رفتن به بالا

سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی

تعداد اخبار امروز : 20 خبر


  • شنبه ۲۷ بهمن ۱۳۹۷
  • السبت ۱۰ جماد ثاني ۱۴۴۰
  • 2019 Saturday 16 February
تهران تا قسمتی ابری
١١(°C)
وزش باد ١۶(mph)
فشار ٢۵.٨٧(in)
محدوده دید ۶.٠(mi)
اشعه فرابنفش 2-Low
رطوبت ٢۵.٨٧(in)
حسین شریعتمداری؛

دور از انصاف بود

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا: «بعد از خروج ما از برجام، مشکلات در ایران بالا گرفته است، مردم نمی‌توانند نان بخرند، آنها مجبورند با ما مذاکره کنند»! جان بولتون مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور آمریکا: «تهران زیر فشار سنگینی قرار دارد. ما آنقدر فشار بر ایران را ادامه می‌دهیم تا صدای خرد شدن استخوان‌هایشان شنیده شود»! جان […]

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا: «بعد از خروج ما از برجام، مشکلات در ایران بالا گرفته است، مردم نمی‌توانند نان بخرند، آنها مجبورند با ما مذاکره کنند»!

جان بولتون مشاور امنیت ملی رئیس‌جمهور آمریکا: «تهران زیر فشار سنگینی قرار دارد. ما آنقدر فشار بر ایران را ادامه می‌دهیم تا صدای خرد شدن استخوان‌هایشان شنیده شود»!

جان بولتون (در اظهاراتی دیگر): «مردم ایران باید رنج و سختی تحریم‌ها را احساس کنند و ما به‌زودی شاهد آن خواهیم بود»!

مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا: «اگر ایران می‌خواهد مردمش غذا بخورند باید به حرف آمریکا گوش کند. اکنون ایران باید تصمیم بگیرد که آیا می‌خواهد مردمش غذا بخورند، یا نه»!

و… ده‌ها نمونه دیگر از این دست که همه روزه از سوی مقامات رسمی آمریکا علیه مردم کشورمان مطرح می‌شود.

حالا به اظهارات آقای دکتر صالحی رئیس‌ سازمان انرژی اتمی کشورمان که روز گذشته با شبکه «یورونیوز» انجام شده است توجه کنید؛ ایشان در این مصاحبه می‌گوید:

«فشارهای اقتصادی غوغا می‌کند. مثلا حقوق من تا یکسال پیش به عنوان یک استاد دانشگاه، حدود ۳۰۰۰ دلار در ماه بود، الان به ۷۰۰ دلار رسیده است. این واقعا فشار اقتصادی است. ببینید اقشار دیگر چقدر تحت فشار هستند»!

حالا – با عرض پوزش- خودتان را جای مقامات آمریکایی بگذارید! و سپس درباره اظهارات آقای صالحی به عنوان یک مسئول بلندپایه ایرانی به قضاوت بنشینید! آمریکا از اظهارات ایشان چه پیامی دریافت می‌کند؟!

آیا غیر از این است که نتیجه می‌گیرد، تحریم‌ها توانسته است ایران اسلامی و مردم آن را از پای درآورد! و آیا اظهارات جناب صالحی برای آمریکایی‌ها این پیام مشخص را ندارد که برای به تسلیم کشاندن کامل ایران بایستی بر شدت تحریم‌ها بیفزایند؟!

ممکن است گفته شود که مگر تحریم‌ها در سختی معیشت مردم موثر نبوده است؟ که باید گفت؛

اولا؛ در حالی که دشمن تمامی توان خود را روی فشار اقتصادی بر مردم متمرکز کرده است و با صراحت اعلام می‌کند که هدف نهایی از اعمال تحریم‌ها به زانو درآوردن ملت است، اظهارات آقای صالحی بی‌آنکه بخواهند و یا احتمالا متوجه باشند! آب ریختن به آسیاب دشمن و تشویق حریف به افزایش فشارهاست! و این گناهی نابخشودنی است که ان‌شاءالله ناشی از غفلت باشد!

