رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 0 خبر


  • پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۸
  • الخميس ۱۸ رمضان ۱۴۴۰
  • 2019 Thursday 23 May
اوقات شرعی

رئیس اندیشکده اقلیم و آمایش سرزمین می‌گوید بحران‌های محیط زیستی ایران ناشی از سوء مدیریت است و در فرایند تصمیم‌گیری در پیوستن به موافقت‌نامه پاریس از متخصصان اقلیم‌شناسی استفاده نشده است.

وزرای امور خارجه و نفت در دو نامه جداگانه به رئیس‌جمهوری، خواستار تسریع در روند تصویب الحاق ایران به کنوانسیون تغییر اقلیم سازمان ملل و تصویب آن پیش از اجلاس آذرماه این کنوانسیون شدند. محمدجواد ظریف، وزیر امورخارجه و بیژن نامدار زنگنه، وزیر نفت در دو نامه جداگانه به حسن روحانی، رئیس‌جمهوری درخواست کرده‌اند تا الحاق ایران به توافق‌نامه پاریس مجددا در مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان قانون اساسی مورد بررسی قرار گرفته و تایید شود؛ زیرا به گفته ظریف، ملحق نشدن ایران به این توافق‌نامه می‌تواند موجب باز شدن پرونده‌ای علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل شود.

بیشتر بخوانید:

موافقتنامه پاریس؛وزنه‌ای برپای صنعت نفت/نقد کارشناسی بریک الحاق

فیلم/ پیامدهای اجرای”توافقنامه پاریس”برای ایران

این درخواست در حالی مطرح شده است که هیچ گونه توافقی میان کارشناسان حوزه‌های مختلف مرتبط با این توافق حاصل نشده است. درباره این موضوع با دکتر حسن لشکری استاد اقلیم‌شناسی دانشگاه شهید بهشتی و رییس اندیشکده اقلیم و آمایش سرزمین گفتگو کردیم.

وقتی از گازهای گلخانه‌ای و موافقت‌نامه آب و هوایی پاریس صحبت می‌کنیم اغلب مردم آلودگی هوای کلانشهرها را به خاطر می‌آورند و پیوستن به این موافقت‌نامه را قدمی در راه رفع مشکل آلودگی هوا تعبیر می‌کنند. آیا موافقت‌نامه پاریس ارتباطی با آلودگی هوا دارد؟

آلودگی‌های کلان‌شهرها هیچ ارتباطی با گرمایش جهانی ندارد. توجه داشته باشیم دی‌اکسید کربن (CO۲) با منوکسیدکربن (CO) یک مقوله کاملاً متفاوت است. آلودگی فعلی کلان‌شهرها نتیجه رشد افسارگسیخته شهرها و تولید و انباشت شهر از خودروهای بی‌کیفیت هست. آلودگی شهرها نتیجه الگوی نامطلوب طراحی شهری و عدم رعایت استانداردهای لازم در بلندمرتبه‌سازی و عدم رعایت شرایط اقلیمی محیط است. بنابراین پیوستن یا عدم پیوستن به موافقت‌نامه پاریس و کنترل یا عدم کنترل تولید گازهای گلخانه‌ای مشکل آلودگی کلان‌شهرها را حل نخواهد کرد، فرافکنی نکنیم.

موضوع دیگری که به گازهای گلخانه‌ای و موافقت‌نامه پاریس نسبت داده می‌شود گرمایش زمین و در کشور خودمان افزایش یک و نیم درجه‌ای میانگین دمای هواست. انتشار گازهای گلخانه‌ای چقدر موجب ایجاد گرمایش جهانی شده است؟ آیا در این زمینه مطالعه‌ای دقیق و کامل در کشور صورت پذیرفته است؟

در کشور مطالعات پراکنده‌ای درزمینه تغییراقلیم انجام‌شده است و بعضاً نتایج متفاوت و گاه نقیض حاصل‌شده است. مطالعه مقدار دقیق انتشار دی‌اکسید کربن در کشور و میزان تأثیر این گاز در گرمایش جهانی به دلیل هزینه‌بر بودن تحقیقات و عدم‌حمایت مؤسسات یا نهادهای ذی‌ربط این تحقیقات یا انجام‌نشده است و اگر مطالعه‌ای انجام‌شده بسیار محدود و غیردقیق است. انجام چنین تحقیقات دقیق نیازمند ایجاد مؤسسات تحقیقاتی مجهز، آزمایشگاه‌های دقیق و مجهز و استفاده از دانشمندان مجرب با تخصص‌های مختلف (اقلیم‌شناس، هواشناس، شیمی جو، …) است.

