رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 12 خبر


  • شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷
  • السبت ۱۰ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 16 February
تهران Partly Cloudy / Windy
١٠(°C)
وزش باد ٢٣(mph)
فشار ٢۵.٨٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 2-Low
رطوبت ٢۵.٨٧(in)
  • چهارشنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۷ - ۱۹:۰۶
  • کد خبر : 60421
  • مشاهده : 16 بازدید
  • سرمقاله
  • چاپ خبر : واقعیت فساد و قاعده حمله به ظریف
مسعود پزشکیان /ایران؛

واقعیت فساد و قاعده حمله به ظریف

وزیر امور خارجه کشورمان در حالی مجدداً هدف حملاتی جدید قرار گرفته که کمتر کسی در گزاره مطرح شده توسط او که مبنای این حملات است، می‌تواند شک کند؛ اینکه در کشور ما فسادهای اقتصادی، ضعف‌ها و خلأهای ساختاری و قانونی و به تبع آن پدیده پولشویی گسترده وجود دارد. جالب اینکه مخالفان آقای ظریف […]

وزیر امور خارجه کشورمان در حالی مجدداً هدف حملاتی جدید قرار گرفته که کمتر کسی در گزاره مطرح شده توسط او که مبنای این حملات است، می‌تواند شک کند؛ اینکه در کشور ما فسادهای اقتصادی، ضعف‌ها و خلأهای ساختاری و قانونی و به تبع آن پدیده پولشویی گسترده وجود دارد. جالب اینکه مخالفان آقای ظریف که او را اکنون به باد انتقاد گرفته‌اند هم سال‌هاست بر همین گزاره یعنی وجود فسادهایی که منجر به پولشویی گسترده در کشور شده‌اند از قاچاق گرفته تا فرار مالیاتی تأکید دارند.
با این توصیف مشخص است که حمله‌های جدید به آقای ظریف از همان درد قدیمی و مزمن در سیاست‌ورزی ایران رنج می‌برند که چیزی جز فدا کردن واقعیت و منافع ملی به پای سودهای جناحی و آن هم با توسل به رویکردهای پوپولیستی نیست. این عارضه مهم باعث ایجاد وضعیتی در کشور شده که سبب می‌شود ساختار اجرایی، تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی با تأخیر جدی به واقعیت‌های موجود اشراف پیدا کند. به عبارت بهتر در این وضعیت آگاهی ما از واقعیت موجود و اعتراف به آن و به تبع اینها انجام واکنش متناسب همیشه «دیرهنگام» و حتی در مقاطعی بلااثر بوده است.
به طور مثال زمانی که در کشور ما زمینه‌های بروز فساد رخ می‌نمایاند، اصل این موضوع تکذیب می‌شد. وقتی ما به مرحله نهادینه شدن فساد رسیدیم، تازه سیستم داشت درباره نشانه‌های بروز فساد حرف می‌زد. در مرحله بعدی وقتی فساد در ساختار اجرایی و اداری ما  رخنه کرده بود، سیستم تازه به وجود فساد در کشور معترف بود اما نفوذ آن در این ساختار را قبول نداشت و الی آخر. به واقع در اثر همین دست درگیری‌ها و دیدن موضوع فساد از عینک مناسبات جناح‌های سیاسی، این پدیده همیشه یک قدم از مرز تشخیص و اقدام مسئولان ما جلوتر بوده و توانسته رشد کند.
چرا که از نظر نیروهای حاضر در قدرت در کشور ما که مجموعه‌ای از سیاسیون از جناح‌های مختلف هستند این فساد بهترین اهرم برای رقابت سیاسی بوده. در چنین نوع مناسباتی است که خطر این پدیده برای کل سیستم نادیده گرفته شده است و علی رغم همه توصیه‌ها و شعارها روزبه‌روز شاهد بسط آن در شئون مختلف هستیم.
حملات اخیر به آقای ظریف هم از همین قاعده پیروی می‌کنند و خارج از همین چارچوب استفاده‌های جناحی از مباحث ناظر به فساد نیستند. شاید منطقی‌ترین صحبتی که بتوان با افرادی که هم اکنون درصدد ضربه زدن به وزارت خارجه در این برهه و با بهانه‌های اخیر هستند مطرح کرد، این است که فرض می‌گیریم مخالفان محترم موفق شدند در روند اخیر حتی وزیر خارجه را برکنار هم کنند، آن وقت آیا با این کار آمار ۱۴ و نیم هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی از بین می‌رود؟ آیا این روند می‌تواند واقعیت قاچاق چندین میلیارد دلاری کشور را تغییر دهد؟
حتی فرض کنیم که این دست رفتارها و واکنش‌ها باعث شود که آمارهای واقعی فساد و پولشویی در کشور هم بایکوت شوند و از اعلام عمومی آنها ممانعت به عمل بیاید. آیا این باعث خواهد شد که تأثیر عینی و عملی فرآیندهای پولشویی بر اقتصاد کشور نمایان نشوند؟ در بهترین حالت، حملات اخیر به آقای ظریف یک ساده‌انگاری و کج فهمی بسیار روشن از واقعیت فساد و پولشویی در کشور است. آن هم اگر این موضوع را  از گزاره‌های خود کنار بگذاریم که پولشویان به هر حال راه‌هایی را برای تأثیر بر مناسبات سیاسی دست بالای کشور پیدا می‌کنند تا نقابی موجه را بر چهره بزنند.
این موضوع که سخنان ظریف پاس گل به دشمنان خارجی ایران هم هست، بیشتر یک بهانه سطحی و طنزآمیز به نظر می‌رسد. آیا نهادهای بین‌المللی و دولت‌های متخاصم برای پی بردن به واقعیت فساد و پولشویی در حال وقوع در کشور منتظر بیرون آمدن همین چند جمله از دهان وزیر خارجه بودند؟ در واقع آیا آن همه دستگاه عریض و طویل و تخصصی تاکنون هیچ آنالیز و تفسیری از آمارهای مختلف رسمی وقوع جرایمی چون قاچاق، فرار مالیاتی، کلاهبرداری مؤسسات مالی غیرمجاز، تجارت مواد مخدر و … نداشته‌اند که حالا سخنان ظریف دستاویز آنها باشد؟
مضافاً اینکه باید پرسید آیا از نظر این عزیزان موضعگیری دشمنان علیه ما اینقدر ترسناک‌تر از تبعات وقوع پولشویی گسترده در کشور است که برای گریز از اولی، گزینه دوم را به این راحتی قبول می‌کنند؟ حمله به ظریف یا هر کس دیگری که از وضعیت فساد در کشور سخن می‌گوید، هیچ تغییری در واقعیت نخواهد داشت. مسأله کشور ما اکنون این نیست که کدام جناح از فساد حرف می‌زند یا آن حرف‌ها مورد سوء استفاده چه کسانی قرار می‌گیرند. چرا که اصل وقوع این فسادها برای کشور آنقدر تبعات منفی در حوزه‌های مختلف داشته و دارد که خود اولین و بزرگ‌ترین تهدیدی است که باید برای مبارزه با آن هر فرع دیگری را کنار گذاشت.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمد کاظم انبارلویی؛

