پرتغالی براه انداخت.

بیشتر بخوانید:

کی‌روش بداخلاق است اما نمی‌توان دانش فوتبالی او را کتمان کرد

حاشیه‌سازی ترفند کی‌روش است!

سعید مدنی از کارشناسان و روزنامه نگاران با سابقه کشورمان در گفت و گو با مشرق، درباره دلایل بدرفتاری کارلوس کی روش با مخاطبان اصلی اش رد فوتبال ایران حرف زد و علت بروز چنین رفتارهایی را مورد بررسی قرار داد.

متن صحبتهای وی در ادامه می آید:

**در بحث دیسیپلین تیمی حامی کی روش هستیم

کی روش در چند سالی که در فوتبال ما بوده تأثیرات مثبتی روی روند حرکتی و رفتاری کل تیم و دیسیپلین فضای حاکم بر آن داشته است. طوری که هر بازیکنی در تیم ملی حد و اندازه خودش را بشناسد. او از این نظر کار بزرگی کرده است. کارهایی که در فوتبال ما خیلی هایش رعایت نمی شود. غیر از اصولی که لازمه فوتبال است حتی فوتبال معمولی و نه حرفه ای. امثال کی روش و یا برانکو این اصول را رعایت می کنند و نتیجه مثبتش را هم می بینیم که عاید کلیت فوتبال ما می شود. این را کسی شک ندارد و ما در حد خودمان از رفتار اصولی و حرفه ای ایشان حمایت کرده ایم.

**کی روش حرف خودش را نقض می کند

اما یکسری رفتارهاست که متأسفانه که از ابتدای همکاری ایشان با فدراسیون فوتبال ما دیده می شود که اتفاقا با اصول حرفه‌ای همخوانی ندارد. بطور مثال گاهی اوقات اظهاراتی که ربطی به حوزه کاری اش ندارد را بیان می کند. این در حالی است که خودش به بقیه یاد داده کسی نباید در کارهایی که به فوتبال و تیم ملی مربوط می شود حرف بزند، ولی به وضوح می بینیم که خودش هرازگاهی از این حد و مرزها عبور می کند.

**سرمربی تیم ملی مدیریت نمی شود

این می تواند دو عامل داشته باشد که یکی از آنها می تواند توجیه پذیر باشد. یکی مدیریت فوتبال ماست که نشان می دهد مدیران فوتبال ما مدیریت نمی کنند و از ایشان هم خواسته اند که تیم را ببرد به جام جهانی و او هم می گوید برای رفتن به جام جهانی باید یکسری کاره انجام شود و اگر خودتان (مدیران فدراسیون) نمی توانید من (کی روش) خودم انجامش می دهم، و کارهایی می کند که حتی گاهی صدای منتقدان و مدیران فدراسیون را هم به هوا بلند می کند. در واقع این مسایل بازگو کننده یکسری ضعف ها، کم کاری ها، سستی و اهمال هایی است که مسئولان فدراسیون خودمان باید انجام بدهند ولی نمی دهند و کی روش وارد می شود و درباره مسایلی مانند امکانات و زمین و این چیزها خودش رأسا اقدام می کند.

** رفتار کی روش مصداق خودکامگی است

مورد دیگر درباره برخوردهای رفتاری اوست که بطور مثال یک نمونه اش را در غیبتش دیدار فینال لیگ قهرمانان آسیا دیدیم. این علامت سئوال خیلی بزرگی برای همه اهالی فوتبال بود که با توجه به درگیری و جدال های لفظی که با برانکو سرمربی پرسپولیس داشت مقداری این شائبه را ایجاد کرد که بحث فراتر از رفتار حرفه ای است. بحث به شکل لجبازی و رفتاری شبیه به خودکامگی دارد که من روشم این است ولی از مربی حرفه ای در سطح کی روش انتظار نمی رفت. ما فکر می کنیم که شاید او موضوع سفرش از خارج از کشور را مطرح کند ولی توقع می رفت او که قرار بود یکشنبه به تهران برگردد شنبه بیاید. این جزو وظایف او بود که بازی را ببیند.

**کی روش به فوتبال باشگاهی ما احترام نگذاشت

وقتی که اینفانتینو و شخصیت های بزرگ فوتبالی اعم از پیشکسوت‌ها از داخل و دیگر قاره ها یا حتی رجال سیاسی و چهره های مطرح از داخل و خارج وارد ورزشگاه می شوند واقعا آنجا جای کی روش خالی بود. او باید به فوتبال باشگاهی و ملی ما احترام می گذاشت. او باید این بازی در سطح بالای آسیا را می دید تا فرق فوتبال ما با ژاپن را ببیند. از نظر فرهنگی، فنی و اخلاقی کی روش باید در ورزشگاه حاضر می شد ولی اینکه ایشان فردای بازی به تهران برگردد جای انتقاد دارد که البته متأسفانه تا این لحظه هیچ توضیح لازمی هم نداده است.