تحقیقات دانشگاهی و رساله‌های دکتری درصورتی‌که موردحمایت نهادهای ذی‌ربط باشند می‌تواند نتایج خوبی را ارائه کند ولی در شرایط فعلی تحقیقات به دلیل عدم‌حمایت‌های مالی عموماً تئوریک هستند. تحقیقات نیازمند نمونه‌گیری، نمونه‌برداری و مطالعات آزمایشگاهی کمتر موردتوجه دانشجویان تحصیلات تکمیلی و اساتید است.

چه نظریات دیگری برای توجیه گرمایش زمین وجود دارد؟

درباره گرمایش جهانی نظریات ضدونقیض متعددی وجود دارد. برخی از دانشمندان اعتقاد به سرمایش جهانی دارند. همچنان که عده کثیری از دانشمندان نیز به گرمایش جهانی معتقد هستند. هر گروه نیز استدلال‌های خاص خود را دارند. این‌جانب نیز به گرمایش جهانی معتقد هستم ولی عامل یا عوامل این گرمایش نیازمند تحقیقات جامع و غیر جانب‌دارانه است.

مدل‌های پیش‌بینی آینده دمایی و اقلیمی کره زمین که پیش‌بینی می‌کنند در آینده با مصرف سوخت‌هایی نظیر نفت و گاز، دمای زمین افزایش پیدا خواهد کرد و خسارت فراوانی وارد خواهد شد، چه اندازه قابل‌اتکا هستند؟

این مدل‌ها یکی دو دهه است که وارد ادبیات اقلیمی کشور شده است. تمام این مدل‌ها طراحی‌شده در همان کشورهای صنعتی هستند و هیچ‌کدام از مدل‌ها در کشور باز طراحی یا بومی‌سازی نشده است. بسیاری از این مدل‌ها پیش‌بینی‌هایی درگذشته برای دما، بارش و یا سایر پارامترهای اقلیمی داشته‌اند که ما هم‌اکنون در دوره پیش‌بینی‌شده قرارگرفته‌ایم. لذا می‌بایست این پیش‌بینی‌ها الان باید تحقق پیدا می‌کردند.

درصورتی‌که داده‌های ثبت‌شده فعلی با هیچ‌کدام از پیش‌بینی‌های انجام‌شده مطابقت ندارد. بنابراین نتایج هیچ‌کدام از این مدل‌ها قابل‌اعتماد نیستند، چراکه پیش‌بینی‌های گذشته آن‌ها برای امروز تحقق پیدا نکرده است. یا مدل‌ها دارای نواقصی اساسی هستند یا مدل‌ها باید بومی‌سازی و بازطراحی شوند. بنابراین پیش بینی هایی که بر اساس این مدلها برای گرمایش آینده کشور انجام شده، محل تردید است. چرا که همین مدل ها برای نقاطی از کشور سرمایش و برای نقاطی دیگر گرمایش حتی ۲ تا ۴ درجه پیش بینی کرده اند!

با توجه به این که پیش‌بینی مدل‌های وارداتی برای کشور درست از آب در نیامده، آیا از پتانسیل‌های اقلیم‌شناسی کشور برای تعیین آینده اقلیمی کشور و ارائه تعهدات بین‌المللی مانند موافقت‌نامه پاریس استفاده‌شده است؟

آب‌وهوا جزء معدود رشته‌هایی است که عامه مردم به دلیل تماس روزانه با شرایط جوی و تأثیر مستقیم از پدیده‌های آن نسبت به آن حساسیت نشان می‌دهند. در نتیجه هر فردی به بضاعت علمی یا تجربی خود تمایل دارد در مورد آن اظهارنظر کند.