ثانیا؛ فقط با یک نگاه گذرا به روند امور در کشور، به وضوح می‌توان دید که مشکلات معیشتی برخاسته و ناشی از بی‌تدبیری «دولت تدبیر»! است! چرا راه دور برویم! نیم‌نگاهی به آنچه که طی همین چند ماه اخیر شاهد بوده‌ایم بیندازید! چه کسانی قیمت دلار را از ۳ هزارو چند صد تومان به ۱۸ هزار تومان رساندند؟! چه کسانی برای واردات کالای مورد نیاز مردم، دلار ۴۲۰۰ تومانی گرفتند و به جای کالای ضروری، موز و چای‌ساز و… وارد کردند؟! چه کسانی در اوج نیاز کشور به ارز، ۱۸ میلیارد دلار از ذخیره ارزی کشور را به باد فنا دادند؟!

چه کسانی ۲۴ میلیون یورو از بیت‌المال را به نام دو نفر ثبت و پرداخت کردند که حالا معلوم شده این دو نفر اساسا وجود خارجی ندارند؟! چه کسانی با تاسیس شرکت‌های صوری در برخی از کشورهای همسایه، خود را طرف معامله خودشان جا زدند؟!

چه کسانی دلارهای ۴۲۰۰ تومانی را گرفتند و هیچ کالایی وارد نکردند؟! جناب صالحی عزیز، ۹ ماه است که ماده ۲۹ قانون برنامه ششم – ایجاد سامانه برای اعلام حقوق و مزایای مدیران- خاک می‌خورد و ابلاغ نمی‌شود! دولت محترم می‌گوید هرگز حاضر نیستیم به حساب خصوصی افراد سرک بکشیم! ولی در همان حال با تصویب FATF اصرار دارد که نه فقط حساب خصوصی افراد بلکه تمامی تراکنش‌های مالی کشور را در اختیار بیگانگان قرار بدهد! فلان کارمند و کارگر و بقال و نجار که از سرک کشیدن دولت به حساب شخصی خود باک و واهمه‌ای ندارد، مشکل کسانی هستند که صدها و هزاران میلیارد که معلوم نیست از کجا آورده‌اند را در حساب‌های شخصی خود دارند! و… این قصه سر دراز دارد!

جناب آقای دکتر صالحی! کدامیک از موارد یاد شده ناشی از تحریم‌ها بوده است؟! حقوق ماهیانه ۳ هزار دلاری جنابعالی را دولت محترم با بی‌تدبیری و رها کردن عرصه اقتصادی کشور به ۷۰۰ دلار تبدیل کرده است نه تحریم‌ها؟!

و همین بلا را به گونه‌ای دیگر و البته به مراتب شدیدتر به مردم مظلوم این دیار تحمیل کرده است! آیا در این معادله! که بهتر است آن را «نامعادله» بنامیم، هیچ مجهولی می‌بینید؟! انصاف نیست که دشمن از اظهارات نسنجیده شما گرای افزایش فشار و تحریم‌ها را دریافت کند! مخصوصا آن‌که جنابعالی به نکاتی هم درباره اقتدار نظام و تسلیم‌ناپذیری ملت ایران اشاره کرده‌اید که کاش سخن یاد شده در اظهاراتتان نبود.