چرا آمریکا رو به افول است؟

پاسخ به این پرسش برای ما حیاتی است که چرا آمریکا رو به افول است؟ فهم چیستی ماهیت قدرت در آمریکا به چرایی این پرسش، هر فردی را که جویای حقیقت باشد، رهنمون می‌سازد. قدرت آمریکایی‌ها روی چهار ستون استوار بود که عبارتند از: 1- رکن اخلاقی و ایدئولوژیک 2- توانایی در حل معضلات خود و همپیمانان 3- توانایی ائتلاف ‌سازی و استفاده از قدرت‌های دیگر برای مقابله با رقیب 4- قدرت مهار رقیب رکن اول: آمریکا به ویژه در نیم قرن اخیر، خود را پرچمدار «دموکراسی» و «آزادی» در جهان می‌دانست. آمریکایی‌ها با این دو پرچم، داعیه‌ دار حقوق بشر در سرزمین خود و در کل جهان بودند. روسای جمهور آمریکا یک دکور اخلاقی داشتند و خود را در کادر این دکور تعریف می‌کردند. امروز از این بساط و دکور چیزی باقی‌ نمانده است. آنها به کسی رای دادند تا به کاخ سفید راه یابد که تیر خلاص به اخلاق، مذهب، انسانیت، آزادی و پایبندی به تعهدات بزند. فیلسوفان سیاسی غرب و آمریکا از تئوری‌پردازی در حوزه‌های اخلاق، سیاست، حقوق اساسی، حقوق بین‌الملل و ... عقیم هستند. آنان که می‌گفتند لیبرالیسم پایان تاریخ است و پس از آن هیچ کس قادر نیست اندیشه‌ای ناب در خصوص فلاح و رستگاری بشر بیاورد، امروز سوگمندانه به پایان کار خود و ایده‌های پوسیده خود نشسته ‌اند و حرفی برای بشر ندارند. آنها با بازخیزش جوامع اسلامی به سوی تمدن اسلامی و ظهور انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و استمرار انقلاب پس از امام (ره) توسط مقام معظم رهبری، به پرسش‌های کلیدی عصر ما دیگر نمی‌توانند پاسخ دهند. موتور ایدئولوژی آنها فاقد یک سوخت معنوی و ساخت اخلاقی است. قدرت در آمریکا فعلاً در چاه ویل حاکمیت دوگانه است، بعید است از این مخمصه رهایی یابد. آمریکائی ها در عصری زندگی می‌کنند که زیر آواری از پرسش‌های بی‌پایان به ویژه در حوزه آزادی دفن شده‌اند. آنها از رویارویی نبرد نرم با ایران کم آورده‌اند، آستانه تحمل خود را از دست داده‌اند، بستن صدها صفحه شبکه‌های اجتماعی در فیسبوک، تونیتر و اینستاگرام که برخی از آنها تا 5/2 میلیون نفر مخاطب دارد و از سوی ایرانیان و طرفداران جمهوری اسلامی پیام‌رسانی می‌شود، نشان می‌دهد آزادی قلم و بیان و گردش آزاد اطلاعات، آمریکائی ها را به شدت رنج می ‌دهد. رکن دوم: آمریکایی‌ها امروز بدهکارترین دولت خود را تجربه می‌کنند، زیرساخت‌های حیاتی آمریکا در تمامی ابعاد نیاز به نوسازی دارد. اینکه ترامپ با راه‌اندازی جنگ تعرفه‌ها مشغول جیب‌ زنی رفقا و متحدان خود است، نشان می‌دهد برای نوسازی آمریکا سخت نیازمند بودجه است. با قرض و قوله نمی‌تواند آن نیازمندی‌ها را برطرف کند. باید هزینه‌ها به ‌ویژه هزینه‌های سرسام‌ آور لشکرکشی به اقصی نقاط جهان را کم کند و به فکر درآمدزایی باشد. آمریکا‌یی‌ها امروز برای حکمرانی خوب در برابر کوهی از پرسش‌های بی‌پاسخ قرار دارند. برای پاسخ به آنها، زدن زیر هر پیمان و عهدی را اولین راه‌ حل می‌ دانند. سازمان آمار آمریکا می‌گوید: «48 درصد مردم آمریکا گرسنه ‌اند و در مرز خط فقر زندگی ...

تازه ترین اخبار