ولی باید بپذیریم اقلیم‌شناسی هم مانند همه علوم دیگر یک علم است و برخلاف ظاهر ساده و قابل ملموس آن، بسیار پیچیده و بغرنج است. در نتیجه این علم هم تخصص و تجربه خاص خود را می‌طلبد و اتفاقا به دلیل این که پدیدههای جوی به طور مستقیم با زندگی و سلامت روزمره مردم در ارتباط است، هرگونه تصمیم و اقدام درباره آن باید بسیار سنجیده و دقیق باشد. اقلیم بدلیل این که یک پدیده جهان شمول است. یعنی می‌تواند بدون هیچ محدودیتی از مرزی وارد مرز دیگر شود. لذا هر تغییری در هر نقطه ای از سیاره زمین می‌تواند سایر نقاط را متاثر کند. لذا کنترل آن نیز همکاری جهانی را می طلبد.

منتهی باید بپذیریم هرکشوری با توجه به موقعیت جغرافیایی خود نسبت به گردش جهانی جو دارای اقلیم منحصر به فردی هم هست. کشورهایی که در کمربند خشک جهان (مانند ایران) قرار گرفته اند آسیب پذیری بیشتری از پدیده های جوی دارند. پس چون اقلیم هر منطقه‌ای را به راحتی نمی توان عوض کرد باید با آن به سازگاری دست پیدا کنیم تا آسیب کمتری ببینیم.

بنابراین راهکارهای سازگاری و همزیستی مسالمت آمیز با آن را از متخصص آن جویا شد. ولی متاسفانه در مسند تصمیم گیری مسائل مربوط به اقلیم، یا اقلیم شناسان نیستند یا افراد با تجربه قرار ندارند. درباره مراجع تصمیم گیرنده در باره تغییر اقلیم وضع از این هم اسفناک تر است.

در سطح جهانی نهادهایی مثل مجمع بین‌الدولی تغییر اقلیم (IPCC) بر این موضوع تمرکز دارند. نهادهای این چنینی و ارگان‌های علمی که ادعای گرمایش زمین به دلیل فعالیت‌های انسانی را دارند چه اندازه از متخصصان استفاده می‌کنند و چه اندازه سیاسی عمل می‌کنند؟

گرمایش زمین نه یک پدیده نوظهور و نه جدید است. نگاهی به گذشته تاریخی اقلیم سیاره زمین بر پایه مطالعات پالئوکلیمایی (دیرینه اقلیم‌شناسی) متوجه می‌شویم که تاکنون سیاره زمین چند دوره گرم و سرد را سپری کرده است. در ادوار گذشته که خبری از این‌همه جمعیت، صنایع متعدد، سوخت‌های فسیلی و غیره نبوده گرمایش جهانی چگونه اتفاق افتاده است. در دوره‌هایی در همین کشور ایران دماهای بالاتر از این ثبت‌شده است.

اکنون نیز کدام تحقیق علمی بی‌طرف ثابت کرده است که گرمایش فعلی فقط ناشی از افزایش دی‌اکسید کربن است یا حداقل چه میزان از این گرمایش فعلی ناشی از دی‌اکسید کربن است. باید توجه داشته باشیم گازهای گلخانه‌ای دیگر بخصوص بخار آب باند جذبی بسیار گسترده‌تری از دی‌اکسید کربن دارد. آیا تاکنون تحقیق علمی دقیق در مورد سیکل‌های خورشیدی و تفسیر مقادیر انرژی خورشیدی انجام‌شده است؟ و یا نتایج واقعی آن ارائه‌شده است؟