**کی روش تیم ملی را رودرروی پرسپولیس قرار داد

درباره رفتار و عملکرد کی روش هم باید گفت که او علت نیست، معلول است. مدیریت فوتبال ما باید او را مدیریت کند و اقتدار خودش را نشان بدهد. کی روش هرچقدر هم که بزرگ باشد از فوتبال و مردم ایران بزرگتر نیست و باید این اصل را حتما رعایت کند و در عمل هم آن را ببینیم. اینکه از او بخواهند در چارچوبی مشخص کار کند. ولی متأسفانه رؤسای فوتبال ما ضعف هایی در این باره نشان دادند تا او هم فراتر از اختیارات خودش عمل کند. این موضوع در جاهایی به ضرر فوتبال ما تمام می شود. الان در آستانه اعزام تیم ملی به جام ملتها تیم کشورمان به همدلی، وحدت و حمایت همه جانبه مردم نیاز دارد و این برخورد که با تیم پرسپولیس و انبوه طرفدارانش شد می تواند آسیب های جدی برای تیم ملی داشته باشد.

**توقعات ملت ارجح بر هر نتیجه ملی است

همین که او قبل از بازی ترینیداد هم در نشست خبری شرکت نکرد را باید اضافه کرد به رفتارهای غیرمعقول و غیرحرفه ای که از ایشان به عنوان سرمربی تیم ملی انتظار نمی رود. او باید در چارچوب وظایف و مسئولیت هایش طوری جلو برود که در نهایت به سود فوتبال ملی ایران تمام شود. چون بالاتر از فوتبال ملی خواسته و توقعات ملت ماست و کسی نمی تواند بیش از آن خودنمایی کند و توقع داشته باشد که بیشتر از فوتبال ملی به ایشان احترام بگذارند.

**سیاه نمایی های پیش از ورود به مسابقات را می شناسیم

انتقادات و موج های منفی که کی روش پیش از شروع هر تورنمنتی به راه می اندازد را باید به حساب حرفه ای گری های مربیان دنیا گذاشت. البته نه به این شدت، ولی خیلی از مربیان حرفه ای هستند که با پررنگ تر جلوه دادن ایرادها و نقایص امکانات در چنین روزهایی می خواهند برای آینده و نتایج احتمالی بد تیم تحت امرشان، آمادگی ذهنی را بوجود بیاورند.

**نتیجه گرایی فوتبال را به این روز انداخت

اصل ماجرا در هدفگذاری غلط در فوتبال ماست که کی روش می بیند از بزرگ و کوچک ورزش این مملکت دنبال نتیجه اند و کسی دنبال کیفیت نیست و همه دنبال کمیت هستند. کی روش هم خود را زیر بار این فشار می بیند و راه فرارهایی را برای خودش ایجاد می کند و طبیعی است که اگر نتیجه نگرفت بتواند از این طریق توجیه کند. این به جای آن است ما از کی روش بخواهیم که به رشد فوتبال ملی کمک داشته باشد.

**پرسپولیس چوب نتیجه گرایی مدیران فوتبال را خورد

ما همه چیز را رها کرده ایم. یکی از مهمترین چیزها باشگاه هاست. ما باشگاه داری و فوتبال پایه را رها کرده و به این مسایل چسبیدیم. شکست پرسپولیس در فینال لیگ قهرمانان به خاطر ساختار غلط فوتبال ماست. پرسپولیس پس از بیش از ۵۰ سال سابقه هنوز یک باشگاه نیست و فقط یک تیم فوتبال است. تیمی که معلوم نیست مدیرش کیست، مالکش کیست و بودجه اش از کجا می آید! خب مشخص است که این تیم مقابل کاشیما جایی کم می آورد. درست است که همه می دانیم پرسپولیس ۱۲ تا بازیکن داشت. این علتِ بدل از اصلی است و علت اصلی این است که چرا پرسپولیس باید به جایی برسد که در این وضعیت باشد؟

**فوتبال ایران را فدای رفتن به جام جهانی کرده ایم

نتیجه ای که برای پرسپولیس رقم خورد به خاطر این است که یک تیم باشگاهی ساختار ندارد، پایه ندارد و چسبیده ایم به کی روش و یک پولی به او داده ایم که فقط ما را به جام جهانی ببر. این فوتبال سطح روستا را با دعوا و آژان کشی می برد به جام جهانی. این فوتبال ضعیف را می خواهد قهرمان آسیا کند. این هدفگذاری غلط ماست که از داخلش کی روش این رفتار را با خود ما می کند و خیلی از نابسامانی های دیگر که کی روش یکی از آنهاست. نظر خود من این است که تمام این علت ها معلول ساختار غلط فوتبال و هدفگذاری غلط تر آن است. فوتبال باید برود خودش و آینده اش را بسازد و نقایصش را برطرف کند. فکر و ذکر فوتبال ما شده رفتن به جام جهانی و حالا جدیدا می گویند حالا که رفتیم جام جهانی باید یک مرحله هم بالاتر برویم! ما خودمان می دانیم که این موضوع با این شرایط امکان پذیر نیست.