اخبار مرتبط

نظرات

سرمقاله

محمد کاظم انبارلویی؛

چرا آمریکا رو به افول است؟

پاسخ به این پرسش برای ما حیاتی است که چرا آمریکا رو به افول است؟ فهم چیستی ماهیت قدرت در آمریکا به چرایی این پرسش، هر فردی را که جویای حقیقت باشد، رهنمون می‌سازد. قدرت آمریکایی‌ها روی چهار ستون استوار بود که عبارتند از: 1- رکن اخلاقی و ایدئولوژیک 2- توانایی در حل معضلات خود و همپیمانان 3- توانایی ائتلاف ‌سازی و استفاده از قدرت‌های دیگر برای مقابله با رقیب 4- قدرت مهار رقیب رکن اول: آمریکا به ویژه در نیم قرن اخیر، خود را پرچمدار «دموکراسی» و «آزادی» در جهان می‌دانست. آمریکایی‌ها با این دو پرچم، داعیه‌ دار حقوق بشر در سرزمین خود و در کل جهان بودند. روسای جمهور آمریکا یک دکور اخلاقی داشتند و خود را در کادر این دکور تعریف می‌کردند. امروز از این بساط و دکور چیزی باقی‌ نمانده است. آنها به کسی رای دادند تا به کاخ سفید راه یابد که تیر خلاص به اخلاق، مذهب، انسانیت، آزادی و پایبندی به تعهدات بزند. فیلسوفان سیاسی غرب و آمریکا از تئوری‌پردازی در حوزه‌های اخلاق، سیاست، حقوق اساسی، حقوق بین‌الملل و ... عقیم هستند. آنان که می‌گفتند لیبرالیسم پایان تاریخ است و پس از آن هیچ کس قادر نیست اندیشه‌ای ناب در خصوص فلاح و رستگاری بشر بیاورد، امروز سوگمندانه به پایان کار خود و ایده‌های پوسیده خود نشسته ‌اند و حرفی برای بشر ندارند. آنها با بازخیزش جوامع اسلامی به سوی تمدن اسلامی و ظهور انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) و استمرار انقلاب پس از امام (ره) توسط مقام معظم رهبری، به پرسش‌های کلیدی عصر ما دیگر نمی‌توانند پاسخ دهند. موتور ایدئولوژی آنها فاقد یک سوخت معنوی و ساخت اخلاقی است. قدرت در آمریکا فعلاً در چاه ویل حاکمیت دوگانه است، بعید است از این مخمصه رهایی یابد. آمریکائی ها در عصری زندگی می‌کنند که زیر آواری از پرسش‌های بی‌پایان به ویژه در حوزه آزادی دفن شده‌اند. آنها از رویارویی نبرد نرم با ایران کم آورده‌اند، آستانه تحمل خود را از دست داده‌اند، بستن صدها صفحه شبکه‌های اجتماعی در فیسبوک، تونیتر و اینستاگرام که برخی از آنها تا 5/2 میلیون نفر مخاطب دارد و از سوی ایرانیان و طرفداران جمهوری اسلامی پیام‌رسانی می‌شود، نشان می‌دهد آزادی قلم و بیان و گردش آزاد اطلاعات، آمریکائی ها را به شدت رنج می ‌دهد. رکن دوم: آمریکایی‌ها امروز بدهکارترین دولت خود را تجربه می‌کنند، زیرساخت‌های حیاتی آمریکا در تمامی ابعاد نیاز به نوسازی دارد. اینکه ترامپ با راه‌اندازی جنگ تعرفه‌ها مشغول جیب‌ زنی رفقا و متحدان خود است، نشان می‌دهد برای نوسازی آمریکا سخت نیازمند بودجه است. با قرض و قوله نمی‌تواند آن نیازمندی‌ها را برطرف کند. باید هزینه‌ها به ‌ویژه هزینه‌های سرسام‌ آور لشکرکشی به اقصی نقاط جهان را کم کند و به فکر درآمدزایی باشد. آمریکا‌یی‌ها امروز برای حکمرانی خوب در برابر کوهی از پرسش‌های بی‌پاسخ قرار دارند. برای پاسخ به آنها، زدن زیر هر پیمان و عهدی را اولین راه‌ حل می‌ دانند. سازمان آمار آمریکا می‌گوید: «48 درصد مردم آمریکا گرسنه ‌اند و در مرز خط فقر زندگی ...

تازه ترین اخبار