مؤسسات تحقیقاتی جهان که هدفمند این نتایج را منتشر و جامعه جهانی را با غول‌های رسانه‌ها فریب می‌دهند وابسته به چه نهادهای سیاسی هستند؟ چرا زمانی که همه کشورهای صنعتی فعلی روند رشد صنعتی خود را به‌صورت افسارگسیخته طی می‌کردند مسئله گرمایش و تولید گاز دی‌اکسید کربن را این‌همه در بوق و کرنا نکردند، حال که کشورهای کمتر توسعه‌یافته مانند ایران که قدم در توسعه صنعتی گذاشته‌اند مسئله گرمایش جهانی و تولید گاز دی‌اکسید کربن مطرح می‌شود و نگران سلامت انسان‌ها و تخریب محیط‌زیست می‌شوند. این در حالی است که یکی از بزرگ‌ترین کشورهای تولیدکننده دی‌اکسید کربن جهان که ایالات‌متحده آمریکاست از عضویت کنوانسیون تغییر اقلیم خارج می‌شود. درصورتی‌که کشور ایران در موافقت‌نامه پاریس تعهد کاهش ۴ درصدی دی اکسیدکرین را می‌پذیرد. کاهش ۴ درصدی دی اکسید کربن چقدر به رشد اقتصادی، اقتصاد نحیف ایران لطمه و هزینه وارد می‌کند؟

محیط زیست و بحران‌های ناشی از آن در کشور که زندگی مردم را تحت تاثیر قرار داده به یکی از دغدغه‌های اصلی ایرانیان بدل شده است. بخش بزرگی از پیگیری مسائل مربوط به توافق پاریس در افکار عمومی به بحران‌هایی همچون ریزگردها، خشک شدن تالاب‌ها و ورشکستگی آبی بر می‌گردد. آیا ریز گردها و خشک شدن دریاچه‌ها به دلیل تغییر اقلیم است یا مدیریت در سال‌های اخیر؟

پدیده ریز گردها و خشک شدن دریاچه‌ها هیچ ارتباطی با تغییر اقلیم ندارد. همه این‌ها به دلیل سوء مدیریت‌هایی است که در مدیریت منابع آب‌وخاک کشور اتفاق افتاده است.

جابجایی آب در حوضه‌های آبریز بدون مطالعه دقیق، احداث سدهای متعدد بدون توجه به حساسیت های زیست محیطی حوزه آبریز، نداشتن برنامه آمایشی مناسب برای کشاورزی، استفاده از کشت‌های نامناسب در اقلیم‌های خشک که آب بری بالایی داشته‌اند، آبیاری سنتی مزارع، احداث صنایع بزرگ بدون توجه به پتانسیل های آبی منطقه، فقدان یک فرهنگ صحیح درمدیریت و مصرف آب وعدم بازبینی و بازنگری در قوانین مالکیت آب و ده ها دلیل دیگرباعث بروز مشکلات زیست محیطی شده است.

آیا خشک شدن زمین‌های جلگه حاصلخیز خوزستان و تبدیل‌شدن آن به چشمه ریز گرد زاده تغییر اقلیم است یا سوء مدیریت؟ آیا خشک شدن دریاچه ارومیه نتیجه خشکسالی است یا سوء مدیریت در استفاده نامطلوب و بی‌رویه از منابع آب در سرچشمه های قبل از ورودی به دریاچه؟ چشمه‌های ریز گرد داخل عراق نتیجه تغییر اقلیم است یا خشک شدن هورهای متعدد داخل عراق؟ گردوغبار خفقان‌آور دشت سیستان که زندگی را برای ساکنان آن به جهنمی تبدیل کرده است نتیجه تغییر اقلیم است یا خشک شدن هامون‌ها؟ آیا این بادها در سنوات قبل نمی‌وزیدند؟ مطالعات نشان می‌دهد که الگوهای جوی تغییر چندانی نداشته اند و شدت بادها نیز تغییری نکرده است.

منبع: مهر

اخبار مرتبط

نظرات

ســــــر مقـــــالـــــــــه

لطفا دوباره روی دیوار دموکرات‌ها یادگاری ننویسیم!