**تصمیمات برخی مسئولان ترمز فوتبال را می کشد

ما به فوتبال خودمان ایمان داریم و دیدیم همین پرسپولیس با دست خالی تا آستانه قهرمانی هم پیش رفت ولی همان ساختار، جلویش را گرفت نه توان ذاتی بازیکنان. پرسپولیس و تیم های نظیر آن این توان را دارند ولی با تصمیمات غلط برخی مسئولان، ترمز این تیم ها را می کشیم و از داخلش ناکامی هایی در بعد فنی و رفتارهایی که از کی روش سرمی زند بروز می کند. برای اینکه او می داند فوتبال ما نتیجه گراست و برای نتیجه گرایی هم حاضرند همه جوره به کی روش باج بدهند و در برابرش کوتاه بیایند و او هم به عنوان یک مربی فاتح گاهی کارهای غیرطبیعی از خودش نشان می دهد.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

جرج سوروس؛

اتحادیه اروپا مانند شوروی فرو می‌پاشد

رویداد‌های کم سابقه در اروپا، از صعود احزاب راستگرا گرفته تا خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، آینده این اتحادیه را به حدی در خطر قرار داده که برخی متفکران غربی درباره بروز آشفتگی در اتحادیه اروپا و دچار شدن آن به سرنوشت شوروی هشدار می‌دهند. جورج سوروس، میلیاردر آمریکایی-مجارستانی، که به شدت از جوامع باز حمایت می‌کند، مدتی است از افزایش تهدیدات برای اینگونه جوامع سخن می‌گوید. رئیس بنیاد‌های جامعه باز، اخیرا چند یادداشت در این زمینه نوشته و از احتمال افول جوامع باز، خصوصا در اروپا، هشدار داده است. او در جدیدترین یادداشت خود، که در وبگاه «پراجکت سیندیکیت» منتشر شده، از اروپا خواست که بیدار شود و در برابر تهدیدات دشمنانش از ارزش‌های خود دفاع کند. «اروپا ناخواسته به سمت نیستی گام برمی‌دارد و مردم اروپا باید، قبل از اینکه بسیار دیر شود، بیدار شوند. اگر بیدار نشوند، اتحادیه اروپا به سرنوشت شوروی در سال ۱۹۹۱ مبتلا خواهد شد. ظاهرا نه رهبران و نه شهروندان عادی ما نمی‌فهمند که ما در حال تجربه یک لحظه انقلابی هستیم و طیف احتمالات بسیار گسترده است و لذا نتیجه نهایی به شدت مبهم است. اغلب ما گمان می‌کنیم که آینده کم‌وبیش شبیه حال خواهد بود. اما ضرورتا اینگونه نیست. در عمر طولانی و پرماجرایم، من بسیاری از دوره‌ها را دیده‌ام که آن‌ها را بی‌تعادلی رادیکال می‌نامم. امروز ما در چنین مرحله‌ای زندگی می‌کنیم.» سوروس ادامه داد: «مرحله تغییر بعدی، انتخابات پارلمان اروپا در می ۲۰۱۹ خواهد بود. متاسفانه، نیرو‌های ضداروپایی در انتخابات، از مزیت رقابتی برخوردار خواهند بود. دلایل متعددی برای این امر وجود دارد. از جمله: سیستم تحزب کهنه که در اکثر کشور‌های اروپایی نفوذ دارد، امکان‌ناپدیری عملی برای تغییر معاهدات و فقدان ابزار‌های قانونی برای منضبط کردن کشور‌های عضو که اصولی را زیرپا می‌گذارند که اتحادیه اروپا بر اساس آن‌ها تاسیس شده است. اتحادیه اروپا می‌تواند قوانین خود را بر کشور‌های متقاضی اعمال کند، اما فاقد ظرفیت کافی برای وادار کردن کشور‌های عضو به پایبندی است.» به نوشته این میلیاردر، سیستم تحزب کهنه مانع کسانی می‌شود که می‌خواهند ارزش‌هایی را حفظ کنند که اتحادیه اروپا بر اساس آن‌ها تاسیس شده است. این سیستم در مقابل، به کسانی که می‌خواهند آن ارزش‌ها را با ارزش‌های به شدت متفاوت عوض کنند، کمک می‌کند. سیسم تحزب کشور‌های فردی، شکاف‌هایی را منعکس می‌کند که در قرن‌های نوزدهم و بیستم اهمیت داشتند. مثل نزاع میان سرمایه‌دار و کارگر. اما شکافی که امروز بیشترین اهمیت را دارد، شکاف میان نیرو‌های هوادار و ضد اتحادیه اروپا است. کشور مسلط در اتحادیه اروپا، آلمان است و ائتلاف سیاسی مسلط در آلمان –میان اتحادیه دمکراتیک مسیحی (CDU) و اتحادیه سوسیال مسیحی (CSU) مستقر در باواریا – ناپایدار شده است. این ائتلاف تا زمانی کارآمد بود که هیچ حزب راستگرای مهمی در کنار CSU در باواریا وجود نداشت. با صعود حزب افراطی «جایگزین برای آلمان» (AfD) وضعیت تغییر کرد. در انتخابات سپتامبر گذشته آلمان، نتایج CSU در شش دهه گذشته، بدترین نتایج بود و AfD توانست برای نخستین ...

تازه ترین اخبار