حزب دموکرات آمريکا خود را براي رقابت با دونالد ترامپ در انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۲۰ آمريکا آماده مي‌کند. اکثر نامزدهاي حزب دموکرات مدعي شده‌اند که اگر در انتخابات پيروز شوند و به کاخ سفيد راه پيدا کنند، بار ديگر به توافق هسته‌اي با ايران باز مي گردند. واقعيت امر اين است که دولت بعدي آمريکا، حتي اگر دولتي دموکرات باشد، قصد احياي توافق هسته‌اي را نخواهد داشت و در عمل نيز به برجام باز نخواهد گشت! نبايد فراموش کرد که نخستين کارشکني‌هاي علني آمريکا در مغايرت با برجام، در دوران رياست جمهوري اوباما و حضور دموکرات‌ها در کاخ سفيد صورت گرفت. همگان به ياد دارند که وزارت خزانه داري آمريکا در دوران اوباما و پس از انعقاد توافق هسته‌اي، مانع عادي سازي روابط بانکي و اعتباري با ايران و لغو تحريم‌ها شد. پس از آن نيز ترامپ با استفاده از ظرفيت‌هايي که دموکرات‌ها در برجام و خارج آن تعريف کرده بودند (خصوصا مکانيسم ماشه و لزوم تاييد تعليق تحريم‌هاي ايران در بازه زماني ۱۲۰ روزه از سوي رئيس جمهور آمريکا) از اين توافق خارج شد. سران حزب دموکرات معتقدند که اگر آنها بخواهند به برجام بازگردند، بايد از جمهوري اسلامي ايران امتيازات جديد و بيشتري بگيرند! منظور دموکرات‌ها از امتيازات جديد، دائمي کردن محدوديت‌هاي مشخص شده زماني در برجام و متعاقبا، خلع سلاح موشکي ايران است. چندي پيش "فارين پاليسي" در گزارشي به قلم «ايلان گلدنبرگ»، مشاور سابق «جان کري»، وزير خارجه اسبق آمريکا و «اريک بروئر»، کارشناس انديشکده «مرکز امنيت جديد آمريکا» پيشنهاد کرده رئيس‌جمهور بعدي آمريکا پس از اخذ امتياز از ايران به برجام برگردد. گلدنبرگ و بروئر در اين خصوص مي نويسند: رئيس‌جمهور بعدي بايستي از اهرم فشاري که پس از خروج ترامپ از برجام ايجاد شده براي رسيدن به تفاهم اوليه بر سر بسياري از مسائل محل اختلاف با ايران و آينده برنامه هسته‌اي اين کشور استفاده کنند. پيامي که بايد به ايران و دنيا بدهيم اين است: ما انتظار داريم که بار ديگر به توافق برگرديم، اما قبل از آن لازم است صحبت کنيم! ما بايد براي بازگشت به برجام امتيازات بيشتري از ايران بگيريم. اين مواضع به خوبي  نشان مي‌دهد که دموکرات‌ها بازي پيچيده‌اي را در خصوص بازگشت به برجام (در صورت پيروزي در انتخابات رياست جمهوري سال ۲۰۲۰) طراحي کرده‌اند. مغر متفکر دموکرات‌ها در طراحي اين بازي چندلايه، کسي جز جان کري و مشاورانش نيستند. گلدنبرگ معتقد است توجه به اينکه ايران تصميم گرفته که پايبند به توافق هسته‌اي باشد، علي‌رغم خروج آمريکا از آن در راستاي منافعش است، بازگشت آمريکا و رفع متعاقب تحريم‌ها، در حکم واگذاري يکجانبه امتياز به ايران خواهد بود. واشنگتن مي‌تواند در ازاي اين بازگشت، چيزي از ايران مطالبه کند! نکته مهم تر اينکه دموکرات‌ها پاي تروئيکاي اروپايي را نيز به اين معادله پيچيده باز خواهند کرد. سه کشور آلمان، انگليس و فرانسه در سال ۲۰۱۷ ميلادي مذاکرات مستمري را با دولت ترامپ بر سر تغيير برجام آغاز کردند. کليت حضور اروپائيان در اين مذاکرات نشان مي‌دهد که اتحاديه اروپا حتي حداقلي‌ترين ...

جدیدترین خبرها